آیه 37 سوره ق

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ

مشاهده آیه در سوره


<<36 آیه 37 سوره ق 38>>
سوره : سوره ق (50)
جزء : 26
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

در این هلاک پیشینیان پند و تذکر است آن را که قلب هوشیاری داشته باشد یا گوش فرا دهد و توجه کامل کند و گواهی دهد.

بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقّل دارد، یا با تأمل و دقت [به سرگذشت ها] گوش فرا می دهد در حالی که حاضر به شنیدن و فراگیری شنیده های خود باشد.

قطعاً در اين [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد، عبرتى است.

در اين سخن براى صاحبدلان يا آنان كه با حضور گوش فرا مى‌دارند، اندرزى است.

در این تذکّری است برای آن کس که عقل دارد، یا گوش دل فرادهد در حالی که حاضر باشد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

There is indeed an admonition in that for one who has a heart, or gives ear, being attentive.

Most surely there is a reminder in this for him who has a heart or he gives ear and is a witness.

Lo! therein verily is a reminder for him who hath a heart, or giveth ear with full intelligence.

Verily in this is a Message for any that has a heart and understanding or who gives ear and earnestly witnesses (the truth).

معانی کلمات آیه

«ذِکْری»: پند و اندرز. به خود آمدن. بیداری . «شَهِیدٌ»: حاضر. در اینجا مراد کسی است که حضور قلب دارد، و به اصطلاح دلش در مجلس است، و با دقت به سخنان گوش می‌دهد و مطالب را پیگیری می‌کند.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ «36»

و پيش از اينان چه بسيار نسل‌هايى را كه نيرومندتر از ايشان بودند و (با قدرت و خود و كشورگشايى) به شهرها نفوذ كردند، هلاك كرديم. آيا (براى آنان) راه‌گريزى بود؟

إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‌ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ «37»

همانا در اين (تحوّلات تاريخى و هلاك سركشان) پندى هست براى كسى كه دلى (بيدار) دارد و يا با حضور قلب، (به سخنانِ حقّ) گوش فرا دهد؟

نکته ها

«قَرْنٍ» يعنى نزديك شدن دو چيز به يكديگر. به مردمى كه در يك زمان زندگى مى‌كنند، «قرن» گفته مى‌شود. سپس اين لفظ بر خود زمان، (صد يا سى سال) اطلاق شده است.

«بطش» به معناى گرفتن چيزى با قدرت و گاه به معناى جنگ و ستيز آمده است.

«فَنَقَّبُوا» از «نقب» به معناى ايجاد سوراخ يا شكاف و راه نفوذ در ديوار است و كلمه‌

«1». ق، 29.

جلد 9 - صفحه 229

«منقبت» از همين ريشه، به كمالاتى گويند كه در روح مردم نفوذ كند.

مراد آيه آن است كه برخى اقوام گذشته، با نفوذ در اقوام ديگر و شكافتن راه و پيشروى، دست به كشورگشايى مى‌زدند.

منظور از قلب، جسم صنوبرى شكل نيست، بلكه مراد مركز ادراك انسان است. امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد: منظور از قلب، عقل است. «1»

نظير اين آيه را در سوره ملك مى‌خوانيم: «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ» «2» اگر ما حق را مى‌شنيديم يا خود تعقّل مى‌كرديم امروز از دوزخيان نبوديم. در اين آيه تعقّل در كنار شنيدن و در آيه مورد بحث، قلب در كنار شنيدن مطرح شده است، پس مراد از قلب همان عقل است.

«القاى سمع» كنايه از گوش دادن و شنيدن به قصد فراگيرى است و به عبارت ديگر، مراد گوش جان است، نه گوش سر.

«شَهِيدٌ» به معناى شاهد و حاضر است. يعنى كسى‌كه در مجلس حاضر است و با دقّت به سخنان گوش مى‌دهد، نه آنكه به اصطلاح گوشش اينجاست و خودش جاى ديگر.

پیام ها

1- نابودى امّت‌ها و تمدّن‌هاى گذشته كه به خاطر كفر و شرك بوده، چراغ راه آيندگان است. «وَ كَمْ أَهْلَكْنا»

2- هلاك قدرتمندان متجاوز، مايه‌ى تسلّى و اميد اهل ايمان است. «وَ كَمْ أَهْلَكْنا»

3- نابودى قدرتمندان حقّ ستيز، سنّت الهى است. «وَ كَمْ أَهْلَكْنا»

4- علم تاريخ و باستان‌شناسى، بايد سبب شناخت سنّت‌هاى الهى در تاريخ و راهيابى به پيام‌هاى الهى گردد. «وَ كَمْ أَهْلَكْنا»

5- قدرت‌هاى مادّى، به هنگام قهر الهى بسيار ناچيزند. أَهْلَكْنا ... أَشَدُّ ... بَطْشاً

6- كفّار قريش خود را قدرتمند مى‌پنداشتند، لذا خداوند مى‌فرمايد: ما

«1». تفسير نورالثقلين؛ كافى، ج 1، ص 16.

«2». ملك، 10.

جلد 9 - صفحه 230

قدرتمندتر از آنان را نابود كرده‌ايم. «أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً»

7- قدرت منهاى ايمان، زمينه‌ساز طغيان و تعرّض به ديگران و كشورگشايى مى‌گردد. «أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ»

8- به هنگام قهر الهى، همه راه‌هاى نجات حتى براى قدرتمندترين افراد به بن‌بست مى‌رسد. «هَلْ مِنْ مَحِيصٍ»

9- كسانى از تاريخ پند مى‌گيرند كه يا از درون مستعد باشند، «لَذِكْرى‌ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ» يا از بيرون حق را بشنوند و بپذيرند. «أَلْقَى السَّمْعَ»

10- از حوادث تاريخى به سادگى نگذريم، آنها را تحليل كنيم و درس بگيريم.

كسانى كه از حوادث عبرت نمى‌گيرند، قلبشان مرده است. «لَذِكْرى‌ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ»

11- شنيدن و گوش‌دادنى اثر دارد كه با توجّه و حضور قلب باشد. «وَ هُوَ شَهِيدٌ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه