آیه 36 سوره حج

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ ۖ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ ۖ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ ۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<35 آیه 36 سوره حج 37>>
سوره : سوره حج (22)
جزء : 17
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و (نحر) شتران فربه را برای شما از شعائر خدا (و احکام حج) مقرر داشتیم که در آن قربانی شما را خیر و صلاح است، پس هنگام ذبح آنها تا برپا ایستاده‌اند نام خدا را یاد کنید و چون پهلوشان به زمین افتد (و نحر کامل شوند) از گوشت آنها تناول نموده و به فقیر وسائل هم اطعام کنید. ما این چنین این بهائم را مسخر و مطیع شما ساختیم تا شکر (نعمتهای ما را) به جای آرید.

شتران قربانی را برای شما از شعایر خدا قرار دادیم، برای شما در آنها سودی [مانند سواری گرفتن و تغذیه از شیر و گوشت آنها] ست؛ در حالی که به نظم در خط مستقیم ایستاده اند، نام خدا را [هنگام نحر کردنشان] بر آنها ذکر کنید، و زمانی که [بی جان] به پهلو در افتاده اند، از آنها بخورید و به تهیدستانی که اهل درخواست کردن نیستند و فقیرانی که اهل درخواست کردن هستند، بخورانید. این گونه آنها را برای شما رام و مسخّر کردیم تا سپاس گزاری کنید.

و شتران فربه را براى شما از [جمله‌] شعاير خدا قرار داديم: در آنها براى شما خير است. پس نام خدا را بر آنها -در حالى كه برپاى ايستاده‌اند- ببَريد و چون به پهلو درغلتيدند از آنها بخوريد و به تنگدست [سائل‌] و به بينوا[ى غير سائل ]بخورانيد. اين گونه آنها را براى شما رام كرديم، اميد كه شكرگزار باشيد.

شتران قربانى را براى شما از شعاير خدا قرار داديم. شما را در آن خيرى است. و همچنان كه بر پاى ايستاده‌اند نام خدا را بر آنها بخوانيد و چون پهلويشان بر زمين رسيد از آنها بخوريد و فقيران قانع و گدايان را اطعام كنيد. اينها را براى شما رام كرديم. باشد كه سپاسگزارى كنيد.

و شترهای چاق و فربه را (در مراسم حج) برای شما از شعائر الهی قرار دادیم؛ در آنها برای شما خیر و برکت است؛ نام خدا را (هنگام قربانی کردن) در حالی که به صف ایستاده‌اند بر آنها ببرید؛ و هنگامی که پهلوهایشان آرام گرفت (و جان دادند)، از گوشت آنها بخورید، و مستمندان قانع و فقیران را نیز از آن اطعام کنید! این گونه ما آنها را مسخّرتان ساختیم، تا شکر خدا را بجا آورید.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

We have appointed for you the [sacrificial] camels as part of Allah’s sacraments. There is good for you in them. So mention the Name of Allah over them as they stand. And when they have fallen on their flanks, eat from them, and feed the self-contained needy and the mendicant. Thus have We disposed them for your benefit so that you may give thanks.

And (as for) the camels, We have made them of the signs of the religion of Allah for you; for you therein is much good; therefore mention the name of Allah on them as they stand in a row, then when they fall down eat of them and feed the poor man who is contented and the beggar; thus have We made them subservient to you, that you may be grateful.

And the camels! We have appointed them among the ceremonies of Allah. Therein ye have much good. So mention the name of Allah over them when they are drawn up in lines. Then when their flanks fall (dead), eat thereof and feed the beggar and the suppliant. Thus have We made them subject unto you, that haply ye may give thanks.

The sacrificial camels we have made for you as among the symbols from Allah: in them is (much) good for you: then pronounce the name of Allah over them as they line up (for sacrifice): when they are down on their sides (after slaughter), eat ye thereof, and feed such as (beg not but) live in contentment, and such as beg with due humility: thus have We made animals subject to you, that ye may be grateful.

معانی کلمات آیه

  • بدن: (بر وزن قفل) جمع بدنه به معنى شتر قربانى است. راغب گويد: بدن در جايى گفته مى‏‌شود كه بزرگى جثّه مراد باشد و جسد در جايى كه رنگ مراد باشد.
  • صواف: صف كشنده‏‌ها. مفرد آن صافّه است، مراد شتران قربانى است در جوامع الجامع فرموده است: در حالى كه ايستاده و دستها و پاهايشان را صف كرده و دستهايشان تا زانو بسته شده است.
  • وجبت: وجوب در آيه به معنى سقوط است «وجب الحائط: سقط» وَجَبَتْ جُنُوبُها يعنى پهلوهاى آنها به زمين افتاد، ايضا كنايه از مرگ باشد «ضربه فوجب».
  • معتر: كسى كه سؤال مى‌‏كند. راغب گويد: «المعتر: هو المعترض للسؤال» الميزان فرموده: قانع آنست كه به آنچه داده‏اى قناعت كند، خواه سؤال كند يا نه. معترّ آنست كه پيش تو آمده و تو را قصد كرده است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «36»

و (قربانى كردن) شترهاى چاق را براى شما از شعائر الهى قرار داديم، در آنها براى شما خير است، پس (هنگام قربانى) نام خدا را بر شتران در حالى كه ايستاده‌اند ببريد، پس چون به پهلو افتادند (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخوريد و به فقير قانع و فقيرى كه روى سؤال ندارد اطعام كنيد، بدين گونه حيوانات قربانى را براى شما (رام و) مسخّر كرديم، تا شايد شكرگزارى كنيد.

نکته ها

«بدن» جمع «بدنة» است به معناى شتر سالم و فربه، و «صَوافَّ» حيوانى است كه زانوى خود را صاف نگاه داشته است.

جمله‌ى‌ «وَجَبَتْ جُنُوبُها» يعنى استقرار به پهلو و كنايه از جان دادن حيوان است. «قانع» فقيرى است كه قانع است و «مُعتَرّ» فقيرى را گويند كه نيازمند است امّا حرفى به زبان نمى‌آورد، ولى به قصد كمك گرفتن از كنار شما عبور مى‌كند. «1»

در اسلام، هر جا مسأله خوردن مطرح است، در كنارش وظيفه ديگرى نيز ذكر شده است:

كُلُوا ... وَ لا تُسْرِفُوا «2» بخوريد ولى اسراف نكنيد.

فَكُلُوا ... وَ أَطْعِمُوا «3» بخوريد و به ديگران بخورانيد.

«1». تفسير نورالثقلين؛ كافى، ج 3، ص 499.

«2». اعراف، 31.

«3». حج، 36.

جلد 6 - صفحه 45

كُلُوا ... وَ اعْمَلُوا «1» بخوريد و عمل صالح انجام دهيد.

كُلُوا ... وَ اشْكُرُوا «2» بخوريد و سپاس گزاريد.

پیام ها

1- در بزرگداشت شعائر الهى، سخاوتمندانه خرج كنيد. «وَ الْبُدْنَ» ( «بدن» به معناى شتر چاق است)

2- عرب جاهلى مى‌پنداشت كه از گوشت قربانى نبايد استفاده كند. «فَكُلُوا»

3- در تعظيم شعائر دينى، مهم توجّه وعنايت الهى است، خواه نسبت به جماد باشد، خواه نسبت به حيوان. «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ»، وَ الْبُدْنَ‌ ... مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ‌

4- احكام دينى بايد از طريق وحى معيّن شود. «جعلنا»

5- در شعائر الهى، منافع انسان‌ها نيز تأمين است. «لَكُمْ» (برخلاف قربانى در راه بت‌ها و يا ريخت وپاش‌هاى مسرفانه)

6- در مكتب تربيتى اسلام، در تغذيه نيز خدا مطرح است. «فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ»

7- بهترين روشِ قربانىِ شتر، نحر آن در حال ايستاده است. «صَوافَّ»

8- تا جان در بدن حيوان هست، مصرف گوشتش ممنوع است. «فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا»

9- گوشت قربانى بايد تقسيم شود. (بين خود و ديگران) «فَكُلُوا- أَطْعِمُوا»

10- به تمام گروه‌هاى بى‌بضاعت رسيدگى كنيد. «الْقانِعَ‌- الْمُعْتَرَّ»

11- قربانى در مكانى انجام گيرد كه محل عبور فقرا باشد. «الْمُعْتَرَّ»

12- رام بودن و مسخّر بودن حيوانات، خوردن گوشت قربانى واطعام به ديگران، ذِبح ونَحر حيوانات در مراسم حج واخلاص ورنگ الهى داشتن، نعمت‌هايى است كه بايد شكرگزارى شود. «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»

«1». مؤمنون، 51.

«2». سبأ، 15.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌6، ص: 46



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج‏7، ص38-39

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه