و ای آدم، تو با جفتت در بهشت منزل گزینید و از هر جا (و هر چه) بخواهید تناول کنید و لیکن نزدیک این درخت نروید (درخت گندم یا انگور یا سیب یا غیره) که از ستمکاران خواهید گشت.
و [گفتیم:] ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید، و از هر جا [و هر نوع میوه ای] که خواستید بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران [بر خود] خواهید شد.
«و اى آدم! تو با جفت خويش در آن باغ سكونت گير، و از هر جا كه خواهيد بخوريد، و[لى] به اين درخت نزديك مشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.»
اى آدم، تو و همسرت در بهشت مكان گيريد. از هر جا كه خواهيد بخوريد ولى به اين درخت نزديك مشويد كه در شمار بر خويش ستمكنندگان خواهيد شد.
و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!»
[Then He said to Adam,] ‘O Adam, dwell with your mate in paradise, and eat thereof whence you wish; but do not approach this tree, lest you should be among the wrongdoers.’
And (We said): O Adam! Dwell you and your wife in the garden; so eat from where you desire, but do not go near this tree, for then you will be of the unjust.
And (unto man): O Adam! Dwell thou and thy wife in the Garden and eat from whence ye will, but come not nigh this tree lest ye become wrong-doers.
"O Adam! dwell thou and thy wife in the Garden, and enjoy (its good things) as ye wish: but approach not this tree, or ye run into harm and transgression."
معانی کلمات آیه
اسكن: يعنى سكنى و مسكن اختيار كن. امر به سكنى است، نه سكون.
فكلا: تثنيه «كل» است. يعنى: بخوريد شما دو نفر.
شئتما: يعنى خواستيد شما دو نفر. مصدر آن شىء است. «شاءه، شيئا».
شجرة: شجر: درخت. واحد آن شجره است، مثل: ثمر، ثمرة.[۱]
و اى آدم! تو و همسرت در آن باغ (بهشت گونه) ساكن شو و از (هرگونه و هرچه و) هرجا خواستيد بخوريد، و (لى) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمكاران (بر خويش) خواهيد شد.
نکته ها
مشابه اين آيه، در سورهى بقره آيهى 35 نيز گذشت.
امام رضا عليه السلام در مورد اينكه درختى كه مورد نهى قرار گرفت آيا گندم است يا انگور و يا چيز ديگرى است، مىفرمايد: «چون درختان بهشتى ميوههاى متنوّعى مىدهد، تمام اقوال را شامل مىشود». «1»
خداوند اراده كرده بود كه انسان به عنوان خليفهى او در روى زمين زندگى كند، «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» «2» و براى نشان دادن اين شايستگى به ديگران، حقايقى را به انسان تعليم داد، آنگاه دستور سجده بر او را داد و در بهشت قرارش داد و سپس اوّلين تكليف را به او فرمان مىدهد و موضوع تعهّد و مسئوليّت و اختيار شروع مىشود و پس از آن مجازات تخلّف از تكليف و ورود به زمين و تلاش براى تكامل صورت مىگيرد و همهى اين مراحل بر پايهى علم الهى صورت گرفت، چنانكه حضرت على عليه السلام پس از بيان اين مراحل واستقرار انسان در روى زمين مىفرمايد: علم خداوند در مورد او به وقوع پيوست. «3»
در اين كه مراد از «جنّة» و بهشتى كه آدم در آن ساكن بود، چيست؟ اقوال مختلفى بيان شده است؛ بعضى آن را همان بهشت موعود مىدانند و خلود و جاودانگى در آن را از آنِ كسانى مىدانند كه به واسطهى عمل و جزا داخل آن شدهاند، و در مورد غير آن چنين نيست، چنانكه پيامبر صلى الله عليه و آله در شب معراج وارد آنجا شد و برگشت؛ امّا امام صادق عليه السلام فرمود:
«1». عيونالاخبار، ج 1، ص 306.
«2». بقره، 30.
«3». نهجالبلاغه، خطبه 91.
جلد 3 - صفحه 35
«بهشت آدم، يكى از باغهاى دنيا بوده است». «1» زيرا در بهشت موعود، امر و نهى و تكليف وجود ندارد.
پیام ها
1- ابتدا موارد مجاز و راههاى صحيح را باز كنيد، سپس موارد ممنوع را گوشزد كنيد. فَكُلا ... لا تَقْرَبا
2- نزديك شدن به حرام و مناطق ممنوعهى احكام الهى، آلودگى به گناه را به دنبال دارد. لا تَقْرَبا ... فَتَكُونا ...
3- با بودن راه مجاز «فَكُلا»، راه ممنوعه رفتن ظلم است. «فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ»
وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ: و گفتيم ما اى آدم مسكن نما تو و زوجهات حوا در بهشت. نزد بعضى خلد بوده، زيرا معرف به «الف» و «ل» عهد جز آن بهشت معهود نيست. و جمعى گفتهاند: بهشت خلد نبوده، چه مقتضاى آن دوام باشد. ديگران جواب داده كه از بهشت خلد آنكس بيرون نيايد كه بر سبيل ثواب و جزا داخل شود. اما آنكه بر سبيل مصلحت مدتى در آنجا و مكلف هم باشد، منافات ندارد خروجش. و نيز در ليلة الاسرى حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داخل و خارج، و جبرئيل نيز مكرر در آن داخل شده. علامه مجلسى رحمه اللّه فرمايد: بهشت دنيا بوده كه ارواح مؤمنين در عالم برزخ در آنجا متنعمند.
تبصره: محدث كلينى و ابن بابويه و على بن ابراهيم قمى رضوان اللّه عليهم از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه: بهشت آدم عليه السّلام از
جلد 4 صفحه 29
بوستانهاى دنيا بوده كه آفتاب و ماه در آن طلوع مىكند. و اگر بهشت خلد بود هر آينه خارج نمىشد از آن.
فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما: پس بخوريد اى آدم و حوا از هر چيز و هر جا و هر وقت به هر نحو كه خواهيد. اجازه و رخصت و اباحه عام است به شما در تصرف و انتفاع، چه اين مقام و همه اشياء آن از كل و جزء، خاصه و براى انتفاع شما آفريده شده و جميع اقسام نعم از مأكولات و مشروبات و ملبوسات آنچه مشتهيات نفسيه و تلذ ذات عينيه كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه خطور در قلب بشرى نموده، موجود است در آن. وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ: و نزديك مشويد اى آدم و حوا اين درخت را، وداعى و دامنگير تناول آن نگرديد.
اين نهى تنزيهى است نه تحريمى، چه در بهشت شيئى حرام و نجس نيست تا نهى تحريمى عرضى به آن تعلق يابد. و نهى تنزيهى آنست كه مرتكب آن ناقص از ثواب و نفع مىشود.
سيّد مرتضى علم الهدى رحمه اللّه فرمايد: شيوع استعمال نهى در تنزيه مانع است از حمل بر معنى حقيقى بدون قرينه. بنابراين مخالفت اين نهى ترك اولى باشد نه معصيت، زيرا مخالفت نهى تحريمى، منافى عصمت است.
فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ: پس اگر خورديد آن منهى را، از ستم كنندگان باشيد به نقصان ثواب؛ يعنى به خوردن آن، ثواب و عطائى كه به نخوردن مقرر است از شما نقص و كم گردد. و ظلم به نسبت به انبياء معصومين نقصان حصول ثواب كلى باشد. و در لغت و قرآن، ظلم به معنى نقصان آمده چنانچه آيه: وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً به لم تنقص شيئا تفسير شده.
تفسير برهان- از حضرت رضا عليه السّلام سؤال شد آن شجره چيست، مردم اختلاف كردهاند در گندم و انگور و غيره. حضرت فرمود: تمام حق است، زيرا درخت بهشت انواع ميوهها را دارا است. «1»
«1» تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 83، حديث 13.
جلد 4 صفحه 30
و امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود: اين شجره علم محمد و آل محمد عليهم السلام است. بدرستى كه منحصر ساخت ايشان را به آن علم از ساير مخلوقات، پس فرمود: نزديك مشويد اى آدم و حوا اين شجره علم را، بدرستى كه آن خاصه محمد و آل محمد عليهم السلام است و تناول نكند از آن شجره به امر خدا مگر ايشان. و از آن شجره بود آنچه تناول نمودند حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حضرت على و فاطمه و حسنين عليهم السلام بعد از اطعام ايشان مسكين و يتيم و اسير را تا آنكه بعد، احساس ننمودند گرسنگى، و نه تشنگى، و نه زحمت و مشقت را؛ و آن شجرى است كه مميز شده ما بين اشجار جنّت. «1»
و اى آدم ساكن شو تو و جفتت در بهشت پس بخوريد از هر جا كه خواسته باشيد و نزديك مشويد ايندرخت را پس بشويد از ستمكاران.
تفسير
پس از ختم مكالمه با شيطان خداوند حضرت آدم را مخاطب فرمود پس تقدير كلام و قلنا يا آدم است يعنى و گفتيم اى آدم و بيان مراد و تفسير اين آيه در سوره بقره مفصّلا گذشت.
(آیه 19)- وسوسههای شیطانی در لباسهای دلپذیر! از این به بعد فصل دیگری از سرگذشت آدم را بیان میکند، نخست خداوند به آدم و همسرش دستور میدهد که: «و ای آدم! تو و همسرت (حوّا) در بهشت سکونت اختیار کنید» (وَ یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ).
از این جمله چنین استفاده میشود که آدم و حوّا در بدو خلقت در بهشت نبودند سپس به سوی بهشت راهنمایی شدند.
در این هنگام، نخستین تکلیف و امر و نهی پروردگار به این صورت، صادر شد: «شما از هر نقطهای و از هر درختی از درختان بهشت که میخواهید تناول کنید، اما به این درخت معین نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید بود» (فَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ).
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید: