آیه 112 سوره هود
| <<111 | آیه 112 سوره هود | 113>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
پس تو چنان که مأموری استقامت و پایداری کن و کسی که با همراهی تو به خدا رجوع کند نیز پایدار باشد، و (هیچ از حدود الهی) تجاوز نکنید که خدا به هر چه شما میکنید بصیر و داناست.
پس همان گونه که فرمان یافته ای ایستادگی کن؛ و نیز آنان که همراهت به سوی خدا روی آورده اند [ایستادگی کنند] و سرکشی مکنید که او به آنچه انجام می دهید، بیناست.
پس، همان گونه كه دستور يافتهاى ايستادگى كن، و هر كه با تو توبه كرده [نيز چنين كند]، و طغيان مكنيد كه او به آنچه انجام مىدهيد بيناست.
همراه با آنان كه با تو رو به خدا كردهاند، همچنان كه مأمور شدهاى ثابتقدم باش. و طغيان مكنيد كه او به هر كارى كه مىكنيد بيناست.
پس همانگونه که فرمان یافتهای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمدهاند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام میدهید میبیند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
استقم: استقامت به معنى استوارى و پايدارى است . «فاستقم»: استوار و ثابت باش..[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ «112»
پس (اى پيامبر!) همان گونه كه مأمور شدهاى، استوار باش و (نيز) هر كس كه با تو، به سوى خدا آمده است، و سركشى نكنيد كه او به آنچه مىكنيد بيناست.
نکته ها
در روايات آمده است كه پيامبر فرمود: سورهى هود مرا پير كرد. و گفتهاند كه مراد حضرت اين آيه از سورهى هود بوده است. «1» اگر چه فراز نخست اين آيه «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ» در سورهى ديگرى «2» از قرآن مجيد نيز آمده، امّا آيهى فوق به چنين خصوصيّتى معروف شده است. شايد سنگينى اين آيه، وجود فرازهاى ديگرى از تاريخ است كه در آيه بيان نشده و آن، استقامت ياران پيامبر صلى الله عليه و آله است كه همهى آنها وفادار نبودند و پيامبر صلى الله عليه و آله از بىوفايى و ناپايدارى آنان در ناراحتى بود.
پیام ها
1- حال كه خداوند كيفر وپاداش همه را بدون كم و كاست مىدهد، پس استقامت كن. كُلًّا لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ ... فَاسْتَقِمْ
2- نتيجهى تاريخ انبيا، استقامت است. «فَاسْتَقِمْ»
3- در استقامت و پايدارى، رهبر بايد پيشگام همه باشد. «فَاسْتَقِمْ» (شرايط مكّه براى مسلمانان صدر اسلام، دشوار و نياز به استقامت بوده است)
4- پايدارى زمانى ارزش دارد كه در همهى امور باشد. در عبادت، در ارشاد، تحمل ناگوارىها و مانند آن. «فَاسْتَقِمْ»
5- عمل بايد بر طبق نص و فرمان الهى باشد، نه بر اساس قياس و استحسان و
«1». تفسير نمونه.
«2». شورى، 15
جلد 4 - صفحه 127
خيال و امثال آن. «كَما أُمِرْتَ»
6- پايدارى رهبر بدون همراهى و پايدارى امّت بىنتيجه است. «وَ مَنْ تابَ مَعَكَ»
7- رجوع و بازگشت به خدا، بهاى سنگينى را مىطلبد و آن، استقامت وپايدارى در راه مستقيم است. «وَ مَنْ تابَ مَعَكَ»
8- همه چيز بايد طبق فرمان باشد، نه زيادهروى وطغيان. كَما أُمِرْتَ ... وَ لا تَطْغَوْا
9- رهبر و امّت بايد در راه مستقيم حركت كنند و از افراط و تفريط بپرهيزند. «فَاسْتَقِمْ، وَ لا تَطْغَوْا»
10- استقامت در دين، پاداش الهى را در پى دارد. فَاسْتَقِمْ ... إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




