آیه 5 سوره حشر

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از آیه ۵ حشر)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<4 آیه 5 سوره حشر 6>>
سوره : سوره حشر (59)
جزء : 28
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

آنچه از درختان خرما را (که در دیار بنی نضیر) بریدید و آنچه را بر پا گذاشتید همه به امر خدا (و صلاح اسلام) و برای خواری و سرکوبی جهودان فاسق نابکار بود.

آنچه از درخت خرما [که در مالکیّت این دشمنان غدّار بود] بریدید یا آنها را بر ریشه ها و تنه هایش رها کردید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را زبون و رسوا کند.

آنچه درخت خرما بريديد يا آنها را [دست نخورده‌] بر ريشه‌هايشان بر جاى نهاديد، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را خوار گرداند.

هر درخت خرمايى را كه بريديد، يا آن را بر ريشه‌اش باقى گذارديد، به فرمان خدا بود تا نافرمانان خوار گردند.

هر درخت باارزش نخل را قطع کردید یا آن را به حال خود واگذاشتید، همه به فرمان خدا بود؛ و برای این بود که فاسقان را خوار و رسوا کند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Whatever palm trees you cut down or left standing on their roots, it was by Allah’s will and in order that He may disgrace the transgressors.

Whatever palm-tree you cut down or leave standing upon its roots, It is by Allah's command, and that He may abase the transgressors.

Whatsoever palm-trees ye cut down or left standing on their roots, it was by Allah's leave, in order that He might confound the evil-livers.

Whether ye cut down (O ye Muslim!) The tender palm-trees, or ye left them standing on their roots, it was by leave of Allah, and in order that He might cover with shame the rebellious transgresses.

معانی کلمات آیه

  • لينة: نخله، طبرسى فرموده: گويى نوعى از نخله است آن از ماده لون يا لين (نرمى) است به علّت نرمى ميوه‏اش.[۱]

نزول

سبب نزول آیه چنین بوده که وقتى پیامبر به زیر حصار و قلعه یهودیان بنى‌النضیر فرود آمد. دستور فرمود تا بعضى از درختان را که مال و ثروت آنان بود، بریدند. اینان جزع و زارى کردند و نمى توانستند بریده شدن درخت‌هاى خود را طاقت آورند. لذا از راه طعن و سرزنش گفتند: یا محمد تو که ادعاى پیامبرى می‌کنى و می‌گوئى به خاطر اجراى عدل فرستاده شده اى. بریدن درختان برخلاف عدل بوده و بلکه از جمله فساد و خرابکارى در زمین می‌باشد.

پیامبر از ابراز این سخنان دلتنگ شد و مسلمین ساده‌لوح نیز پیش خود فکر می‌کردند که شاید واقعا عمل پیامبر فسادکارى باشد. لذا اختلاف نظر از لحاظ فساد و عدم فساد این کار در بین آمد. بعضى مى گفتند: نبایستى این درختان را بریده باشند زیرا از جمله غنائم و اموال است و برخى دیگر مى گفتند: نبایستى این درختان را بریده باشند زیرا از جمله غنائم و اموال است و برخى دیگر مى گفتند چون یهودیان درخواست قطع نشدن آن را دارند بنابراین به خاطر ضدیت با خواسته هاى آنان باید درختان حتما بریده شود سپس این آیه نازل گردید.[۲] چنان که قتادة و یزید بن رومان نیز نقل نموده اند[۳] عبدالله بن عمر گوید: پیامبر دستور داد نخل‌هاى خرماى بنوالنضیر را طعمه حریق ساخته و آتش بزنند سپس این آیة نازل گردید.[۴]

جابر گوید: پیامبر دستور داد درخت‌هاى خرماى بنوالنضیر را قطع نمایند این کار بر مسلمین دشوار آمد و نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا رسول الله اگر این درختان را قطع کنیم. آیا گناهى براى ما محسوب نخواهد گردید؟ سپس این آیة نازل شد[۵] اگر چه سند این حدیث ضعیف به نظر مى آید.[۶]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى‌ أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ «5»

آنچه از درخت خرما قطع كرديد يا آن را ايستاده بر پاى خود واگذاشتيد، همه به خواست و فرمان خداوند بود و (خداوند مى‌خواست) فاسقان را خوار گرداند.

نکته ها

«لِينَةٍ» به معناى نرمى است و به درخت خرما نيز كه ميوه‌اى نرم دارد، گفته مى‌شود. «1»

اسلام، رزمندگان را از مسموم كردن آب و قطع درختان سرزمين دشمن منع مى‌كند؛ ولى گاهى به دليل مزاحمت درخت براى حركت رزمندگان و يا براى ضربه زدن به روحيه كافران پيمان شكن، فرمان قطع درخت صادر مى‌شود. شايد آيه پاسخى به ترديد مسلمانان در صحت عمل خويش يا اشكال يهود نسبت به قطع درختان باشد كه قرآن مى‌فرمايد: اين فرمان، از طرف خدا بود.

پیام ها

1- در جبهه جنگ، تمام حركات بايد زير نظر فرمانده باشد. ما قَطَعْتُمْ‌ ... فَبِإِذْنِ اللَّهِ‌

2- در شرايطى، تخريب منازل و قطع اشجار لازم است. يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ‌ ... قَطَعْتُمْ‌ ...

3- قطع كردن يا نكردن درختان، حدودى دارد كه بايد با جواز الهى انجام گيرد.

ما قَطَعْتُمْ‌ ... أو تركتم ... فَبِإِذْنِ اللَّهِ‌

4- فسق و اعتقادات فاسد انسان، در هدر رفتن اموال او اثر دارد. ما قَطَعْتُمْ‌ ...

الْفاسِقِينَ‌

5- كارهاى ايذايى در جبهه مانعى ندارد. «لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ»

«1». مفردات راغب.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 541

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى‌ أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ «5»

شأن نزول: مسلمانان در قضيه بنو نضير، درختان خرماى آنان را از بن‌

جلد 13 - صفحه 92

مى‌بريدند و خوبهاى آن را مى‌گذاشتند و مى‌گفتند: ما مى‌دانيم اينها به دست مسلمانان خواهد افتاد. يهودان در خشم شده، خطاب به حضرت نمودند كه: تو گوئى من به عدل مأمورم و از جاده عدل تجاوز نمى‌كنم، اين عدالت است كه درختان ما را مى‌برى و مى‌سوزانى؟ اين سخن بر حضرت شاق آمد و مسلمانان مستضعف در انديشه افتادند كه قطع درختان، تعدى و فساد باشد. اختلاف ما بين آنها شد، آيه نازل شد:

ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ: آنچه بريديد از خرماستان، أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى‌ أُصُولِها: يا واگذاشتيد ايستاده بر اصلهاى خود، فَبِإِذْنِ اللَّهِ‌: پس آن به امر خدا و به رضاى او بوده، وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ‌: و براى آنكه خوار و ذليل گرداند بيرون رفتگان از دائره ايمان را كه يهودان باشند.

تنبيه: آيه شريفه دليل است بر جواز خراب كردن شهر كفار و بريدن درختان آنان بعد از غلبه مسلمانان براى زياد شدن غيظ ايشان و زجر آنان.

(آيه 6)


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ «1» هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ «2» وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابُ النَّارِ «3» ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ «4»

ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى‌ أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ «5»

ترجمه‌

تنزيه نموده است مر خدا را آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و او است ارجمند درست كردار

او است آنكه بيرون كرد آنان را كه كافر شدند از اهل كتاب از منزلهاشان براى اولين بيرون كردن دسته جمعى گمان نداشتيد كه خارج شوند و گمان كردند آنها كه باز دارنده است آنان را حصارهاشان از حكم خدا پس آمد آنها را فرمان خدا از جائيكه گمان نميكردند و انداخت در دلهاشان هراس را كه خراب ميكردند خانه‌هاى خود را بدست خود و دست مؤمنان پس عبرت گيريد اى صاحبان ديده‌ها

و اگر نه آن بود كه مقدّر كرده بود خدا براى آنان بيرون شدن از خانمان را هر آينه عذاب كرده بودشان در دنيا و براى آنها در آخرت عذاب آتش است‌

اين بسبب آنست كه آنها مخالفت نمودند با خدا و پيغمبرش و هر كه مخالفت كند با خدا پس همانا خدا سخت عقوبت است‌

آنچه را بريديد از درخت خرماى خوب يا واگذاشتيد آنرا ايستاده بر ريشه‌هاى خود پس باذن خدا است و تا خوار كند متمرّدان را.

تفسير

تسبيح و تنزيه و تقديس تمام موجودات ارضيّه و سماويّه خالق و

جلد 5 صفحه 171

مربّى و نگهدار خودشان را بلسان حال و مقال مكرّر بيان شده و عزّت و قدرت و درست‌كارى و حكمت خدا محتاج به بيان نيست و مستفاد از نقل قمّى ره در شأن نزول آيات آتيه آنست كه در مدينه سه قبيله از يهود بودند بنى نضير و بنى قريظه و قنيقاع و ما بين آنها و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عهد مقرّرى بود پس نقض نمودند عهد خود را و سبب نقض عهد بنى نضير آن بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد نزد آنها تا قرض كند از آنان براى پرداخت خونبهاى دو نفر از معاهدين آنها كه يكنفر از اصحاب آن حضرت آن دو را ناگهانى كشته بود و چون وارد شد بر كعب بن اشرف كه رياست بر آنها داشت او قصد نمود قتل حضرت و همراهانش را و جبرئيل او را آگاه نمود و حضرت برخاست و مراجعت فرمود و بآنها خبر داد كه من از نيّت شما مطّلع شدم پس يا از مدينه بيرون رويد يا آماده جنگ باشيد و آنها حاضر شدند كه بيرون روند ولى عبد اللّه بن ابى منافق آنها را مغرور بكمك خود و يارانش كرد و گفت ما با شما جنگ ميكنيم و اگر مغلوب شديم با شما از مدينه بيرون ميرويم و لذا استنكاف از بيرون رفتن نمودند و حاضر براى جنگ شدند و آن منافق با آنها كمك ننمود و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين عليه السّلام را علمدار و امر بتقدّم فرمود و خود با اصحاب تكبيرگويان بدنبال آمد و آنها را محاصره نمود و چون پيغمبر بمقابل بيوت آنها رسيد آنان آنچه نزديك بخودشان بود از ابنيه براى خود حصن نمودند و آنچه را نزديك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود خراب كردند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر فرمود درختان خرماى آنها را قطع نمايند و آنها بجزع درآمدند و گفتند اى محمد آيا خدا تو را امر بفساد نموده اگر اين درختان از آن تو است قطع كن و اگر از ما است بگذار و حاضر شدند اموال خود را بردارند و بروند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود بقدريكه شتر حمل نمايد برداريد و آنها حاضر نشدند ولى بعد از چند روز راضى شدند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود هيچ حق نداريد ببريد و اگر ببينيم كسى چيزى ميبرد او را ميكشيم و آنها دست خالى رفتند بعضى بفدك و وادى القرى و بعضى بشام و در مجمع اين شأن نزول را با اضافاتى كه از آن جمله قتل كعب بن اشرف بدست محمد بن مسلمه بامر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از مراجعت از نزد او است نقل نموده ولى‌

جلد 5 صفحه 172

چون از معصوم نبود و اختلافاتى هم با روايت قمى ره داشت حقير از ذكر آن صرف نظر نمودم و بنابر اين مفاد آيات آنست كه خداوند آن ذات قهّارى است كه بيرون كرد كفار اهل كتاب را از ديار خودشان و اين دفعه اول بيرون كردن دسته جمعى آنها بود از منازلشان بشام و غيرها و دفعه دوم در رجعت يا قيامت است بزمين شام يا صحراى محشر چون در مجمع از ابن عباس نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بآنها فرمود بيرون رويد گفتند بكجا فرمود بزمين محشر و قمى ره از امام مجتبى عليه السّلام نقل نموده كه مردم در قيامت محشور ميشوند نزد صخره بيت المقدس و جمعى از مفسّرين تصريح نموده‌اند كه حشر اوّلشان جلاء آنها از مدينه بود بشام و حشر دومشان در قيامت است آنهم بزمين شام و معناى حشر بيرون كردن جمعى است از مكانى بمكان ديگر و مسلمانان گمان نميكردند آنها باين سهولت از مدينه جلاء وطن نمايند چون عدّه و عدّه آنها كافى براى مقاومت بود و خود آنها هم با اسلحه و حصارهاى محكمى كه داشتند گمان ميكردند ميتوانند دفاع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كنند ولى بعد از كشته شدن كعب بن اشرف كه از مجمع نقل شد بامر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خواست خداوند آنها چنان مرعوب شدند كه بهيچ وجه اظهار حياتى ننمودند و چون پيغمبر (ص) امر فرمود بقطع اشجار آنها كه وسيله ارتزاقشان بود يك مرتبه دل از اقامت كندند و عازم رحيل شدند و هيچ تصوّر نمينمودند كه چنين عذاب ناگهانى از خدا بر آنان نازل شود و بدست خودشان ابنيه خارجى خودشان را خراب نمودند براى بدست آوردن آلات قيمتى آنها و نيفتادنشان در دست مسلمانان و مسلمانان هم با آنها كمك ميكردند در خرابى براى تعذيب آنها و توسعه ميدان جنگ و اينكه خداوند نسبت خرابى را بآنها داده بدست خودشان و دست اهل ايمان ظاهرا بمناسبت آن باشد كه سبب خرابى را كه نقض عهد و غدر با پيغمبر بوده آنها فراهم نموده بودند و بعضى گفته‌اند اطاقهاى داخلى را خودشان خراب نمودند در وقت جلاء از وطن براى آن كه بدست مسلمانان نيفتد و ابنيه خارجى را مسلمانان خراب كردند قبلا تا برسند بحصارهاشان پس بايد ارباب عقل و دانش از اين قبيل وقايع عبرت گيرند و بدانند هر كه با خدا و پيغمبر در افتاد ور افتاد و نيز بايد

جلد 5 صفحه 173

بدانند كه خدا و پيغمبر اگر چه ارحم الرّاحمين و رحمة للعالمين ميباشند ولى اشدّ المعاقبين و غلظة للكافرين هم هستند و صفت رحمت و مروّت و غلظت و خشونت هر يك بايد بجا و محلّ خود بكار رود و اگر خداوند فرض و مقدّر نفرموده بود براى آنها جلاء از وطن را مانند بنى قريظه در دنيا بقتل مردان و سبى زنان و اطفال معذّب مى‌شدند و در هر حال عذاب آخرت آنها بجاى خود محفوظ است اين نتيجه شقاق و غدر با خدا و پيغمبر است و كسى تصوّر نكند كه قطع درختان خوب قيمتى خرماى آنها خلاف انصاف و رويّه عقلاء بوده چون آنچه از آنها قطع و آنچه باقى گذارده شده بامر خدا بوده و بر طبق حكمت و مصلحت است كه بسبب آن اميدشان از اقامت قطع شود و بذلّت و خوارى و دلسوختگى بيرون روند و بانتقام غدر و مكر با خدا و پيغمبر برسند و ديگر بچنين اعمال قبيحه‌اى اقدام ننمايند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


ما قَطَعتُم‌ مِن‌ لِينَةٍ أَو تَرَكتُمُوها قائِمَةً عَلي‌ أُصُولِها فَبِإِذن‌ِ اللّه‌ِ وَ لِيُخزِي‌َ الفاسِقِين‌َ «5»

آنچه‌ قطع‌ مي‌كنيد ‌از‌ درخت‌ خرما ‌ يا ‌ واميگذاريد ايستاده‌ ‌بر‌ ريشه‌هاي‌ ‌آنها‌ ‌پس‌ باذن‌ خداي‌ متعال‌ ‌است‌ و ‌براي‌ اينست‌ ‌که‌ مخذول‌ كند فاسقين‌ ‌را‌. خداوند ‌پس‌ ‌از‌ فتح‌ مسلمين‌ و منكوب‌ شدن‌ كفّار و مشركين‌ اجازه‌ داده‌ ‌بر‌ مسلمين‌ تصرّف‌ ‌در‌ اموال‌ ‌آنها‌ ‌از‌ غنائم‌ دار الحرب‌ و اسير كردن‌ ‌آنها‌ و اخذ ‌آنها‌ ‌به‌ غلامي‌ و كنيزي‌ و تصرّف‌ ‌در‌ املاك‌ ‌آنها‌ ‌بر‌ طبق‌ دستور الهي‌ لذا مي‌فرمايد:

ما قَطَعتُم‌ مِن‌ لِينَةٍ لينه‌ يك‌ نوع‌ ‌از‌ درخت‌ خرما ‌است‌ ‌که‌ بهترين‌ اقسام‌ خرما ‌است‌.

أَو تَرَكتُمُوها قائِمَةً عَلي‌ أُصُولِها ‌که‌ ‌بر‌ جا بگذاريد بايد ‌به‌ اذن‌ و اجازه ‌خدا‌ ‌باشد‌.

جلد 16 - صفحه 470

فَبِإِذن‌ِ اللّه‌ِ بدون‌ اذن‌ حق‌ّ تصرّف‌ نداريد دستورش‌ و حدّ تصرّفش‌ بايد ‌از‌ جانب‌ ‌خدا‌ برسد و اذن‌ الهي‌ ‌براي‌ اينست‌.

وَ لِيُخزِي‌َ الفاسِقِين‌َ فاسق‌ اعم‌ّ ‌از‌ مشرك‌ و كافر و معاند ‌است‌ زيرا فسق‌ خروج‌ ‌از‌ طاعت‌ ‌است‌ و خزي‌ عذاب‌ و سركوبي‌ و خفّت‌ و خواريست‌ ‌که‌ بدانند ‌در‌ معاندة و مخالفت‌ چه‌ عواقب‌ سويي‌ دارد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 5)- در این آیه به پاسخ ایرادی می‌پردازد که یهود بنی نضیر- چنانکه در شأن نزول نیز گفتیم- به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله متوجه می‌ساختند، در آن موقع که دستور داد قسمتی از نخلهای نزدیک قلعه‌های محکم یهود را ببرند (تا محل کافی برای نبرد باشد، یا برای این که یهود ناراحت شوند و از قلعه‌ها بیرون آیند و درگیری در خارج قلعه روی دهد).

ج5، ص139

آنها گفتند: ای محمّد! مگر تو نبودی که از این گونه کارها نهی می‌کردی؟

آیه نازل شد و گفت: «هر درخت با ارزش نخل را قطع یا آن را به حال خود واگذاشتید همه به فرمان خدا بود»! (ما قطعتم من لینة او ترکتموها قائمة علی اصولها فباذن الله).

«و هدف این بود که فاسقان را خوار و رسوا کنند» (و لیخزی الفاسقین).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج11، ص85
  2. تفسیر روض الجنان یا روح الجنان.
  3. تفاسیر طبرى و ابن اسحق.
  4. صحیح بخارى و دیگران از علماء عامه.
  5. مسند ابویعلى.
  6. لباب النقول فی اسباب النزول.

منابع