میرزا محمد ارباب قمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
(ویرایش)
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
آیت الله حاج میرزا محمد ارباب قمی (م ۱۳۴۱ق) از عالمان بزرگ قم بود. مجلس درس و بحث او، یکى از پررونق ترین مجالس درسى حوزه بود. منبرى داشت شیرین و متین و محضرى بس نمکین، در [[نهی از منکر|نهى از منکر]] و منع اهل فجور قلبى قوى و قدمى راسخ داشت و در حفظ [[حدود‌‌‌‌|حدود]] شرعیه دقیقه اى فرونگذاشت... جماعت علما در محضر وى، خود را کوچک مى شمردند و بزرگان دین و دنیا نامش را به حرمت تمام مى بردند.<ref> شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة، ج ۱، ص ۴۲۵.</ref>
+
'''آیت الله حاج میرزا محمد ارباب قمی''' (۱۳۴۱-۱۲۷۳ ق)، از عالمان بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ هجری و از شاگردا [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتى]] و [[آخوند خراسانى|آخوند خراسانى]] بود. مرحوم ارباب قمی در شهر [[قم]]، به تدریس و تألیف و اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] و موعظه و حلّ و فصل دعاوى مردم و رفع مخاصمات اشتغال داشت. «الاربعین الحسینیة» از آثار مهم اوست.
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
||نام کامل = آیت الله حاج میرزا محمد ارباب قمی
+
||نام کامل = میرزا محمد ارباب قمی
||تصویر= [[پرونده:Arbabb.jpg|230px]]
+
||تصویر= [[پرونده:Arbabb.jpg|۲۳۰px]]
||زادروز =  1273 قمری
+
||زادروز =  ۱۲۷۳ قمری
 
|زادگاه = [[قم]]
 
|زادگاه = [[قم]]
|وفات =  1341 قمری
+
|وفات =  ۱۳۴۱ قمری
|مدفن = قم
+
|مدفن = قم، قبرستان شیخان
|اساتید =  [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزاى شیرازى]]، [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتى]]،...
+
|اساتید =  [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزاى شیرازى]]، [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتى]]، [[آخوند خراسانى|آخوند خراسانى]]،...
|شاگردان = [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس محدث قمى]]، آیت الله میرزا محمد فیض قمى،...
+
|شاگردان = [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمى]]، [[میرزا محمد فیض قمی|میرزا محمد فیض قمى]]، [[میرزا محمد کبیر قمی|میرزا محمد کبیر قمى]]، [[میرزا محمدتقی اشراقی|میرزا محمدتقى اشراقى]]،...
|آثار = الاربعین الحسینیة، رجوم الشیاطین،...
+
|آثار = الاربعین الحسینیة، رجوم الشیاطین، حاشیه بر [[جواهر الکلام (کتاب)|جواهر الکلام]]، حاشیه بر [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]]،...
 
}}
 
}}
  
==خاندان میرزا محمد ارباب==
+
==ولادت و خاندان ==
  
مرحوم آیت  الله حاج میرزا محمد ارباب در سال ۱۲۷۳ ق، در بیت علم و فضل - در عین حال کشاورز - در شهر [[قم]] چشم به جهان گشود.<ref>اشراقى، مقدمه اربعین الحسینیة، ص «ب».</ref>
+
میرزا محمد ارباب قمی در سال ۱۲۷۳ ق، در بیت علم و فضل در شهر [[قم]] چشم به جهان گشود.<ref>اشراقى، مقدمه اربعین الحسینیة، ص «ب».</ref> پدر بزرگوارش، مرحوم محمدتقى بیک ارباب (م، ۱۳۱۱ ق) از فاضلان و ادیبان و شاعران قم بشمار مى رفت و از او دو کتاب: «[[مقتل]] منظوم [[امام حسین]] علیه السلام» و «تاریخ دارالایمان قم» به یادگار مانده است.<ref>مهدى عباسى، تاریخ تکایا و عزادارى قم، ص ۲۵۹-۲۶۰.</ref> عبدالله مستوفى درباره اش مى نویسد: «محمدتقى بیک ارباب، با داشتن اطلاعات وسیعى از فلاحت و ساختمان و مقنى گرى... که قول و تصدیق او در نزد تمام استادان این متون رهان قاطع بشمار مى رفت، ادیب و شاعر و نویسنده و خوش خط و بذله گو و مجلس آرا هم بود... شعر را بسیار خوب مى گفت، در نویسندگى و اسلوب خط سبک قائم مقام را پیروى مى کرد، هم ساده و روان و هم ادیبانه، سهل و ممتنع چیز مى نوشت... هیچ کس نمى توانست تصور کند که در این قباى راسته و (لباس) رعیتى... این قدر اطلاع و فضل و ادب باشد... حاجى میرزا محمد مجتهد، پسرش هم ملاى جامع خوش محضر تام العیارى بود که در عالم خود هیچ دست کمى از پدرش نداشت...».<ref> مدرسى طباطبایى، کتابشناسى آثار مربوط به قم. ص ۷۳-۷۸.</ref>  
  
پدر بزرگوارش، مرحوم محمدتقى بیک ارباب از فاضلان و ادیبان و شاعران قم بشمار مى رفت. عبدالله مستوفى درباره اش مى نویسد: «محمدتقى بیک ارباب، با داشتن اطلاعات وسیعى از فلاحت و ساختمان و مقنى گرى... که قول و تصدیق او در نزد تمام استادان این متون رهان قاطع بشمار مى رفت، ادیب و شاعر و نویسنده و خوش خط و بذله گو و مجلس آرا هم بود... شعر را بسیار خوب مى گفت، در نویسندگى و اسلوب خط سبک قائم مقام را پیروى مى کرد، هم ساده و روان و هم ادیبانه، سهل و ممتنع چیز مى نوشت... هیچ کس نمى توانست تصور کند که در این قباى راسته و (لباس) رعیتى... این قدر اطلاع و فضل و ادب باشد... ممکن است امروز مطلعى مانند او در زراعت و کارهاى مربوط به آن و ادیب و نویسنده اى مثل او باشد، ولى من در مدت عمر خود شخصى به این جامعى هیچ ندیده ام... حاجى میرزا محمد مجتهد، پسرش هم ملاى جامع خوش محضر تام العیارى بود که در عالم خود هیچ دست کمى از پدرش نداشت...».<ref> مدرسى طباطبایى، کتابشناسى آثار مربوط به قم. ص ۷۳-۷۸ (براى اطلاع بیشتر ببینید).</ref> وى در [[جمادى الاول]] ۱۳۱۱ ق بدرود حیات گفت و از او دو کتاب: مقتل منظوم [[امام حسین]] علیه السلام و تاریخ دارالایمان [[قم]] به یادگار مانده است.<ref>مهدى عباسى، تاریخ تکایا و عزادارى قم، ص ۲۵۹-۲۶۰.</ref> نمونه اى از اشعار مراثى وى در کتاب تاریخ تکایا و عزادارى قم آمده است.<ref> شریف رازى محمد، گنجینه دانشمندان، ج ۱، ص ۱۵۰.</ref>
+
==تحصیل و استادان==
  
==تحصیلات ==
+
میرزا محمد ارباب، در ایام جوانى به تحصیل ادبیات همت گمارد و پس از آن به [[تهران]] رفت و نزد اساتید هر فن از هنر علمى توشه اى و از هر خرمن خوشه اى برچید تا مشار بالبنان گردید.<ref> شیخ آقا بزرگ تهرانى، نقباءالبشر، ج ۳، ص ۱۱۸۶ و هدیة الرازى، ذیل شماره ۲۹۰.</ref> البته به نام اساتیدش در تهران تصریح نشده، ولى در آن زمان مدار تدریس علوم نقلى و عقلى بر عهده آیات عظام: [[شیخ عبدالرحیم نهاوندی|شیخ عبدالرحیم نهاوندى]]، [[میرزا ابوالحسن جلوه]] و آقا محمدرضا قمشه اى بوده است.
  
مرحوم آیت  الله ارباب، پس از پشت سر نهادن دوران نوجوانى به تحصیل ادبیات همت گمارد و پس از آن به [[تهران]] رفت و نزد اساتید هر فن از هنر علمى توشه اى و از هر خرمن خوشه اى برچید تا مشار بالبنان گردید.<ref> شیخ [[آقا بزرگ تهرانى]]، [[نقباءالبشر]]، ج ۳، ص ۱۱۸۶ و هدیة الرازى، ذیل شماره ۲۹۰.</ref> البته به نام اساتیدش در تهران تصریح نشده، ولى در آن زمان مدار تدریس علوم نقلى و عقلى بر عهده آیات عظام: شیخ عبدالرحیم نهاوندى، [[میرزا ابوالحسن جلوه]] و آقا محمدرضا قمشه اى بوده است.
+
حاج میرزا محمد ارباب، به همراه دوستان گرانقدرش آیت  الله حاج ملا آقا حسین قمى (م ۱۳۲۷ ق) و آیت  الله مولى  عبدالله قمى به [[سامرا]] مهاجرت کردند و چندى در درس‌هاى آیت  الله العظمى [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزاى شیرازى]] شرکت نمود. پس از آن به همراه ملا عبدالله قمى به [[نجف]] کوچید.<ref> شریف رازى محمد، گنجینه دانشمندان، ج ۱، ص ۱۵۲ به نقل از: شیخ  حسین ارده شیره  قمى، تحفة الفاطمیین. ج  ۱.</ref> و سالیان بسیار در درس‌هاى آیات عظام، [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتى]] و [[آخوند خراسانى|آخوند ملا محمدکاظم خراسانى]] حضور یافت، تا آن که پس از تحصیل و تکمیل علوم دینى، به درجه رفیع [[اجتهاد]] نائل آمد و با اخذ [[اجازه (علم الحدیث)|اجازات]] متعدد روایى (از آیات عظام: [[محدث نورى]] و [[شیخ الشریعه اصفهانی|شریعت اصفهانى]] و [[میرزا حسین خلیلی تهرانی]]) و اجتهادى (از آخوند خراسانى و میرزا حبیب  الله رشتى) به زادگاهش بازگشت.<ref> تحفة الفاطمیین، ج ۱ و مدرس خیابانى، ریحانة الادب، ج ۳، ص ۳۲۰.</ref>
  
'''هجرت به سامرا:'''
+
==تدریس و شاگردان==
 
 
مرحوم حاج میرزا محمد ارباب، به همراه دوستان گرانقدرش مرحوم آیت  الله حاج ملا آقا حسین قمى (م ۱۳۲۷ ق) و آیت  الله مولى  عبدالله قمى به [[سامرا]] مهاجرت کردند و چندى در درس‌هاى آیت  الله العظمى [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزاى شیرازى]] شرکت نمود. پس از آن به همراه ملا عبدالله قمى به [[نجف]] کوچید.<ref> شریف رازى محمد، گنجینه دانشمندان، ج ۱، ص ۱۵۲ به نقل از: شیخ  حسین ارده شیره  قمى، تحفة الفاطمیین. ج  ۱.</ref> و سالیان بسیار در درس‌هاى آیات عظام، [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتى]] و [[آخوند خراسانى|آخوند ملا محمدکاظم خراسانى]] حضور یافت، تا آن که پس از تحصیل و تکمیل علوم دینى، به درجه رفیع [[اجتهاد]] نائل آمد و با اخذ اجازات متعدد روایى (از آیات عظام: [[محدث نورى]] و [[شیخ الشریعه اصفهانی|شریعت اصفهانى]] و حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى) و اجتهادى (از آخوند خراسانى و میرزا حبیب  الله رشتى) به زادگاهش بازگشت.<ref> تحفة الفاطمیین، ج ۱ و مدرس خیابانى، ریحانة الادب، ج ۳، ص ۳۲۰.</ref>
 
 
 
مرحوم ارباب، پس از مراجعت به قم، به تدریس و تألیف و اقامه جماعت و موعظه و حل و فصل دعاوى و رفع مخاصمات اشتغال داشت. وى در این زمان ریاستى عام و شهرتى تام پیدا کرد و آوازه فقاهت و فضیلت او به همه جا رسید.
 
 
 
==شاگردان ==
 
  
 
آن فقیه بزرگ، همه روز به تدریس [[فقه]] و [[حدیث]] اشتغال داشت و از مجلس درس وى گروهى بسیار به مدارج عالیه نائل آمدند. برخى از آنان عبارتند از:
 
آن فقیه بزرگ، همه روز به تدریس [[فقه]] و [[حدیث]] اشتغال داشت و از مجلس درس وى گروهى بسیار به مدارج عالیه نائل آمدند. برخى از آنان عبارتند از:
  
*۱- آیت  الله حاج [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس محدث قمى]] (۱۲۹۴-۱۳۵۹ ق) نویسنده «[[سفینة البحار (کتاب)|سفینةالبحار]]» و «الکنى والالقاب»؛
+
*آیت  الله [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمى]] (۱۲۹۴-۱۳۵۹ ق) نویسنده «[[سفینة البحار (کتاب)|سفینةالبحار]]» و «الکنى والالقاب»؛
  
*۲- آیت  الله حاج میرزا محمد فیض قمى (۱۲۹۳-۱۳۷۰ ق) نویسنده «کتاب الفیض» و «ذخیرةالعباد»؛
+
*آیت  الله [[میرزا محمد فیض قمی|میرزا محمد فیض قمى]] (۱۲۹۳-۱۳۷۰ ق) نویسنده «کتاب الفیض» و «ذخیرةالعباد»؛
  
*۳- آیت  الله حاج میرزا محمد کبیر قمى (۱۲۹۰-۱۳۶۹ ق) نویسنده «مطالع الشموس» در [[اصول فقه‌‌‌‌|علم اصول]] ؛
+
*آیت  الله [[میرزا محمد کبیر قمی|میرزا محمد کبیر قمى]] (۱۲۹۰-۱۳۶۹ ق) نویسنده «مطالع الشموس» در [[اصول فقه‌‌‌‌|علم اصول]]؛
  
*۴- آیت  الله حاج شیخ حسن نویسى قمى (۱۲۹۱-۱۳۷۱ ق)؛
+
*آیت  الله شیخ حسن نویسى قمى (۱۲۹۱-۱۳۷۱ ق)؛
  
*۵- مرحوم حاج شیخ على محمد باغ پنبه اى قمى؛
+
*سید على‌اکبر برقعى قمى (۱۳۱۷-۱۴۰۷ ق) نویسنده «راهنماى دانشوران» و «کانون احساسات»؛
  
*۶- مرحوم حاج سید على‌اکبر برقعى قمى (۱۳۱۷-۱۴۰۷ ق) نویسنده «راهنماى دانشوران» و «کانون احساسات»؛
+
*[[میرزا محمدتقی اشراقی|میرزا محمدتقى اشراقى]] (۱۳۱۳-۱۳۶۸ ق) نویسنده «تفسیر [[سوره یوسف]]» و «تفسیر [[سوره قلم]]»؛
 +
*شیخ على محمد باغ پنبه اى قمى؛
  
*۷- مرحوم حاج شیخ ابوالحسن فقیهى قمى؛
+
*شیخ ابوالحسن فقیهى قمى.
 
 
*۸- مرحوم میرزا محمدتقى اشراقى (۱۳۱۳-۱۳۶۸ ق) نویسنده «تفسیر [[سوره یوسف]]» و «تفسیر [[سوره قلم]]».
 
  
 
==آثار و تألیفات==
 
==آثار و تألیفات==
  
آن مرد بزرگ، تمام اوقات خویش را به خدمت به [[دین]] مصروف داشت. او به غیر از تدریس و منبر و اقامه جماعت، کتاب‌هایى فراوان در [[فقه]]، [[حدیث]]، شعر، تاریخ و [[کلام]] است که عبارتند از:
+
آن مرد بزرگ، تمام اوقات خویش را به خدمت به [[دین]] مصروف داشت. او به غیر از تدریس و منبر و اقامه [[نماز جماعت|جماعت]]، صاحب کتاب‌هایى فراوان در [[فقه]]، [[حدیث]]، [[شعر]]، [[تاریخ]] و [[کلام]] است که عبارتند از:
 
 
*۱- الاربعین الحسینیة. این کتاب، معروفترین نوشتار وى است. مؤلف، در این کتاب شریف چهل حدیث درباره [[امام حسین]] علیه السلام را شرح نموده و در آن از مطالب بسیار در فنون [[حدیث|حدیث]]، [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، تاریخ، [[علم کلام|کلام]]، شعر عربى و فارسى، لغت و فقه سخن گفته است.<ref>ناصرالدین انصارى، مجله مسجد.</ref> این کتاب، آکنده از فوائد گوناگون و مطالب خواندنى بوده و نوشته اى توسط نگارنده پیرامون آن به چاپ رسیده است.<ref>مجله نور علم، ش ۱۶ (تیرماه ۱۳۶۵ ش)، ص ۸۴.</ref> مؤلف بزرگوار، بسیارى از اشعار عربى و فارسى خود را در این کتاب - به تناسب مقام - ذکر نموده و چیره دستى خود را در فن قصیده سرایى نشان داده است. در سبب تألیف این کتاب، آورده اند: از مرحوم [[محدث نورى]] مى خواهند که [[بحارالانوار]] را براى چاپ، مقابله و تصحیح نماید و ایشان، این کار را به مرحوم آیت  الله ارباب حواله مى دهد. معظم له نیز مى پذیرد، اما در اثر انجام این کار سنگین و طاقت فرسا، نور چشم خود را از دست مى دهد و کم دید مى شود. لذا نذر مى کند که اگر خداوند او را شفا دهد کتاب اربعین را بنویسد. و خداوند متعال او را شفا داد و او هم این کتاب را در سال ۱۳۲۸ ق نگاشت و در سال ۱۳۳۰ به چاپ رسید.<ref>حاج [[شیخ عباس قمى]]، سفینةالبحار، ج ۲، ص ۱۷.</ref> مؤلف محترم، در آغاز سلسله سند خویش را به [[ائمه اطهار]] علیهم السلام از طریق [[محدث نورى]]، و در [[حدیث]] ۴۰، از طریق آیات عظام: حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى، سید محمد هندى نجفى، شیخ الشریعه اصفهانى و محدث نورى بازگو کرده است.
 
 
 
*۲- دیوان اشعار (مجموعه اى از اشعار عربى و فارسى، که برخى از آن‌ها بسیار معروف است و اگر گردآورى شود، دیوانى بزرگ خواهد شد.)؛
 
 
 
*۳- شرح کتاب «بیان» [[شهید اول|شهید اول]] - دوره [[فقه]] -؛
 
 
 
*۴- شرح قصیده عینیه سید حمیرى (لامّ عمرو باللوى  مربع)؛
 
 
 
*۵- رجوم الشیاطین، در رد بر فرقه ضاله [[بابیه|بابى]] و [[بهائیه|بهایى]] ؛
 
 
 
*۶- حاشیه بر کتاب «[[جواهر الکلام (کتاب)|جواهر الکلام]]»؛ حاشیه بر کتابهاى بسیار، مانند: [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]].<ref>آثار الحجة، ج ۱، ص ۲۲۱ و علماى معاصرین، ص ۱۳۰ به نقل از تحفة الفاطمیین، ج ۱.</ref>
 
  
- تصحیح و مقابله و طبع کتاب شریف «[[بحارالانوار]]»؛
+
#الاربعین الحسینیة؛ این کتاب، معروفترین نوشتار وى است. مؤلف، در این کتاب شریف چهل حدیث درباره [[امام حسین]] علیه السلام را شرح نموده و در آن از مطالب بسیار در فنون حدیث، [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، تاریخ، کلام، شعر عربى و فارسى، لغت و فقه سخن گفته است.<ref>ناصرالدین انصارى، مجله مسجد.</ref> این کتاب، آکنده از فوائد گوناگون و مطالب خواندنى بوده و مؤلف بزرگوار، بسیارى از اشعار عربى و فارسى خود را در این کتاب - به تناسب مقام - ذکر نموده و چیره دستى خود را در فن [[قصیده]] سرایى نشان داده است. در سبب تألیف این کتاب، آورده اند: از مرحوم [[محدث نورى]] مى خواهند که [[بحارالانوار]] را براى چاپ، مقابله و تصحیح نماید و ایشان، این کار را به مرحوم آیت  الله ارباب حواله مى دهد. معظم له نیز مى پذیرد، اما در اثر انجام این کار سنگین و طاقت فرسا، نور چشم خود را از دست مى دهد و کم دید مى شود. لذا [[نذر]] مى کند که اگر خداوند او را شفا دهد کتاب اربعین را بنویسد. و خداوند متعال او را شفا داد و او هم این کتاب را در سال ۱۳۲۸ ق نگاشت و در سال ۱۳۳۰ به چاپ رسید.<ref>حاج شیخ عباس قمى، سفینةالبحار، ج ۲، ص ۱۷.</ref> مؤلف محترم، در آغاز سلسله [[سند حدیث|سند]] خویش را به [[ائمه اطهار]] علیهم السلام از طریق [[محدث نورى]]، و در حدیث ۴۰، از طریق آیات عظام: حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى، سید محمد هندى نجفى، [[شیخ الشریعه اصفهانی|شیخ الشریعه اصفهانى]] و محدث نورى بازگو کرده است.
 +
#[[دیوان (شعر)|دیوان]] اشعار (مجموعه اى از اشعار عربى و فارسى، که برخى از آن‌ها بسیار معروف است و اگر گردآورى شود، دیوانى بزرگ خواهد شد.)؛
 +
#شرح کتاب «بیان» [[شهید اول|شهید اول]] - دوره [[فقه]] -؛
 +
#شرح قصیده عینیه [[سید اسماعیل حمیری|سید حمیرى]] (لامّ عمرو باللوى مربع)؛
 +
#رجوم الشیاطین، در رد بر فرقه ضاله [[بابیه|بابى]] و [[بهائیه|بهایى]]؛
 +
#حاشیه بر کتاب «[[جواهر الکلام (کتاب)|جواهر الکلام]]»؛
 +
#حاشیه بر کتاب «[[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]]»؛
 +
#تصحیح و مقابله کتاب‌هاى: «[[بحارالانوار]]»، «الغیبت» نعمانى (چاپ ۱۳۱۸ ق)، «اثبات الوصیة» [[مسعودی|مسعودى]] (چاپ ۱۳۲۰ ق)، «[[کنز العرفان فی فقه القرآن (کتاب)|کنزالعرفان]]» [[فاضل مقداد]] و «منهاج النجاة» [[فیض کاشانی|فیض کاشانى]].
  
*۸- تصحیح و مقابله و چاپ کتاب‌هاى: غیبت نعمانى (چاپ ۱۳۱۸ ق)، اثبات الوصیة مسعودى (چاپ ۱۳۲۰ ق)، [[كنزالعرفان فى فقه القرآن (کتاب)|کنزالعرفان]] [[فاضل مقداد]] و منهاج النجاة [[فیض کاشانی|فیض کاشانى]].
+
==ویژگی‌هاى اخلاقى==
  
==ویژگی‌هاى اخلاقى ==
+
آن فقیه بزرگ داراى سجایا و صفاتى بود که از دیگران، متمایزش ساخته بود. از جمله ویژگی‌هایش دستگیرى از مستمندان و کمک به مردم بود. جود و [[احسان]] شیوه او بود و به این ویژگى مشهور چنان که درباره اش نوشته اند: «وى از آیات الهیه و از براهین قاطعه طریقه جعفریه، در فقاهت و [[اجتهاد]] مقامى بسیار بلند و رتبه اى ارجمند داشت. به مقام بزرگوارى و بسط ید و نفاذ حکم و قبول عامه که او داشت کمتر کسى رسیده است...».<ref> محدث قمى، فوائد الرضویة، ص ۶۰۲.</ref>
  
آن فقیه بزرگ داراى سجایا و صفاتى بود که از دیگران، متمایزش ساخته بود. از جمله ویژگی‌هایش دستگیرى از مستمندان و کمک به مردم بود. جود و احسان شیوه او بود و به این ویژگى مشهور چنان که درباره اش نوشته اند: «وى از آیات الهیه و از براهین قاطعه طریقه جعفریه، در فقاهت و [[اجتهاد]] مقامى بسیار بلند و رتبه اى ارجمند داشت. به مقام بزرگوارى و بسط ید و نفاذ حکم و قبول عامه که او داشت کمتر کسى رسیده است...».<ref> محدث قمى، فوائد الرضویة، ص ۶۰۲.</ref>
+
مهربانى و دوستى اش با مردم به اندازه اى بود که حتى مجرمین آن زمان به خود اجازه مى دادند بدو پناهنده شوند و در منزلش «بست» بنشینند و در امان باشند. بسیار [[تهجد|متهجد]] و شب زنده دار بود و در سفر و حضر تهجدش ترک نمى شد. به عزادارى [[اهل بیت]] علیهم السلام اهمیت بسیار مى داد و در مجالس ماتم ایشان با صداى بلند مى گریست. چنانکه شاگرد نامدارش مرحوم حاج [[شیخ عباس قمى]] مى نویسد: «وى مانند محمد بن احمد بن عبدالله بصرى، ملقب به مفجع و معروف به کثرت بکاء و گریه و زارى بر اهل بیت بود».<ref> على دوانى، مفاخر اسلام، ج ۱۱، ص ۲۴۰. در آن متن پاسخ محدث قمى و اشعارى در مدح مرحوم آیت  الله ارباب - که سروده محدث قمى است - ذکر شده.</ref>
  
مهربانى و دوستى اش با مردم به اندازه اى بود که حتى مجرمین آن زمان به خود اجازه مى دادند بدو پناهنده شوند و در منزلش «بست» بنشینند و در امان باشند. بسیار متهجد و شب زنده دار بود و در سفر و حضر [[تهجد|تهجدش]] ترک نمى شد. به عزادارى [[اهل بیت]] علیهم السلام اهمیت بسیار مى داد و در مجالس ماتم ایشان با صداى بلند مى گریست. چنانکه شاگرد نامدارش مرحوم حاج [[شیخ عباس قمى]] مى نویسد: «وى - حفظه الله تعالى - مانند محمد بن احمد بن عبدالله بصرى، ملقب به مفجع و معروف به کثرت بکاء و گریه و زارى بر اهل بیت بود».<ref> على دوانى، مفاخر اسلام، ج ۱۱، ص ۲۴۰. در آن متن پاسخ [[محدث قمى]] و اشعارى در مدح مرحوم آیت  الله ارباب - که سروده محدث قمى است - ذکر شده.</ref>
+
معظم له در دهه [[عاشورا]] و آخر ماه [[صفر]] و روز بیست و پنجم ماه [[رجب]] - سالروز شهادت [[امام موسی کاظم علیه السلام|حضرت موسى بن جعفر]] - در مسجد بالاسر حرم [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها منبر مى رفت و مردم را موعظه و ارشاد مى فرمود. در تفقد و دلجویى از [[سادات]] بسیار کوشا بود و به محرومان، فراوان رسیدگى مى کرد. [[تواضع|متواضع]] و خوش مجلس و خوش برخورد بود و از علماى معاصر خود، تجلیل فراوان مى نمود.<ref>شریف رازى. آثار الحجة، ج ۱، ص ۱۶.</ref>
  
معظم له در دهه [[عاشورا]] و آخر ماه [[صفر]] و روز بیست و پنجم ماه [[رجب]] سالروز شهادت [[امام موسی کاظم علیه السلام|حضرت موسى بن جعفر]] - در مسجد بالاسر حرم [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها - منبر مى رفتند و مردم را موعظه و ارشاد مى فرمود. در تفقد و دلجویى از [[سادات]] بسیار کوشا بود و به محرومان، فراوان رسیدگى مى کرد. متواضع و خوش مجلس و خوش برخورد بود و از علماى معاصر خود، تجلیل فراوان مى نمود. چنان که در سال ۱۳۲۲ ق، که تازه شاگرد برازنده اش حاج [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمى]] به قصد زیارت حضرت [[امام رضا]] علیه السلام به [[مشهد]] مقدس مشرف شده بود، نامه اى عربى به وى نوشت و اشتیاق فراوان خود را به او نمایاند.<ref>شریف رازى. آثار الحجة، ج ۱، ص ۱۶.</ref>
+
منبرى داشت شیرین و متین و محضرى بس نمکین، در [[نهی از منکر|نهى از منکر]] و منع اهل فجور قلبى قوى و قدمى راسخ داشت و در حفظ [[حدود‌‌‌‌|حدود]] شرعیه دقیقه اى فرونگذاشت... جماعت علما در محضر وى، خود را کوچک مى شمردند و بزرگان دین و دنیا نامش را به حرمت تمام مى بردند.<ref> شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة، ج ۱، ص ۴۲۵.</ref> او وجود منکرات را در [[قم]] برنمى تافت و با آن شدیداً به مبارزه مى پرداخت. به گونه اى که صاحب تحفة الفاطمیین مى‌نویسد: «...در حفظ حماى شریعت مصطفوى دقیقه اى فرونگذاشت و در این باب اقدام و اهتمام او را دیگرى نداشت».
  
'''اخلاص و تواضع:'''
+
آن مرحوم، هماره در دفاع از حقوق عامه پیشقدم بود. در جنگ جهانى اول که قواى روس وارد [[ایران|ایران]] شده و همه جا را دستخوش ناامنى و چپاول و ناراحتى مردم ساخته بودند، شهر قم نیز از این مصیبت در رنج و آزار بود. به گونه‌اى که قواى روسى به غیر از غارت و چپاول اموال مردم، کار را به جایى رسانده‌اند که دست تعدى به ناموس مردم دراز کرده و امنیت را از شهر سلب نموده بودند. لذا مرحوم حاج میرزا محمد ارباب -بزرگ علماى قم - به همراه چند تن از محترمین شهر به دیدن ژنرال «باراتف» روسى رفت و پس از گفتگوهاى بسیار ژنرال روسى را تحت تأثیر قرار داد و او گفت: «من در خدمت شما هستم و دستور داد که هیچ سربازى حق ندارد به کسى از مردم تعرض کند، و با این کار هوشمندانه معظم‌له مردم قم از تعرض سربازان روس در امان مى‌مانند».<ref> شریف رازى. آثار الحجة، ج ۱، ص ۱۳۵-۱۳۷ و گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۳۳۸.</ref>
 
 
آن مرحوم، در [[تواضع]] و [[اخلاص]] زبانزد همگان بود. گویند: در نخستین روزهایى که آیت  الله حاج [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حایرى]] درس خود را شروع کرده بودند، معظم له رو به شاگردان خود نمود و فرمود: «ما سال‌ها است «اهم» و «مهم» را به شما درس مى دهیم، در حال حاضر حضور در درس آیت  الله حایرى «اهم» است، برخیزید و در درس ایشان حاضر شوید. همه مى روند و تنها دو تن از فرزندانش (مرحوم میرزا محمدتقى اشراقى و میرزا محمدباقر ربانى) باقى مى مانند - که از محضر پدر، استفاده کنند - ولى معظم له از آنان نیز مى خواهد که در درس آیت  الله حایرى حاضر شوند. نیز ایشان با ورود آیت  الله حایرى به قم، نهایت تجلیل و احترام را از ایشان نموده و در راه تأسیس [[حوزه علمیه قم]] با ایشان کمال همکارى را نمود. به نوشته صاحب آثار الحجة «و دیگر از کسانى که در تأسیس حوزه سهم بسزائى دارد، مرحوم حجةالاسلام والمسلمین آقاى حاج میرزا محمد ارباب است که بسیار ساعى و مصر بودند در توقف مرحوم آیت  الله حایرى در قم»<ref>همان، ج ۱، ص ۲۲۰.</ref> و در تأسیس این دانشگاه روحانى با مرحوم آیت  الله حایرى همکارى شایانى  نمود».<ref> مهدى عباسى، تاریخ عزادارى قم، ص ۱۲۸. مجله نور علم، ش ۱۶، ص ۸۹ (با اندکى تغییر).</ref>
 
 
 
'''امر به معروف و نهى از منکر:'''
 
 
 
او وجود منکرات را در قم برنمى تافت و با آن شدیداً به مبارزه مى پرداخت. به گونه اى که صاحب تحفة الفاطمیین مى‌نویسد: «...در حفظ حماى شریعت مصطفوى دقیقه اى فرونگذاشت و در این باب اقدام و اهتمام او را دیگرى نداشت».
 
 
 
زمانى - ماه [[ماه محرم|محرم]] که [[تعزیه|تعزیه]] خوانى تکیه متولى  باشى رونق فراوان داشت و عموم مردم قم - از زن و مرد - براى دیدن آن به تکیه مى‌رفتند - چند تن از فراشان و نوکران متولى  باشى، خانمى شوهردار را - که براى تعزیه به تکیه مى‌رفت - دزدیده و متعرض آن مظلومه شدند تا این که آن خانم در سحرگاه روز چهارم خود را نجات داده و به خانه آیت  الله ارباب شتافت و جریان را براى ایشان گفت. آقا با شنیدن این جریان تکان شدیدى خورد و تصمیم به خروج از شهر گرفت. مردم [[قم]] نیز به دنبال آقا از شهر خارج شدند. در بیرون شهر - قهوه‌خانه على سیاه - ماژور ابوالقاسم لاهوتى - رئیس نظمیه وقت - به خدمت ایشان رسید و از او مى‌خواهد از این کار صرف نظر نماید. آقا فرمودند: شهرى که دارالمؤمنین خوانند و چنین اعمالى در آن انجام گیرد، مرا در این شهر ماندن خطا است. با اصرار لاهوتى و تعهد به مجازات مجرمان، آقا به شهر مراجعت مى کنند، ولى از آن طرف مجرمان که در پناه متولى  باشى - که در قم، مرد بانفوذ و قدرتمندى بشمار مى رفت - بودند و دست کسى به آن‌ها نمى‌رسید، لذا آیت  الله ارباب شخصاً براى او پیام داده و مجرمان را از او مى‌خواهد (تا تحویل مأموران حکومتى دهد) اصرار و پافشارى معظم له باعث شد تا مجرمان دستگیر و در چهار سوق بازار، بسزاى عمل خود رسیده و حد خوردند.<ref>براى شرح و تفصیل بیشتر ر.ک: على دوانى، مفاخر اسلام. ج ۱۱، ص ۲۴۳ و مهدى عباسى. تاریخ تکایا و عزادارى قم، ص ۲۶۹ و مجله نور علم، ص ۱۶، ص ۸۹.</ref>
 
 
 
'''دفاع از حقوق مردم:'''
 
 
 
آن مرحوم، هماره در دفاع از حقوق عامه پیشقدم بود. در جنگ جهانى اول که قواى روس وارد [[ایران|ایران]] شده همه جا را دستخوش ناامنى و چپاول و ناراحتى مردم ساخته بودند، شهر [[قم]] نیز از این مصیبت در رنج و آزار بود. به گونه‌اى که قواى روسى به غیر از غارت و چپاول اموال مردم، کار را به جایى رسانده‌اند که دست تعدى به ناموس مردم دراز کرده و امنیت را از شهر سلب نموده بودند. لذا مرحوم حاج میرزا محمد ارباب -بزرگ علماى قم - به همراه چند تن از محترمین شهر به دیدن ژنرال «باراتف» روسى رفت و پس از گفتگوهاى بسیار ژنرال روسى را تحت تأثیر قرار داد و او گفت: «من در خدمت شما هستم و دستور داد که هیچ سربازى حق ندارد به کسى از مردم تعرض کند، و با این کار هوشمندانه معظم‌له مردم قم از تعرض سربازان روس در امان مى‌مانند».<ref> شریف رازى. آثار الحجة، ج ۱، ص ۱۳۵-۱۳۷ و گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۳۳۸.</ref>
 
  
 
==وفات==
 
==وفات==
  
سرانجام آن فقیه بزرگ [[قم]]، پس از عمرى تلاش و کوشش در ترویج [[دین|دین]] و بزرگداشت شعایر الهى، در سال ۱۳۴۱ ق. در ۶۸ سالگى چشم از جهان فروبست و به موالیان طاهرینش پیوست. در وفات ایشان، مردم و حوزه علمیه قم یکپارچه عزادار شدند و به خصوص مرحوم آیت  الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|حایرى]]، بسیار متأثر و نگران شده و در تسلیت فرزندان او فرمود: «نه تنها شما یتیم شدید، بلکه برادرى هم از دست من رفته است».
+
سرانجام آن فقیه بزرگ، پس از عمرى تلاش و کوشش در ترویج [[دین|دین]] و بزرگداشت شعایر الهى، در سال ۱۳۴۱ ق. در ۶۸ سالگى چشم از جهان فروبست. پیکر پاکش پس از یک [[تشییع جنازه|تشییع]] باشکوه، در قبرستان شیخان قم - در جوار مرقد [[میرزای قمی|میرزاى قمى]] - به خاک سپرده شد.  
 
 
مردم حق شناس قم، پیکر پاکش را پس از یک [[تشییع جنازه|تشییع]] باشکوه، در قبرستان شیخان - در جوار مرقد [[میرزای قمی|میرزاى قمى]] - به خاک سپردند. عاش سعیدا و مات سعیدا.
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
  
==مشخصات منابع==
+
==منابع==
 
 
#آثار الحجة يا دائرة المعارف حوزه علميه قم، محمد شريف رازى، قم، انتشارات نوين، 1335 ش.
 
#اربعين الحسينية، حاج ميرزا محمد ارباب، چاپ انتشارات اسوه، 1372 ش.(*)تاريخ تكايا و عزادارى قم، مهدى عباسى، چاپ قم.
 
#تحفة الفاطميين فى تاريخ قم والقميين، شيخ حسين قمى معروف به ارده شيره، چاپ قم.(*)ديوان اشعار، حاج شيخ محمدعلى انصارى قمى، چاپ قم، 1342 ش.
 
#الذريعة الى تصانيف الشيعة، شيخ آقا بزرگ تهرانى، چاپ بيروت.
 
#ريحانة الادب فى تراجم المعروفين بالكنية واللقب. محمدعلى مدرس خيابانى، تهران، انتشارات علمى، 1335 ش.
 
#سفينة البحار و مدينة الحكم والآثار، حاج شيخ عباس قمى، تهران، كانون انتشارات عابدى.
 
#علماء معاصرين، حاج ملا على واعظ خيابانى. تبريز، انتشارات قرشى.
 
#فوائد الرضوية فى تراجم علماءالمذهب الجعفرية، حاج شيخ عباس قمى، چاپ قم.
 
#كتابشناسى آثار مربوط به قم، سيد حسين مدرسى طباطبايى، چاپ قم.
 
#گنجينه دانشمندان، محمد شريف رازى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1352 ش.
 
#مجله نور علم، ش 16 (تيرماه 1365 ش) چاپ قم.
 
#مفاخر اسلام (ج 11). على دوانى، تهران، دفتر اسناد انقلاب اسلامى.
 
#هدية الرازى الى الامام المجدد الشيرازى. شيخ آقا بزرگ تهرانى. چاپ نجف.
 
  
==منبع==
+
* ناصرالدین انصارى، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۹.
  
ناصرالدين انصارى، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد 9
 
 
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]
 
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۲۲

آیت الله حاج میرزا محمد ارباب قمی (۱۳۴۱-۱۲۷۳ ق)، از عالمان بزرگ شیعه در قرن ۱۴ هجری و از شاگردا میرزا حبیب الله رشتى و آخوند خراسانى بود. مرحوم ارباب قمی در شهر قم، به تدریس و تألیف و اقامه جماعت و موعظه و حلّ و فصل دعاوى مردم و رفع مخاصمات اشتغال داشت. «الاربعین الحسینیة» از آثار مهم اوست.

۲۳۰px
نام کامل میرزا محمد ارباب قمی
زادروز ۱۲۷۳ قمری
زادگاه قم
وفات ۱۳۴۱ قمری
مدفن قم، قبرستان شیخان

Line.png

اساتید

میرزاى شیرازى، میرزا حبیب الله رشتى، آخوند خراسانى،...

شاگردان

شیخ عباس قمى، میرزا محمد فیض قمى، میرزا محمد کبیر قمى، میرزا محمدتقى اشراقى،...

آثار

الاربعین الحسینیة، رجوم الشیاطین، حاشیه بر جواهر الکلام، حاشیه بر اسفار،...


ولادت و خاندان

میرزا محمد ارباب قمی در سال ۱۲۷۳ ق، در بیت علم و فضل در شهر قم چشم به جهان گشود.[۱] پدر بزرگوارش، مرحوم محمدتقى بیک ارباب (م، ۱۳۱۱ ق) از فاضلان و ادیبان و شاعران قم بشمار مى رفت و از او دو کتاب: «مقتل منظوم امام حسین علیه السلام» و «تاریخ دارالایمان قم» به یادگار مانده است.[۲] عبدالله مستوفى درباره اش مى نویسد: «محمدتقى بیک ارباب، با داشتن اطلاعات وسیعى از فلاحت و ساختمان و مقنى گرى... که قول و تصدیق او در نزد تمام استادان این متون رهان قاطع بشمار مى رفت، ادیب و شاعر و نویسنده و خوش خط و بذله گو و مجلس آرا هم بود... شعر را بسیار خوب مى گفت، در نویسندگى و اسلوب خط سبک قائم مقام را پیروى مى کرد، هم ساده و روان و هم ادیبانه، سهل و ممتنع چیز مى نوشت... هیچ کس نمى توانست تصور کند که در این قباى راسته و (لباس) رعیتى... این قدر اطلاع و فضل و ادب باشد... حاجى میرزا محمد مجتهد، پسرش هم ملاى جامع خوش محضر تام العیارى بود که در عالم خود هیچ دست کمى از پدرش نداشت...».[۳]

تحصیل و استادان

میرزا محمد ارباب، در ایام جوانى به تحصیل ادبیات همت گمارد و پس از آن به تهران رفت و نزد اساتید هر فن از هنر علمى توشه اى و از هر خرمن خوشه اى برچید تا مشار بالبنان گردید.[۴] البته به نام اساتیدش در تهران تصریح نشده، ولى در آن زمان مدار تدریس علوم نقلى و عقلى بر عهده آیات عظام: شیخ عبدالرحیم نهاوندى، میرزا ابوالحسن جلوه و آقا محمدرضا قمشه اى بوده است.

حاج میرزا محمد ارباب، به همراه دوستان گرانقدرش آیت الله حاج ملا آقا حسین قمى (م ۱۳۲۷ ق) و آیت الله مولى عبدالله قمى به سامرا مهاجرت کردند و چندى در درس‌هاى آیت الله العظمى میرزاى شیرازى شرکت نمود. پس از آن به همراه ملا عبدالله قمى به نجف کوچید.[۵] و سالیان بسیار در درس‌هاى آیات عظام، میرزا حبیب الله رشتى و آخوند ملا محمدکاظم خراسانى حضور یافت، تا آن که پس از تحصیل و تکمیل علوم دینى، به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد و با اخذ اجازات متعدد روایى (از آیات عظام: محدث نورى و شریعت اصفهانى و میرزا حسین خلیلی تهرانی) و اجتهادى (از آخوند خراسانى و میرزا حبیب الله رشتى) به زادگاهش بازگشت.[۶]

تدریس و شاگردان

آن فقیه بزرگ، همه روز به تدریس فقه و حدیث اشتغال داشت و از مجلس درس وى گروهى بسیار به مدارج عالیه نائل آمدند. برخى از آنان عبارتند از:

  • آیت الله شیخ حسن نویسى قمى (۱۲۹۱-۱۳۷۱ ق)؛
  • سید على‌اکبر برقعى قمى (۱۳۱۷-۱۴۰۷ ق) نویسنده «راهنماى دانشوران» و «کانون احساسات»؛
  • شیخ ابوالحسن فقیهى قمى.

آثار و تألیفات

آن مرد بزرگ، تمام اوقات خویش را به خدمت به دین مصروف داشت. او به غیر از تدریس و منبر و اقامه جماعت، صاحب کتاب‌هایى فراوان در فقه، حدیث، شعر، تاریخ و کلام است که عبارتند از:

  1. الاربعین الحسینیة؛ این کتاب، معروفترین نوشتار وى است. مؤلف، در این کتاب شریف چهل حدیث درباره امام حسین علیه السلام را شرح نموده و در آن از مطالب بسیار در فنون حدیث، تفسیر، تاریخ، کلام، شعر عربى و فارسى، لغت و فقه سخن گفته است.[۷] این کتاب، آکنده از فوائد گوناگون و مطالب خواندنى بوده و مؤلف بزرگوار، بسیارى از اشعار عربى و فارسى خود را در این کتاب - به تناسب مقام - ذکر نموده و چیره دستى خود را در فن قصیده سرایى نشان داده است. در سبب تألیف این کتاب، آورده اند: از مرحوم محدث نورى مى خواهند که بحارالانوار را براى چاپ، مقابله و تصحیح نماید و ایشان، این کار را به مرحوم آیت الله ارباب حواله مى دهد. معظم له نیز مى پذیرد، اما در اثر انجام این کار سنگین و طاقت فرسا، نور چشم خود را از دست مى دهد و کم دید مى شود. لذا نذر مى کند که اگر خداوند او را شفا دهد کتاب اربعین را بنویسد. و خداوند متعال او را شفا داد و او هم این کتاب را در سال ۱۳۲۸ ق نگاشت و در سال ۱۳۳۰ به چاپ رسید.[۸] مؤلف محترم، در آغاز سلسله سند خویش را به ائمه اطهار علیهم السلام از طریق محدث نورى، و در حدیث ۴۰، از طریق آیات عظام: حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى، سید محمد هندى نجفى، شیخ الشریعه اصفهانى و محدث نورى بازگو کرده است.
  2. دیوان اشعار (مجموعه اى از اشعار عربى و فارسى، که برخى از آن‌ها بسیار معروف است و اگر گردآورى شود، دیوانى بزرگ خواهد شد.)؛
  3. شرح کتاب «بیان» شهید اول - دوره فقه
  4. شرح قصیده عینیه سید حمیرى (لامّ عمرو باللوى مربع)؛
  5. رجوم الشیاطین، در رد بر فرقه ضاله بابى و بهایى؛
  6. حاشیه بر کتاب «جواهر الکلام»؛
  7. حاشیه بر کتاب «اسفار»؛
  8. تصحیح و مقابله کتاب‌هاى: «بحارالانوار»، «الغیبت» نعمانى (چاپ ۱۳۱۸ ق)، «اثبات الوصیة» مسعودى (چاپ ۱۳۲۰ ق)، «کنزالعرفان» فاضل مقداد و «منهاج النجاة» فیض کاشانى.

ویژگی‌هاى اخلاقى

آن فقیه بزرگ داراى سجایا و صفاتى بود که از دیگران، متمایزش ساخته بود. از جمله ویژگی‌هایش دستگیرى از مستمندان و کمک به مردم بود. جود و احسان شیوه او بود و به این ویژگى مشهور چنان که درباره اش نوشته اند: «وى از آیات الهیه و از براهین قاطعه طریقه جعفریه، در فقاهت و اجتهاد مقامى بسیار بلند و رتبه اى ارجمند داشت. به مقام بزرگوارى و بسط ید و نفاذ حکم و قبول عامه که او داشت کمتر کسى رسیده است...».[۹]

مهربانى و دوستى اش با مردم به اندازه اى بود که حتى مجرمین آن زمان به خود اجازه مى دادند بدو پناهنده شوند و در منزلش «بست» بنشینند و در امان باشند. بسیار متهجد و شب زنده دار بود و در سفر و حضر تهجدش ترک نمى شد. به عزادارى اهل بیت علیهم السلام اهمیت بسیار مى داد و در مجالس ماتم ایشان با صداى بلند مى گریست. چنانکه شاگرد نامدارش مرحوم حاج شیخ عباس قمى مى نویسد: «وى مانند محمد بن احمد بن عبدالله بصرى، ملقب به مفجع و معروف به کثرت بکاء و گریه و زارى بر اهل بیت بود».[۱۰]

معظم له در دهه عاشورا و آخر ماه صفر و روز بیست و پنجم ماه رجب - سالروز شهادت حضرت موسى بن جعفر - در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه سلام الله علیها منبر مى رفت و مردم را موعظه و ارشاد مى فرمود. در تفقد و دلجویى از سادات بسیار کوشا بود و به محرومان، فراوان رسیدگى مى کرد. متواضع و خوش مجلس و خوش برخورد بود و از علماى معاصر خود، تجلیل فراوان مى نمود.[۱۱]

منبرى داشت شیرین و متین و محضرى بس نمکین، در نهى از منکر و منع اهل فجور قلبى قوى و قدمى راسخ داشت و در حفظ حدود شرعیه دقیقه اى فرونگذاشت... جماعت علما در محضر وى، خود را کوچک مى شمردند و بزرگان دین و دنیا نامش را به حرمت تمام مى بردند.[۱۲] او وجود منکرات را در قم برنمى تافت و با آن شدیداً به مبارزه مى پرداخت. به گونه اى که صاحب تحفة الفاطمیین مى‌نویسد: «...در حفظ حماى شریعت مصطفوى دقیقه اى فرونگذاشت و در این باب اقدام و اهتمام او را دیگرى نداشت».

آن مرحوم، هماره در دفاع از حقوق عامه پیشقدم بود. در جنگ جهانى اول که قواى روس وارد ایران شده و همه جا را دستخوش ناامنى و چپاول و ناراحتى مردم ساخته بودند، شهر قم نیز از این مصیبت در رنج و آزار بود. به گونه‌اى که قواى روسى به غیر از غارت و چپاول اموال مردم، کار را به جایى رسانده‌اند که دست تعدى به ناموس مردم دراز کرده و امنیت را از شهر سلب نموده بودند. لذا مرحوم حاج میرزا محمد ارباب -بزرگ علماى قم - به همراه چند تن از محترمین شهر به دیدن ژنرال «باراتف» روسى رفت و پس از گفتگوهاى بسیار ژنرال روسى را تحت تأثیر قرار داد و او گفت: «من در خدمت شما هستم و دستور داد که هیچ سربازى حق ندارد به کسى از مردم تعرض کند، و با این کار هوشمندانه معظم‌له مردم قم از تعرض سربازان روس در امان مى‌مانند».[۱۳]

وفات

سرانجام آن فقیه بزرگ، پس از عمرى تلاش و کوشش در ترویج دین و بزرگداشت شعایر الهى، در سال ۱۳۴۱ ق. در ۶۸ سالگى چشم از جهان فروبست. پیکر پاکش پس از یک تشییع باشکوه، در قبرستان شیخان قم - در جوار مرقد میرزاى قمى - به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. اشراقى، مقدمه اربعین الحسینیة، ص «ب».
  2. مهدى عباسى، تاریخ تکایا و عزادارى قم، ص ۲۵۹-۲۶۰.
  3. مدرسى طباطبایى، کتابشناسى آثار مربوط به قم. ص ۷۳-۷۸.
  4. شیخ آقا بزرگ تهرانى، نقباءالبشر، ج ۳، ص ۱۱۸۶ و هدیة الرازى، ذیل شماره ۲۹۰.
  5. شریف رازى محمد، گنجینه دانشمندان، ج ۱، ص ۱۵۲ به نقل از: شیخ حسین ارده شیره قمى، تحفة الفاطمیین. ج ۱.
  6. تحفة الفاطمیین، ج ۱ و مدرس خیابانى، ریحانة الادب، ج ۳، ص ۳۲۰.
  7. ناصرالدین انصارى، مجله مسجد.
  8. حاج شیخ عباس قمى، سفینةالبحار، ج ۲، ص ۱۷.
  9. محدث قمى، فوائد الرضویة، ص ۶۰۲.
  10. على دوانى، مفاخر اسلام، ج ۱۱، ص ۲۴۰. در آن متن پاسخ محدث قمى و اشعارى در مدح مرحوم آیت الله ارباب - که سروده محدث قمى است - ذکر شده.
  11. شریف رازى. آثار الحجة، ج ۱، ص ۱۶.
  12. شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة، ج ۱، ص ۴۲۵.
  13. شریف رازى. آثار الحجة، ج ۱، ص ۱۳۵-۱۳۷ و گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۳۳۸.

منابع