مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

فیض کاشانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
{{خوب}}
 +
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
||نام کامل = ملامحسن فیض کاشانی  
+
|نام کامل = ملامحسن فیض کاشانی
||تصویر= [[پرونده:Feyz-kashani.jpg|260px]]
+
|تصویر= [[پرونده:مقبره فیض.jpg|200px|بندانگشتی|مقبره فیض کاشانی در کاشان]]
||زادروز =  1007 قمری
+
|زادروز =  ۱۰۰۷ قمری
 
|زادگاه =  کاشان
 
|زادگاه =  کاشان
|وفات =  1091 قمری
+
|وفات =  ۱۰۹۱ قمری
 
|مدفن =  كاشان
 
|مدفن =  كاشان
|اساتید =  [[محمدتقی مجلسی]]، [[شیخ بهایی]]، [[ملاصدرا]]،...
+
|اساتید =  [[شیخ بهایی]]، [[ملاصدرا]]، [[محمدتقی مجلسی]]، [[میرداماد]]،...
|شاگردان = [[علامه مجلسی]]، [[سید نعمت الله جزایری]]، ...
+
|شاگردان = [[علامه مجلسی]]، [[سید نعمت الله جزایری]]، [[قاضی سعید قمی]]،...
|آثار = تفسیر صافی، [[الوافی]]، المحجه البیضاء،...  
+
|آثار = [[تفسیر صافی (کتاب)|تفسیر صافی]]، [[الوافی]]، [[نوادر الاخبار فيما يتعلق باصول الدين]]، [[المحجة البیضاء|المحجة البیضاء]]،...  
 
}}
 
}}
ملا محمد محسن فیض کاشانی (۱۰۰۷ق - ۱۰۹۱قملقب به فیض، از علما و عرفای نامی قرن یازدهم هجری است. بهره مندی  فیض از محضر عالمان بزرگ عصر خویش نظیر ملا [[محمدتقی مجلسی]]، [[شیخ بهایی]]، [[میرداماد]]، [[ملاصدرا]] سبب پرورش دانشمندانی برجسته ایی همچون [[علامه مجلسی]] صاحب [[بحارالانوار]] و [[سید نعمت الله جزایری]] مولف انوار النعمانیه شد. [[تفسیر صافی (کتاب)|تفسیر صافی]]، [[الوافی]] و  [[حق اليقين (کتاب)|حق الیقین]] از آثار او به شمار می آیند.
+
'''ملا محمدمحسن فیض کاشانی''' (۱۰۹۱-۱۰۰۷ ق[[فقیه]]، [[محدث]]، مفسر نامی [[شیعه]] در قرن یازدهم هجری است. فیض از محضر عالمان بزرگ عصر خویش نظیر [[محمدتقی مجلسی]]، [[شیخ بهایی]] و [[ملاصدرا]] بهره‌مند بود و خود دانشمندان برجسته‌ای همچون [[علامه مجلسی]] و [[سید نعمت الله جزایری]] را پرورش داد. «[[تفسیر صافی (کتاب)|تفسیر صافی]]» و «[[الوافی]]» از آثار ماندگار او به شمار می‌آیند.
 
 
 
 
 
==ولادت و نسب==
 
==ولادت و نسب==
  
محمد مشهور به ملا محسن در چهاردهم ماه [[صفر]] سال ۱۰۰۷ ق. در یکی از معروف‌ترین خاندان علم، [[عرفان]] و ادب، که سابقه درخشان آنان به حدود چهار قرن می‌رسد در [[کاشان|کاشان]] به دنیا آمد.  
+
محمد مشهور به ملا محسن در چهاردهم ماه [[صفر]] سال ۱۰۰۷ ق. در یکی از معروف‌ترین خاندان علم، [[عرفان]] و ادب، که سابقه درخشان آنان به حدود چهار قرن می‌رسد در کاشان به دنیا آمد.  
  
پدرش رضی الدین شاه مرتضی (۹۵۰ ـ ۱۰۰۹ ق) [[فقیه]]، متکلم، مفسر و ادیب در کاشان حوزه تدریس داشته و از شاگردان [[ملا فتح الله کاشانی|ملا فتح الله کاشانی]] (متوفی ۹۸۸ ق) و ضیاء الدین محمد رازی (متوفی ۱۰۹۱ ق) بوده است. مادر او زهرا خاتون (متوفی ۱۰۷۱ ق.) بانویی عالم و شاعر، دختر ضیاء العرفا رازی (از عالمان بزرگ شهر ری) بوده است. جد فیض تاج الدین شاه محمود فرزند ملا علی کاشانی، عالم و عارف، شاعر و از ناموران زمان خویش در کاشان بوده و در آن جا مدفون است.<ref> محارن الحکمه فی...، محمد علم الهدی، ج ۱، ص ۹، ۱۲، انتشارات جامعه مدرسین قم.</ref>  
+
پدرش رضی الدین شاه مرتضی (۹۵۰ ـ ۱۰۰۹ ق) [[فقیه]]، متکلم، مفسر و ادیب در کاشان حوزه تدریس داشته و از شاگردان [[ملا فتح الله کاشانی|ملا فتح الله کاشانی]] (متوفی ۹۸۸ ق) و ضیاء الدین محمد رازی (متوفی ۱۰۹۱ ق) بوده است. مادر او زهرا خاتون (متوفی ۱۰۷۱ ق) بانویی عالم و شاعر، دختر ضیاء العرفا رازی (از عالمان بزرگ شهر ری) بوده است. جد فیض تاج الدین شاه محمود فرزند ملا علی کاشانی، عالم و عارف، شاعر و از ناموران زمان خویش در کاشان بوده و در آن جا مدفون است.<ref> معادن الحکمه، محمد علم الهدی، ج ۱، ص ۹، ۱۲، انتشارات جامعه مدرسین قم.</ref>  
==دوران کودکی و تحصیلات==
+
==تحصیلات و استادان==
  
 
ملا محسن چهارمین فرزند شاه مرتضی در دو سالگی پدر خود را از دست داد. از آن پس دایی و عمویش<ref> نام وی در کتاب ها نیامده است.</ref> تعلیم و تربیت او و دیگر برادرانش را به عهده گرفتند و چون فیض از برداران خود باهوش‌تر بود مقدمات علوم دینی و بخش هایی از آن را تا سن بلوغ در کاشان نزد عمو و دایی اش نورالدین محمد مشهور به حکیم و آخوند نورا (متوفی ۱۰۴۷ ق) فراگرفت.  
 
ملا محسن چهارمین فرزند شاه مرتضی در دو سالگی پدر خود را از دست داد. از آن پس دایی و عمویش<ref> نام وی در کتاب ها نیامده است.</ref> تعلیم و تربیت او و دیگر برادرانش را به عهده گرفتند و چون فیض از برداران خود باهوش‌تر بود مقدمات علوم دینی و بخش هایی از آن را تا سن بلوغ در کاشان نزد عمو و دایی اش نورالدین محمد مشهور به حکیم و آخوند نورا (متوفی ۱۰۴۷ ق) فراگرفت.  
  
بیست ساله بود که با برادر بزرگش عبدالغفور برای ادامه تحصیل به [[اصفهان]] که در آن روزگار پایتخت کشور و مرکز تجمع علمای بزرگ و اساتید ماهر در رشته‌های مختلف علوم اسلامی بود، رهسپار گردید و از این موقعیت مناسب که در هیچ یک از شهرهای [[ایران]] و دیگر ممالک اسلامی یافت نمی‌شد بیشترین بهره‌ها و استفاده های علمی را برد.<ref> رساله شرح صدر، ضمیمه ده رساله فیض کاشانی، ص ۵۸، چاپ مرکز تحقیقات علمی و دینی [[امیرالمومنین]]، اصفهان.</ref>  
+
بیست ساله بود که با برادر بزرگش عبدالغفور برای ادامه تحصیل به [[اصفهان]] که در آن روزگار پایتخت کشور و مرکز تجمع علمای بزرگ و اساتید ماهر در رشته‌های مختلف [[علوم اسلامی]] بود، رهسپار گردید و از این موقعیت مناسب که در هیچ یک از شهرهای [[ایران]] و دیگر ممالک اسلامی یافت نمی‌شد بیشترین بهره‌ها و استفاده های علمی را برد.<ref> رساله شرح صدر، ضمیمه ده رساله فیض کاشانی، ص ۵۸، چاپ مرکز تحقیقات علمی و دینی امیرالمومنین، اصفهان.</ref>  
  
مشهورترین استادان و ناموران اجازه [[اجتهاد]] و نقل روایت فیض در اصفهان، [[محمدتقی مجلسی|ملا محمدتقی مجلسی]] (متوفی ۱۰۷۰ ق)، [[شیخ بهایی]] (متوفی ۱۰۳۱ ق) در علوم [[فقه]] و [[حدیث]] و [[تفسیر]]، و [[میرداماد]] (متوفی ۱۰۴۰ ق)، [[میرفندرسکی]] (متوفی ۱۰۵۰ ق) و [[ملاصدرا]] (متوفی ۱۰۵۰ ق) در [[فلسفه]]، [[عرفان]] و [[کلام]] بوده‌اند.  
+
مشهورترین استادان اجازه [[اجتهاد]] و نقل روایت فیض در اصفهان، [[محمدتقی مجلسی|ملا محمدتقی مجلسی]] (متوفی ۱۰۷۰ ق)، [[شیخ بهایی]] (متوفی ۱۰۳۱ ق) در علوم [[فقه]] و [[حدیث]] و [[تفسیر]]، و [[میرداماد]] (متوفی ۱۰۴۰ ق)، [[میرفندرسکی]] (متوفی ۱۰۵۰ ق) و [[ملاصدرا]] (متوفی ۱۰۵۰ ق) در [[فلسفه]]، [[عرفان]] و [[کلام]] بوده‌اند.  
  
پس از آن ملا محسن با شنیدن خبر ورود [[سید ماجد بحرانی]] (متوفی ۱۰۲۸ ق) به [[شیراز]]، از اصفهان به آن جا رفت و مدت دو سال نزد ایشان به تکمیل علم حدیث و روایت پرداخت و از او نیز اجازه نقل روایت گرفت و به اصفهان بازگشت و بار دیگر در حلقه درس و بحث شیخ بهایی حاضر شد و استفاده‌های شایان برد.  
+
پس از آن ملا محسن با شنیدن خبر ورود [[سید ماجد بحرانی]] (متوفی ۱۰۲۸ ق) به [[شیراز]]، از اصفهان به آن جا رفت و مدت دو سال نزد ایشان به تکمیل علم حدیث و روایت پرداخت و از او نیز [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل روایت گرفت و به اصفهان بازگشت و بار دیگر در حلقه درس و بحث شیخ بهایی حاضر شد و استفاده‌های شایان برد.  
  
در این سال ها که فیض از تقلید مستغنی و برای [[حج]] مستطیع شده بود عازم [[بیت الله الحرام]] گردید و در آن جا به ملاقات شیخ محمد فرزند حسن بن زین الدین عاملی (متوفی ۱۰۳۰ ق) رفت و از آن بزرگوار پس از استفاده‌های علمی، اجازه روایت و نقل حدیث دریافت کرد.<ref> همان، ص ۵۹ - ۶۰.</ref>
+
در این سال ها که فیض از [[تقلید]] مستغنی و برای [[حج]]، [[استطاعت در حج|مستطیع]] شده بود، عازم [[بیت الله الحرام]] گردید و در آن جا به ملاقات شیخ محمد فرزند حسن بن زین الدین عاملی (متوفی ۱۰۳۰ ق) رفت و از آن بزرگوار نیز پس از استفاده‌های علمی، اجازه روایت و نقل حدیث دریافت کرد.<ref> همان، ص ۵۹ - ۶۰.</ref>
  
او پس از مراجعت از [[مکه]] به شهرهای دیگر ایران مسافرت کرد و از دانشمندان آن شهرها بهره برد تا زمانی که ملاصدرا از شیراز به [[قم]] مهاجرت کرد و در کهک قم اقامت گزید. در این موقعیت که ملاصدرا دوره ریاضت و علم باطنی را شروع کرده بود ملامحسن و ملا عبدالرزاق لاهیجی به سویش شتافته، مدت هشت سال مونس تنهایی او بودند و در مصاحبت های شبانه روزی با استاد استفاده کامل معنوی می‌بردند.
+
او پس از مراجعت از [[مکه]] به شهرهای دیگر [[ایران]] مسافرت کرد و از دانشمندان آن شهرها بهره برد تا زمانی که ملاصدرا از شیراز به [[قم]] مهاجرت کرد و در کهک قم اقامت گزید. در این موقعیت که ملاصدرا دوره ریاضت و علم باطنی را شروع کرده بود، ملامحسن و [[ملا عبدالرزاق لاهیجی]] به سویش شتافته، مدت هشت سال مونس تنهایی او بودند و در مصاحبت های شبانه روزی با استاد استفاده کامل معنوی می‌بردند.
  
 
در این دوران (۱۰۴۰ ـ ۱۰۲۹ ق) ملاصدرا دو دختر فاضل و عالم خود را به دو شاگردش ملا محسن و ملا عبدالرزاق تزویج کرد و آن دو شاگرد و داماد را به «فیض» و «فیاض» لقب داد. در همین زمان از سوی حاکم شیراز از ملاصدرا تقاضای مراجعت به شیراز شد. او این دعوت را پذیرفت. فیض نیز به همراه استاد و پدر همسرش به شیراز رفت و نزدیک به دو سال در آن جا ماند. بعد از این مدت او به کاشان بازگشت و به امر تدریس، تعلیم، تبلیغ و ترویج و تألیف و تصنیف مشغول گردید و گاه در قمصر و کاشان با جمعی از دوستان [[نماز جمعه]] اقامه نمود.<ref> همان، ص ۶۱ و ۶۲ و دیوان فیض، سه جلدی چاپ جدید، به تصحیح آقای مصطفی فیضی، مقدمه جلد اول.</ref>  
 
در این دوران (۱۰۴۰ ـ ۱۰۲۹ ق) ملاصدرا دو دختر فاضل و عالم خود را به دو شاگردش ملا محسن و ملا عبدالرزاق تزویج کرد و آن دو شاگرد و داماد را به «فیض» و «فیاض» لقب داد. در همین زمان از سوی حاکم شیراز از ملاصدرا تقاضای مراجعت به شیراز شد. او این دعوت را پذیرفت. فیض نیز به همراه استاد و پدر همسرش به شیراز رفت و نزدیک به دو سال در آن جا ماند. بعد از این مدت او به کاشان بازگشت و به امر تدریس، تعلیم، تبلیغ و ترویج و تألیف و تصنیف مشغول گردید و گاه در قمصر و کاشان با جمعی از دوستان [[نماز جمعه]] اقامه نمود.<ref> همان، ص ۶۱ و ۶۲ و دیوان فیض، سه جلدی چاپ جدید، به تصحیح آقای مصطفی فیضی، مقدمه جلد اول.</ref>  
  
==شاگردان معروف فیض==
+
==شاگردان==
 
 
ملا محسن شاگردان فراوانی داشت. آنان علاوه بر استفاده‌های علمی و معنوی از او به کسب اجازه‌های [[اجتهاد]] و نقل [[حدیث]] نیز مفتخر گردیده بودند معروفترین شاگردان ایشان عبارتند از:
 
 
 
- [[محمد بن محسن فیض کاشانی|محمد]] مشهور به عَلَم الهدی (۱۰۲۹ ـ ۱۱۱۵ ق) فرزند فیض که از دوران کودکی تا پایان عمر نزد پدر حضور داشته و در تألیف و تصنیف کتاب و رساله‌ها با او همکاری می‌کرده است. علم الهدی از پدر چندین اجازه مختصر و طولانی دریافت نموده و خود او دارای آثار علمی فراوان می‌باشد.<ref> معادن الحکمه، ج ۱، ص ۹ و ۱۶.</ref>
 
 
 
- احمد مشهور به معین الدین (۱۰۵۶ ـ ۱۱۰۷ ق) فرزند دیگر فیض که او نیز در [[فقه]] و حدیث متبحر و دارای تألیفانی بوده است.<ref> همان.</ref>
 
 
 
- محمد مؤمن فرزند عبدالغفور (برادر فیض): از فقیهان و مدرسان عصر خود که در یکی از شهرهای مازندران به تعلیم و تدریس طلاب و محصلان علوم دینی اشتغال داشته است.
 
 
 
- شاه مرتضی دوم: پسر برادر فیض و دو فرزند او به نام های محمد هادی و نورالدین محمد که هر سه از فاضلان عصر خود و دارای کتاب و رساله‌های متعدد بوده‌اند.<ref> همان، ص ۲۶، ۳۰.</ref>
 
 
 
- ضیاء الدین محمد: او فرزند حکیم نورالدین، دایی فیض (متوفی ۱۰۴۷ ق) است که عالمی حکیم و عارفی دانشمند و شاعر بوده است.<ref> دیوان فیض، ج ۱، ص ۹۵ و ۱۵۸.</ref>
 
 
 
- ملا شاه فضل الله و ملا علامی: خواهرزادگان فیض و فرزندان ملامحمد شریف. این دو در علوم عقلی و نقلی صاحب نظر بودند و شاه فضل الله حدود چهل تألیف در موضوعات فقه، [[تفسیر]] و [[کلام]] داشته است.
 
 
 
- [[علامه مجلسى|ملا محمدباقر مجلسی]] (۱۰۳۷ ـ ۱۱۱۱ ق) مؤلف [[بحارالانوار]].
 
 
 
- [[سید نعمت الله جزائری|سید نعمت الله جزایری]] (متوفی ۱۱۱۲ ق).
 
  
- قاضی سعید قمی (متوفای ۱۱۰۳ ق).  
+
ملا محسن فیض شاگردان فراوانی داشت. آنان علاوه بر استفاده‌های علمی و معنوی، از او به کسب اجازه‌های [[اجتهاد]] و نقل [[حدیث]] نیز مفتخر گردیده بودند. برخی از شاگردان ایشان عبارتند از:
  
- ملا محمد صادق خضری ـ شمس الدین محمد قمی ـ شیخ محمد محسن عرفان شیرازی و... .<ref> الوافی، ج ۱، نشر مکتبه الامام امیرالمؤمنین علیه السلام، اصفهان، ص ۲۳ و مقدمه دیوان فیض، ج اول.</ref>  
+
* [[علامه مجلسى|ملا محمدباقر مجلسی]] (۱۰۳۷ ـ ۱۱۱۱ ق) مؤلف [[بحارالانوار]].
 +
* [[سید نعمت الله جزائری|سید نعمت الله جزایری]] (متوفی ۱۱۱۲ ق).  
 +
* [[قاضی سعید قمی]] (متوفای ۱۱۰۳ ق).<ref> الوافی، ج ۱، نشر مکتبه الامام امیرالمؤمنین علیه السلام، اصفهان، ص ۲۳ و مقدمه دیوان فیض، ج اول.</ref>
 +
* محمد مشهور به عَلَم الهدی (۱۰۲۹ ـ ۱۱۱۵ ق): فرزند فیض که از دوران کودکی تا پایان عمر نزد پدر حضور داشته و در تألیف و تصنیف کتاب و رساله‌ها با او همکاری می‌کرده است. علم الهدی از پدر چندین اجازه مختصر و طولانی دریافت نموده و خود او دارای آثار علمی مانند «معادن الحکمه فی مکاتیب الائمه» می‌باشد.<ref> معادن الحکمه، ج ۱، ص ۹ و ۱۶.</ref>
 +
* احمد مشهور به معین الدین (۱۰۵۶ ـ ۱۱۰۷ ق): فرزند دیگر فیض که او نیز در [[فقه]] و حدیث متبحر و دارای تألیفانی بوده است.<ref> همان.</ref>
 +
* محمد مؤمن فرزند عبدالغفور (برادر فیض): از فقیهان و مدرسان عصر خود که در یکی از شهرهای مازندران به تعلیم و تدریس طلاب و محصلان علوم دینی اشتغال داشته است.
 +
* شاه مرتضی دوم: پسر برادر فیض و دو فرزند او به نام های محمد هادی و نورالدین محمد که هر سه از فاضلان عصر خود و دارای کتاب و رساله‌های متعدد بوده‌اند.<ref> همان، ص ۲۶، ۳۰.</ref>
 +
* ضیاء الدین محمد: او فرزند حکیم نورالدین، دایی فیض (متوفی ۱۰۴۷ ق) است که عالمی حکیم و عارفی دانشمند و شاعر بوده است.<ref> دیوان فیض، ج ۱، ص ۹۵ و ۱۵۸.</ref>
 +
* ملا شاه فضل الله و ملا علامی: خواهرزادگان فیض و فرزندان ملامحمد شریف. این دو در علوم عقلی و نقلی صاحب نظر بودند و شاه فضل الله حدود چهل تألیف در موضوعات [[فقه]]، [[تفسیر]] و [[کلام]] داشته است.
  
==تألیفات و تصنیفات==
+
==آثار و تألیفات==
  
فیض کاشانی عمر خود را صرف تعلیم، تدریس و تألیف کرد. او پس از کسب معارف و استفاده علمی و معنوی از استادان بزرگ خود نوشتن کتاب و رساله را از هیجده سالگی آغاز نمود و در طی ۶۵ سال نزدیک به دویست جلد اثر نفیس در علوم و فنون مختلف تألیف کرد. خدمت پرارج ایشان در این آثار نسبت به ترویج [[مذهب شیعه]] با خدمات و زحمات مردان زیادی از عالمان دینی برابری می‌کند. فیض در فهرست‌های متعددی که خود نگاشته تعداد تألیفات و تصنیفات را تا هشتاد جلد ذکر کرده و فرزندش علم الهدی تعداد آثار او را یکصد و سی جلد نام برده است. اما برابر فهرست تهیه شده از سوی ادیب و شاعر معاصر آقای مصطفی فیضی تعداد کتاب ها و رساله‌های فیض قریب به یکصد و چهل مجلد بالغ می‌گردد<ref> دیوان فیض، ج ۱، ص ۷۵ و مقدمه الوافی، ج ۱ و مقدمه ده رساله فیض.</ref> که اکثر آن ها به زیور طبع آراسته شده است. در این جا به چند تألیف مهم فیض که در علوم مختلف نگاشته شده اشاره می‌کنیم:
+
فیض کاشانی عمر خود را صرف تعلیم، تدریس و تألیف کرد. او پس از کسب معارف و استفاده علمی و معنوی از استادان بزرگ خود نوشتن کتاب و رساله را از هیجده سالگی آغاز نمود و در طی ۶۵ سال نزدیک به دویست جلد اثر نفیس در علوم و فنون مختلف تألیف کرد. فیض در فهرست‌های متعددی که خود نگاشته تعداد تألیفات و تصنیفات را تا هشتاد جلد ذکر کرده و فرزندش علم الهدی تعداد آثار او را یکصد و سی جلد نام برده است. اما برابر فهرست تهیه شده از سوی ادیب و شاعر معاصر آقای مصطفی فیضی تعداد کتاب ها و رساله‌های فیض قریب به یکصد و چهل مجلد بالغ می‌گردد<ref> دیوان فیض، ج ۱، ص ۷۵ و مقدمه الوافی، ج ۱ و مقدمه ده رساله فیض.</ref> که اکثر آن ها به زیور طبع آراسته شده است. در این جا به چند تألیف مهم فیض که در علوم مختلف نگاشته شده اشاره می‌کنیم:
  
#[[تفسیر صافی]]: از کتب معتبر در تفسیر [[قرآن]] است. فیض این [[تفسیر قرآن|تفسیر]] را در سال ۱۰۷۵ ق با مطالعه اکثر تفاسیر قرآن (از [[سنی]] و [[شیعه]]) نوشته و در ضمن بیان آیات، روایات معتبر و مستند شیعه را گردآورده است.
+
#[[تفسیر صافی]]: از کتب معتبر در [[تفسیر قرآن]] است. فیض این تفسیر را در سال ۱۰۷۵ ق با مطالعه اکثر تفاسیر [[قرآن]] (از [[سنی]] و [[شیعه]]) نوشته و در ضمن بیان آیات، روایات معتبر و مستند شیعه را گردآورده است.
 
#[[تفسیر اصفی]]: این تفسیر تلخیص صافی است که در سال ۱۰۷۷ ق. نوشته شده است.
 
#[[تفسیر اصفی]]: این تفسیر تلخیص صافی است که در سال ۱۰۷۷ ق. نوشته شده است.
 
#تفسیر مصفی: برگزیده مطالب تفسیری «تفسیر اصفی» می‌باشد.
 
#تفسیر مصفی: برگزیده مطالب تفسیری «تفسیر اصفی» می‌باشد.
#[[الوافى (کتاب)|الوافی]]: محدث کاشانی برای نوشتن کتاب وافی چهار کتاب معتبر [[حدیث]] شیعه ([[الکافی (کتاب)|کافی]]، [[تهذیب الأحکام (کتاب)|تهذیب]]، [[الاستبصار (کتاب)|استبصار]]، [[من لایحضره الفقیه]]) را در سال (۱۰۶۸ ق) تنقیح و با حذف [[احادیث]] مکرر، آن را یک جا در اجزای متعدد جمع کرده و پس از آن فرزندش علم الهدی با نوشتن و افزودن یک جزء که شامل معرفی رجال حدیث، کشف رموز و... بوده آن را تکمیل کرده است. هم اکنون کتاب «[[الوافی]]» در مجلدات متعدد چاپ گردیده است.
+
#[[الوافى (کتاب)|الوافی]]: محدث کاشانی برای نوشتن کتاب وافی چهار کتاب معتبر [[حدیث]] شیعه ([[الکافی (کتاب)|کافی]]، [[تهذیب الأحکام (کتاب)|تهذیب]]، [[الاستبصار (کتاب)|استبصار]]، [[من لایحضره الفقیه]]) را در سال (۱۰۶۸ ق) تنقیح و با حذف احادیث مکرر، آن را یک جا در اجزای متعدد جمع کرده و پس از آن فرزندش علم الهدی با نوشتن و افزودن یک جزء که شامل معرفی رجال حدیث، کشف رموز و... بوده، آن را تکمیل کرده است.
 
#الشافی: منتخبی از احادیث «[[الوافی]]» است که در سال (۱۰۸۲ ق) نگاشته شده است.
 
#الشافی: منتخبی از احادیث «[[الوافی]]» است که در سال (۱۰۸۲ ق) نگاشته شده است.
 
#[[نوادر الاخبار فيما يتعلق باصول الدين]]: مجموعه احادیث نقل نشده در کتب معتبر را گردآورده است.
 
#[[نوادر الاخبار فيما يتعلق باصول الدين]]: مجموعه احادیث نقل نشده در کتب معتبر را گردآورده است.
#[[المحجة البیضاء|المحجه البیضاء]]: فیض در سال ۱۰۴۶ ق. کتاب [[احیاء علوم الدین|احیاء العلوم]] غزالی را تنقیح و تصحیح کرد و با استفاده از احادیث و روایات معتبر شیعه آن را شرح و تکمیل نمود. سپس در سال ۱۰۹۰ ق. المحجه را تلخیص و به نام «[[الحقایق]]» ارائه کرد.
+
#[[المحجة البیضاء|المحجة البیضاء]]: فیض در سال ۱۰۴۶ ق. کتاب «[[احیاء علوم الدین (کتاب)|احیاء العلوم]]» [[ابوحامد غزالی|غزالی]] را تنقیح و تصحیح کرد و با استفاده از احادیث و روایات معتبر شیعه آن را شرح و تکمیل نمود. سپس در سال ۱۰۹۰ ق. المحجة را تلخیص و به نام «[[الحقایق]]» ارائه کرد.
#مفاتیح الشرایع: از کتب روایی [[فقه|فقهی]] و استدلالی فیض است که در سال ۱۰۴۲ ق. نگاشته شده این کتاب دربردارنده همه ابواب فقه است. فیض با عنایت شدید به کتاب و سنت [[معصوم|معصومین]] علیهم السلام و گریز از به کارگیری دلایل عقلی و اجتهاد به رأی، راه نوی فرا روی پژوهشگران در علم فقه قرار داده است. این کتاب از آغاز تألیف مورد توجه مجتهدان و محدثان بوده و تاکنون چهارده شرح و چندین حاشیه بر آن کتاب نگاشته شده که از جمله آن ها شرح آقا [[محمدباقر بهبهانی]] (بزرگ مجتهد قرن دوازدهم) شایان ذکر است.<ref> مقالات و بررسی ها، دفتر ۴۵ و ۴۶، دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران، ص ۵۸.</ref>
+
#مفاتیح الشرایع: از کتب روایی [[فقه|فقهی]] و استدلالی فیض است که در سال ۱۰۴۲ ق. نگاشته شده. این کتاب دربردارنده همه ابواب فقه است. فیض با عنایت شدید به کتاب و سنت [[معصوم|معصومین]] علیهم السلام و گریز از به کارگیری دلایل عقلی و اجتهاد به رأی، راه نوی فرا روی پژوهشگران در علم فقه قرار داده است. این کتاب از آغاز تألیف مورد توجه مجتهدان و [[محدث|محدثان]] بوده و تاکنون چهارده شرح و چندین حاشیه بر آن کتاب نگاشته شده که از جمله آنها شرح [[محمدباقر بهبهانی|محمدباقر وحید بهبهانی]] (بزرگ مجتهد قرن دوازدهم) شایان ذکر است.<ref> مقالات و بررسی ها، دفتر ۴۵ و ۴۶، دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران، ص ۵۸.</ref>
#از کتب [[علم کلام|کلامی]] و [[عرفان|عرفانی]] حکیم و عارف کاشانی کتاب «[[اصول المعارف]]» در چند جلد (تألیف سال ۱۰۴۶ ق)، «[[اصول العقائد]]» (۱۰۳۶ ق)، رساله‌های «علم الیقین»، «الحق الیقین»، «عین الیقین»، «[[الحق المبین]]» و «الجبر والاختیار» و «[[كلمات مكنونه]]» و... می‌باشند.
+
#از کتب [[علم کلام|کلامی]] و [[عرفان|عرفانی]] حکیم و عارف کاشانی، کتاب «[[اصول المعارف (کتاب)|اصول المعارف]]» در چند جلد (تألیف سال ۱۰۴۶ ق)، «[[اصول العقائد (کتاب)|اصول العقائد]]» (۱۰۳۶ ق)، رساله‌های «علم الیقین»، «حق الیقین»، «عین الیقین»، «الحق المبین» و «الجبر والاختیار» و «[[كلمات مكنونه (کتاب)|كلمات مكنونه]]» و... می‌باشند.
#در موضوع [[اخلاق]] و ادب کتاب و رساله‌های متعددی به زبان فارسی و عربی نگاشته است. از آن ها «ضیاء القلب» (تألیف در سال ۱۰۵۷ ق) «الفت نامه» و «زاد السالک» (بین سال های ۱۰۴۰ ـ ۱۰۳۰ ق)، «شرح الصدر» (۱۰۶۵ ق)، «راه صواب»، «گلزار قدس»، «آب زلال»، «دهر آشوب»، «شوق الجمال»، «شوق المهدی»، «شوق العشق» و دیوان [[قصیده|قصائد]]، [[غزل|غزلیات]] و [[مثنوی (قالب شعر)|مثنویات]] می‌باشند.
+
#در موضوع [[اخلاق]] و ادب، کتب و رساله‌های متعددی به زبان فارسی و عربی نگاشته است. از آنها «ضیاء القلب» (تألیف در سال ۱۰۵۷ ق) «الفت نامه» و «زاد السالک» (بین سال های ۱۰۴۰ ـ ۱۰۳۰ ق)، «شرح الصدر» (۱۰۶۵ ق)، «أذکار مهمه»، «راه صواب»، «گلزار قدس»، «آب زلال»، «دهر آشوب»، «شوق الجمال»، «شوق المهدی»، «شوق العشق» و دیوان [[قصیده|قصائد]]، [[غزل|غزلیات]] و [[مثنوی (قالب شعر)|مثنویات]] می‌باشند.
 +
 
 +
==شخصیت فیض==
  
==روحیات فیض==
+
از مطالعه و سیر در کتاب ها و رساله‌های اخلاقی، [[عرفان|عرفانی]] و شرح حال هایی که به قلم خود فیض یا شاگردان و دیگر علما نوشته‌اند، این گونه دریافت می‌شود که فیض به دلیل کثرت تألیفات و تصنیفات و تنوع آنها، عالم و دانشمندی پرکار و جامع در علوم و فنون بوده و سال های متمادی به امر تعلیم و تعلم و افاضه اشتغال داشته است.<ref> مقدمه ده رساله فیض.</ref>
  
از مطالعه و سیر در کتاب ها و رساله‌های اخلاقی، عرفانی و شرح حال هایی که به قلم خود فیض یا شاگردان و دیگر علما نوشته‌اند این گونه دریافت می‌شود که فیض به دلیل کثرت تألیفات و تصنیفات و تنوع آن ها عالم و دانشمندی پرکار و جامع در علوم و فنون بوده و سال های متمادی به امر تعلیم و تعلم و افاضه اشتغال داشته است.<ref> مقدمه ده رساله فیض.</ref> او دارای منشی عالی و نظراتی بلند و از عناوین و القاب گریزان بوده و از به دست آوردن شهرت و قدرت با وجود امکانات خودداری می‌کرده است. وی گوشه‌گیری و انزوا را برای کسب علم باطنی و دانش و تفکر مفید، بر همه چیز ترجیح داده است.<ref> رساله شرح صدر و رساله المشواق.</ref> از رفتن به مهمانی و مجالست با اصحاب و انصار دیوان (حکومت) فاصله می‌گرفته و در جستجوی اهل کمال و کاوش های علمی مسافرت های زیاد کرده است.
+
او دارای منشی عالی و نظراتی بلند و از عناوین و القاب گریزان بوده و از به دست آوردن شهرت و قدرت با وجود امکانات خودداری می‌کرده است. وی گوشه‌گیری و انزوا را برای کسب علم باطنی و دانش و تفکر مفید، بر همه چیز ترجیح داده است.<ref> رساله شرح صدر و رساله المشواق.</ref> از رفتن به مهمانی و مجالست با اصحاب و انصار [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] (حکومت) فاصله می‌گرفته و در جستجوی اهل کمال و کاوش های علمی مسافرت های زیاد کرده است.
  
فیض در بیان آراء و نظریات خود صریح بوده و از ریاء و تظاهر و تملق پرهیز می‌کرده و نارضایتی خود را از هرگونه بی‌بندباری، تظاهرات [[تصوف|صوفیانه]]، تقدس خشک، عالم نماهای دنیاپرست ابراز می‌نموده است.  
+
فیض در بیان آراء و نظریات خود صریح بوده و از [[ریا|ریاء]] و تظاهر و تملق پرهیز می‌کرده و نارضایتی خود را از هرگونه بی‌بندباری، تظاهرات [[تصوف|صوفیانه]]، تقدس خشک، عالم نماهای دنیاپرست ابراز می‌نموده است.  
  
 
در راه اعتلای کلمه [[حق]] و عقاید راستین [[شیعه]] هیچ ترسی و هراسی به خود راه نداده و آرزوی او این بوده است که مسلمانان همه سرزمین ها بدور از تفرقه و پراکندگی همزیستی داشته باشند. این حکیم فرزانه خود را مقلد [[حدیث]] و [[قرآن]] و تابع [[اهل بیت]] علیهم السلام معرفی کرده و می‌گوید: من هر چه خوانده‌ام از یاد من برفت الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم.<ref> رساله انصافیه و رساله المشواق، چاپ سال ۴۸، ص ۹ به بعد، تصحیح آقای مصطفی فیض.</ref>  
 
در راه اعتلای کلمه [[حق]] و عقاید راستین [[شیعه]] هیچ ترسی و هراسی به خود راه نداده و آرزوی او این بوده است که مسلمانان همه سرزمین ها بدور از تفرقه و پراکندگی همزیستی داشته باشند. این حکیم فرزانه خود را مقلد [[حدیث]] و [[قرآن]] و تابع [[اهل بیت]] علیهم السلام معرفی کرده و می‌گوید: من هر چه خوانده‌ام از یاد من برفت الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم.<ref> رساله انصافیه و رساله المشواق، چاپ سال ۴۸، ص ۹ به بعد، تصحیح آقای مصطفی فیض.</ref>  
  
در سرودن اشعار مختلف به زبان فارسی و عربی توانا و این فن را فرع بر علوم و دانستنی‌های دیگر خود شمرده و به تبعیت از اساتید خود [[ملاصدرا]]، [[میرداماد]] و [[شیخ بهایی]] که نیکو شعر می‌سرودند [[رباعی|رباعیات]]، غزلیات، قصاید و مثنوی‌هایی دارد که در چند کتاب و رساله گردآوری شده است.<ref> دیوان فیض، چاپ جدید به تصحیح و تحقیق آقای مصطفی فیضی.</ref>
+
در سرودن اشعار مختلف به زبان فارسی و عربی توانا و این فن را فرع بر علوم و دانستنی‌های دیگر خود شمرده و به تبعیت از اساتید خود [[ملاصدرا]]، [[میرداماد]] و [[شیخ بهایی]] که نیکو [[شعر]] می‌سرودند، [[رباعی|رباعیات]]، [[غزل|غزلیات]]، [[قصیده|قصاید]] و [[مثنوی (قالب شعر)|مثنوی‌هایی]] دارد که در چند کتاب و رساله گردآوری شده است.<ref> دیوان فیض، چاپ جدید به تصحیح و تحقیق آقای مصطفی فیضی.</ref>
  
 
==آراء و اندیشه‌های فیض==
 
==آراء و اندیشه‌های فیض==
  
در لابه‌لای نوشته‌ها و گفته‌های فیض نظرات و آراء ویژه‌ای در مسائل فقهی، [[فلسفه|فلسفی]] و کلامی به چشم می‌خورد که گویای شخصیت واقعی اوست و نیز از این آثار به سیر تطور افکار و اندیشه‌های او و زمانش پی ‌می‌بریم.  
+
در لابه‌لای نوشته‌ها و گفته‌های فیض نظرات و آراء ویژه‌ای در مسائل [[فقه|فقهی]]، [[فلسفه|فلسفی]] و [[علم کلام|کلامی]] به چشم می‌خورد که گویای شخصیت واقعی اوست و نیز از این آثار به سیر تطور افکار و اندیشه‌های او و زمانش پی ‌می‌بریم. برخی فیض را در زمره [[اخباریان]] می‌دانند.  
  
ایشان در تمامی ابواب فقه چنان چه از کتاب فقهی روایی او [[مفاتیح الشرایع]] استفاده می‌شود نظراتی خاص دارد.<ref> مقالات و بررسی‌ها، نشریه دانشکده اللهیات و معارف اسلامی، تهران، ۴۵ - ۵۶، مقالات آقای دکتر علیرضا فیض.</ref>  
+
ایشان در تمامی ابواب فقه چنانچه از کتاب فقهی روایی او «مفاتیح الشرایع» استفاده می‌شود نظراتی خاص دارد.<ref> مقالات و بررسی‌ها، نشریه دانشکده اللهیات و معارف اسلامی، تهران، ۴۵ - ۵۶، مقالات آقای دکتر علیرضا فیض.</ref> یکی از [[فتوا|فتاوا]] و نظریات مهم فیض که در موضوع غنا شهرت دارد بدین شرح است: «فیض به استناد روایاتی معتبر غنا (آواز خوانی) را در مجالس عروسی جایز و همچنین در رساله «مشواق» خود غنا و خواندن اشعار دینی و اخلاقی را به صورت خوش برای ترویح [[روح]] مؤمنان جایز دانسته است. اما در همه آثار او با بیانی روشن مردم را از هر گونه استفاده باطل از غنا و لهو و لعب برحذر داشته و گفته است: در عصر حکومت اسلامی [[امویان|اموی]] و [[عباسیان]] که با [[ائمه اطهار]] علیهم السلام هم عصر بوده‌اند، غنا به گونه مبتذل در درباریان رواج داشت به طوری که زنان مغنیه در مجالس خلفا و وزرا در میان رجال به لهو و لعب مشغول بودند و بدون شک این نوع غنا نمی‌توانسته است مورد قبول پیشوایان بر حق [[امامیه]] باشد».<ref> مقدمه دیوان اشعار، ج ۱، ص ۶۵، به نقل از الوافی.</ref>
  
یکی از [[فتوا|فتاوا]] و نظریات مهم فیض که در موضوع غنا شهرت دارد بدین شرح است: «فیض به استناد روایاتی معتبر غنا (آواز خوانی) را در مجالس عروسی جایز و همچنین در رساله «مشواق» خود غنا و خواندن اشعار دینی و اخلاقی را به صورت خوش برای ترویح [[روح]] مؤمنان جایز دانسته است. اما در همه آثار او با بیانی روشن مردم را از هر گونه استفاده باطل از غنا و لهو و لعب برحذر داشته و گفته است: در عصر حکومت اسلامی [[امویان|اموی]] و [[عباسیان]] که با [[ائمه اطهار]] علیهم السلام هم عصر بوده‌اند، غنا به گونه مبتذل در درباریان رواج داشت به طوری که زنان مغنیه در مجالس خلفا و وزرا در میان رجال به لهو و لعب مشغول بودند و بدون شک این نوع غنا نمی‌توانسته است مورد قبول پیشوایان بر حق [[امامیه]] باشد».<ref> مقدمه دیوان اشعار، ج ۱، ص ۶۵، به نقل از الوافی.</ref>
+
عدم شرط خشک بودن محل مسح در [[وضو]]؛ کفایت هر [[غسل|غسلی]] از وضو، و وجوب عینی [[نماز جمعه]]، از دیگر آرای خاص فیض کاشانی است.  
  
 
==وفات==
 
==وفات==
  
ملا محسن فیض در ۱۰۹۱ قمری در ۸۴ سالگی در کاشان بدرود حیات گفت و در قبرستانی که در زمان حیاتش زمین آن را خریداری و وقف نموده بود، به خاک سپرده شد. بر طبق وصیت ایشان، بر روی [[قبر]] وی سقف و سایبان ساخته نشده است ولی اهالی مسلمان آن دیار، هر صبح جمعه به «قبرستان فیض» رفته، با قرائت فاتحه و توسل به او، از روح ملکوتی‌اش استمداد می‌کنند.<ref> در تدوین این مقاله، علاوه بر زندگینامه‌های مکتوب از سوی فیض در رساله‌های «شرح الصدر»، «اعتذاریه»، «الانصاف» و نوشته‌های دیگران، از مقدمه محققانه دانشمند و ادیب معاصر آقای مصطفی فیض بر «دیوان اشعار فیض» استفاده برده‌ام.</ref>
+
ملا محسن فیض کاشانی در سال ۱۰۹۱ قمری در ۸۴ سالگی در کاشان بدرود حیات گفت و در قبرستانی که در زمان حیاتش زمین آن را خریداری و وقف نموده بود، به خاک سپرده شد.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
  
==منبع==
+
==منابع==
تلخيص از كتاب [[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد مقاله فیض کاشانی از حبيب الله سلمانی آرانی.
+
 
 +
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد ۱، مقاله فیض کاشانی، از حبيب الله سلمانی آرانی.
 +
*ویکی شیعه.
  
 
==پیوندها==
 
==پیوندها==
سطر ۱۰۹: سطر ۱۰۳:
 
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=74957&scope=95YYli2geUFyY0JA8I-fd1c_wH8-sUC4&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب الوافى]'''
 
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=74957&scope=95YYli2geUFyY0JA8I-fd1c_wH8-sUC4&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب الوافى]'''
  
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=39168&scope=GGExsrZOLQxTlUpzi22fuAukfmwpSpoh&flowLastAction=view&from=search&query=%D9%81%D9%8A%D8%B6%20%D9%83%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب تفسير الصافي]'''
+
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=39168&scope=GGExsrZOLQxTlUpzi22fuAukfmwpSpoh&flowLastAction=view&from=search&query=%D9%81%D9%8A%D8%B6%20%D9%83%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب تفسير الصافی]'''
 +
 
 +
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=39136&scope=GGExsrZOLQxxHjrfmcD-vm2z9nEASK8K&flowLastAction=view&from=search&query=%D9%81%D9%8A%D8%B6%20%D9%83%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب الأصفی فی تفسيرالقرآن]'''
  
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=39136&scope=GGExsrZOLQxxHjrfmcD-vm2z9nEASK8K&flowLastAction=view&from=search&query=%D9%81%D9%8A%D8%B6%20%D9%83%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب الأصفي في تفسيرالقرآن]'''
+
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}
  
 
[[رده:علمای قرن یازدهم]]
 
[[رده:علمای قرن یازدهم]]
سطر ۱۱۷: سطر ۱۲۵:
 
[[رده:متکلمان]]
 
[[رده:متکلمان]]
 
[[رده:مفسرین قرآن]]
 
[[رده:مفسرین قرآن]]
 +
[[رده: مقاله های مهم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۰۷:۳۷


مقبره فیض کاشانی در کاشان
نام کامل ملامحسن فیض کاشانی
زادروز ۱۰۰۷ قمری
زادگاه کاشان
وفات ۱۰۹۱ قمری
مدفن كاشان

Line.png

اساتید

شیخ بهایی، ملاصدرا، محمدتقی مجلسی، میرداماد،...

شاگردان

علامه مجلسی، سید نعمت الله جزایری، قاضی سعید قمی،...

آثار

تفسیر صافی، الوافی، نوادر الاخبار فيما يتعلق باصول الدين، المحجة البیضاء،...

ملا محمدمحسن فیض کاشانی (۱۰۹۱-۱۰۰۷ ق)، فقیه، محدث، مفسر نامی شیعه در قرن یازدهم هجری است. فیض از محضر عالمان بزرگ عصر خویش نظیر محمدتقی مجلسی، شیخ بهایی و ملاصدرا بهره‌مند بود و خود دانشمندان برجسته‌ای همچون علامه مجلسی و سید نعمت الله جزایری را پرورش داد. «تفسیر صافی» و «الوافی» از آثار ماندگار او به شمار می‌آیند.

ولادت و نسب

محمد مشهور به ملا محسن در چهاردهم ماه صفر سال ۱۰۰۷ ق. در یکی از معروف‌ترین خاندان علم، عرفان و ادب، که سابقه درخشان آنان به حدود چهار قرن می‌رسد در کاشان به دنیا آمد.

پدرش رضی الدین شاه مرتضی (۹۵۰ ـ ۱۰۰۹ ق) فقیه، متکلم، مفسر و ادیب در کاشان حوزه تدریس داشته و از شاگردان ملا فتح الله کاشانی (متوفی ۹۸۸ ق) و ضیاء الدین محمد رازی (متوفی ۱۰۹۱ ق) بوده است. مادر او زهرا خاتون (متوفی ۱۰۷۱ ق) بانویی عالم و شاعر، دختر ضیاء العرفا رازی (از عالمان بزرگ شهر ری) بوده است. جد فیض تاج الدین شاه محمود فرزند ملا علی کاشانی، عالم و عارف، شاعر و از ناموران زمان خویش در کاشان بوده و در آن جا مدفون است.[۱]

تحصیلات و استادان

ملا محسن چهارمین فرزند شاه مرتضی در دو سالگی پدر خود را از دست داد. از آن پس دایی و عمویش[۲] تعلیم و تربیت او و دیگر برادرانش را به عهده گرفتند و چون فیض از برداران خود باهوش‌تر بود مقدمات علوم دینی و بخش هایی از آن را تا سن بلوغ در کاشان نزد عمو و دایی اش نورالدین محمد مشهور به حکیم و آخوند نورا (متوفی ۱۰۴۷ ق) فراگرفت.

بیست ساله بود که با برادر بزرگش عبدالغفور برای ادامه تحصیل به اصفهان که در آن روزگار پایتخت کشور و مرکز تجمع علمای بزرگ و اساتید ماهر در رشته‌های مختلف علوم اسلامی بود، رهسپار گردید و از این موقعیت مناسب که در هیچ یک از شهرهای ایران و دیگر ممالک اسلامی یافت نمی‌شد بیشترین بهره‌ها و استفاده های علمی را برد.[۳]

مشهورترین استادان اجازه اجتهاد و نقل روایت فیض در اصفهان، ملا محمدتقی مجلسی (متوفی ۱۰۷۰ ق)، شیخ بهایی (متوفی ۱۰۳۱ ق) در علوم فقه و حدیث و تفسیر، و میرداماد (متوفی ۱۰۴۰ ق)، میرفندرسکی (متوفی ۱۰۵۰ ق) و ملاصدرا (متوفی ۱۰۵۰ ق) در فلسفه، عرفان و کلام بوده‌اند.

پس از آن ملا محسن با شنیدن خبر ورود سید ماجد بحرانی (متوفی ۱۰۲۸ ق) به شیراز، از اصفهان به آن جا رفت و مدت دو سال نزد ایشان به تکمیل علم حدیث و روایت پرداخت و از او نیز اجازه نقل روایت گرفت و به اصفهان بازگشت و بار دیگر در حلقه درس و بحث شیخ بهایی حاضر شد و استفاده‌های شایان برد.

در این سال ها که فیض از تقلید مستغنی و برای حج، مستطیع شده بود، عازم بیت الله الحرام گردید و در آن جا به ملاقات شیخ محمد فرزند حسن بن زین الدین عاملی (متوفی ۱۰۳۰ ق) رفت و از آن بزرگوار نیز پس از استفاده‌های علمی، اجازه روایت و نقل حدیث دریافت کرد.[۴]

او پس از مراجعت از مکه به شهرهای دیگر ایران مسافرت کرد و از دانشمندان آن شهرها بهره برد تا زمانی که ملاصدرا از شیراز به قم مهاجرت کرد و در کهک قم اقامت گزید. در این موقعیت که ملاصدرا دوره ریاضت و علم باطنی را شروع کرده بود، ملامحسن و ملا عبدالرزاق لاهیجی به سویش شتافته، مدت هشت سال مونس تنهایی او بودند و در مصاحبت های شبانه روزی با استاد استفاده کامل معنوی می‌بردند.

در این دوران (۱۰۴۰ ـ ۱۰۲۹ ق) ملاصدرا دو دختر فاضل و عالم خود را به دو شاگردش ملا محسن و ملا عبدالرزاق تزویج کرد و آن دو شاگرد و داماد را به «فیض» و «فیاض» لقب داد. در همین زمان از سوی حاکم شیراز از ملاصدرا تقاضای مراجعت به شیراز شد. او این دعوت را پذیرفت. فیض نیز به همراه استاد و پدر همسرش به شیراز رفت و نزدیک به دو سال در آن جا ماند. بعد از این مدت او به کاشان بازگشت و به امر تدریس، تعلیم، تبلیغ و ترویج و تألیف و تصنیف مشغول گردید و گاه در قمصر و کاشان با جمعی از دوستان نماز جمعه اقامه نمود.[۵]

شاگردان

ملا محسن فیض شاگردان فراوانی داشت. آنان علاوه بر استفاده‌های علمی و معنوی، از او به کسب اجازه‌های اجتهاد و نقل حدیث نیز مفتخر گردیده بودند. برخی از شاگردان ایشان عبارتند از:

  • ملا محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ ـ ۱۱۱۱ ق) مؤلف بحارالانوار.
  • سید نعمت الله جزایری (متوفی ۱۱۱۲ ق).
  • قاضی سعید قمی (متوفای ۱۱۰۳ ق).[۶]
  • محمد مشهور به عَلَم الهدی (۱۰۲۹ ـ ۱۱۱۵ ق): فرزند فیض که از دوران کودکی تا پایان عمر نزد پدر حضور داشته و در تألیف و تصنیف کتاب و رساله‌ها با او همکاری می‌کرده است. علم الهدی از پدر چندین اجازه مختصر و طولانی دریافت نموده و خود او دارای آثار علمی مانند «معادن الحکمه فی مکاتیب الائمه» می‌باشد.[۷]
  • احمد مشهور به معین الدین (۱۰۵۶ ـ ۱۱۰۷ ق): فرزند دیگر فیض که او نیز در فقه و حدیث متبحر و دارای تألیفانی بوده است.[۸]
  • محمد مؤمن فرزند عبدالغفور (برادر فیض): از فقیهان و مدرسان عصر خود که در یکی از شهرهای مازندران به تعلیم و تدریس طلاب و محصلان علوم دینی اشتغال داشته است.
  • شاه مرتضی دوم: پسر برادر فیض و دو فرزند او به نام های محمد هادی و نورالدین محمد که هر سه از فاضلان عصر خود و دارای کتاب و رساله‌های متعدد بوده‌اند.[۹]
  • ضیاء الدین محمد: او فرزند حکیم نورالدین، دایی فیض (متوفی ۱۰۴۷ ق) است که عالمی حکیم و عارفی دانشمند و شاعر بوده است.[۱۰]
  • ملا شاه فضل الله و ملا علامی: خواهرزادگان فیض و فرزندان ملامحمد شریف. این دو در علوم عقلی و نقلی صاحب نظر بودند و شاه فضل الله حدود چهل تألیف در موضوعات فقه، تفسیر و کلام داشته است.

آثار و تألیفات

فیض کاشانی عمر خود را صرف تعلیم، تدریس و تألیف کرد. او پس از کسب معارف و استفاده علمی و معنوی از استادان بزرگ خود نوشتن کتاب و رساله را از هیجده سالگی آغاز نمود و در طی ۶۵ سال نزدیک به دویست جلد اثر نفیس در علوم و فنون مختلف تألیف کرد. فیض در فهرست‌های متعددی که خود نگاشته تعداد تألیفات و تصنیفات را تا هشتاد جلد ذکر کرده و فرزندش علم الهدی تعداد آثار او را یکصد و سی جلد نام برده است. اما برابر فهرست تهیه شده از سوی ادیب و شاعر معاصر آقای مصطفی فیضی تعداد کتاب ها و رساله‌های فیض قریب به یکصد و چهل مجلد بالغ می‌گردد[۱۱] که اکثر آن ها به زیور طبع آراسته شده است. در این جا به چند تألیف مهم فیض که در علوم مختلف نگاشته شده اشاره می‌کنیم:

  1. تفسیر صافی: از کتب معتبر در تفسیر قرآن است. فیض این تفسیر را در سال ۱۰۷۵ ق با مطالعه اکثر تفاسیر قرآن (از سنی و شیعه) نوشته و در ضمن بیان آیات، روایات معتبر و مستند شیعه را گردآورده است.
  2. تفسیر اصفی: این تفسیر تلخیص صافی است که در سال ۱۰۷۷ ق. نوشته شده است.
  3. تفسیر مصفی: برگزیده مطالب تفسیری «تفسیر اصفی» می‌باشد.
  4. الوافی: محدث کاشانی برای نوشتن کتاب وافی چهار کتاب معتبر حدیث شیعه (کافی، تهذیب، استبصار، من لایحضره الفقیه) را در سال (۱۰۶۸ ق) تنقیح و با حذف احادیث مکرر، آن را یک جا در اجزای متعدد جمع کرده و پس از آن فرزندش علم الهدی با نوشتن و افزودن یک جزء که شامل معرفی رجال حدیث، کشف رموز و... بوده، آن را تکمیل کرده است.
  5. الشافی: منتخبی از احادیث «الوافی» است که در سال (۱۰۸۲ ق) نگاشته شده است.
  6. نوادر الاخبار فيما يتعلق باصول الدين: مجموعه احادیث نقل نشده در کتب معتبر را گردآورده است.
  7. المحجة البیضاء: فیض در سال ۱۰۴۶ ق. کتاب «احیاء العلوم» غزالی را تنقیح و تصحیح کرد و با استفاده از احادیث و روایات معتبر شیعه آن را شرح و تکمیل نمود. سپس در سال ۱۰۹۰ ق. المحجة را تلخیص و به نام «الحقایق» ارائه کرد.
  8. مفاتیح الشرایع: از کتب روایی فقهی و استدلالی فیض است که در سال ۱۰۴۲ ق. نگاشته شده. این کتاب دربردارنده همه ابواب فقه است. فیض با عنایت شدید به کتاب و سنت معصومین علیهم السلام و گریز از به کارگیری دلایل عقلی و اجتهاد به رأی، راه نوی فرا روی پژوهشگران در علم فقه قرار داده است. این کتاب از آغاز تألیف مورد توجه مجتهدان و محدثان بوده و تاکنون چهارده شرح و چندین حاشیه بر آن کتاب نگاشته شده که از جمله آنها شرح محمدباقر وحید بهبهانی (بزرگ مجتهد قرن دوازدهم) شایان ذکر است.[۱۲]
  9. از کتب کلامی و عرفانی حکیم و عارف کاشانی، کتاب «اصول المعارف» در چند جلد (تألیف سال ۱۰۴۶ ق)، «اصول العقائد» (۱۰۳۶ ق)، رساله‌های «علم الیقین»، «حق الیقین»، «عین الیقین»، «الحق المبین» و «الجبر والاختیار» و «كلمات مكنونه» و... می‌باشند.
  10. در موضوع اخلاق و ادب، کتب و رساله‌های متعددی به زبان فارسی و عربی نگاشته است. از آنها «ضیاء القلب» (تألیف در سال ۱۰۵۷ ق) «الفت نامه» و «زاد السالک» (بین سال های ۱۰۴۰ ـ ۱۰۳۰ ق)، «شرح الصدر» (۱۰۶۵ ق)، «أذکار مهمه»، «راه صواب»، «گلزار قدس»، «آب زلال»، «دهر آشوب»، «شوق الجمال»، «شوق المهدی»، «شوق العشق» و دیوان قصائد، غزلیات و مثنویات می‌باشند.

شخصیت فیض

از مطالعه و سیر در کتاب ها و رساله‌های اخلاقی، عرفانی و شرح حال هایی که به قلم خود فیض یا شاگردان و دیگر علما نوشته‌اند، این گونه دریافت می‌شود که فیض به دلیل کثرت تألیفات و تصنیفات و تنوع آنها، عالم و دانشمندی پرکار و جامع در علوم و فنون بوده و سال های متمادی به امر تعلیم و تعلم و افاضه اشتغال داشته است.[۱۳]

او دارای منشی عالی و نظراتی بلند و از عناوین و القاب گریزان بوده و از به دست آوردن شهرت و قدرت با وجود امکانات خودداری می‌کرده است. وی گوشه‌گیری و انزوا را برای کسب علم باطنی و دانش و تفکر مفید، بر همه چیز ترجیح داده است.[۱۴] از رفتن به مهمانی و مجالست با اصحاب و انصار دیوان (حکومت) فاصله می‌گرفته و در جستجوی اهل کمال و کاوش های علمی مسافرت های زیاد کرده است.

فیض در بیان آراء و نظریات خود صریح بوده و از ریاء و تظاهر و تملق پرهیز می‌کرده و نارضایتی خود را از هرگونه بی‌بندباری، تظاهرات صوفیانه، تقدس خشک، عالم نماهای دنیاپرست ابراز می‌نموده است.

در راه اعتلای کلمه حق و عقاید راستین شیعه هیچ ترسی و هراسی به خود راه نداده و آرزوی او این بوده است که مسلمانان همه سرزمین ها بدور از تفرقه و پراکندگی همزیستی داشته باشند. این حکیم فرزانه خود را مقلد حدیث و قرآن و تابع اهل بیت علیهم السلام معرفی کرده و می‌گوید: من هر چه خوانده‌ام از یاد من برفت الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم.[۱۵]

در سرودن اشعار مختلف به زبان فارسی و عربی توانا و این فن را فرع بر علوم و دانستنی‌های دیگر خود شمرده و به تبعیت از اساتید خود ملاصدرا، میرداماد و شیخ بهایی که نیکو شعر می‌سرودند، رباعیات، غزلیات، قصاید و مثنوی‌هایی دارد که در چند کتاب و رساله گردآوری شده است.[۱۶]

آراء و اندیشه‌های فیض

در لابه‌لای نوشته‌ها و گفته‌های فیض نظرات و آراء ویژه‌ای در مسائل فقهی، فلسفی و کلامی به چشم می‌خورد که گویای شخصیت واقعی اوست و نیز از این آثار به سیر تطور افکار و اندیشه‌های او و زمانش پی ‌می‌بریم. برخی فیض را در زمره اخباریان می‌دانند.

ایشان در تمامی ابواب فقه چنانچه از کتاب فقهی روایی او «مفاتیح الشرایع» استفاده می‌شود نظراتی خاص دارد.[۱۷] یکی از فتاوا و نظریات مهم فیض که در موضوع غنا شهرت دارد بدین شرح است: «فیض به استناد روایاتی معتبر غنا (آواز خوانی) را در مجالس عروسی جایز و همچنین در رساله «مشواق» خود غنا و خواندن اشعار دینی و اخلاقی را به صورت خوش برای ترویح روح مؤمنان جایز دانسته است. اما در همه آثار او با بیانی روشن مردم را از هر گونه استفاده باطل از غنا و لهو و لعب برحذر داشته و گفته است: در عصر حکومت اسلامی اموی و عباسیان که با ائمه اطهار علیهم السلام هم عصر بوده‌اند، غنا به گونه مبتذل در درباریان رواج داشت به طوری که زنان مغنیه در مجالس خلفا و وزرا در میان رجال به لهو و لعب مشغول بودند و بدون شک این نوع غنا نمی‌توانسته است مورد قبول پیشوایان بر حق امامیه باشد».[۱۸]

عدم شرط خشک بودن محل مسح در وضو؛ کفایت هر غسلی از وضو، و وجوب عینی نماز جمعه، از دیگر آرای خاص فیض کاشانی است.

وفات

ملا محسن فیض کاشانی در سال ۱۰۹۱ قمری در ۸۴ سالگی در کاشان بدرود حیات گفت و در قبرستانی که در زمان حیاتش زمین آن را خریداری و وقف نموده بود، به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. معادن الحکمه، محمد علم الهدی، ج ۱، ص ۹، ۱۲، انتشارات جامعه مدرسین قم.
  2. نام وی در کتاب ها نیامده است.
  3. رساله شرح صدر، ضمیمه ده رساله فیض کاشانی، ص ۵۸، چاپ مرکز تحقیقات علمی و دینی امیرالمومنین، اصفهان.
  4. همان، ص ۵۹ - ۶۰.
  5. همان، ص ۶۱ و ۶۲ و دیوان فیض، سه جلدی چاپ جدید، به تصحیح آقای مصطفی فیضی، مقدمه جلد اول.
  6. الوافی، ج ۱، نشر مکتبه الامام امیرالمؤمنین علیه السلام، اصفهان، ص ۲۳ و مقدمه دیوان فیض، ج اول.
  7. معادن الحکمه، ج ۱، ص ۹ و ۱۶.
  8. همان.
  9. همان، ص ۲۶، ۳۰.
  10. دیوان فیض، ج ۱، ص ۹۵ و ۱۵۸.
  11. دیوان فیض، ج ۱، ص ۷۵ و مقدمه الوافی، ج ۱ و مقدمه ده رساله فیض.
  12. مقالات و بررسی ها، دفتر ۴۵ و ۴۶، دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران، ص ۵۸.
  13. مقدمه ده رساله فیض.
  14. رساله شرح صدر و رساله المشواق.
  15. رساله انصافیه و رساله المشواق، چاپ سال ۴۸، ص ۹ به بعد، تصحیح آقای مصطفی فیض.
  16. دیوان فیض، چاپ جدید به تصحیح و تحقیق آقای مصطفی فیضی.
  17. مقالات و بررسی‌ها، نشریه دانشکده اللهیات و معارف اسلامی، تهران، ۴۵ - ۵۶، مقالات آقای دکتر علیرضا فیض.
  18. مقدمه دیوان اشعار، ج ۱، ص ۶۵، به نقل از الوافی.

منابع

  • گلشن ابرار، جلد ۱، مقاله فیض کاشانی، از حبيب الله سلمانی آرانی.
  • ویکی شیعه.

پیوندها