عبید زاکانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
خواجه نظام الدین (مجدالدین) عبیدالله زاکانى قزوینى متخلص به "عبید" شاعر و نویسنده مشهور ایران در قرن هشتم هجرى است. علت اشتهار وى به زاکانى انتساب او است به خاندان "زاکانیان" که اصلا شاخه اى بود از عرب بنى خفاجه. از این خاندان دو شعبه از دیگران مشهورتر بودند نخست شعبه اى که بنابر گفته معاصر و همشهرى عبید یعنى حمدالله مستوفی، اهل دانش هاى معقول و منقول بودند و دوم شعبه اى که این مورخ، افراد آن را «ارباب صدور» یعنى وزیران و دیوانیان خوانده است. عبید را حمدالله مستوفى "صاحب معظم نظام الدین عبیدالله زاکانی" مى خواند و از شعبه دوم معرفى مى کند.
+
خواجه نظام الدین عبیدالله زاکانى قزوینى (م، ۷۷۱ ق) [[تخلص|متخلص]] به "عبید"، شاعر و نویسنده مشهور [[ایران]] در قرن هشتم هجرى است.  
  
ولادت عبید بنابر قرینه هاى موجود باید در پایان قرن هفتم و آغاز قرن هشتم اتفاق افتاده باشد زیرا حمدالله مستوفى در تاریخ گزیده - که به سال ۷۳۰ هـ تألیف آن به انجام رسیده است - او را شاعر و نویسنده و آثارش را «خوب» و «بى نظیر» معرفى مى کند. با این همه از وزارت و صدارت یا مقام بلندى در ردیف آن براى عبید اطلاع دقیقى در دست نیست اما اینقدر معلوم هست که در دستگاه پادشاهان محترم بوده است. از آغاز زندگانیش نیز چندان آگاهى نداریم لکن چون به «ارباب صدور» انتساب داشت مسلما با خط و ادب و فنون دبیرى و دانش ها و آگاهى هاى عمومى که در تمدن اسلامى روزگار او رایج بود آشنا شده و آنها را با هنر شاعرى و نویسندگى همراه داشته است. از شعرها و اثرهاى او نیز درجه آگاهیش از دانشهاى زمان و از زبان و ادب عربى آشکار است و پیدا است که بر علم نجوم وقوف داشته است.
+
علت اشتهار وى به زاکانى انتساب او است به خاندان "زاکانیان" که اصلا شاخه اى بود از عرب بنى خفاجه. از این خاندان دو شعبه از دیگران مشهورتر بودند، نخست شعبه اى که بنابر گفته معاصر و همشهرى عبید یعنى [[حمدالله مستوفی]]، اهل دانش هاى معقول و منقول بودند و دوم شعبه اى که این مورخ، افراد آن را «ارباب صدور» یعنى وزیران و دیوانیان خوانده است. حمدالله مستوفى عبید را "صاحب معظم نظام الدین عبیدالله زاکانی" مى خواند و از شعبه دوم معرفى مى کند.
 +
==زندگی‌نامه عبید زاکانی==
 +
ولادت عبید بنابر قرینه هاى موجود باید در پایان قرن هفتم و آغاز قرن هشتم اتفاق افتاده باشد زیرا حمدالله مستوفى در تاریخ گزیده - که به سال ۷۳۰ هـ تألیف آن به انجام رسیده است - او را شاعر و نویسنده و آثارش را «خوب» و «بى نظیر» معرفى مى کند. با این همه از وزارت و صدارت یا مقام بلندى در ردیف آن براى عبید اطلاع دقیقى در دست نیست اما اینقدر معلوم هست که در دستگاه پادشاهان محترم بوده است. از آغاز زندگانیش نیز چندان آگاهى نداریم لکن چون به «ارباب صدور» انتساب داشت مسلما با خط و ادب و فنون دبیرى و دانش ها و آگاهى هاى عمومى که در تمدن [[اسلام|اسلامى]] روزگار او رایج بود آشنا شده و آنها را با هنر شاعرى و نویسندگى همراه داشته است. از [[شعر|شعرها]] و اثرهاى او نیز درجه آگاهیش از دانشهاى زمان و از زبان و ادب عربى آشکار است و پیدا است که بر علم [[نجوم]] وقوف داشته است.
  
در آغاز عهد استیلاء شاه شیخ ابواسحق اینجو (۷۴۲-۷۵۸ هـ) بر شیراز، عبید از [[عراق]] به فارس رفت و در آنجا اقامت گزید و از سال ۷۴۶ هـ در خدمت شاه شیخ گذرانید و به مدح او و وزیر فاضلش رکن الدین عمیدالملک سرگرم بود. پس از کشته شدن شاه شیخ ابواسحق، عبید علاقه اى به امیر مبارزالدین محمد مظفرى نشان نداد و آن مرد ریاکار و خونریز را مدحى نگفت بلکه چندگاهى سلطان اویس جلایرى (۷۵۷-۷۷۷ هـ) را که در [[بغداد]] و تبریز مستقر بود در چند قصیده و یک ترکیب بند ستود و ظاهرا مدتى هم در بغداد در خدمت آن پادشاه و در مصاحبت سلمان ساوجى گذراند.
+
در آغاز عهد استیلاء شاه شیخ ابواسحق اینجو (۷۴۲-۷۵۸ هـ) بر [[شیراز]]، عبید از [[عراق]] به فارس رفت و در آنجا اقامت گزید و از سال ۷۴۶ هـ در خدمت شاه شیخ گذرانید و به مدح او و وزیر فاضلش رکن الدین عمیدالملک سرگرم بود. پس از کشته شدن شاه شیخ ابواسحق، عبید علاقه اى به امیر مبارزالدین محمد مظفرى نشان نداد و آن مرد ریاکار و خونریز را مدحى نگفت بلکه چندگاهى سلطان اویس جلایرى (۷۵۷-۷۷۷ هـ) را که در [[بغداد]] و [[تبریز]] مستقر بود در چند [[قصیده]] و یک [[ترکیب بند]] ستود و ظاهرا مدتى هم در بغداد در خدمت آن پادشاه و در مصاحبت سلمان ساوجى گذراند.
  
 
پس از آن که امیر مبارزالدین را پسرانش مقید و ملخوع و کور کردند و شاه شجاع (۷۵۹-۷۸۶ هـ) به سلطنت نشست عبید از دربار اویس جلایرى روى به کرمان نهاد و به درگاه شاه شجاع که پادشاهى شاعر و ادب دوست بود پیوست و از آن پس پیوسته شاه شجاع را مدح گفت و در سال ۷۶۷ همراه او به شیراز رفت. وفات عبید به سال ۷۷۱ یا ۷۷۲ اتفاق افتاد.
 
پس از آن که امیر مبارزالدین را پسرانش مقید و ملخوع و کور کردند و شاه شجاع (۷۵۹-۷۸۶ هـ) به سلطنت نشست عبید از دربار اویس جلایرى روى به کرمان نهاد و به درگاه شاه شجاع که پادشاهى شاعر و ادب دوست بود پیوست و از آن پس پیوسته شاه شجاع را مدح گفت و در سال ۷۶۷ همراه او به شیراز رفت. وفات عبید به سال ۷۷۱ یا ۷۷۲ اتفاق افتاد.
سطر ۹: سطر ۱۱:
 
==اقسام شعر عبید==
 
==اقسام شعر عبید==
  
از عبید زاکانى به نظم و نثر آثارى باقى مانده است. درباره آثار منثور او بعد از این سخن خواهیم گفت اما شعرهاى او را باید به دو قسم هزل و جد تقسیم کرد. شعرهاى مطایبه و هزل عبید همه به قصد عیبجوئى و عیبگوئى از اندیشه ها و کردارها و گفتارهاى معاصران سروده شده و انتقادى است از مردم فاسد و عنان گسیخته زمان. نزدیک سیصد بیت از این شعرها عبارت است از: یک ترجیع بند و یک مثنوى کوتاه و چند تضمین و قطعه ها و رباعى ها.
+
از عبید زاکانى به نظم و نثر آثارى باقى مانده است. درباره آثار منثور او بعد از این سخن خواهیم گفت، اما شعرهاى او را باید به دو قسم هزل و جد تقسیم کرد. شعرهاى مطایبه و هزل عبید همه به قصد عیبجوئى و عیبگوئى از اندیشه ها و کردارها و گفتارهاى معاصران سروده شده و انتقادى است از مردم فاسد و عنان گسیخته زمان. نزدیک سیصد بیت از این شعرها عبارت است از: یک [[ترجیع بند]] و یک [[مثنوی (قالب شعر)|مثنوى]] کوتاه و چند تضمین و [[قطعه (شعر)|قطعه]] و [[رباعی|رباعى]].
  
در تضمین ها، بیت ها و قطعه هاى معروف فارسى به طریق مطایبه و گاه از راه تمسخر و ریشخند زدن و باز نمودن ریاکارى هاى گذشتگان و معاصران تضمین و عنداللزوم تحریف شده و گاه نیز به استقبال از آنها شعرهاى تازه اى همراه با مطایبه و هزل ابداع گردیده است چنان که کار عبید در این مورد شباهت بسیار به شیوه سوزنى پیدا مى کند.
+
در تضمین ها، بیت ها و قطعه هاى معروف فارسى به طریق مطایبه و گاه از راه تمسخر و ریشخند زدن و باز نمودن [[ریا|ریاکارى]] هاى گذشتگان و معاصران تضمین و عنداللزوم تحریف شده و گاه نیز به استقبال از آنها شعرهاى تازه اى همراه با مطایبه و هزل ابداع گردیده است چنان که کار عبید در این مورد شباهت بسیار به شیوه سوزنى پیدا مى کند.
  
در میان این شعرها گاه عبید از بیان کلمات رکیک مطلقا ابا و امتناعى نکرده و گویا در این مورد روش سعدى در خبیثات در وى تأثیر داشته و بکار بردن واژه هاى یاد شده را در آثار خود دور از عیب و خطا تشخیص داده است. اما در میان همین شعرها قطعه ها و بیت هائى که متضمن شوخى هاى لطیف و خالى از واژه هاى رکیک باشد کم نیست و برخى از آنها در نهایت استادى و مهارت به نظم درآمده است.
+
در میان این شعرها گاه عبید از بیان کلمات رکیک مطلقا ابا و امتناعى نکرده و گویا در این مورد روش [[سعدی]] در خبیثات در وى تأثیر داشته و بکار بردن واژه هاى یاد شده را در آثار خود دور از عیب و خطا تشخیص داده است. اما در میان همین شعرها قطعه ها و [بیت] هائى که متضمن شوخى هاى لطیف و خالى از واژه هاى رکیک باشد کم نیست و برخى از آنها در نهایت استادى و مهارت به نظم درآمده است.
  
منظومه موش و گربه از همین نوع شعر دور از واژه هاى رکیک است و آن را باید از بهترین منظومه هاى انتقادى شمرد که به شیوه قصه پردازان شوخ طبع در قالب قصیده اى طنز آمیز در نود بیت به بحر خفیف در صفت گربه اى مزدور از سرزمین کرمان و کیفیت ریاکارى و تزویر او در جلب اعتماد موشان از راه توبه و انابه و آنگاه دریدن و خوردن آنها که منجر به جنگ سخت میان موشان و گربه گان در بیابان فارس شد و در این جنگ اگرچه در آغاز امر ظفر با موشان بود لیکن عاقبت گربه گان پیروز شدند.
+
منظومه موش و گربه از همین نوع شعر دور از واژه هاى رکیک است و آن را باید از بهترین منظومه هاى انتقادى شمرد که به شیوه قصه پردازان شوخ طبع در قالب قصیده اى طنز آمیز در نود [[بیت (شعر)|بیت]] به بحر خفیف در صفت گربه اى مزدور از سرزمین کرمان و کیفیت ریاکارى و تزویر او در جلب اعتماد موشان از راه [[توبه]] و [[انابه]] و آنگاه دریدن و خوردن آنها که منجر به جنگ سخت میان موشان و گربه گان در بیابان فارس شد و در این جنگ اگرچه در آغاز امر ظفر با موشان بود لیکن عاقبت گربه گان پیروز شدند.
  
 
مى توان تصور کرد که مقصود گوینده از این منظومه طنزى و انتقادى بیان حال شاه شیخ ابواسحق اینجو و امیر مبارزالدین محمد مظفرى فرمانرواى کرمان بوده است. نفرت شاعر از امیر مبارزالدین ریاکار با توبه معروفش در سال ۷۴۰ هـ (رجوع شود به تاریخ آل مظفر، محمود کتبی، تهران ۱۳۳۵، ص ۱۵) و بیعت نابخشودنیش با خلیفه عباسى مصر و محتسبى و خم شکنى و تظاهرش به عبادت و در عین حال خونریزى و سفاکى و آدمکشى او به نام ترویج و اجراء [[احکام]] دین، این حدس را در تمثیل مبارزالدین به گربه عابد ریاکار و خونریز تأیید مى کند.
 
مى توان تصور کرد که مقصود گوینده از این منظومه طنزى و انتقادى بیان حال شاه شیخ ابواسحق اینجو و امیر مبارزالدین محمد مظفرى فرمانرواى کرمان بوده است. نفرت شاعر از امیر مبارزالدین ریاکار با توبه معروفش در سال ۷۴۰ هـ (رجوع شود به تاریخ آل مظفر، محمود کتبی، تهران ۱۳۳۵، ص ۱۵) و بیعت نابخشودنیش با خلیفه عباسى مصر و محتسبى و خم شکنى و تظاهرش به عبادت و در عین حال خونریزى و سفاکى و آدمکشى او به نام ترویج و اجراء [[احکام]] دین، این حدس را در تمثیل مبارزالدین به گربه عابد ریاکار و خونریز تأیید مى کند.
سطر ۲۱: سطر ۲۳:
 
اگر این حدس در اصل و منشاء داستان موش و گربه درست باشد تاریخ نظم آن باید بعد از یکى از دو سال ۷۵۴ هـ (فرار ابواسحق از شیراز) یا ۷۵۸ هـ (قتل ابواسحق در شیراز) باشد. این قصیده بزودى شهرت یافت و مدت ها در شمار کتاب هاى درسى اطفال بود و هنوز هم از قصه هاى شیرین زبان فارسى است که بعضى از بیت هاى آن به صورت مثل هاى سایر، زبان به زبان مى گردد.
 
اگر این حدس در اصل و منشاء داستان موش و گربه درست باشد تاریخ نظم آن باید بعد از یکى از دو سال ۷۵۴ هـ (فرار ابواسحق از شیراز) یا ۷۵۸ هـ (قتل ابواسحق در شیراز) باشد. این قصیده بزودى شهرت یافت و مدت ها در شمار کتاب هاى درسى اطفال بود و هنوز هم از قصه هاى شیرین زبان فارسى است که بعضى از بیت هاى آن به صورت مثل هاى سایر، زبان به زبان مى گردد.
  
در رساله «فالنامه بروج» از عبید که به نثر است در پایان هر یک از فال ها که به طریق طبیعت و مزاح نوشته شده یک رباعى آمده، و همچنین است در «فالنامه وحوش و طیور» که آن هم شامل شصت رباعى است. انتساب مثنوى سنگتراش کوه طور به عبید که خود تقلیدى است از حکایت موسى و شبان مثنوى مولوی، مورد تردید است. اما شعرهاى جد عبید که کلیات او را ترتیب مى دهد مجموعه اشعارى است در حدود سه هزار بیت مرکب از قصیده، ترکیب بند، ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعى و مثنوى طولانى عشاق نامه.
+
در رساله «فالنامه بروج» از عبید که به نثر است در پایان هر یک از فال ها که به طریق طبیعت و مزاح نوشته شده یک رباعى آمده، و همچنین است در «فالنامه وحوش و طیور» که آن هم شامل شصت رباعى است. انتساب مثنوى سنگتراش کوه طور به عبید که خود تقلیدى است از حکایت [[حضرت موسی علیه السلام|موسى]] و شبان [[مثنوی معنوی (کتاب)|مثنوى مولوی]]، مورد تردید است. اما شعرهاى جدّ عبید که کلیات او را ترتیب مى دهد مجموعه اشعارى است در حدود سه هزار بیت مرکب از [[قصیده]]، [[ترکیب بند]]، [[ترجیع بند]]، [[غزل]]،[[ قطعه]]، [[رباعى]] و [[مثنوى]] طولانى عشاق نامه.
  
قصیده هاى عبید غالبا در جواب قصیده هاى استادان مقدم و در مدح شاهان است. ترکیب بندهایش در مدح و یک ترجیع زیبا در وصف عشق دارد. غزل هاى عبید فصیح و دل انگیز و در غایت لطافت و غالبا در استقبال از سعدى و یا متأثر از شیوه گفتار آن استاد بزرگ است. عشاق نامه مثنوى است به بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف در هفتصد بیت که شاعر آن را در دو هفته سرود و در دوم ماه [[رجب]] سال ۷۵۱ به پایان برد. این مثنوى به نام شاه شیخ ابواسحق سروده شد و وصف حالى است از خود شاعر و عشقى جانسوز که در روزگارى داشته است.  
+
قصیده هاى عبید غالبا در جواب قصیده هاى استادان متقدم و در مدح شاهان است. ترکیب بندهایش در مدح و یک ترجیع زیبا در وصف عشق دارد. غزل هاى عبید فصیح و دل انگیز و در غایت لطافت و غالبا در استقبال از سعدى و یا متأثر از شیوه گفتار آن استاد بزرگ است. عشاق نامه مثنوى است به بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف در هفتصد بیت که شاعر آن را در دو هفته سرود و در دوم ماه [[رجب]] سال ۷۵۱ به پایان برد. این مثنوى به نام شاه شیخ ابواسحق سروده شد و وصف حالى است از خود شاعر و عشقى جانسوز که در روزگارى داشته است.  
  
جاى جاى در لابه لاى بیت هاى مثنوى غزل هاى شورانگیز گنجانیده شده و دو غزل از همام تبریزى و چند بیت از خسرو و شیرین نظامى در میانه بیت هاى مثنوى تضمین گردیده و بر روى هم این مثنوى منظومه اى ابتکارى و تازه است. عبید به همان اندازه که شاعر هزال و نقاد است به همان میزان هم شاعرى است که به جانب شعر جدى و مخصوصا غزلهاى دلچسب و شیرین توجه داشته است. از تصوف و قلندرى که در عهد او امرى رایج بود تبرى داشت و عیب هاى صوفیان و قلندران را با تیزبینى به باد انتقاد مى گرفت.
+
جاى جاى در لابه لاى بیت هاى مثنوى غزل هاى شورانگیز گنجانیده شده و دو غزل از [[همام تبریزی]] و چند بیت از خسرو و شیرین [[نظامی گنجوی|نظامى]] در میانه بیت هاى مثنوى تضمین گردیده و بر روى هم این مثنوى منظومه اى ابتکارى و تازه است. عبید به همان اندازه که شاعر هزال و نقاد است به همان میزان هم شاعرى است که به جانب شعر جدى و مخصوصا غزلهاى دلچسب و شیرین توجه داشته است. از [[تصوف]] و قلندرى که در عهد او امرى رایج بود تبرّى داشت و عیب هاى صوفیان و قلندران را با تیزبینى به باد انتقاد مى گرفت.
  
شعرهاى جدى او یا در مدح و مربوط به حوادث عهد او است و یا در ذکر شور و شوق عاشقانه است. او در مطایبه ها و هزل هایش تواناترین نویسنده و شاعرى است که توانست به صورت هاى گوناگون به طعن و طنز و تعریض و تصریح عیب هاى جامعه فاسد و تباه عهد خویش را بیان کند.  
+
شعرهاى جدى او یا در مدح و مربوط به حوادث عهد او است و یا در ذکر شور و شوق عاشقانه است. او در مطایبه ها و هزل هایش تواناترین نویسنده و شاعرى است که توانست به صورت هاى گوناگون به طعن و طنز و تعریض و تصریح عیب هاى جامعه فاسد و تباه عهد خویش را بیان کند.
  
==شیوه و روش عبید==
+
==سبک و روش عبید==
  
 
شیوه عبید در سخنورى شیرین و دلپسند است. نثر او بسیار روان و ساده و وافى به مقصود و خالى از حشو و زوائد است. شعرش سلیس و روان و دور از تعقید و ابهام و در عین حال داراى واژه هاى متقن و منتخب و ترکیب هاى منسجم و مستحکم است که به سخن استادان پایان قرن ششم و آغاز قرن هفتم نزدیک است.
 
شیوه عبید در سخنورى شیرین و دلپسند است. نثر او بسیار روان و ساده و وافى به مقصود و خالى از حشو و زوائد است. شعرش سلیس و روان و دور از تعقید و ابهام و در عین حال داراى واژه هاى متقن و منتخب و ترکیب هاى منسجم و مستحکم است که به سخن استادان پایان قرن ششم و آغاز قرن هفتم نزدیک است.
  
در قصیده بیشتر به شیوه سنائى و انورى و در مثنوى به نظامى و در غزل به سعدى توجه داشته است. بر روى هم نیروى ابتکار در عبید زیاد است چنان که برخى از اثرهاى او به کلى در ادب فاسى تازگى دارد و آن تازگى را هنوز هم حفظ کرده است.  
+
در [[قصیده]] بیشتر به شیوه [[سنائی|سنایی]] و [[انوری]] و در مثنوى به [[نظامی گنجوی|نظامى]] و در [[غزل]] به [[سعدی]] توجه داشته است. بر روى هم نیروى ابتکار در عبید زیاد است چنان که برخى از اثرهاى او به کلى در ادب فاسى تازگى دارد و آن تازگى را هنوز هم حفظ کرده است.
+
 
 
==منابع==
 
==منابع==
سایت آفتاب
 
 
==مأخذ==
 
[http://alaam.tahoor.com/page.php?id=10901&cat=1245 اعلام طهور]
 
  
[[رده: شعرا]]
+
* سایت [http://alaam.tahoor.com/page.php?id=10901&cat=1245 اعلام طهور]
 +
{{شعر فارسی}}
 +
[[رده:شعرای پارسی گو]]
 +
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن هشتم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۵۵

خواجه نظام الدین عبیدالله زاکانى قزوینى (م، ۷۷۱ ق) متخلص به "عبید"، شاعر و نویسنده مشهور ایران در قرن هشتم هجرى است.

علت اشتهار وى به زاکانى انتساب او است به خاندان "زاکانیان" که اصلا شاخه اى بود از عرب بنى خفاجه. از این خاندان دو شعبه از دیگران مشهورتر بودند، نخست شعبه اى که بنابر گفته معاصر و همشهرى عبید یعنى حمدالله مستوفی، اهل دانش هاى معقول و منقول بودند و دوم شعبه اى که این مورخ، افراد آن را «ارباب صدور» یعنى وزیران و دیوانیان خوانده است. حمدالله مستوفى عبید را "صاحب معظم نظام الدین عبیدالله زاکانی" مى خواند و از شعبه دوم معرفى مى کند.

زندگی‌نامه عبید زاکانی

ولادت عبید بنابر قرینه هاى موجود باید در پایان قرن هفتم و آغاز قرن هشتم اتفاق افتاده باشد زیرا حمدالله مستوفى در تاریخ گزیده - که به سال ۷۳۰ هـ تألیف آن به انجام رسیده است - او را شاعر و نویسنده و آثارش را «خوب» و «بى نظیر» معرفى مى کند. با این همه از وزارت و صدارت یا مقام بلندى در ردیف آن براى عبید اطلاع دقیقى در دست نیست اما اینقدر معلوم هست که در دستگاه پادشاهان محترم بوده است. از آغاز زندگانیش نیز چندان آگاهى نداریم لکن چون به «ارباب صدور» انتساب داشت مسلما با خط و ادب و فنون دبیرى و دانش ها و آگاهى هاى عمومى که در تمدن اسلامى روزگار او رایج بود آشنا شده و آنها را با هنر شاعرى و نویسندگى همراه داشته است. از شعرها و اثرهاى او نیز درجه آگاهیش از دانشهاى زمان و از زبان و ادب عربى آشکار است و پیدا است که بر علم نجوم وقوف داشته است.

در آغاز عهد استیلاء شاه شیخ ابواسحق اینجو (۷۴۲-۷۵۸ هـ) بر شیراز، عبید از عراق به فارس رفت و در آنجا اقامت گزید و از سال ۷۴۶ هـ در خدمت شاه شیخ گذرانید و به مدح او و وزیر فاضلش رکن الدین عمیدالملک سرگرم بود. پس از کشته شدن شاه شیخ ابواسحق، عبید علاقه اى به امیر مبارزالدین محمد مظفرى نشان نداد و آن مرد ریاکار و خونریز را مدحى نگفت بلکه چندگاهى سلطان اویس جلایرى (۷۵۷-۷۷۷ هـ) را که در بغداد و تبریز مستقر بود در چند قصیده و یک ترکیب بند ستود و ظاهرا مدتى هم در بغداد در خدمت آن پادشاه و در مصاحبت سلمان ساوجى گذراند.

پس از آن که امیر مبارزالدین را پسرانش مقید و ملخوع و کور کردند و شاه شجاع (۷۵۹-۷۸۶ هـ) به سلطنت نشست عبید از دربار اویس جلایرى روى به کرمان نهاد و به درگاه شاه شجاع که پادشاهى شاعر و ادب دوست بود پیوست و از آن پس پیوسته شاه شجاع را مدح گفت و در سال ۷۶۷ همراه او به شیراز رفت. وفات عبید به سال ۷۷۱ یا ۷۷۲ اتفاق افتاد.

اقسام شعر عبید

از عبید زاکانى به نظم و نثر آثارى باقى مانده است. درباره آثار منثور او بعد از این سخن خواهیم گفت، اما شعرهاى او را باید به دو قسم هزل و جد تقسیم کرد. شعرهاى مطایبه و هزل عبید همه به قصد عیبجوئى و عیبگوئى از اندیشه ها و کردارها و گفتارهاى معاصران سروده شده و انتقادى است از مردم فاسد و عنان گسیخته زمان. نزدیک سیصد بیت از این شعرها عبارت است از: یک ترجیع بند و یک مثنوى کوتاه و چند تضمین و قطعه و رباعى.

در تضمین ها، بیت ها و قطعه هاى معروف فارسى به طریق مطایبه و گاه از راه تمسخر و ریشخند زدن و باز نمودن ریاکارى هاى گذشتگان و معاصران تضمین و عنداللزوم تحریف شده و گاه نیز به استقبال از آنها شعرهاى تازه اى همراه با مطایبه و هزل ابداع گردیده است چنان که کار عبید در این مورد شباهت بسیار به شیوه سوزنى پیدا مى کند.

در میان این شعرها گاه عبید از بیان کلمات رکیک مطلقا ابا و امتناعى نکرده و گویا در این مورد روش سعدی در خبیثات در وى تأثیر داشته و بکار بردن واژه هاى یاد شده را در آثار خود دور از عیب و خطا تشخیص داده است. اما در میان همین شعرها قطعه ها و [بیت] هائى که متضمن شوخى هاى لطیف و خالى از واژه هاى رکیک باشد کم نیست و برخى از آنها در نهایت استادى و مهارت به نظم درآمده است.

منظومه موش و گربه از همین نوع شعر دور از واژه هاى رکیک است و آن را باید از بهترین منظومه هاى انتقادى شمرد که به شیوه قصه پردازان شوخ طبع در قالب قصیده اى طنز آمیز در نود بیت به بحر خفیف در صفت گربه اى مزدور از سرزمین کرمان و کیفیت ریاکارى و تزویر او در جلب اعتماد موشان از راه توبه و انابه و آنگاه دریدن و خوردن آنها که منجر به جنگ سخت میان موشان و گربه گان در بیابان فارس شد و در این جنگ اگرچه در آغاز امر ظفر با موشان بود لیکن عاقبت گربه گان پیروز شدند.

مى توان تصور کرد که مقصود گوینده از این منظومه طنزى و انتقادى بیان حال شاه شیخ ابواسحق اینجو و امیر مبارزالدین محمد مظفرى فرمانرواى کرمان بوده است. نفرت شاعر از امیر مبارزالدین ریاکار با توبه معروفش در سال ۷۴۰ هـ (رجوع شود به تاریخ آل مظفر، محمود کتبی، تهران ۱۳۳۵، ص ۱۵) و بیعت نابخشودنیش با خلیفه عباسى مصر و محتسبى و خم شکنى و تظاهرش به عبادت و در عین حال خونریزى و سفاکى و آدمکشى او به نام ترویج و اجراء احکام دین، این حدس را در تمثیل مبارزالدین به گربه عابد ریاکار و خونریز تأیید مى کند.

اگر این حدس در اصل و منشاء داستان موش و گربه درست باشد تاریخ نظم آن باید بعد از یکى از دو سال ۷۵۴ هـ (فرار ابواسحق از شیراز) یا ۷۵۸ هـ (قتل ابواسحق در شیراز) باشد. این قصیده بزودى شهرت یافت و مدت ها در شمار کتاب هاى درسى اطفال بود و هنوز هم از قصه هاى شیرین زبان فارسى است که بعضى از بیت هاى آن به صورت مثل هاى سایر، زبان به زبان مى گردد.

در رساله «فالنامه بروج» از عبید که به نثر است در پایان هر یک از فال ها که به طریق طبیعت و مزاح نوشته شده یک رباعى آمده، و همچنین است در «فالنامه وحوش و طیور» که آن هم شامل شصت رباعى است. انتساب مثنوى سنگتراش کوه طور به عبید که خود تقلیدى است از حکایت موسى و شبان مثنوى مولوی، مورد تردید است. اما شعرهاى جدّ عبید که کلیات او را ترتیب مى دهد مجموعه اشعارى است در حدود سه هزار بیت مرکب از قصیده، ترکیب بند، ترجیع بند، غزل،قطعه، رباعى و مثنوى طولانى عشاق نامه.

قصیده هاى عبید غالبا در جواب قصیده هاى استادان متقدم و در مدح شاهان است. ترکیب بندهایش در مدح و یک ترجیع زیبا در وصف عشق دارد. غزل هاى عبید فصیح و دل انگیز و در غایت لطافت و غالبا در استقبال از سعدى و یا متأثر از شیوه گفتار آن استاد بزرگ است. عشاق نامه مثنوى است به بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف در هفتصد بیت که شاعر آن را در دو هفته سرود و در دوم ماه رجب سال ۷۵۱ به پایان برد. این مثنوى به نام شاه شیخ ابواسحق سروده شد و وصف حالى است از خود شاعر و عشقى جانسوز که در روزگارى داشته است.

جاى جاى در لابه لاى بیت هاى مثنوى غزل هاى شورانگیز گنجانیده شده و دو غزل از همام تبریزی و چند بیت از خسرو و شیرین نظامى در میانه بیت هاى مثنوى تضمین گردیده و بر روى هم این مثنوى منظومه اى ابتکارى و تازه است. عبید به همان اندازه که شاعر هزال و نقاد است به همان میزان هم شاعرى است که به جانب شعر جدى و مخصوصا غزلهاى دلچسب و شیرین توجه داشته است. از تصوف و قلندرى که در عهد او امرى رایج بود تبرّى داشت و عیب هاى صوفیان و قلندران را با تیزبینى به باد انتقاد مى گرفت.

شعرهاى جدى او یا در مدح و مربوط به حوادث عهد او است و یا در ذکر شور و شوق عاشقانه است. او در مطایبه ها و هزل هایش تواناترین نویسنده و شاعرى است که توانست به صورت هاى گوناگون به طعن و طنز و تعریض و تصریح عیب هاى جامعه فاسد و تباه عهد خویش را بیان کند.

سبک و روش عبید

شیوه عبید در سخنورى شیرین و دلپسند است. نثر او بسیار روان و ساده و وافى به مقصود و خالى از حشو و زوائد است. شعرش سلیس و روان و دور از تعقید و ابهام و در عین حال داراى واژه هاى متقن و منتخب و ترکیب هاى منسجم و مستحکم است که به سخن استادان پایان قرن ششم و آغاز قرن هفتم نزدیک است.

در قصیده بیشتر به شیوه سنایی و انوری و در مثنوى به نظامى و در غزل به سعدی توجه داشته است. بر روى هم نیروى ابتکار در عبید زیاد است چنان که برخى از اثرهاى او به کلى در ادب فاسى تازگى دارد و آن تازگى را هنوز هم حفظ کرده است.

منابع

شعر فارسی
Poetry1.jpg
شعرشناسی * شعر * علم عروض * قافیه * تخلص * دیوان * مصراع * بیت * مقفا * قالب * مطلع * تغزل * بحور شعری
قالب‌های شعر *مثنوی * قصیده * غزل * مسمط * مستزاد * ترجیع‌بند * ترکیب‌بند * قطعه * رباعی
سبک‌های شعر فارسی * سبک خراسانی * سبک عراقی * سبک هندی * سبک بازگشت ادبی * شعر نو
شاعران پارسی گو: همه*قرن 4 * قرن 5 * قرن 6 * قرن 7 * قرن 8 * قرن 9 * قرن 10 * قرن 11 * قرن 12 * قرن 13 * قرن 14