ادبیات دانشنامه ای رعایت نشده
مختصر نویسی متوسط است
مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شیخ محمدتقی آملی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو


آیت الله شیخ محمدتقی آملی حقا از اعاظم علمای معاصر و جامع معقول و منقول و مجتهد در فروع و اصول بود چنان که حائز منقبتین علم و عمل بود. هم در مراقبت حظی وافر داشت که دارای رتبت عندیت بود و هم در سلوک الی الله نصیب اوفی داشت که واجد عزم و همت بود و هم در تدریس توفیق والا داشت و هم در تصنیف ید طولی.

ولادت

محمدتقی آملی در سال 1304 ه.ق در تهران دیده به جهان گشود. پدرش ملا محمد آملی (1336ـ1263 ق) از علمای مبارز عصر خود بوده و از او آثاری بجا مانده که برخی از آنها به این شرح است: حاشیه بر فرائد شیخ انصاری، حاشیه بر شرح شمسیه و حاشیه بر اسفار.

تحصیل و استادان

محمدتقی در مدرسه علمیه خازن الملک، در سن ده سالگی کتابهایی چون: سیوطی و جامی را به خوبی فراگرفت و در این راه به موفقیت هایی رسید. او همزمان با دروس حوزوی، به علوم جدید نیز توجه داشت و مطالب منتشره در عمل هیئت و نجوم را مورد مطالعه قرار می داد.[۱]

شیخ محمدتقی آملی در جستجوی استاد، بسیار زحمت کشید تا سرانجام به محضر عارف فرزانه، میرزا علی آقا قاضی راه یافت. وی در مسیر رسیدن به استاد، چنین می نگارد: «... به هر کس می رسیدم، با ادب و خضوع، تجسسی می کردم که از مقصود حقیقی اطلاعی بگیرم... تا آن که موفق به ادراک خدمت کاملی شدم و به آفتابی در میان سایه برخوردم و از انفاس قدسیه او بهره ها بردم...».[۲] آری، آن عارف کامل همان «میرزا علی آقا قاضی» است.[۳]

نام برخی از استادان او که از تعدادی از ایشان، اجازه روایت و اجتهاد دریافت نموده به این شرح است:

تدریس و شاگردان

آیت الله آملی در منزل خود در تهران به تدریس، تألیف و خدمت به مردم موفق بوده است. درس ایشان در اتاق کوچکی برگزار می شده که ظرفیت بیست نفر را داشته و اهل محل، یک خانه ساده را برای وی تدارک دیده بودند و محل اقامت و تدریس او بوده است.[۴]

آیت الله آملی در این مکان کوچک، مردان بزرگ و دانشمندی تربیت کرده است؛ دروس اصلی فقه، اصول و فلسفه را در این خانه تدریس می کرده و درس اخلاق ایشان نیز در «مسجد مجد» بوده است. این عارف وارسته، درس اخلاق را به روش علمی تدریس می کرد.[۵]

وی کتاب «مصباح الهدی فی شرح عروة الوثقی» را به شکل جزوه می نوشت و در درس خارج، آن را می خواند و بحث می کرد. هنگامی که از محضر ایشان درخواست درس معقول شد، خیلی مؤدبانه عذر می آورد و می فرماید: «دلم می خواهد فقه بگویم و در خلال آن، مسائل اصول را کاملا متعرض بشوم.» در آن زمان، درس ایشان از شهرت بسزایی برخوردار بود.[۶]

از آن جایی که آیت الله آملی معلومات وسیع و غنی در زمینه فلسفه و عرفان و دیگر علوم داشتند، از طرف آقای بدیع الزمان فروزان فر (رئیس دانشگاه تهران)، برای تدریس معقول و منقول دعوت شدند؛ اما ایشان با تصور این که ورود در دانشگاه و همکاری با آن ها، تقویت نظام ستمشاهی است؛ نپذیرفتند.[۷]

برخی از شاگردان ایشان عبارتند از:

آثار و تألیفات

برخی از آثار آیت الله شیخ محمدتقی آملی، عبارت است از:

فعالیت‌های سیاسی

آیت الله شیخ محمدتقی آملی در مقاطع مختلف در برخورد با جریان هایی که برخلاف مصالح اسلام و مسلمین بوده است، همگام با دیگر علمای بزرگوار علناً موضع گیری کرده و طی صدور اعلامیه های فردی و جمعی به روشنگری مردم پرداخته است. از نمونه های بارز این جهت گیری های اعتراض آمیز علیه رژیم پهلوی در سال 1328 ش. است که طی صدور نامه ای از طرف هیأت علمیه تهران، توسط 45 نفر از چهره های دین و اعاظم از علما و مراجع، خطاب به شاه درباره مجلس مؤسسان و تغییر بعضی از مواد قانون اساسی، ابلاغ شد.[۸]

در سال 1339 ش. آیت الله آملی و جمعی از علمای دیگر طی اعلامیه شدید اللحنی اعتراض خود را ـ درباره شناسایی رژیم اشغالگر قدس (اسرائیل) از سوی رژیم شاه ـ به اطلاع جهانیان رساندند.[۹]

در سال 1341 ش. اطلاعیه مهمی که حاوی بیش از یکصد امضاء است ـ و در صدر امضاء کنندگان آیة الله شیخ محمدتقی آملی می باشد ـ خطاب به امت اسلامی درباره انجمن های ایالتی و ولایتی، صادر گردید و در این اطلاعیه مردم را نسبت به مقدرات و سرنوشت آنان که توسط رژیم شاه رقم می خورد، آگاه کردند و متذکر شدند که با این عمل، مخالفین دین را مسلط بر سرنوشت مسلمانان نموده و با تبدیل سوگند به قرآن مجید، به کتاب آسمانی به دوران قبل از اسلام برگشته... و تا روزی که (رژیم شاه) به خواسته های مشروع علمای اعلام و ملت مسلمان ایران توجه نکند از پای ننشسته و اجازه نخواهیم داد که احکام اسلام و قانون اساسی پایمال گردد...[۱۰]

در خرداد 1346 نیز طی صدور بیانیه ای به دفاع از مردم مظلوم فلسطین برخاسته و تجاوز نظامیان صهیونیست به سرزمین فلسطین را محکوم کردند.[۱۱]

خصوصیات اخلاقی

تواضع:

یکی از شاگردان وی می گوید: «آیت الله آملی مرد وارسته و شایسته ای بود؛ مرد خاکی و در اوج تواضع و اخلاق بود. طلبه ها نه فقط استفاده علمی از محضر ایشان می بردند بلکه استفاده اخلاقی به مراتب، بیشتر بوده است. بسیار مودب بود. هیچ به عناوین و القاب علاقه ای نداشت. وقتی کتاب حاشیه بر «شرح منظومه، به نام درر الفوائد» را نوشت، نمی خواست اسم آیت الله یا القاب دیگر روی کتاب بیاید. می گفت: همان اسم «محمدتقی آملی» کافی است.»[۱۲] وی به حدی متواضع بود که مثل یک طلبه رفتار می کرد؛ اصلا خودش را «استاد» بشمار نمی آورد؛ حتی نعلین آقایان را جفت می کرد...[۱۳]

اخلاق شایسته:

ایشان در محیط خانواده، سخت گیر و ترش رو نبوده است و علاقه خاصی به فرزندان و نوه ها، خصوصاً نوه های سید خود، داشته است. در امور منزل مداخله نمی کردند و بیشتر وقتشان به نوشتن کتاب و مطالعه، سپری و یا ملاقات حضوری داشته و در اوقات فراغت به عبادت مشغول بودند. با همسایگان و اهل محل، بسیار مهربان و خوش برخورد بودند. از جمله نصیحت های ایشان این بوده است که: «نماز اول وقت را ترک نکنید و خوش اخلاق باشید و از مال حرام بپرهیزید».[۱۴]

نظم:

در کارهایش بسیار منظم بودند؛ حتی در جزئی ترین مسئله، نظم را رعایت می کردند؛ خواب، خوراک، درس، بحث، دعا و عبادتش همه روی حساب بوده است.[۱۵]

مساوات:

برخورد ایشان با فقیر و غنی، یکسان بود؛ تلقی ایشان از مردم، بر اساس این آیه قرآن «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» بود.[۱۶] فرزندش آقای دکتر آملی می گوید: پدرم این دید را نسبت به مردم داشتند و به غنی و فقیر فرقی نمی گذاشتند و با هر دو گروه سر و کار داشتند... من یک دوست خیلی صمیمی داشتم و ایشان مورد علاقه پدرم بودند، با این که ایشان کارگر بودند و یک گاری داشتند و با آن کار می کردند؛ ولی چون اهل تقوا بودند و شخصی پارسا و خوش عملی بودند؛ لذا ایشان هر وقت خدمت پدرم می رسیدند، پدرم احترام خاصی به آن دوستم می گذاشتند.[۱۷]

تحمل مصائب:

ایشان در خصوص مشکلات و مصائب می فرمودند: «هر چقدر این مصائب به ما بیشتر وارد می شد، احساس می کردیم که بهتر ساخته می شویم.» و نیز فرمودند: «هر چه که پیش می آمد، می دیدم که همه این مشکلات برای پیش بردن و پیشرفت معنوی ماست».[۱۸]

نماز شب:

فرزند ایشان می گوید: «پدر هیچ گاه نماز شب را ترک نمی کردند. هر شب دو ساعت قبل از اذان صبح بیدار می شدند و مشغول عبادت و تهجد می شدند. در زمانی هم که نجف اشرف بودیم، دو ساعت قبل از اذان به حرم مطهر حضرت امام علی بن ابیطالب علیه السلام مشرف می شدند».[۱۹]

سیر و سلوک:

یکی از شاگردان این فقیه فرازنه می گوید: «آیت الله آملی در میان علمای برجسته تهران، فرد شاخصی بودند: اهل سیر و سلوک و عرفان بود و از شاگردان برجسته میرزا علی آقا قاضی بشمار می آمد. البته قبل از مشرف شدن به نجف، دروس فلسفه و عرفان را در تهران خوانده و بیشترش در محضر میرزا حسن کرمانشاهی بوده است».[۲۰]

ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه:

علامه طباطبایی می نویسد: «مرحوم قاضی می فرمود: بعضی از افراد زمان ما، مسلما ادراک محضر مبارک آن حضرت را کرده اند و به خدمتش شرفیاب شده اند. یکی از آن ها در مسجد سهله در مقام آن حضرت، که به «مقام صاحب الزمان» معروف است، مشغول دعا و ذکر بود که ناگهان می بیند آن حضرت را در میانه نوری که بسیار قوی، به او نزدیک می شدند؛ و چنان ابهت و عظمت آن نور او را می گیرد که نزدیک بود قبض روح شود؛ و نفس های او قطع و به شمارش افتاده بود و تقریباً یکی دو نفس به آخر مانده بود که جان دهد؛ آن حضرت را به اسماء جلاله خدا قسم می دهد که دیگر به او نزدیک نگردند. بعد از دو هفته که این شخص در مسجد کوفه مشغول ذکر بود؛ حضرت بر او ظاهر شدند و مراد خود را می یابد و به شرف ملاقات می رسد. مرحوم قاضی می فرمود: «این شخص، آقا شیخ محمدتقی آملی بوده است».[۲۱]

همچنین آیه الله شیخ محمدتقی آملی نوشته است: «شبی در مسجد کوفه بیتوته داشتیم و در سحر ـ بعد از ادای نماز شب ـ به سجده رفته، مشغول ذکر یونسیه «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» بودم و در آن اوقات، آن ذکر مقدس را در سحر در حالت سجده، چهارصد مرتبه یا بیشتر به دستور استاد می گفتم. در آن هنگام که در مسجد مشغول بودم، حالتی برایم روی داد که نه خواب بودم و نه بیدار، به طوری که سر از سجده برداشتم برای نماز صبح تجدید وضو نکردم؛ دیدم حضرت ولی عصر (اروحنا فداه و رزقنا لقاءه) را و مکالماتی بین این ذره بی مقدار و آن ولی کردگار شد، که الان به تفاصیل آن آگاه نیستم. از آن جمله، پرسیدم که: این اصول عملیه که فقها در هنگام نقد و نیل اجتهادی به آن عمل می کنند، مرضی هست؟ فرمودند: بلی، اصول عذریه و عمل به آن مطلوب (است). عرض کردم: در باب عمل به اخبار، دستور چیست؟ فرمودند: همان است که فقها به آن اخذ (می کنند) و عمل به همین اخبار در کتب معموله، مُجزی است. عرض کردم: در مورد «مناجات خمسه عشر» چه دستور می فرمایید؛ با وجودی که به سندی مأثور از معصوم نیست؛ آیا خواندن روا است؟ فرمود: به همین نهجی که علما معمول می دارند، عمل کردن رواست و عامل، مأجور است. و این ضعیف را چنان معلوم شد که می خواستند بفرمایند در عصر غیبت همین رویه که فقها در استنباط احکام دارند و به آن عمل می کنند، مرضی است و اتعاب نفس برای ادراک واقع، ضروری نیست. و باز مسئله دیگر عرضه داشته بودم که الان هیچ یک از آن ها در خاطرم نیست. «والله الهادی الی سواء السبیل».[۲۲]

آیت الله جوادی آملی نقل می کند: «استاد شرح مفصلی بر «عروة الوثقی» نگاشته است به نام «مصباح الهدی فی شرح العروه الوثقی» چاپ شده است؛ زمانی که ایشان کاغذ های شرح عروه را به ما می دادند تا پاک نویس و تنظیم کنیم، دیدیم بالای همه صفحات، بلا استثناء نوشته است: «یا مهدی! ادرکنی».[۲۳]

وفات

مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی آملی، سرانجام در روز شنبه 29 شوال سال 1391 ق. (مطابق با 27/9/1350 ش) دار فانی را وداع گفت و به دیدار معبود شتافت. پیکر مبارک وی از تهران به مشهد مقدس منتقل شد و در جوار منور ثامن الحجج امام رضا (علیه السلام) در باغ رضوان در مقبره فقیه سبزواری حاج میرزا حسین (رحمة الله علیه) به خاک سپرده شد.[۲۴]

پانویس

  1. همان، ص 35 و 36.
  2. در جستجوی استاد، ص 92.
  3. ر.ک: گلشن ابرار، ج 4، زندگی نامه میرزا علی آقا قاضی.
  4. همان، ص 43.
  5. همان، ص 34.
  6. همان، ص 35.
  7. همان، ص 39 و 38.
  8. اسناد انقلاب اسلام، ج 3، ص 17.
  9. همان، ج 3، ص 19.
  10. همان، ج 3، ص 54 و 53.
  11. همان، ج 3، ص 210.
  12. در جستجوی استاد، همان، ص 43.
  13. همان، ص 40.
  14. همان، ص 45.
  15. همان، ص 37.
  16. سوره حجرات / 13.
  17. همان، ص 36 و 37.
  18. در جستجوی استاد، ص 41.
  19. همان، ص 47.
  20. همان، ص 44.
  21. مهر تابان، ص 332، چاپ دوم.
  22. در جستجوی استاد، ص 22.
  23. کلید خوشبختی، ص 97.
  24. همان، ص 92، پاورقی.

منابع

  • سيد عباس رفيعي پور، کتاب گلشن ابرار، جلد 4، صفحه 446.
  • آيت اللّه يحيي عابدي، زندگينامه مرحوم آيت اللّه شيخ محمدتقي آملي، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1380.