جهاد اكبر‌‌‌‌‌‌‌

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از جهاد اكبر)
پرش به: ناوبری، جستجو


جهاد اكبر، مقابل جهاد اصغر (جهاد با دشمن بیرونى) عبارت است از ستیز و مخالفت با هوای نفس، یعنی مخالفت با آن دسته از خواهشهای نفس كه انسان را وادار به مخالفت با خداوند متعال و سرپیچى از دستورهاى او مى‌كند.

هدف از این جهاد ترك شهوت‌هاى شیطانى و گردن نهادن به دستورهاى خداوند متعال و پیراستن نفس از صفات ناشایست و آراستن آن به صفات نیكو است.

عنوان یاد شده برگرفته از روایتى از رسول خدا صلى الله علیه و آله است كه به گروهى از اصحاب كه از نبرد با دشمن بازمى‌گشتند، فرمود: مرحبا به قومى كه جهاد اصغر را به انجام رسانده‌اند و جهاد اكبر برایشان باقى است. گفتند: اى پیامبر خدا، جهاد اكبر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس.[۱]

تعریف[ویرایش]

جهاد بر سه گونه است: 1- جنگ و مجاهده براى راندن و دفع دشمن آشكار. 2- جهاد با شيطان و اهريمن. 3- جهاد در مجاهده با نفس.[۲]

«جهاد» به معناى بذل جهد و كوشش در دفع دشمن است و بيشتر بر مدافعه به جنگ اطلاق مى ‌شود و ليكن گاهى در معنای دشمن توسعه داده می شود تا جائی که هر چیزی که توقع شر از او می رود را شامل می شود مانند شيطان كه آدمى را گمراه مى ‌سازد و نفس اماره كه به بديها امر مى ‌كند و امثال اينها. در نتيجه جهاد شامل مخالفت با نفس در خواسته ‌هايش و خودداری از اطاعت شيطان در وسوسه‌ هايش مى‌ شود و رسول خدا (ص) مخالفت با نفس را « جهاد اكبر » ناميده است. [۳]

جهاد اکبر در قرآن[ویرایش]

علماى اخلاق براى نفس (احساسات و غرائز و عواطف آدمى) سه مرحله قائلند كه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده است.

1.نفس مطمئنه مرحله‌ اى است كه پس از تصفيه و تهذيب و تربيت كامل، انسان به مرحله ‌اى مى‌ رسد كه غرائز سركش در برابر او رام مى‌ شوند و سپر مى ‌اندازند، و توانايى پيكار با عقل و ايمان در خود نمى‌ بينند چرا كه عقل و ايمان آن قدر نيرومند شده ‌اند كه غرائز نفسانى در برابر آن توانايى چندانى ندارد. اين همان مرحله آرامش و سكينه است، آرامش كه بر اقيانوسهاى بزرگ‌ حكومت مى ‌كند، اقيانوسهايى كه حتى در برابر سخت‌ترين طوفانها چين و شكن بر صورت خودنمايان نمى ‌سازند. اين مقام انبياء و اوليا و پيروان راستين آنها است، آنهايى كه در مكتب مردان خدا درس ايمان و تقوا آموختند و سالها به تهذيب نفس پرداخته و جهاد اكبر را به مرحله نهايى رسانده‌ اند.آیات پایانی سوره فجر این موضوع را مطرح می کند:

«يَاأَيَّتهُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُارْجِعِى إِلىَ‌ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةًفَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ »[۴] « اى صاحب نفس مطمئن! به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى كه هم تو از خدا راضى هستى و هم خدا از تو راضى است پس در جمع بندگانم وارد شو و در بهشتم درآى.»

2.نفس لوامه كه پس از تعليم و تربيت و مجاهدت، انسان به آن ارتقاء مى‌ يابد، در اين مرحله ممكن است بر اثر طغيان غرائز گهگاه مرتكب خلافهايى بشود اما فورا پشيمان مى‌ گردد و به ملامت و سرزنش خويش مى‌ پردازد، و تصميم بر جبران گناه مى‌ گيرد، و دل و جان را با آب توبه مى‌ شويد، و به تعبير ديگر در مبارزه عقل و نفس گاهى عقل پيروز می شود و گاهى نفس، ولى به هر حال كفه سنگين از آن عقل و ايمان است. البته براى رسيدن به اين مرحله جهاد اكبر لازم است و تمرين كافى و تربيت در مكتب استاد و الهام گرفتن از سخن خدا و سنت پيشوايان. اين مرحله همان است كه قرآن مجيد در «سوره قيامت » به آن سوگند ياد كرده است، سوگندى كه نشانه عظمت آن است‌:

« لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ ، وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»[۵]:« سوگند به روز رستاخيز و سوگند به نفس سرزنشگر»!

3.نفس اماره نفس سر كش است كه انسان را به گناه فرمان مى ‌دهد و به هر سو مى‌ كشاند و لذا اماره‌ اش گفته ‌اند در اين مرحله هنوز عقل و ايمان آن‌ قدرت را نيافته كه نفس سركش را مهار زند و آن را رام كند بلكه در بسيارى از موارد در برابر او تسليم مى‌ گردد و يا اگر بخواهد گلاويز شود نفس سركش او را بر زمين مى‌ كوبد و شكست مى ‌دهد و همه بدبختيهاى انسان از آن است. [۶] در این زمینه از زبان یوسف صدیق نقل می کند که به یک شکل بدبینانه ای به نفس خودش می نگرد:

«وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‌ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي». [۷] «من نفس خود را تبرئه نمی کنم چرا که مسلما نفس پیوسته به بدی ها امر می کند مگر آن که پروردگارم رحم کند.»


همچنین آیه ی زیر به نتیجه پیروی از نفس اماره اشاره دارد:

«أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلي‌ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلي‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلي‌ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ»[۸]

«آیا دیدی آنکس راکه هوای نفسش را معبود خود گرفت و خداوند او را به جهت علمی که داشت گمراه کرد و بر گوش و قلبش مهر نهاد و بر چشمش پرده ای انداخت، دیگر بعد از خدا چه کسی او را هدایت می کند، آیا باز هم متذکر نمی شوید؟ »

جهاد اکبر در روایات[ویرایش]

پيامبر عظيم الشّان اسلام فرمود:

«جاهدوا أهواءكم كما تجاهدون أعدائكم». با هواهاى نفسانيتان همانگونه جهاد كنيد كه با دشمنانتان. .[۹]

امام على عليه السلام :

«أفْضَلُ الجِهادِ جِهادُ النَّفْسِ عنِ الهَوى ، و فِطامُها عَن لَذّاتِ الدُّنيا.» برترين جهاد، مبارزه كردن با هواى نفْس و باز گرفتن آن از لذّتهاى دنياست.

امام على عليه السلام :

«غايةُ المُجاهَدَةِ أنْ يُجاهِدَ المَرءُ نَفْسَهُ.» نهايت جهاد، مبارزه انسان با نفْس خويش است.

امام على عليه السلام :

«اعلَموا أنَّ الجِهادَ الأكْبَرَ جِهادُ النَّفْسِ، فاشْتَغِلوا بجِهادِ أنْفُسِكُم تَسْعَدوا.» بدانيد كه جهاد اكبر جهاد با نفْس است، پس به جهاد با نفْسهاى خويش پردازيد تا نيك بخت شويد.

امام باقر عليه السلام :

«لا فَضيلةَ كالجِهادِ ، و لا جِهادَ كمُجاهَدةِ الهوى.» هيچ فضيلتى چون جهاد نيست و هيچ جهادى مانند مبارزه با هواى نفس نمى باشد .

امام صادق عليه السلام :

«إنَّ النّبيَّ صلى الله عليه و آله بَعثَ بسَرِيّة، فلَمّا رَجَعوا قالَ: مَرْحَبا بقَومٍ قَضَوُا الجِهادَ الأصْغَرَ و بَقِيَ الجِهادُ الأكْبَرُ . قيلَ : يا رسولَ اللّه ِ ، و ما الجِهادُ الأكْبَرُ ؟ قالَ: جِهادُ النَّفْسِ.» پيامبر صلى الله عليه و آله سپاهى را به جنگ گسيل داشت؛ وقتى برگشتند فرمود: خوشامد مى گويم به گروهى كه جهاد اصغر را انجام دادند، اما جهاد اكبر همچنان مانده است. عرض شد: اى پيامبر خدا! جهاد اكبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفْس.[۱۰]

وجوب جهاد با نفس[ویرایش]

شیخ حرّ عاملی در کتاب وسائل الشیعه در باب صد و یک، 1 910 حدیث در پیرامون "جهاد با نفس" برگزیده و آن­ها را سامان داده است. در این باب ده حدیث آورده شده است و مفاد آن­ها این است که مبارزه با نفس و اقدام به درمان بیماری­های نفسانی برانسان طالب کمال و سعادت، لازم و واجب است. واژه­ ی وجوب هرچند در هیچ­یک از احادیث این باب ذکر نشده، اما در برخی دیگر از احادیث مربوط به همین موضوع که در این باب ذکر نشده، آمده است مانند این سخن امام کاظم(ع) به هشام ا­بن الحکم: جاهد نفسک لتردّها من هواها فإنّه واجب علیک کجهاد عدوّک([1]: با نفس خود به مبارزه برخیز تا آن را از خواسته­ های [نادرستش] دور کنی. این مبارزه همانند جهاد با دشمن بر تو فرض و واجب است. افزون بر این، همین­که جهاد با نفس در برخی از روایات جهاد اکبر نامیده شده و در برخی دیگر أفضل الجهاد دانسته شده است و ما می­دانیم که جهاد با دشمن از واجبات است، جهاد با نفس هم همانند جهاد با دشمن واجب، بلکه از آن واجب­تر است.[۱۱]


نتیجه جهاد اکبر[ویرایش]

« وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين‌ »[۱۲] و آنهايى كه در راه ما تلاش مى ‌كنند، به طور قطع به راههاى خودمان آنان را راهنمايى مى‌ كنيم؛ زيرا كه خداوند با نيكوكاران است.

معناى ‌« جاهَدُوا فِينا» اين است كه جهادشان همواره در راه ما است، و اين تعبير كنايه از اين است كه: جهادشان در امورى است كه متعلق به خداى تعالى است، چه جهاد در راه عقيده باشد، و چه در راه عمل، و چون جهادشان در راه خدا است هيچ عاملى ايشان را از ايمان به خدا و اطاعت اوامر و نواحى او باز نمى ‌دارد. « لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » در اينجا خداى تعالى براى خود سبيل ‌هايى نشان مى‌ دهد، و راه‌ها هر چه باشد بالاخره به درگاه او منتهى مى ‌شود، براى اينكه راه را براى اين راه مى‌ گويند كه به سوى صاحب راه منتهى مى‌ شود، و آن صاحب راه منظور اصلى از راه است.[۱۳]

همچنین در آیه زیر خداوند می فرماید جایگاه چنین فردی بهشت است: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَي النَّفْسَ عَنِ الْهَوي‌، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوي»؛[۱۴]

«هر کس که از مقام پروردگارش بیم داشته باشد و جلوی نفس را از هوی پرستی بگیرد، مأوی و جایگاه او بهشت است.»

پانویس[ویرایش]

  1. وسائل الشیعة، ج15، ص161.
  2. ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‌1، ص 423
  3. الميزان فى تفسير القرآن،ج‌14، ص411
  4. سوره فجر/27 تا30
  5. سوره قیامت/1و2
  6. تفسير نمونه، ج‌9، ص436- 438
  7. (یوسف/53)
  8. (جاثیه/23)
  9. ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‌1، ص 423
  10. میزان الحکمه،ج 2
  11. http://www.hawzah.net
  12. سوره عنکبوت/69
  13. ترجمه تفسير الميزان، ج‌16، ص 228
  14. (نازعات/40-41)

منابع[ویرایش]

  • قران کریم
  • تفسیر المیزان
  • ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن
  • فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جمعى از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمى شاهرودى، جلد ‌3، ص 145.
  • مرتضی مطهری، فلسفه و اخلاق
  • محمدی ری شهری، میزان الحکمه