خوض در باطل

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«خوض در باطل» (فرورفتن در باطل) نزد اندیشمندان علم اخلاق، اعم از نقل گناه و رفتار ناشایستى است که خود فرد یا دیگرى انجام داده است، با این قید که، آن کار فقط براى سرگرمى انجام شود و نیازى مشروع و عقلانى به آن نباشد.

واژه‌شناسی

در «مجمع البحرين» در معنای «خوض» آمده است: «أصل اَلْخَوْضِ دخول القدم فيما كان مائعا من الماء و الطين، ثم كثر حتى صار فی كل دخول فيه أذى و تلويث»؛[۱] خوض در اصل به معنای داخل شدن پا در چیزهای مایع مانند آب و گل بوده و سپس در مورد دخول در هر چیزی که مایه اذیت و پلیدی است به کار رفته.

و راغب اصفهانی می گوید: «اَلْخَوْضُ‌: هو الشّروع فی الماء و المرور فيه، و يستعار فی الأمور، و أكثر ما ورد فی القرآن ورد فيما يذمّ‌ الشروع فيه»؛[۲] خوض به معنی داخل شدن در آب است و به طور استعاره به معنى داخل شدن در هر امر است و اكثر موارد آن در قرآن کریم، داخل شدن در كار مذموم می باشد.

برخی آیات قرآن در این رابطه عبارتند از:

  • «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ...».[۳]
  • «... قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ».[۴]
  • «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آيَاتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ».[۵]
  • «الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ».[۶]
  • «وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ».[۷]

مفهوم‌ خوض در باطل

«خوض» به معناى كندوكاو و گفتگو به قصد تمسخر و تحقير است، نه براى فهم و درک حقيقت.[۸] از مصادیق خوض در باطل، نقل گناه و رفتار ناشایستى است که خود فرد یا دیگرى انجام داده است، به شرط آنکه این کار فقط براى سرگرمى انجام شود و نیازى مشروع و عقلانى به آن نباشد. ولى اگر بیان رفتار ناشایست دیگران براى استمداد در بازداشتن ایشان از گناه یا پاسخ به کسى که در امر مهمى مشورت طلبیده یا هر نیاز مشروع دیگر باشد «فرورفتن در باطل» نخواهد بود.

همچنین اگر حکایت گناه دیگرى جهت آشکار ساختن عیب او یا تحقیر و بى مقدار کردن او انجام شود، در محدوده گناهانى چون غیبت، سخن‌چینى و... قرار خواهد گرفت. پس آنگاه که کسى گناه خود یا دیگرى را جهت گرم کردن مجلس دوستانه و لذت بردن از آن با آب و تاب نقل کند، به این رذیله اخلاقى گرفتار شده است. پس این عمل نه غیبت است نه سخن‌چینى و نه فحش و... بلکه گناهى است که عنوان خاص خود را دارد، به نام «فرورفتن در باطل».

فرورفتن در باطل داراى اقسامى است؛ گاه از گناهى که پیش از این انجام گرفته حکایت مى‌شود، مانند آن که فرد از فریبکارى‌ها و نیرنگ بازى‌هاى خود داستان سرایى کند و از مفاسد خویش سخن بگوید.

و گاه از گناهى که قصد انجام آن را دارد حکایت کرده، درباره راه و روش انجام آن سخن مى‌گوید که این کار حکایت از قصد گناه دارد. البته گاه هدف از نقل و حکایت گناه پند دادن به دیگران است، ولى باید مراقب بود که بیان آن موجب اشاعه مفاسد نشود؛ به ویژه کسانى که در مسند تدوین و تألیف پندهاى فردى و اجتماعى فعالیت مى‌کنند و قصد دارند با نقل داستان هایى آموزنده به دیگران پند و آموزش دهند، باید دقت کنند که این حکایت‌ها موجب تحریک افراد به گناه نشود یا جرأت انجام گناه را در دل شخص آن به چشم نیاید، زیرا در چنین مواردى پیش از این که با نقل خطا به نتیجه مناسب دست یابند، بدآموزى کرده‌اند.

پانویس

  1. مجمع البحرين، طریحی، ج۴، ص۲۰۳.
  2. مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۳۰۲؛ قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۲، ص۳۱۱.
  3. سوره نساء، ۱۴۰.
  4. سوره انعام، ۹۱.
  5. سوره توبه، ۶۵.
  6. سوره طور، ۱۲.
  7. سوره مدثر، ۴۵.
  8. تفسير مجمع‌البيان، طبرسی.

منابع

  • "خوض در باطل"، اصطلاحنامه جامع علوم اسلامی، بازیابی: ۳ اسفند ۹۲.
  • قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۲.

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه