آیه 54 سوره یوسف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي ۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ

مشاهده آیه در سوره


<<53 آیه 54 سوره یوسف 55>>
سوره : سوره یوسف (12)
جزء : 13
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

شاه گفت: او را نزد من آرید تا او را از خاصان خود گردانم. چون با او هرگونه سخن به میان آورد به او گفت: تو امروز نزد ما صاحب منزلت و امین هستی.

و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی.

و پادشاه گفت: «او را نزد من آوريد، تا وى را خاص خود كنم.» پس چون با او سخن راند، گفت: «تو امروز نزد ما با منزلت و امين هستى.»

پادشاه گفت: او را نزد من بياوريد تا همنشين خاص خود گردانم. و چون با او سخن گفت، گفت: تو از امروز نزد ما صاحب‌مكانت و امين هستى.

پادشاه گفت: «او [= یوسف‌] را نزد من آورید، تا وی را مخصوص خود گردانم!» هنگامی که (یوسف نزد وی آمد و) با او صحبت کرد، (پادشاه به عقل و درایت او پی برد؛ و) گفت: «تو امروز نزد ما جایگاهی والا داری، و مورد اعتماد هستی!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

The king said, ‘Bring him to me, I will make him my favourite.’ Then, when he had spoken with him, he said, ‘Indeed today [onwards] you will be honoured and trustworthy with us.’

And the king said: Bring him to me, I will choose him for myself. So when he had spoken with him, he said: Surely you are in our presence today an honorable, a faithful one.

And the king said: Bring him unto me that I may attach him to my person. And when he had talked with him he said: Lo! thou art to-day in our presence established and trusted.

So the king said: "Bring him unto me; I will take him specially to serve about my own person." Therefore when he had spoken to him, he said: "Be assured this day, thou art, before our own presence, with rank firmly established, and fidelity fully proved!

معانی کلمات آیه

أستخلصه: يعنى خالص كنم او را و خالص باشد براى من و كار من.

مكين: مكين: داراى مكانت و منزلت و مقام . آن از مكانت است .«مكن ، مكانة: فهو مكين».[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ «54»

و پادشاه گفت: يوسف را نزد من آوريد تا وى را (مشاور) مخصوص خود قرار دهم. پس چون با او گفتگو نمود، به او گفت: همانا تو امروز نزد ما داراى منزلتى بزرگ و فردى امين هستى.

نکته ها

در «لسان العرب» آمده: هرگاه انسان كسى را محرم اسرار خود قرار دهد و در امور خويش او را مداخله دهد، گفته مى‌شود: «أَسْتَخْلِصْهُ».

يوسف عليه السلام وقتى از زندان آزاد مى‌شود بر در زندان جملاتى چند مى‌نويسد كه سيماى زندان در آن جملات ترسيم شده است: «هذا قبور الاحياء، بيت الاحزان، تجربة الاصدقاء و شماتة الاعداء» يعنى؛ زندان گورستان زندگان، خانه غمها، محل آزمودن دوستان وشماتت دشمنان است. «1»

پادشاه وقتى پى به صداقت و امانت يوسف مى‌برد و در او خيانتى نمى‌يابد، او را براى خود برمى‌گزيند. اگر خداوند از بنده خيانت نبيند چه خواهد كرد!؟ حتماً او را براى خود بر خواهد گزيد كه قرآن درباره‌ى پيامبران چنين تعبيرى دارد: «وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‌» «2»، «وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي» «3»

پادشاه با «لَدَيْنا» اعلام كرد كه يوسف در حكومت ما جايگاه دارد نه تنها در دل من، پس همه مسئولين بايد از او اطاعت كنند.

قدرت داشتن و امين بودن در كنار هم ارزشمند است، زيرا اگر امين باشد ولى امكانات نداشته باشد، قدرت انجام كارى را ندارد واگر مكين باشد امّا امين نباشد، حيف و ميل بيت‌المال مى‌كند.

چنانكه حضرت على عليه السلام خطاب به مالك اشتر استاندار خود مى‌فرمايد: بعد از شناسايى و


«1». تفسير مجمع‌البيان.

«2». طه، 13.

«3». طه، 41.

جلد 4 - صفحه 228

گزينش كارمندان، به آن حقوق مكفى بده. «اسبغ عليهم الارزاق» «1»

پیام ها

1- خداوند اگر بخواهد، اسير ديروز را امير امروز قرار مى‌دهد. «قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي»

2- در برابر خدمات افراد بايد عكس العمل نشان داد و از آنان تقدير كرد. (در برابر تعبير خواب دستور داد كه او را آزاد كنند) «ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي»*

3- افراد مشرك وكافر هم از كمالات معنوى لذّت مى‌برند. فطرت كمال دوستى، در هر انسانى وجود دارد. «أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي»

4- براى تصدّى اعطاى پست‌هاى مهم و كليدى علاوه بر تدبير و كاردانى، محبوبيّت و مقبوليّت نيز بسيار مهم است. (يوسف در اثر عفّت، تدبير، تعبير خواب و بزرگوارى، محبوبيّت خاصّى پيدا كرد، لذا عزيز مصر گفت او براى خودم باشد) «أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي»*

5- پاكى، امانت، صداقت و عفاف، پادشاهان را نيز به تواضع وا مى‌دارد. «أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي»*

6- تا مرد سخن نگفته باشد، عيب وهنرش نهفته باشد. «فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ»

7- در گزينش‌ها، مصاحبه حضورى نيز مفيد است. «فَلَمَّا كَلَّمَهُ»

8- براى اعطاى مسئوليّت‌هاى بسيار مهم، گاه لازم است شخص اوّل مملكت، خود مصاحبه حضورى كند. «فَلَمَّا كَلَّمَهُ»*

9- پست‌هاى بزرگ و كليدى را به افراد شايسته و امتحان داده واگذار كنيد. فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ‌ ...*

10- انسان صادق و امين حتّى در جمع كافران نيز مقبول و مورد احترام است. («لَدَيْنا» شامل همه‌ى كارگزاران مى‌شود) «إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ»*


«1». نهج البلاغه، كتاب 53.

جلد 4 - صفحه 229

11- زنان مصر جمال يوسف ديدند، دل از كف دادند و دست بريدند؛ پادشاه امانت و پاكى او را ديد مُلك مصر را در اختيارش نهاد. اگر همه كمالات يوسف بر آنان آشكار مى‌شد چه مى‌كردند؟*

12- وقتى به امانت و توان و صداقت كسى اطمينان پيدا كرديد، در واگذارى مسئوليّت به او درنگ نكنيد. «إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ»*

13- مشاور خاص مسئولين كشورى، بايد اهل تقوا، تدبير، قدرت برنامه‌ريزى و امانت باشد. أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي‌ ... مَكِينٌ أَمِينٌ‌ (يوسف جامع همه اينها بود.)

14- قدرت يوسف عليه السلام بدون قيد وشرط بوده است. («مَكِينٌ» بدون هيچ شرط و محدوديّتى)*

15- مكين و امين بودن، هر دو با هم لازم است. «مَكِينٌ أَمِينٌ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه