آیه 50 سوره ابراهیم

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

سَرَابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرَانٍ وَتَغْشَىٰ وُجُوهَهُمُ النَّارُ

مشاهده آیه در سوره


<<49 آیه 50 سوره ابراهیم 51>>
سوره : سوره ابراهیم (14)
جزء : 13
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

(و بینی که) پیراهنهای از مس گداخته آتشین بر تن دارند و در شعله آتش چهره آنها پنهان است.

پیراهن هایشان از قطران [ماده ای متعفّن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهره هایشان را می پوشاند.

تن‌پوشهايشان از «قطران» است و چهره‌هايشان را آتش مى‌پوشاند.

جامه‌هاشان از قطران است و آتش صورتهاشان را فروپوشيده است.

لباسهایشان از قطران [= ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال‌] است؛ و صورتهایشان را آتش می‌پوشاند...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

their garments made of pitch, and the Fire covering their faces,

Their shirts made of pitch and the fire covering their faces

Their raiment of pitch, and the Fire covering their faces,

Their garments of liquid pitch, and their faces covered with Fire;

معانی کلمات آیه

سرابيل: سربال (به كسر- س): پيراهن. جمع آن ، سرابيل است .

قطران: مجموعا سه بار در قرآن مجيد به صورت جمع آمده است . در خواندن آن ، سه وجه است : فتح قاف و كسر طاء، فتح قاف و سكون طاء، كسر قاف و سكون طاء. بعضى آن را «قطر آن» خوانده ‏اند: يعنى مس مذاب كه به نهايت حرارت رسيده است . طبرسى فرموده قطران چيزى است سياه، بدبو، چسبنده كه آن را بر شتر مى‏ مالند. زمخشرى نيز نزديك به آن گفته است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ «49»

و در آن روز مجرمان را مى‌بينى كه در غل و زنجير بهم بسته شده‌اند.

سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‌ وُجُوهَهُمُ النَّارُ «50»

جامه‌هاى آنان از قطران (مادّه‌ى چسبنده‌ى بدبوى قابل اشتعال همچون قير) است و صورت‌هايشان را آتش مى‌پوشاند.

جلد 4 - صفحه 431

نکته ها

كسى‌كه در حال رنج و عذاب است، اگر فرياد ديگران را نيز بشنود، بيشتر زجر مى‌بيند، چنان‌كه شادى كردن لذّت دارد و بودنِ در كنار جمعى كه شادمانند لذّتِ بيشترى دارد. به همين خاطر، قرآن مى‌فرمايد: ما افراد همفكر و هم‌خط را در يك جا جمع مى‌كنيم، مجرمان را در دوزخ و نيكان را در بهشت. وَ الَّذِينَ آمَنُوا ... أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ‌ «1» و درباره‌ى اهل دوزخ مى‌خوانيم: «احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ» «2» ستمگران و همسرانشان كه مانند آنان بودند، با هم به دوزخ مى‌روند. در جاى ديگر مى‌خوانيم: «فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ» «3» در آن روز عابد همراه با معبود خيالى خود با هم به دوزخ افكنده مى‌شوند و شايد آيه‌ى‌ «وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» «4» نيز همين قرين بودن را بيان كند. (واللَّه العالم)

«اصفاد» جمع «صفود» به «كُنده» گفته مى‌شود و آن تكّه‌ى چوب بزرگى است كه به پاى زندانيان مى‌بندند.

«قَطِرانٍ» مادّه‌اى است كه از برخى درختان مى‌گيرند و پس از جوشاندن و سفت كردن آن به بدن شتر مى‌مالند تا در اثر سوزش زياد، امراض پوستى شتر بهبود يابد. اين مادّه، بدبو و اشتعال‌زاست. «5»

يكى از عذاب‌هاى قيامت، بسته شدن مجرمان با غل و زنجير است و اين معنا در چندين آيه ذكر شده است. از جمله: وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ‌ ... فِي الْأَصْفادِ و «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ» «6» و «إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ» «7»

مجرمان با مجرمان، و يا با شياطين، با هم به زنجير كشيده مى‌شوند. و يا دست‌هايشان با غل بسته مى‌شود و يا دست و پاهايشان و يا دست و پا و گردنشان با هم در قيدوبند قرار مى‌گيرد. «مُقَرَّنِينَ»


«1». طور، 21.

«2». صافات، 23.

«3». شعراء، 94.

«4». تكوير، 7.

«5». تفسير نمونه.

«6». حاقّه، 30.

«7». غافر، 71.

جلد 4 - صفحه 432

پیام ها

1- قرآن، قيامت را طورى ترسيم مى‌كند كه گويى الآن ما آن را مى‌بينيم. «تَرَى»

2- تحقير و عذاب مجرمان، در ملأ عام است. «وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ»

3- اگر با ديد تجسّم اعمال بنگريم، شايد به اين نتيجه برسيم كه لباس‌هايى كه پوشيدن آن‌ها با دلربايى و تفاخر و اسراف و شهوت‌انگيزى همراه باشد، به لباس‌هاى سياه و بدبو و آتش‌زاى قيامت تبديل مى‌شود. «سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه