آیه 50 سوره ابراهیم
| <<49 | آیه 50 سوره ابراهیم | 51>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
(و بینی که) پیراهنهای از مس گداخته آتشین بر تن دارند و در شعله آتش چهره آنها پنهان است.
پیراهن هایشان از قطران [ماده ای متعفّن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهره هایشان را می پوشاند.
تنپوشهايشان از «قطران» است و چهرههايشان را آتش مىپوشاند.
جامههاشان از قطران است و آتش صورتهاشان را فروپوشيده است.
لباسهایشان از قطران [= ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال] است؛ و صورتهایشان را آتش میپوشاند...
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
سرابيل: سربال (به كسر- س): پيراهن. جمع آن ، سرابيل است .
قطران: مجموعا سه بار در قرآن مجيد به صورت جمع آمده است . در خواندن آن ، سه وجه است : فتح قاف و كسر طاء، فتح قاف و سكون طاء، كسر قاف و سكون طاء. بعضى آن را «قطر آن» خوانده اند: يعنى مس مذاب كه به نهايت حرارت رسيده است . طبرسى فرموده قطران چيزى است سياه، بدبو، چسبنده كه آن را بر شتر مى مالند. زمخشرى نيز نزديك به آن گفته است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ «49»
و در آن روز مجرمان را مىبينى كه در غل و زنجير بهم بسته شدهاند.
سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ «50»
جامههاى آنان از قطران (مادّهى چسبندهى بدبوى قابل اشتعال همچون قير) است و صورتهايشان را آتش مىپوشاند.
جلد 4 - صفحه 431
نکته ها
كسىكه در حال رنج و عذاب است، اگر فرياد ديگران را نيز بشنود، بيشتر زجر مىبيند، چنانكه شادى كردن لذّت دارد و بودنِ در كنار جمعى كه شادمانند لذّتِ بيشترى دارد. به همين خاطر، قرآن مىفرمايد: ما افراد همفكر و همخط را در يك جا جمع مىكنيم، مجرمان را در دوزخ و نيكان را در بهشت. وَ الَّذِينَ آمَنُوا ... أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ «1» و دربارهى اهل دوزخ مىخوانيم: «احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ» «2» ستمگران و همسرانشان كه مانند آنان بودند، با هم به دوزخ مىروند. در جاى ديگر مىخوانيم: «فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ» «3» در آن روز عابد همراه با معبود خيالى خود با هم به دوزخ افكنده مىشوند و شايد آيهى «وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» «4» نيز همين قرين بودن را بيان كند. (واللَّه العالم)
«اصفاد» جمع «صفود» به «كُنده» گفته مىشود و آن تكّهى چوب بزرگى است كه به پاى زندانيان مىبندند.
«قَطِرانٍ» مادّهاى است كه از برخى درختان مىگيرند و پس از جوشاندن و سفت كردن آن به بدن شتر مىمالند تا در اثر سوزش زياد، امراض پوستى شتر بهبود يابد. اين مادّه، بدبو و اشتعالزاست. «5»
يكى از عذابهاى قيامت، بسته شدن مجرمان با غل و زنجير است و اين معنا در چندين آيه ذكر شده است. از جمله: وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ ... فِي الْأَصْفادِ و «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ» «6» و «إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ» «7»
مجرمان با مجرمان، و يا با شياطين، با هم به زنجير كشيده مىشوند. و يا دستهايشان با غل بسته مىشود و يا دست و پاهايشان و يا دست و پا و گردنشان با هم در قيدوبند قرار مىگيرد. «مُقَرَّنِينَ»
«1». طور، 21.
«2». صافات، 23.
«3». شعراء، 94.
«4». تكوير، 7.
«5». تفسير نمونه.
«6». حاقّه، 30.
«7». غافر، 71.
جلد 4 - صفحه 432
پیام ها
1- قرآن، قيامت را طورى ترسيم مىكند كه گويى الآن ما آن را مىبينيم. «تَرَى»
2- تحقير و عذاب مجرمان، در ملأ عام است. «وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ»
3- اگر با ديد تجسّم اعمال بنگريم، شايد به اين نتيجه برسيم كه لباسهايى كه پوشيدن آنها با دلربايى و تفاخر و اسراف و شهوتانگيزى همراه باشد، به لباسهاى سياه و بدبو و آتشزاى قيامت تبديل مىشود. «سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




