بگو: پروردگارا، ای خالق آسمانها و زمین، ای دانای عالم پیدا و پنهان، تو خود میان بندگان در آنچه خلاف و نزاع برانگیزند حکم خواهی کرد.
[وقتی از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: خدایا! ای آفریننده آسمان ها و زمین! [ای] دانای نهان و آشکار! تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه [از عقاید و عبادات] اختلاف می کردند، داوری خواهی کرد؛
بگو: «بار الها، اى پديدآورنده آسمانها و زمين، [اى] داناى نهان و آشكار، تو خود در ميان بندگانت بر سر آنچه اختلاف مىكردند، داورى مىكنى.»
بگو: بار خدايا، تويى آفريننده آسمانها و زمين، داناى نهان و آشكار، تو ميان بندگانت در هر چه در آن اختلاف مىكردهاند داورى خواهى كرد.
بگو: «خداوندا! ای آفریننده آسمانها و زمین، و آگاه از اسرار نهان و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داوری خواهی کرد!»
Say, ‘O Allah! Originator of the heavens and the earth, Knower of the sensible and the Unseen, You will judge between Your servants concerning that about which they used to differ.’
Say: O Allah! Originator of the heavens and the earth, Knower of the unseen and the seen! Thou (only) judgest between Thy servants as to that wherein they differ.
Say: O Allah! Creator of the heavens and the earth! Knower of the Invisible and the Visible! Thou wilt judge between Thy slaves concerning that wherein they used to differ.
Say: "O Allah! Creator of the heavens and the earth! Knower of all that is hidden and open! it is Thou that wilt judge between Thy Servants in those matters about which they have differed."
قُلِ اللَّهُمَ: بگو بار خدايا اى معبود به حق، فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ: اى
«1» سفينة البحار، ج 1، ذيل ماده بغض، ص 90.
جلد 11 - صفحه 252
آفريننده آسمانها و زمينها، عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ: اى داننده آنچه غايب و آنچه مشاهد است، يعنى داناى پنهان و آشكارا، أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ: تو به تنهائى حكم كنندهاى ميان بندگان خود، فِي ما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ: در آنچه هستند كه در آن اختلاف مىكنند از امر دين و دنيا، پس حكم فرما ميان من و ايشان به حق. اين كلام وصف حال مخالفان و اعذار حضرت رسالت و تسليه خاطر مبارك و وعيد معاندان است.
تتمه: ربيع بن خثيم كه از زهّاد زمانه بود، روزى از واقعه حضرت امام حسين عليه السلام خبر داد و لعنت نمود بر قاتلان آن حضرت و گفت: آه قتل من كان صلى اللّه عليه و آله يجلسه فى حجره و يضع فاه على فيه: آه، كشتند آن كسى را كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را بر دامن خود مىنشاند و دهان خود را به دهان او مىگذارد، بعد از آن اين آيه تلاوت نمود: (اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ). «1»
بگو خداوندا اى پديد آورنده آسمانها و زمين اى داناى پنهان و آشكار تو حكم ميكنى ميان بندگانت در آنچه بودند كه در آن اختلاف ميكردند
و اگر آنكه بود براى آنها كه ستم كردند آنچه در زمين است تمامى و مانندش با آن هر آينه فديه دهند بآن براى آزادى خودشان از بدى عذاب روز قيامت و آشكار شود براى آنها از خدا آنچه نبودند كه گمان ببرند
و آشكار شود براى آنها
جلد 4 صفحه 502
بديهاى آنچه كسب كردند و احاطه نمايد بآنها آنچه بودند بآن استهزاء مينمودند
پس چون برسد بانسان بدى و ضررى ميخواند ما را پس چون داديم باو نعمتى از خودمان گويد جز اين نيست كه داده شدم آنرا براى دانش خودم بلكه آن آزمايشى است ولى بيشترشان نميدانند
بتحقيق گفتند آن كلام را كسانيكه بودند پيش از آنها پس بىنياز نكرد آنها را آنچه بودند كسب ميكردند.
تفسير
خداوند متعال بعد از ذكر ادلّه و افيه و مواعظ شافيه و عدم تأثير آن در قلوب قاسيه كفار پيغمبر خود را مأمور بدعا و توسل بدرگاه خدا براى فصل خصومت بين او و اعداء فرمود با اشاره بآنكه خداوند قادر است حكم فرمايد ميان اهل حق و باطل بغلبه و دولت و بين ظالم و مظلوم بكشيدن انتقام در دنيا و آخرت و البته خواهد كشيد و اهل حق را مثاب و اهل باطل را معاقب خواهد فرمود و اگر تمام دنيا و ما فيها و بعلاوه مانند آن براى كفار باشد در روز قيامت حاضرند بدهند و از سختى عذاب جهنم خود را آزاد نمايند چون فديه مالى است كه شخص ميدهد و جان خود را بآن ميخرد ولى آن روز از آنها فديه قبول نميشود علاوه بر آنكه چيزى ندارند كه بدهند و مىبينند از انواع عذاب الهى و اقسام آن آنچه را كه در خاطرشان خطور نكرده بود تا در دنيا بودند و پديدار ميشود براى آنها بديهاى اعمال بدشان كه تا در دنيا بودند متوجه بآن نبودند كه چقدر بد بوده و چه مجازاتى داشته و احاطه ميكند بآنها عذاب آنچه را بآن استهزاء مينمودند از شخص پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و احكام خداوند و وعده و وعيد او و چون بهمه چيز بوده عذابش هم از همه طرف است و يكى از اخلاق بد مردمان نادان كه انسان مجبول بر آن است خود پسندى است كه بايد شخص برياضت و تعقّل و تفكر آن را از خود دور نمايد لذا وقتى بانسان سختى و مرض و بلائى برسد متوجه بدرگاه الهى ميشود و رفع آنرا از او ميخواهد چون بالفطره ميداند كه زمام امور بدست يك خداوند قادر خبير بصير است ولى بعد از تفضل الهى بر او بنعمت صحت و سلامت و رفاهيت ميگويد من بعلم و دانش خودم باين مقام رسيدم كه دفع ضرر و كسب منفعت نمودم يا خدا مرا مستحق تفضّل و انعام دانست كه باين نعمت و اصل و آن محنت را از من زائل نمود ولى اين اشتباه و خلاف ادب است در پيشگاه احديّت
جلد 4 صفحه 503
از بنده ناچيزيكه از خود هيچ ندارد و اگر علم و دانش كمى هم در او وجود داشته باشد از خداوند باو انعام شده وظيفه بنده آنستكه هر محنتى از او زائل و بهر نعمتى و اصل ميشود بگويد خدا اين بلا را از من رفع نمود و اين نعمت را بمن عطا فرمود پس آن نعمت براى چنين بنده بىادبى امتحان و يا بلا است كه بايد بوبال آن مبتلا گردد ولى بيشتر مردم متوجه باين نكات اخلاقى و آثار سوء بداخلاقى در اين موارد نيستند و نميدانند وظيفه خود را در مرتبه عبوديّت و مقام الوهيّت چنانچه در احوال قارون كه از بنى اسرائيل و امم ماضيه نسبت باين امّت بود گذشت كه چنين اظهارى نمود و مورد غضب الهى شد و كسان ديگرى هم بودند كه بمال و منال دنيوى مغرور و از ياد خدا غافل شدند و از اين قبيل اظهارات نمودند و آنمال جز و بال براى آنها ثمرى نداشت و بىنياز نكرد آنانرا از توجه بخدا و توسل بذيل عنايت اولياء او.
بگو اي پروردگار من موجد آسمانها و زمين هستي عالم بغيب و شهودي تو حكم ميفرمايي بين بندگانت در آنچه بودند در او اختلاف كردند قُلِ اللّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الأَرضِ فاطر ايجاد بعد العدم است نيست را هست كردن بدون سابقه و نقشه و اسباب و وسائل بمجرد اراده و مشيت موجود ميشود إِنَّما أَمرُهُ إِذا أَرادَ شَيئاً أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ يس آيه 82 بمجرد اراده موجود ميشود قبل از آنكه بفرمايد كن اراده ايجاد و گفتيم که اراده از صفات ذات و از شؤون علم همين که عالم بصلاح باشد مثل حكمت که علم بمصلحت است و ايجاد از صفات فعل است فعل بمعني مصدري که تعبير بمشيت ميشود که نفس ايجاد است.
عالِمَ الغَيبِ آنچه بر اهل عالم مخفي و مستور است.
وَ الشَّهادَةِ آنچه مشهود آنها است.
أَنتَ تَحكُمُ بَينَ عِبادِكَ که حاكم روز قيامت او است و بس.
فِي ما كانُوا فِيهِ يَختَلِفُونَ چه اختلاف در دين باشد و چه اختلاف در حقوق و مظالم و احكام باشد.
برگزیده تفسیر نمونه
]
(آیه 46)- هنگامی که سخن به اینجا میرسد که این گروه لجوج و این جاهلان مغرور حتی از شنیدن نام خداوند یگانه متنفر و بیزارند به پیامبرش دستور میدهد که از آنها روی بگرداند، و رو به سوی درگاه خدا آورد، با لحنی که حاکی از ایمان عمیق و سرشار از عشق اوست با او سخن گوید، و شکایت این گروه را به درگاه او برد، تا هم قلب خود را که آکنده از اندوه است آرامش بخشد، و هم از این راه تکانی به آن ارواح خفته غافل دهد.
میفرماید: «بگو: خداوندا! ای آفریننده آسمانها و زمین، و آگاه از اسرار نهان و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داوری خواهی کرد» (قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِی ما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ).
آری! روز قیامت این گمراهان لجوج به اشتباه خود پی میبرند و آنجاست که به فکر جبران میافتند، اما چه سود؟!
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید: