آیه 20 سوره شعراء

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ

مشاهده آیه در سوره


<<19 آیه 20 سوره شعراء 21>>
سوره : سوره شعراء (26)
جزء : 19
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

موسی گفت: آری من چنین فعلی را مرتکب شدم (ولی نه بر عمد بلکه) در آن هنگام من (برای نجات سبطیان از ظلم قبطیان) به وادی حیرت سرگردان و از گمشدگان (دیار شما) بودم (و کاری به قصد نجات مظلومی کردم به قتل خطایی منتهی شد).

گفت: آن را در آن زمان در حالی انجام دادم که بی خبر از این واقعه بودم [که با مشت من در دفاع از مظلوم، آن مرد قبطی کشته می شود.]

گفت: «آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم،

گفت: آن وقت كه چنان كردم از خطاكاران بودم.

(موسی) گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از بی‌خبران بودم!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He said, ‘I did that when I was astray.

He said: I did it then while I was of those unable to see the right course;

He said: I did it then, when I was of those who are astray.

Moses said: "I did it then, when I was in error.

معانی کلمات آیه

«إِذاً»: آن زمان که. «الضَّآلِّینَ»: گمراهان. در اینجا مراد جاهلین، بیخبران و غافلان از عواقب موقعیّت است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ «20» فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ «21»

(موسى) گفت: آن (قتل) را زمانى انجام دادم كه از سرگشتگان بودم. و چون از شما ترسيدم از نزد شما گريختم، سپس پروردگارم به من حكمت (و دانش) بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد.

نکته ها

مراد از «حكم» در آيه؛ يا حكومت و سرپرستى بنى‌اسرائيل است و يا حكمت و دانش.

در اين دو آيه، حضرت موسى عليه السلام ايرادهاى فرعون را كه در آيه قبل گفتيم، پاسخ مى‌دهد.

چنانكه گذشت حضرت موسى به خاطر طرفدارى از يكى از ياران خود، مشتى به مخالف او زد و شخص مخالف با همان ضربه مُرد. اين قتل نه از روى عمد بود و نه با آلت قتل انجام گرفت، بلكه يك حادثه‌ى ناخواسته و يك لغزش عملى بدون سوء نيّت بود كه قبل از نبوّت موسى آن هم به خاطر طرفدارى از يك مظلوم اتّفاق افتاده بود. بنابراين، «ضال» در آيه‌ى مذكور، يك انحراف عملى بدون قصد است كه ضربه‌اى به عصمت نمى‌زند و يا به معناى تحيّر است، نظير آيه‌ى 7 سوره‌ى ضُحى: «وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى‌».

از اميرالمؤمنين على عليه السلام پرسيدند: چرا بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حقّ خود را با شمشير نگرفتيد، و چرا همان گونه كه با طلحه و زبير و معاويه جنگ كرديد با خلفاى پيش از خود جنگ نكرديد؟ حضرت فرمود: گاهى سكوت لازم است. مگر ابراهيم به مردم نفرمود: من از

جلد 6 - صفحه 304

شما كناره مى‌گيرم: «وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» «1» مگر هارون نفرمود: «إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي» «2» مردم مرا به ضعف كشاندند و نزديك بود مرا بكشند؟

مگر يوسف نفرمود: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ» «3» پروردگارا! زندان براى من بهتر از استجابت تقاضاى آنهاست؟ مگر پيامبر اكرم در غار نرفت و من جاى او نخوابيدم؟ مگر موسى نفرمود: «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ» همين كه ترسيدم فرار كردم، و مگر حضرت لوط عليه السلام در برابر تقاضاى گنهكاران نفرمود: «لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى‌ رُكْنٍ شَدِيدٍ» «4» اى كاش قدرتى داشتم (تا شما را از اين عمل ننگين باز مى‌داشتم) و يا به جايگاه محكم و أمن پناه مى‌بردم (و از شرّ شما درامان بودم). «5» بنابراين ساير اولياى خدا نيز گاهى در شرايطى مجبور به سكوت و انزوا مى‌شدند.

پیام ها

1- گاهى اقرار، يك ارزش است. «قالَ فَعَلْتُها»

2- فرار از طاغوت، مقدّمه‌ى دريافت الطاف الهى است. فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ‌ ... فَوَهَبَ‌

3- انبيا از الطاف خاصّ خداوند برخوردارند. «فَوَهَبَ لِي‌- وَ جَعَلَنِي» 4- نبوّت، يك جريان در طول تاريخ است، انبياى بسيارى قبل از موسى بوده‌اند پس تعجّب فرعون نابجاست. «مِنَ الْمُرْسَلِينَ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه