آیه 18 سوره فرقان
| <<17 | آیه 18 سوره فرقان | 19>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
آنها گویند: پاک و منزه پروردگارا، ما خود را هرگز سزاوار آن نمیدانستیم که جز تو کسی را دوست خود اختیار کنیم، و لیکن تو این کافران و پدرانشان را متمتّع (به دنیا و نعمتهای آن) گردانیدی تا آنکه ذکر تو (و قرآن عظیم تو که سرمایه سعادت بود) را فراموش کردند و مردمی شقی و تبه روزگار بودند.
پاسخ می دهند: شگفتا! سزاوار ما نبود که در برابر تو دوستان و پیروانی برای [پرستش] خود بگیریم، ولی تو اینان و پدرانشان را [از نعمت ها] برخوردار کردی [و آنان به جای شکر نعمت ها چنان در شهوات غرق شدند] تا آنکه یاد تو را فراموش کردند و گروهی هلاکت یافته شدند.
مىگويند: «منزهى تو، ما را نسزد كه جز تو دوستى براى خود بگيريم، ولى تو آنان و پدرانشان را برخوردار كردى تا [آنجا كه] ياد [تو] را فراموش كردند و گروهى هلاكشده، بودند.»
گويند: منزهى تو. ما را سزاوار نبوده است كه جز تو كسى را به يارى گيريم. تو خود آنها و پدرانشان را برخوردار ساختى، چنان كه ياد تو را فراموش كردند و مردمى شدند به هلاكت افتاده.
(در پاسخ) میگویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه (به جای شکر نعمت) یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- بورا: هلاك شدگان. گويند: آن جمع باير است، به نظر بعضى بور مصدر است، مفرد و جمع با آن توصيف مىشوند بوار در اصل به معنى كساد است كه نتيجهاش فساد مىباشد.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً «18»
(معبودها) گويند: خدايا! تو منزّهى، مارا نرسد كه غير از تو سرپرستى بگيريم ولى تو آنان و پدرانشان را چنان كامياب گرداندى كه ياد (تو و قرآن) را فراموش كردند و گروهى هلاك و سر در گم شدند.
نکته ها
كلمهى «بور» به معناى هلاكت و فساد است. به زمينى كه خالى از درخت، گل وگياه باشد، «باير» گويند. در اين آيه ممكن است جمع «بائر» باشد و ممكن است مصدر باشد، يعنى قومى كه سراسر بورند.
كلمهى «سُبْحانَكَ» در دو مورد بكار مىرود؛ يكى در مورد تعجّب و ديگرى در مورد برخورد با عقائد و سخنان انحرافى.
عوامل نسيان وغفلت در قرآن متعدّد است و برخى از آنها عبارتند از:
الف: مال و ثروت كه در اين آيه آمده است.
ب: فرزند و خانواده. «لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» «1»
ج: تجارت. «لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» «2»
د: شيطان، تفرقه، قمار و شراب. «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» «3»
پیام ها
1- در قيامت، معبودهاى ساختگى به سخن درمىآيند. «قالُوا»
2- هر كجا سخنى از شرك به ميان آمد، تسبيح وتنزيه خدا لازم است. «سُبْحانَكَ»
3- خداوند نعمتهاى خود را حتّى از منحرفان دريغ نمىدارد. «لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ»
«1». منافقون، 9.
«2». نور، 37.
«3». مائده، 21.
جلد 6 - صفحه 238
4- خطر مال در جايى است كه سبب فراموشى خدا شود، نه اين كه مال مطلقاً بد و خطرناك باشد. مَتَّعْتَهُمْ ... حَتَّى نَسُوا
5- در خانوادههايى كه چند نسل آنها مرفّه بودهاند، زمينهى فراموشى از خدا و قيامت، بيشتر است. «وَ آباءَهُمْ»
6- به مال و جلوهگرىهاى مرفّهين نگاه نكنيد، همهى آنان تباه شدنى هستند.
«كانُوا قَوْماً بُوراً»
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج7، ص272
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




