خروج امام حسین علیه السلام از مکه

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۳۱ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تقویم هجری قمری

روز واقعه:8 ذی الحجه
سال ۶۰ هجری قمری

امام حسین (علیه السلام) به دلیل توطئه ترور ایشان در مکه توسط عاملان حکومت یزید در پى خوددارى امام از بیعت با او، و همچنین به دلیل دعوت هاى مکرر مردم کوفه از آن حضرت، در هشتم ذى الحجه سال ۶۰ هجری، مکه را به قصد کوفه ترک کرد و رهسپار عراق شد. ضمن آن که ترک مکه در روز ترویه که از ایام حج است، باعث جلب توجه بیشتر همگان به مخالفت امام با حکومت جابرانه یزید گردید.

زمان خروج امام از مکه

مورخان درباره روز خروج امام حسین (علیه‌السّلام) از مکه اختلاف نظر دارند؛ ابوحنیفه دینوری و سید بن طاووس سوم ذی الحجه را روز خروج امام می‌دانند. ابن قولویه و سبط ابن جوزی روز هفتم ذی الحجه را ذکر کرده‌اند. ابن سعد و ابن عساکر دهم ذی الحجه را روز خارج شدن امام حسین (علیه‌السّلام) از مکه گزارش کرده‌اند. اما اکثر مورخان، هشتم ذی الحجه را روز خروج امام ذکر کرده‌اند؛ به ویژه اینکه در نامه دوم امام که از راه عراق به مردم کوفه فرستاد، آمده است: «... وقد شخصتُ الیکم من مکة یوم الثلاثاء لثمان مضین من ذی الحجة یوم الترویة...»؛ من سه شنبه هشتم ذی الحجه، روز ترویه از مکه بیرون آمده، به سوی شما روانه شدم.[۱]

آخرین حج امام حسین

چنانکه ابومخنف می‌گوید: حسین (علیه‌السّلام) خانه خدا را طواف کرد و سعی بین صفا و مروه را انجام داد و مویش را کوتاه کرد و از احرام عمره خارج شد.[۲] شیخ مفید می گوید: وقتی امام حسین (علیه‌السّلام) خواست به سوی عراق روانه شود، طواف کعبه کرد و سعی بین صفا و مروه را انجام داد و از احرامش خارج شد و آن را عمره قرار داد؛ چون قادر به انجام حج کامل نبود، زیرا می‌ترسید توسط ماموران بنی امیه دستگیر و به نزد یزید فرستاده شود؛ لذا عمره به جا آورد و همراه اعضای خاندان، فرزندان و شیعیانش که به او پیوسته بودند، از مکه خارج شد.[۳]

توطئه ترور امام در مکه

تهدیدهایی که بر جان امام حسین (علیه‌السّلام) در مکه وجود داشت، در سخنان آن حضرت فراوان منعکس شده است؛ همچنین امام حسین درباره بنی امیه فرمود: «به خدا سوگند آنان مرا رها نخواهند کرد، تا اینکه روحم را از بدنم جدا کنند و آنگاه که این کار را کردند، خدای تعالی کسی را بر آنان مسلط کند که آنان را ذلیل و خوار کند و آنگاه بی ارزش تر از کهنه پارچه حیض زنان گردند».[۴] (این سخنان امام حسین (علیه‌السّلام) در واقع پیشگویی از شکست و نابودی حکومت امویان است که عملا در مدتی نه چندان دور بعد از حادثه عاشورا تحقق یافت و این سلسله فاسد و پلید در سال ۱۳۲ق. با خفت و خواری شکست خورد و نابود شد، و در انقراض آن، شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) و مظلومیت خاندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) مهمترین نقش را داشت.)

امام به برادرش محمد بن حنفیه نیز فرمود: «ای برادر می‌ترسم که یزید بن معاویه مرا در حرم غافلگیر کند و من کسی باشم که احترام حرم با کشتن او از بین می رود.[۵] بعدها ابن عباس در نامه‌ای که در جواب یزید نوشت، از این حقیقت پرده برداشت. او خطاب به یزید نوشت: «من فراموش نمی‌کنم که چگونه حسین را از حرم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) به حرم خدا راندی و اینکه به مامورانت دستور دادی تا او را در حرم به قتل برسانند».[۶]

البته پیش از آن نیز یزید دستور قتل آن حضرت را به طور رسمی صادر کرده بود؛ آنگاه که یزید از امتناع آن حضرت از بیعت با او (در مدینه) آگاه شد، در نامه‌ای به حاکم مدینه دستور داد که ابن زبیر را رها کند و با او کاری نداشته باشد؛ ولی حسین را به قتل برساند.[۷] او حتی ولید بن عتبه را (به دلیل ناتوانی اش در جلوگیری از خروج امام) از حکومت مدینه عزل کرد و عمرو بن سعید عاص را به جای او گماشت.[۸]

لذا از آن زمان به بعد ماموران بنی امیه درصدد به شهادت رساندن امام حسین (علیه‌السّلام) بودند و برای عملی کردن هدف شومشان، دنبال فرصت مناسب می‌گشتند؛ ولی آنگاه که امام از بیعت مردم کوفه با جناب مسلم آگاه شد و قصد عزیمت به آن شهر را کرد، آنها به کار خود سرعت بخشیدند و کوشیدند تا قبل از اتمام مناسک حج، امام را به قتل برسانند؛ از این رو حضرت پیش از آنکه ماموران بنی امیه بتوانند نقشه خود را عملی کنند، در روز هشتم ذی الحجه از مکه خارج شد. چنان که وقتی فرزدق شاعر از امام پرسید: چرا عجله کرده و حجتان را کامل به جا نیاوردید؟ فرمود: «اگر عجله نمی‌کردم دستگیر می‌شدم».[۹] در بعضی از نسخه‌های ملهوف آمده است: در روز ترویه عمرو بن سعید (اشدق) به همراه سپاهی وارد مکه شد. یزید به او دستور داده بود که اگر توانست، حسین را به قتل برساند؛ از این رو امام روز ترویه از مکه خارج شد.[۱۰][۱۱]

پانویس

  1. سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ج۲، ص۱۴۰؛ سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۲۴؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۷۳؛ ابن عساکر، ترجمة الحسین من تاریخ مدینه دمشق، ص۲۰۵.
  2. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۲۸۹.
  3. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۶۷.
  4. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۹۴.
  5. سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۲۸.
  6. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴۸-۲۴۹.
  7. ابن اعثم، کتاب الفتوح، ج۵، ص۱۸.
  8. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳۲.
  9. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۶.
  10. سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۲۷، پاورقی.
  11. البته در متن نقل سید بن طاووس به جای عمرو بن سعید، عمر بن سعد آمده است؛ ولی عمر بن سعد در این زمان در کوفه به سر می برد.

منابع

  • مهدی پیشوایی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص۶۱۷-۶۱۹.