آیه 93 سوره مریم

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ ژوئن ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۱۲ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (تفسیر آیه)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَٰنِ عَبْدًا

مشاهده آیه در سوره


<<92 آیه 93 سوره مریم 94>>
سوره : سوره مریم (19)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

بلکه هیچ موجودی در آسمانها و زمین نیست جز اینکه خدا را بنده فرمانبردار است.

هیچ کس در آسمان ها و زمین نیست مگر اینکه [ذاتاً] بنده [و مملوک] به سوی [خدای] رحمان می آید.

هر كه در آسمانها و زمين است جز بنده‌وار به سوى [خداى‌] رحمان نمى‌آيد.

هيچ چيز در آسمانها و زمين نيست مگر آنكه به بندگى سوى خداى رحمان بيايد.

تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، بنده اویند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

There is none in the heavens and the earth but he comes to the All-beneficent as a servant.

There is no one in the heavens and the earth but will come to the Beneficent Allah as a servant.

There is none in the heavens and the earth but cometh unto the Beneficent as a slave.

Not one of the beings in the heavens and the earth but must come to (Allah) Most Gracious as a servant.

معانی کلمات آیه

«إِنْ»: نیست. حرف نفی است. «مَنْ»: کسانی که. «آتِی»: آینده. مراد فرمانبردار است. یعنی مقصود (إِتْیانِ) معنوی به معنی خضوع و خشوع در برابر فرمان است. «عَبْداً»: بنده گوش به فرمان و مطیع. حال است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا «90»

نزديك است از اين سخن، آسمان‌ها متلاشى و زمين شكافته شود و كوه‌ها به شدّت فرو ريزد.

أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً «91»

زيرا براى خداى رحمان، فرزندى قائل شدند.

وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً «92»

در حالى كه براى خداى رحمان، سزاوار نيست كه فرزند بگيرد.

إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً «93»

موجودى در آسمان‌ها و زمين نيست مگر آن كه بنده‌وار نزد خداوندِ رحمان مى‌آيد.

نکته ها

«هَدّ» به معناى سقوط است.

مسأله‌ى واكنش طبيعت در برابر حقايق، بارها در قرآن مطرح شده است از جمله:

يك جا مى‌فرمايد: بعضى از سنگ‌ها از خشيت خداوند، از كوه فرو مى‌ريزند. «وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» «1»

يا اينكه مى‌فرمايد: اگر قرآن بر كوه‌ها نازل مى‌شد، هر آينه از ترس خداوند قطعه قطعه مى‌شدند. «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‌ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» «2»

پیام ها

1- گناه مى‌تواند مايه‌ى برهم ريختن نظام هستى گردد. «تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ»

2- خداوند، هستى را براى انسان آفريد و اگر انسان منحرف شود، سقوط هستى بى‌جا نيست. «تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ»


«1». بقره، 74.

«2». حشر، 21.

جلد 5 - صفحه 313

3- بالاترين فساد در جهان هستى، عقيده‌ى فاسد است. «دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً»

4- فرزند داشتن خداوند، به اين معناست كه او محتاج بقاى نسل است، كمك و ياور مى‌خواهد و از تنهايى رنج مى‌برد، در حالى كه او از همه‌ى اينها منزه است. «ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً»

5- تمام هستى تحت سلطه‌ى خداست وبه سوى او باز مى‌گردد. «آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً»

6- هستى و موجودات آن همگى تحت فرمان خدا وبنده‌ى او هستند، چرا بنده‌ى او را فرزند او مى‌خوانيد. وَ ما يَنْبَغِي‌ ... إِنْ كُلُ‌ ... عَبْداً

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً (93)

بعد از آن جهت تصريح به اين مدعا مى‌فرمايد كه:

إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‌: نيست هر كه در آسمانها و زمينهاست از ملائكه و جن و انس و غير آن. إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً: مگر آينده‌اند در قيامت به سوى جزاى رحمان در حالتى كه بنده باشند، يعنى مملوك او سبحانه و به طريق عبوديت و انقياد و مذلت و خضوع به او رجوع كنند كقوله‌ «وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ» «1» پس همه مربوب و محكوم او باشند و هيچ معبودى غير

«1» سوره نمل آيه 87.

جلد 8 - صفحه 230

ذات يگانه حق نباشد مگر آنكه مقر و معترف باشد به بندگى و ادعا ننمايد آنچه را كه كفار به آنها نسبت دهند از الهيت و معبوديت. و در آيه شريفه دليل است بر آنكه نبوت و عبوديت با هم مجتمع نشود، پس اگر شخصى مالك پسر خود شود، فى الحال بر او منعتق گردد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً (93) لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا (94) وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً (95) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا (96) فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا (97)

وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً (98)

ترجمه‌

نيست هر كس در آسمانها و زمين است مگر آنكه آينده باشد نزد خداوند بخشنده بنده وار

همانا بتحقيق احاطه نمود بر آنها و شمردشان شمردنى‌

و تمام آنها آينده‌اند نزد او روز قيامت منفرد

همانا آنانكه ايمان آوردند و بجا آوردند كارهاى شايسته را زود باشد كه قرار دهد براى ايشان خداوند بخشنده دوستى را

پس جز اين نيست كه آسان كرديم آنرا بزبان تو تا مژده دهى بآن پرهيز كاران را و بيم دهى بآن گروهى را كه دشمنان شديد عداوتند

و چه بسيار هلاك كرديم پيش از آنها از اهالى اعصار آيا مى‌بينى از آنها احديرا يا ميشنوى از ايشان صوت آهسته‌اى.

تفسير

نيست هيچ كس از كسانيكه در آسمان و زمين هستند از ملائكه و جن و انس و ذكور و اناث و شاه و گدا مگر آنكه راجع و آينده و حاضر باشد در مقام اقدس ربوبى مانند عبد ذليل منقاد مملوك خواه پيغمبر باشد خواه فرشته خواه بى‌پدر بدنيا آمده باشد خواه با پدر و همه از رحمت رحمانيّه خداوند موجود و مرزوق شده و هستند و نميشود مجانس و مماثل با او باشند تا بشود فرزند حقيقى او

جلد 3 صفحه 495

شوند و نيز مناسب نيست فرزند او خوانده شوند چون بنده و مملوك شباهتى بمولى و مالك ندارد و جسارت بمولى است اگر چنين نسبتى فرض شود لذا هيچ يك از كسانيكه مردم آنها را فرزند خدا خواندند از ملائكه و بشر هيچگاه مدّعى چنين نسبتى نشدند و همه معترف بعبوديت بوده و خواهند بود و خداوند تمام اهل آسمانها و زمين را احصاء و حصر و تعداد فرموده چون همه در حيطه تصرّف و قبضه قدرت اويند و بتمام ذوات و صفات و افعال و اقوال و حركات و سكنات آنها احاطه علميّه دارد مانند آنكه همه را تعداد فرموده و مردم روز قيامت در پيشگاه الهى حاضر ميشوند در حاليكه هر يك منفرد از همه كس و همه چيز است نه مالى دارد و نه اولادى و نه دوستى و نه ياورى و نه همّى جز همّ بخود و تحيّر در عاقبت امر خويش و انتظار فرمان الهى در باره او با آنكه جز خداوند فرما نفرمائى نيست حتى شفعاء هم بايد باذن او شفاعت كنند و از آثار ايمان بمبدء و معاد و بجا آوردن اعمال خيريّه آنستكه خداوند مودّت و محبّت آنها را در قلوب يكديگر جاى ميدهد بطوريكه همه همديگر را دوست دارند و همه امير المؤمنين عليه السّلام را از همه بيشتر دوست دارند چنانچه قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه امير المؤمنين عليه السّلام در حضور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بود پس آنحضرت فرمود اى على بگو خدايا مودّت مرا در دلهاى اهل ايمان قرار ده پس اين آيه نازل شد و عيّاشى ره از آنحضرت نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعا فرمود كه خدايا مودت على را در سينه‌هاى اهل ايمان قرار ده و هيبت و عظمت او را در سينه‌هاى اهل نفاق پس اين آيه نازل شد و در كافى از آنحضرت نيز اين معنى را كه تفسير ودّ بولايت امير المؤمنين عليه السّلام باشد نقل نموده و در مجمع از امام باقر عليه السّلام و جابر بن عبد اللّه نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود بگو خدايا قرار ده براى من در نزد خود عهدى و قرار ده براى من در دلهاى اهل ايمان مودتى و او هر دو دعا را نمود پس اين آيه نازل شد و ظاهرا قسمت اوّلش راجع به آيه‌ لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً باشد كه در ضمن آيات سابقه اشاره بآن شد و خداوند قرآن را بلغت عرب نازل و قرائت آنرا بر حضرت ختمى مرتبت آسان فرمود تا بسهولت بتواند بشارت بدهد ببهشت و نعيم بى‌پايان آن اهل تقوى و پرهيزكارى را و بيم دهد از عذاب جهنم دشمنان شديد العداوة از اهل كفر

جلد 3 صفحه 496

و نفاق را چون لدّ جمع الدّاست كه بر دشمن سر سخت اطلاق ميشود و از ابن عباس نقل شده كه مراد قريشند و قمى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد اصحاب جدل و خصومتند و در كافى و قمى ره از آنحضرت نقل نموده كه خداوند آسان فرمود بر زبان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اعلام نمودن ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را به اهل ايمان پس بشارت داد ايشان را باو و انذار فرمود كفّار را كه مراد از قوما لدّا در اين آيه ميباشند و چه بسيار خداوند قبل از قريش و دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام اقوامى را كه اهل اعصار سابقه بودند هلاك فرمود بانواع عذابها از خسف و غرق و حرق و غيرها پس نبايد آنها مطمئن بمهلت چند روزه باشند و نبايد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام متأثر از حال آنها باشند خداوند هر وقت بخواهد آنها را بجزاى اعمالشان خواهد رسانيد چنانچه پيشينيان آنها را بسزاى كردارشان رسانيد بطوريكه اثرى از آثار آنها باقى نماند آيا احساس ميكنى تو اى پيغمبر من و مى‌بينى يكنفر از آنها را يا ميشنوى آواز خفى و صحبتى از آنان كه در ميان باشد نه چنين است بلكه محو و نابود شدند در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه هر كس مداومت بخواندن سوره مريم نمايد نميرد تا آنكه از جان و مال و اولاد بهره‌مند گردد و در آخرت از ياران حضرت عيسى باشد و بقدر ملك حضرت سليمان باو اجر داده شود اللهم وفقنا بمداومتها و الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على محمد و آله الطاهرين.

جلد 3 صفحه 497

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِن‌ كُل‌ُّ مَن‌ فِي‌ السَّماوات‌ِ وَ الأَرض‌ِ إِلاّ آتِي‌ الرَّحمن‌ِ عَبداً (93)

نيست‌ ‌هر‌ كس‌ ‌که‌ ‌در‌ آسمانها ‌است‌ ‌که‌ ملائكه‌ باشند، و ‌در‌ زمين‌ ‌که‌ جن‌ و انس‌ باشند مگر اينكه‌ ‌در‌ پيشگاه‌ خداوند طوق‌ عبوديت‌ ‌بر‌ گردن‌ دارد.

إِن‌ كُل‌ُّ مَن‌ فِي‌ السَّماوات‌ِ مراد ذوي‌ العقول‌ ‌است‌ ‌پس‌ مثل‌ كرات‌ جويّه‌ و كواكب‌ خورشيد و ماه‌ و ستارگان‌ خارج‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ عنوان‌ هستند، و الا تعبير ‌به‌ ‌ما ‌في‌ السموات‌ مي‌فرمود. و الارض‌ ‌که‌ جن‌ و انس‌ باشند، ‌پس‌ مثل‌ جمادات‌ و نباتات‌ و حيوانات‌ خارج‌ هستند.

إِلّا آتِي‌ الرَّحمن‌ِ فرداي‌ قيامت‌ تمام‌ ‌در‌ پيشگاه‌ عرش‌ اعظم‌ حاضر مي‌شوند.

جلد 12 - صفحه 493

عبدا ‌که‌ ‌با‌ خضوع‌ و خشوع‌ و تحت‌ فرمان‌ ربوبي‌ و محكوم‌ بحكم‌ پروردگاري‌ ‌با‌ ذلّت‌ و خفت‌ و خواري‌ وارد ميشوند، و اعتراف‌ بعبوديت‌ حق‌ دارند.

عَبداً مَملُوكاً لا يَقدِرُ عَلي‌ شَي‌ءٍ نحل‌ آيه 77 و نيز ميفرمايد:

وَ كُل‌ٌّ أَتَوه‌ُ داخِرِين‌َ نمل‌ آيه 89‌-‌ و فرزندي‌ پسر ‌ يا ‌ دختر عنوان‌ عبديت‌ نسبت‌ ‌به‌ پدر ندارند، بلكه‌ آزاد هستند، بلي‌ ‌اگر‌ پدر ‌آن‌ ‌خود‌ ‌عبد‌ ‌غير‌ باشند اولاد ‌آنها‌ ‌هم‌ ‌عبد‌ مولاي‌ هستند نه‌ ‌عبد‌ پدر، و ‌لو‌ واجب‌ ‌باشد‌ ‌بر‌ اولاد اطاعت‌ پدر و مادر و برّ بآن‌ها، و حرام‌ ‌باشد‌ عقوق‌ و مخالفت‌ ‌آنها‌، و ‌لو‌ ‌در‌ خبر ‌باشد‌

انت‌ و مالك‌ لابيك‌

ولي‌ ‌عبد‌ نيست‌، ‌پس‌ ملائكه‌ عنوان‌ بنات‌ اللّه‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ كفر، و عزير و عيسي‌ و آدم‌ تمام‌ ‌عبد‌ ذليل‌ الهي‌ هستند، و عنوان‌ عبوديت‌ بالاتر ‌است‌ ‌از‌ مقام‌ رسالت‌، ‌در‌ تشهد مي‌گويي‌ اشهد ‌ان‌ محمّدا عبده‌ و رسوله‌ عبوديت‌ ‌را‌ مقدم‌ ‌بر‌ رسالت‌ ذكر ميكني‌، لكن‌ امروز جامعه‌ اكثر، بلكه‌ صد هشتاد ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ تحت‌ عبوديت‌ حق‌ خارج‌ كردند و ‌خود‌ ‌را‌ آزاد مي‌دانند و ‌هر‌ فسق‌ و فجوري‌ ‌را‌ ‌که‌ هواي‌ نفس‌ مايل‌ ‌باشد‌ مرتكب‌ ميشوند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 93)- به همین دلیل در این آیه می‌گوید: «تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند بنده اویند» و سر بر فرمانش (إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً).

و با این که همه بندگان جان و دل بر کف او هستند، نیازی به اطاعت و فرمانبرداری آنها ندارد بلکه آنها هستند که نیازمندند.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع