فقه الصادق (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
سطر ۱: سطر ۱:
ای‍ن‌ ک‍ت‍اب‌ اثر آيت الله [[سيد صادق روحاني]] و ش‍رح‍ی‌ ب‍ر ت‍ب‍ص‍ره‌‌ال‍م‍ت‍ع‍ل‍م‍ی‍ن‌ ف‍ی‌ اح‍ک‍ام‌‌ال‍دی‍ن‌ [[ع‍لام‍ه‌ ح‍ل‍ی‌]] اس‍ت‌.
+
ک‍ت‍اب‌ '''«فقه الصادق»''' اثر آيت الله [[سيد صادق روحاني|سید صادق روحانی]] و ش‍رح‍ی‌ ب‍ر کتاب «ت‍ب‍ص‍ره‌‌ال‍م‍ت‍ع‍ل‍م‍ی‍ن‌ ف‍ی‌ اح‍ک‍ام‌‌ال‍دی‍ن‌» [[ع‍لام‍ه‌ ح‍ل‍ی‌]] اس‍ت‌.
 
  {{مشخصات کتاب
 
  {{مشخصات کتاب
  
سطر ۲۷: سطر ۲۷:
 
==معرفی اجمالی کتاب==
 
==معرفی اجمالی کتاب==
  
يکي از موسوعه هاي مهم فقهي که در دوران معاصر نگارش يافته است، کتاب «فقه الصادق» تأليف آيت الله سيد صادق روحاني است که وي براي فضلاي حوزه، نامي آشناست.
+
یکی از موسوعه های مهم [[فقه|فقهی]] که در دوران معاصر نگارش یافته است، کتاب «فقه الصادق» تألیف آیت الله سید صادق روحانی است که وی برای فضلای حوزه، نامی آشناست.
  
یکی از امتیازات این مجموعه فقهی آن است که طلاب و محققین را از مراجعه به کتاب های فقهی جهت اطلاع از آرای دیگر فقیهان بی نیاز می کند؛ چه آنان که در قرن های گذشته می‌زیسته‌اند و چه آن دسته از فقیهان معاصر مانند آیت الله خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آیت الله حکیم که پیش از نگارش این مجموعه آرای فقهی خود را عرضه کرده اند و حتی فراتر از این، آرای آن دسته از فقیهانی را گرد آورده است که مراجعه به آثارشان چندان رواج ندارد؛ مانند برخی از آرای آیت الله کاظم شیرازی و آیت الله عبدالکریم حائری.
+
یکی از امتیازات این مجموعه فقهی آن است که طلاب و محققین را از مراجعه به کتاب های فقهی جهت اطلاع از آرای دیگر فقیهان بی نیاز می کند؛ چه آنان که در قرن های گذشته می‌زیسته‌اند و چه آن دسته از فقیهان معاصر مانند [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خوئی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]]، محقق اصفهانی و [[سید محسن حکیم|آیت الله حکیم]] که پیش از نگارش این مجموعه آرای فقهی خود را عرضه کرده اند و حتی فراتر از این، آرای آن دسته از فقیهانی را گرد آورده است که مراجعه به آثارشان چندان رواج ندارد؛ مانند برخی از آرای آیت الله کاظم شیرازی و آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|عبدالکریم حائری]].
  
از نکات قابل اشاره آن که حضرت آیت الله العظمی بروجردی دوبار از کتاب فقه الصادق در منبر تدریس خود مطالبی نقل فرمودند و حضرت آيت اللَّه العظمى خويى در وصف این کتاب طى نامه اى مرقوم فرمودند كه: من كتاب فقه الصادق را شخصاً براى آيت اللَّه كاشف الغطاء بردم و گفتم: ببينيد من چه‌ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده ام و چنين عالم محققى را تربيت‌ كرده‌ام.
+
از نکات قابل اشاره آن که حضرت آیت الله العظمی [[آیت الله بروجردی|بروجردی]] دوبار از کتاب فقه الصادق در منبر تدریس خود مطالبی نقل فرمودند و حضرت آیت اللَّه العظمى خویى در وصف این کتاب طى نامه اى مرقوم فرمودند که: من کتاب فقه الصادق را شخصاً براى آیت اللَّه کاشف الغطاء بردم و گفتم: ببینید من چه‌ خدمت بزرگى به عالم [[اسلام]] و فقاهت نموده ام و چنین عالم محققى را تربیت‌ کرده‌ام.
  
 
==ارزش کتاب==
 
==ارزش کتاب==
سطر ۳۷: سطر ۳۷:
 
مهمترین ویژگی و نقاط تمایز موسوعه «فقه الصادق» را می توان در موارد زیر دانست:
 
مهمترین ویژگی و نقاط تمایز موسوعه «فقه الصادق» را می توان در موارد زیر دانست:
  
تمامیت: فقه الصادق از معدود مجموعه های فقهی مخصوصاً در دوره های اخیرِ است که مولف آن توفیق یافته تا به تمام مسائل فقهی از ابتدای کتاب طهارت تا پایان کتاب دیات بپردازد.
+
* تمامیت: فقه الصادق از معدود مجموعه های [[فقه|فقهی]] مخصوصاً در دوره های اخیرِ است که مولف آن توفیق یافته تا به تمام مسائل فقهی از ابتدای کتاب طهارت تا پایان کتاب دیات بپردازد.
 +
* جامعیت: این موسوعه به بسیاری از فروعات فقهی پرداخته که حتی مرحوم [[علامه حلی]] در متن تبصره به آن اشاره ای نکرده است. لازم به ذکر است هر چند این موسوعه به کتاب «التبصره» ارجاع می دهد لیکن بسیاری از فروعات فقهی که در متون دیگری مانند «[[عروة الوثقى (کتاب)|العروه الوثقی]]» آمده است را دربر می گیرد.
 +
* تتبع و کاوشگری: موسوعه فقه الصادق، خواننده را از مراجعه به کتاب های فقهی جهت اطلاع از آرای دیگر فقیهان بی نیاز می کند؛ چه آنان که در قرنهای گذشته می‌زیسته‌اند و چه آن دسته از فقیهان معاصر مانند آیت الله خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آیت الله حکیم که پیش از نگارش این مجموعه آرای فقهی خود را عرضه کرده اند و حتی فراتر از این، آرای آن دسته از فقیهانی را گرد آورده است که مراجعه به آثارشان چندان رواج ندارد؛ مانند برخی از آرای شیخ کاظم شیرازی و شیخ عبدالکریم حائری.
 +
* پژوهشگری و تحقیق: موسوعه فقه الصادق، تنها به گردآوری آرای فقهی بسنده نکرده؛ بلکه تمام آنها را بر اساس دلایل و براهین محکم و به طور دقیق و علمی مورد بررسی و ارزیابی قرار داده است.
 +
* توجه به فقه پویا: در حالی که برخی از کتاب های فقهی توجه چندانی به روش های قاعده مند و استفاده از ساختار اصولی دقیق در نگارش ندارند و تنها بر اساس توافقات و ادراکات عرفی به ارائه مباحث می پردازند، موسوعه فقه الصادق با جمع دو ویژگی شاخص گردیده است: بکارگیری ساختار دقیق اصولی و فهم عرفی درست و زیبا از متون شرعی.
 +
* جدید و به روز بودن: موسوعه فقه الصادق بر اساس جدیدترین شیوه‌ها و نظرات اصولی نگاشته شده و همگام با تغییرات و پیشرفت های [[اصول فقه‌‌‌‌|علم اصول]] [[شیعه]] است و از این رو خواننده را از قواعد اصولی دقیقی که علم اصول در دوره معاصر به آن دست یافته، دور نمی‌سازد.
 +
* روانی و راحتی متن: اگر چه موسوعه فقه الصادق شامل مباحث و ادله و مناقشات دقیق می باشد اما از آنجا که با قلم عربی زیبا، عبارات سلیس و بیان واضح به رشته تحریر درآمده است، مطالب پیچیده و دشوار آن حتی برای طلبه های جوان فاضل نیز به آسانی قابل هضم می باشد.
  
جامعیت: این موسوعه به بسیاری از فروعات فقهی پرداخته که حتی مرحوم علامه حلی در متن تبصره به آن اشاره ای نکرده است. لازم به ذکر است هر چند این موسوعه به کتاب «التبصره» ارجاع می دهد لیکن بسیاری از فروعات فقهی که در متون دیگری مانند «العروه الوثقی» آمده است را دربر می گیرد.
+
آنچه گذشت تنها برخی از ویژگی ها و نقاط تمایز موسوعه عظیم فقه الصادق بود و دیگر ویژگی های منحصر به فرد آن بر همین اساس شناخته می شوند.
  
تتبع و کاوشگری: موسوعه فقه الصادق، خواننده را از مراجعه به کتاب های فقهی جهت اطلاع از آرای دیگر فقیهان بی نیاز می کند؛ چه آنان که در قرنهای گذشته می‌زیسته‌اند و چه آن دسته از فقیهان معاصر مانند آیت الله خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آیت الله حکیم که پیش از نگارش این مجموعه آرای فقهی خود را عرضه کرده اند و حتی فراتر از این، آرای آن دسته از فقیهانی را گرد آورده است که مراجعه به آثارشان چندان رواج ندارد؛ مانند برخی از آرای شیخ کاظم شیرازی و شیخ عبدالکریم حائری.
+
==نقدهای کتاب==
  
پژوهشگری و تحقیق: موسوعه فقه الصادق، تنها به گردآوری آرای فقهی بسنده نکرده؛ بلکه تمام آنها را بر اساس دلایل و براهین محکم و به طور دقیق و علمی مورد بررسی و ارزیابی قرار داده است.
+
با وجود امتیازات کتاب، نقدهایی هم بر کتاب حاضر می توان وارد کرد که می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد:
  
توجه به فقه پویا: در حالی که برخی از کتاب های فقهی توجه چندانی به روش های قاعده مند و استفاده از ساختار اصولی دقیق در نگارش ندارند و تنها بر اساس توافقات و ادراکات عرفی به ارائه مباحث می پردازند موسوعه فقه الصادق با جمع دو ویژگی شاخص گردیده است: بکارگیری ساختار دقیق اصولی و فهم عرفی درست و زیبا از متون شرعی.
+
*نقدهای مبنایی؛
 +
*نقدهای محتوایی؛
 +
*نقدهای نگارشی.
  
جدید و به روز بودن: موسوعه فقه الصادق بر اساس جدیدترین شیوه‌ها و نظرات اصولی نگاشته شده و همگام با تغییرات و پیشرفت های علم اصول [[شیعه]] است و از این رو خواننده را از قواعد اصولی دقیقی که علم اصول در دوره معاصر به آن دست یافته، دور نمی‌سازد.
+
البته انتقادات محتوایی به سبب گستردگی مباحث کتاب در این مقاله کوتاه قابل طرح نیست و باید در ضمن بحث های مفصل فقهی به آن رسیدگی کرد. بنابراین فقط به بیان دو نقد دیگر اکتفا می کنیم:
  
روانی و راحتی متن: اگر چه موسوعه فقه الصادق شامل مباحث و ادله و مناقشات دقیق می باشد اما از آنجا که با قلم عربی زیبا، عبارات سلیس و بیان واضح به رشته تحریر درآمده است، مطالب پیچیده و دشوار آن حتی برای طلبه های جوان فاضل نیز به آسانی قابل هضم می باشد.
+
'''الف) نقدهای مبنایی'''
  
آنچه گذشت تنها برخی از ویژگی ها و نقاط تمایز موسوعه عظیم فقه الصادق بود و دیگر ویژگی های منحصر به فرد ان بر همین اساس شناخته می شوند.
+
#مؤلف محترم به صورت فقه مقارن بحث نمی کند و به آرای فقهای مذاهب اسلامی عنایت ندارد، جز در موارد ضرورت و آن هم بدون مراجعه مستقیم به منابع [[اهل سنت]].
 +
#در مباحث فقهی چندان به [[علم رجال]] توجه نشده است و در مورد روات جنجالی مانند سهل بن زیاد و [[محمد بن سنان]] و... بحث عمیقی ندارد. به عبارت دیگر، بحث رجال در کتاب کم رنگ و استطرادی است.
  
==ترجمه و شروح==
+
این دو انتقاد مبنایی است، بدین معنا که هر فقیهی بر اساس مبنای خود عمل می کند و به نظر می رسد که علت عدم طرح این دو مطلب در کتاب، عدم اعتقاد مؤلف محترم به آنهاست.
  
'''نقدهای کتاب'''
+
اما به نظر ما هر دو مطلب لازم است. ما همان طور که مرحوم آیت الله بروجردی معتقد بود، اعتقاد داریم که اولاً برای بدست آوردن سخنان حقیقی [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام توجه به روایات و فقه اهل سنت لازم است. ثانیاً علاوه بر آن در روزگار ما طرح مباحث دیگر مذاهب اسلامی سبب آشنایی و همبستگی بیشتر می شود و ثالثاً سبب می شود کتاب دارای تأثیر و اعتبار بیشتر در میان محققان مختلف گردد.
  
با وجود امتيازات کتاب، نقدهايي هم بر کتاب حاضر مي توان وارد کرد که مي توان آنها را به سه دسته تقسيم کرد:
+
در مورد علم رجال نیز به نظر ما نمی توان به عملکرد مشهور بسنده کرد و هر روایتی را که آنها معتبر دانستند - اگرچه ضعف [[سند حدیث|سند]] داشته باشد - معتبر دانست و هر روایتی را که عمل نکردند - اگرچه معتبر باشد - کنار گذاشت، مگر اعراض تمام اصحاب باشد، آن هم در شرایطی. به علاوه در مورد روایاتی که بین اهل رجال اختلاف است، لازم است [[اجتهاد]] کرد.
  
* نقدهاي مبنايي؛
+
کم توجهی به علم رجال در این موسوعه، اشتباهاتی را هم به وجود آورده است. تفصیل بحث در این زمینه، مجال دیگری را می طلبد و خوشبختانه در این باره از فضلا و بزرگان معاصر مطالبی انتشار یافته است.
* نقدهاي محتوايي؛
 
* نقدهاي نگارشي.
 
  
البته انتقادات محتوايي به سبب گستردگي مباحث کتاب در اين مقاله کوتاه قابل طرح نيست و بايد در ضمن بحث هاي مفصل فقهي به آن رسيدگي کرد. بنابراين فقط به بيان دو نقد ديگر اکتفا مي کنيم:
+
'''ب) نقدهای نگارشی'''
  
'''الف) نقدهاي مبنايي'''
+
#اگر چه کتاب در مباحث متعارفی که فقهای بزرگ بحث دارند - مانند مباحث طهارت و صلات و مکاسب - دارای عمق و دقت است، اما در بسیاری از مباحث دیگر چنین نیست و به صورت بسیطی بحث شده است؛ مانند مباحث: شرکت، مضاربه، احیاء موات، اطعمه و اشربه، میراث و... که با ملاحظه حجم مطالبی که در فهرست ذکر کردیم، اهل فن می توانند در این زمینه داوری کنند؛ مثلاً در مورد کتاب نکاح، همان طور که [[صاحب جواهر]] شرح و بسط لازم را نداده است، «فقه الصادق» هم بسط نداده است با این که کتاب نکاح آن قدر مباحث فنی و عمیق دارد که حداقل لازم بود تا دو برابر این مقدار ارائه شود. بسیاری از موسوعات در مجلدات آخر دچار نوعی شتاب زدگی در تألیف شده اند که شاید علت آن، اشتغالات اجتماعی نویسندگان یا کهولت سن و... باشد.
 
+
#اگرچه، به فروع مهمی که [[صاحب عروه]] و [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ]] در [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] طرح کرده اند، عنایت شده اما از فروع بسیار مهم دیگر هیچ بحثی نشده است. این نقص با مراجعه به تحریر علامه و یا مناهج المتقین مرحوم مامقانی تا حدی قابل جبران بود.
# مؤلف محترم به صورت فقه مقارن بحث نمي کند و به آراي فقهاي مذاهب اسلامي عنايت ندارد، جز در موارد ضرورت و آن هم بدون مراجعه مستقيم به منابع اهل سنت.
+
#مسائل مستحدثه هر بحث - که تا زمان نگارش طرح شده بود - غالباً طرح نشده است؛ مانند: بحث رؤیت هلال با وسایل جدید، عده بر زنان مطلقه ای که رحمشان را درمی آورند، ذبح حیوانات با دستگاه و... البته مؤلف کتابی به عنوان «فقه المسائل المستحدثه» دارد که در آن از ۲۱ مسئله جدید بحث کرده اند و به نظر می رسد که اگر آن را هم در آخر فقه الصادق قرار دهند، به تکمیل موسوعه عنایت فرموده اند.
# در مباحث فقهي چندان به علم رجال توجه نشده است و در مورد روات جنجالي مانند سهل بن زياد و محمد بن سنان و... بحث عميقي ندارد. به عبارت ديگر، بحث رجال در کتاب کم رنگ و استطرادي است.
+
#متن کتاب تبصره مرحوم علامه بوده است که به علت اختصار زیاد، اصلاً قابلیت چنین شرحی را ندارد؛ یعنی اکثر شرح متعرض مطالب استطرادی (غیرمربوط به متن) است. مؤلف محترم اگر بنابر نگارش مختصر نداشت، خوب بود متنی مانند [[شرایع الاسلام (کتاب)|شرایع]] یا [[قواعد الأحکام (کتاب)|قواعد]] را انتخاب می کرد که تناسب بیشتری با شرح داشته باشد.
 
+
#مبحث مهم [[اجتهاد]] و [[تقلید|تقلید]] اصلاً وجود ندارد و این سبب نقصان این موسوعه شده است. در مورد مباحث عتق هم شایسته بود که حداقل کلیاتی از آن ارائه بشود؛ چرا که برای فهم کلمات اصحاب در دیگر مباحث فقهی مفید است.
اين دو انتقاد مبنايي است، بدين معنا که هر فقيهي بر اساس مبناي خود عمل مي کند و به نظر مي رسد که علت عدم طرح اين دو مطلب در کتاب، عدم اعتقاد مؤلف محترم به آنهاست.
+
#در برخی از موارد با این که مؤلف تغییر نظر داده، مطالب کتاب اصلاح نشده است؛ مثلاً در بحث طهارت [[اهل کتاب]]، با این که خود ایشان [[فتوا]] به طهارت داده اند ([[منهاج الصالحین (کتاب)|منهاج الصالحین]]، ج ۱، ص ۱۵۴) ولی نتیجه بحث کتاب، نجاست آنهاست (همان، ج ۴، ص ۴۴۵ و ۴۴۶) یا در بحث نماز عیدین در زمان [[غیبت امام زمان (عج)|غیبت]]، با این که در مشروعیت جماعت آن اشکال دارد. (همان، ج ۱، ص ۳۳۵) تعبیر فرموده اند: «مع فقد الشرائط لاتستحب جماعه، همان، ج ۷، ص ۳۰۲» که ظاهر تعبیر این است که به صورت جماعت مستحب نیست اما عدم مشروعیت - که نظر واقعی نویسنده است - از ظاهر آن استفاده نمی شود و عبارت رسا نیست. اگر تغییر فتوا هم داده است، بازگویی آن مطلوب است.
 
+
#دقت لازم در برخی از موارد اعمال نشده و اشتباهاتی در متن کتاب به وجود آمده است و ما به سه نمونه بسنده می کنیم:
اما به نظر ما هر دو مطلب لازم است. ما همان طور که مرحوم آيت الله بروجردي معتقد بود، اعتقاد داريم که اولاً براي بدست آوردن سخنان حقيقي اهل بيت عليهم السلام توجه به روايات و فقه اهل سنت لازم است. ثانياً علاوه بر آن در روزگار ما طرح مباحث ديگر مذاهب اسلامي سبب آشنايي و همبستگي بيشتر مي شود و ثالثاً سبب مي شود کتاب داراي تأثير و اعتبار بيشتر در ميان محققان مختلف گردد.
+
##در کتاب الصوم (ج ۱۲، ص ۹۵) در بحث مفطریت غبار به روایت مروزی - که تنها روایت بحث است - اشکال شده که اصحاب غبار غلیظ را مفطر دانسته اند ولی روایت مطلق غبار را ذکر کرده است. پس معلوم می شود که اصحاب به این [[حدیث]] استناد نکرده اند و چون سند آن ضعیف است و استناد اصحاب ثابت نیست، نمی توان به این روایت عمل کرد (ما اشکال را به طور کامل تقریر کردیم. در متن «فقه الصادق» بسیار خلاصه مطرح شده است) ایشان جواب می دهد که در متن حدیث آمده: «أو کنس بیتاً فدخل فی أنفه أو حلقه غبار» و چون غباری که هنگام جارو کردن خانه بلند می شود، غالباً غلیظ است پس ظاهر حدیث اراده غبار غلیظ است که اصحاب گفته اند: معلوم نیست که چنین غلبه ای از کجا احراز شده است!
 
+
##در کتاب الحج (ج ۱۳، ص ۲۱۳) کلمه «و یحرّمون» را که بعضی از فقها احتمال داده اند مجهول خوانده شود، ظاهر در مجهول بودن دانسته، با این که ماده «احرم، یحرم» لازم است و اگر مجهول باشد باید با باء متعدی گردد و بعد مجهول شود.
در مورد علم رجال نيز به نظر ما نمي توان به عملکرد مشهور بسنده کرد و هر روايتي را که آنها معتبر دانستند - اگرچه ضعف سند داشته باشد - معتبر دانست و هر روايتي را که عمل نکردند - اگرچه معتبر باشد - کنار گذاشت، مگر اعراض تمام اصحاب باشد، آن هم در شرايطي. به علاوه در مورد رواياتي که بين اهل رجال اختلاف است، لازم است اجتهاد کرد.
+
##در کتاب البیع ۲۷، ص ۲۴۰) در مورد سند روایت آمده: «ورواه الشیخ باسناده عن أحمد بن محمد بن الحسین - الظاهر أنّه الجصّاص الثقه - ...»؛ در حالی که با مراجعه به مصدر حدیث معلوم می شود، اشتباه است و «رواه الشیخ باسناده عن محمد بن احمد بن یحیی عن محمد بن الحسین» صحیح است. ([[وسائل الشیعه (کتاب)|وسائل الشیعه]]، ج ۸، ص ۳۷) اشتباه دیگر این است که جصاص لقب چنین فردی که ذکر کرده اند، نمی باشد. به تعبیر دقیق تر، معلوم نیست این لقب را چرا برای احمد بن محمد بن الحسین ذکر کرده اند؛ چرا که در علم رجال چنین چیزی وجود ندارد!
 
 
کم توجهي به علم رجال در اين موسوعه، اشتباهاتي را هم به وجود آورده است. تفصيل بحث در اين زمينه، مجال ديگري را مي طلبد و خوشبختانه در اين باره از فضلا و بزرگان معاصر مطالبي انتشار يافته است.
 
 
 
'''ب) نقدهای نگارشي'''
 
 
 
# اگر چه کتاب در مباحث متعارفي که فقهاي بزرگ بحث دارند - مانند مباحث طهارت و صلات و مکاسب - داراي عمق و دقت است، اما در بسياري از مباحث ديگر چنين نيست و به صورت بسيطي بحث شده است؛ مانند مباحث: شرکت، مضاربه، احياء موات، اطعمه و اشربه، ميراث و... که با ملاحظه حجم مطالبي که در فهرست ذکر کرديم، اهل فن مي توانند در اين زمينه داوري کنند؛ مثلاً در مورد کتاب نکاح، همان طور که صاحب جواهر شرح و بسط لازم را نداده است، «فقه الصادق» هم بسط نداده است با اين که کتاب نکاح آن قدر مباحث فني و عميق  دارد که حداقل لازم بود تا دو برابر اين مقدار ارائه شود. بسياري از موسوعات در مجلدات آخر دچار نوعي شتاب زدگي در تأليف شده اند که شايد علت آن، اشتغالات اجتماعي نويسندگان يا کهولت سن و... باشد.
 
# اگرچه، به فروع مهمي که صاحب عروه و شيخ در مکاسب طرح کرده اند، عنايت شده اما از فروع بسيار مهم ديگر هيچ بحثي نشده است. اين نقص با مراجعه به تحرير علامه و يا مناهج المتقين مرحوم مامقاني تا حدي قابل جبران بود.
 
# مسائل مستحدثه هر بحث - که تا زمان نگارش طرح شده بود - غالباً طرح نشده است؛ مانند: بحث رؤيت هلال با وسايل جديد، عده بر زنان مطلقه اي که رحمشان را درمي آورند، ذبح حيوانات با دستگاه و... البته مؤلف کتابي به عنوان «فقه المسائل المستحدثه» دارد که در آن از 21 مسئله جديد بحث کرده اند و به نظر مي رسد که اگر آن را هم در آخر فقه الصادق قرار دهند، به تکميل موسوعه عنايت فرموده اند.
 
# متن کتاب تبصره مرحوم علامه بوده است که به علت اختصار زياد، اصلاً قابليت چنين شرحي را ندارد؛ يعني اکثر شرح متعرض مطالب استطرادي (غيرمربوط به متن) است. مؤلف محترم اگر بنابر نگارش مختصر نداشت، خوب بود متني مانند شرايع يا قواعد را انتخاب مي کرد که تناسب بيشتري با شرح داشته باشد.
 
# مبحث مهم اجتهاد و تقليد اصلاً وجود ندارد و اين سبب نقصان اين موسوعه شده است. در مورد مباحث عتق هم شايسته بود که حداقل کلياتي از آن ارائه بشود؛ چرا که براي فهم کلمات اصحاب در ديگر مباحث فقهي مفيد است.
 
# در برخي از موارد با اين که مؤلف تغيير نظر داده، مطالب کتاب اصلاح نشده است؛ مثلاً در بحث طهارت اهل کتاب، با اين که خود ايشان فتوا به طهارت داده اند (منهاج الصالحين، ج ص 154) ولي نتيجه بحث کتاب، نجاست آنهاست (همان، ج ص 445 و 446) يا در بحث نماز عيدين در زمان غيبت، با اين که در مشروعيت جماعت آن اشکال دارد. (همان، ج ص 335) تعبير فرموده اند: «مع فقد الشرائط لاتستحب جماعه، همان، ج ص 302» که ظاهر تعبير اين است که به صورت جماعت مستحب نيست اما عدم مشروعيت - که نظر واقعي نويسنده است - از ظاهر آن استفاده نمي شود و عبارت رسا نيست. اگر تغيير فتوا هم داده است، بازگويي آن مطلوب است.
 
# دقت لازم در برخي از موارد اعمال نشده و اشتباهاتي در متن کتاب به وجود آمده است و ما به سه نمونه بسنده مي کنيم:
 
## در کتاب الصوم (ج 12، ص 95) در بحث مفطريت غبار به روايت مروزي - که تنها روايت بحث است - اشکال شده که اصحاب غبار غليظ را مفطر دانسته اند ولي روايت مطلق غبار را ذکر کرده است. پس معلوم مي شود که اصحاب به اين [[حديث]] استناد نکرده اند و چون سند آن ضعيف است و استناد اصحاب ثابت نيست، نمي توان به اين روايت عمل کرد (ما اشکال را به طور کامل تقرير کرديم. در متن «فقه الصادق» بسيار خلاصه مطرح شده است) ايشان جواب مي دهد که در متن حديث آمده: «أو کنس بيتاً فدخل في أنفه أو حلقه غبار» و چون غباري که هنگام جارو کردن خانه بلند مي شود، غالباً غليظ است پس ظاهر حديث اراده غبار غليظ است که اصحاب گفته اند: معلوم نيست که چنين غلبه اي از کجا احراز شده است!
 
## در کتاب الحج (ج 13، ص 213) کلمه «و يحرّمون» را که بعضي از فقها احتمال داده اند مجهول خوانده شود، ظاهر در مجهول بودن دانسته، با اين که ماده «احرم، يحرم» لازم است و اگر مجهول باشد بايد با باء متعدي گردد و بعد مجهول شود.
 
## در کتاب البيع 27، ص 240) در مورد سند روايت آمده: «ورواه الشيخ باسناده عن أحمد بن محمد بن الحسين - الظاهر أنّه الجصّاص الثقه - ...»؛ در حالي که با مراجعه به مصدر حديث معلوم مي شود، اشتباه است و «رواه الشيخ باسناده عن محمد بن احمد بن يحيي عن محمد بن الحسين» صحيح است. (وسائل الشيعه، ج ص 37)
 
 
 
اشتباه ديگر اين است که جصاص لقب چنين فردي که ذکر کرده اند، نمي باشد. به تعبير دقيق تر، معلوم نيست اين لقب را چرا براي احمد بن محمد بن الحسين ذکر کرده اند؛ چرا که در علم رجال چنين چيزي وجود ندارد!
 
  
 
==وضعیت نشر==
 
==وضعیت نشر==
  
جلد اول این کتاب که به مبحث طهارت اختصاص دارد و هم اکنون در کتابخانه ملی و سایر کتابخانه های معتبر موجود است اولین بار در سال 1373 قمری توسط دارالمحکمه قم به چاپ رسیده است.
+
جلد اول این کتاب که به مبحث طهارت اختصاص دارد و هم اکنون در کتابخانه ملی و سایر کتابخانه های معتبر موجود است اولین بار در سال ۱۳۷۳ قمری توسط دارالمحکمه قم به چاپ رسیده است.
  
اين کتاب در چاپ قبل در 26 جلد انتشار يافت، ولي در اين چاپ به دليل تحقيقات انجام گرفته در آن به 41 جلد رسيده است. «فقه الصادق» در اواخر مهرماه 1387 برابر با [[شوال]] 1429 به بازار عرضه شد و انتشارات شروق قم توزيع آن را بر عهده دارد.
+
این کتاب در چاپ قبل در ۲۶ جلد انتشار یافت، ولی در این چاپ به دلیل تحقیقات انجام گرفته در آن به ۴۱ جلد رسیده است. «فقه الصادق» در اواخر مهرماه ۱۳۸۷ برابر با [[شوال]] ۱۴۲۹ به بازار عرضه شد و انتشارات شروق قم توزیع آن را بر عهده دارد.
  
==منابع==
+
==منبع==
[http://rasekhoon.net/article/show-93214.aspx نگاهي کوتاه به موسوعه فقه الصادق]، 26 مرداد 1390 - خرداد 1391.
+
[http://rasekhoon.net/article/show-93214.aspx نگاهی کوتاه به موسوعه فقه الصادق]، 26 مرداد 1390 - خرداد 1391.
  
==متن کتاب فقه الصادق (ع)==
+
==متن کتاب==
[http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/58942/فقه-الصادق--ع   فقه الصادق (ع)]
+
[http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/58942/فقه-الصادق--ع '''فقه الصادق (علیه السلام)''']
  
 
[[رده:منابع فقهی]]
 
[[رده:منابع فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۳۵

ک‍ت‍اب‌ «فقه الصادق» اثر آيت الله سید صادق روحانی و ش‍رح‍ی‌ ب‍ر کتاب «ت‍ب‍ص‍ره‌‌ال‍م‍ت‍ع‍ل‍م‍ی‍ن‌ ف‍ی‌ اح‍ک‍ام‌‌ال‍دی‍ن‌» ع‍لام‍ه‌ ح‍ل‍ی‌ اس‍ت‌.

فقه الصادق.jpg
نویسنده صادق روحانی
موضوع فقه‌ شیعه
زبان عربی
تعداد جلد 26

فقه الصادق (ع)

معرفی اجمالی کتاب

یکی از موسوعه های مهم فقهی که در دوران معاصر نگارش یافته است، کتاب «فقه الصادق» تألیف آیت الله سید صادق روحانی است که وی برای فضلای حوزه، نامی آشناست.

یکی از امتیازات این مجموعه فقهی آن است که طلاب و محققین را از مراجعه به کتاب های فقهی جهت اطلاع از آرای دیگر فقیهان بی نیاز می کند؛ چه آنان که در قرن های گذشته می‌زیسته‌اند و چه آن دسته از فقیهان معاصر مانند آیت الله خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آیت الله حکیم که پیش از نگارش این مجموعه آرای فقهی خود را عرضه کرده اند و حتی فراتر از این، آرای آن دسته از فقیهانی را گرد آورده است که مراجعه به آثارشان چندان رواج ندارد؛ مانند برخی از آرای آیت الله کاظم شیرازی و آیت الله عبدالکریم حائری.

از نکات قابل اشاره آن که حضرت آیت الله العظمی بروجردی دوبار از کتاب فقه الصادق در منبر تدریس خود مطالبی نقل فرمودند و حضرت آیت اللَّه العظمى خویى در وصف این کتاب طى نامه اى مرقوم فرمودند که: من کتاب فقه الصادق را شخصاً براى آیت اللَّه کاشف الغطاء بردم و گفتم: ببینید من چه‌ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده ام و چنین عالم محققى را تربیت‌ کرده‌ام.

ارزش کتاب

مهمترین ویژگی و نقاط تمایز موسوعه «فقه الصادق» را می توان در موارد زیر دانست:

  • تمامیت: فقه الصادق از معدود مجموعه های فقهی مخصوصاً در دوره های اخیرِ است که مولف آن توفیق یافته تا به تمام مسائل فقهی از ابتدای کتاب طهارت تا پایان کتاب دیات بپردازد.
  • جامعیت: این موسوعه به بسیاری از فروعات فقهی پرداخته که حتی مرحوم علامه حلی در متن تبصره به آن اشاره ای نکرده است. لازم به ذکر است هر چند این موسوعه به کتاب «التبصره» ارجاع می دهد لیکن بسیاری از فروعات فقهی که در متون دیگری مانند «العروه الوثقی» آمده است را دربر می گیرد.
  • تتبع و کاوشگری: موسوعه فقه الصادق، خواننده را از مراجعه به کتاب های فقهی جهت اطلاع از آرای دیگر فقیهان بی نیاز می کند؛ چه آنان که در قرنهای گذشته می‌زیسته‌اند و چه آن دسته از فقیهان معاصر مانند آیت الله خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آیت الله حکیم که پیش از نگارش این مجموعه آرای فقهی خود را عرضه کرده اند و حتی فراتر از این، آرای آن دسته از فقیهانی را گرد آورده است که مراجعه به آثارشان چندان رواج ندارد؛ مانند برخی از آرای شیخ کاظم شیرازی و شیخ عبدالکریم حائری.
  • پژوهشگری و تحقیق: موسوعه فقه الصادق، تنها به گردآوری آرای فقهی بسنده نکرده؛ بلکه تمام آنها را بر اساس دلایل و براهین محکم و به طور دقیق و علمی مورد بررسی و ارزیابی قرار داده است.
  • توجه به فقه پویا: در حالی که برخی از کتاب های فقهی توجه چندانی به روش های قاعده مند و استفاده از ساختار اصولی دقیق در نگارش ندارند و تنها بر اساس توافقات و ادراکات عرفی به ارائه مباحث می پردازند، موسوعه فقه الصادق با جمع دو ویژگی شاخص گردیده است: بکارگیری ساختار دقیق اصولی و فهم عرفی درست و زیبا از متون شرعی.
  • جدید و به روز بودن: موسوعه فقه الصادق بر اساس جدیدترین شیوه‌ها و نظرات اصولی نگاشته شده و همگام با تغییرات و پیشرفت های علم اصول شیعه است و از این رو خواننده را از قواعد اصولی دقیقی که علم اصول در دوره معاصر به آن دست یافته، دور نمی‌سازد.
  • روانی و راحتی متن: اگر چه موسوعه فقه الصادق شامل مباحث و ادله و مناقشات دقیق می باشد اما از آنجا که با قلم عربی زیبا، عبارات سلیس و بیان واضح به رشته تحریر درآمده است، مطالب پیچیده و دشوار آن حتی برای طلبه های جوان فاضل نیز به آسانی قابل هضم می باشد.

آنچه گذشت تنها برخی از ویژگی ها و نقاط تمایز موسوعه عظیم فقه الصادق بود و دیگر ویژگی های منحصر به فرد آن بر همین اساس شناخته می شوند.

نقدهای کتاب

با وجود امتیازات کتاب، نقدهایی هم بر کتاب حاضر می توان وارد کرد که می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد:

  • نقدهای مبنایی؛
  • نقدهای محتوایی؛
  • نقدهای نگارشی.

البته انتقادات محتوایی به سبب گستردگی مباحث کتاب در این مقاله کوتاه قابل طرح نیست و باید در ضمن بحث های مفصل فقهی به آن رسیدگی کرد. بنابراین فقط به بیان دو نقد دیگر اکتفا می کنیم:

الف) نقدهای مبنایی

  1. مؤلف محترم به صورت فقه مقارن بحث نمی کند و به آرای فقهای مذاهب اسلامی عنایت ندارد، جز در موارد ضرورت و آن هم بدون مراجعه مستقیم به منابع اهل سنت.
  2. در مباحث فقهی چندان به علم رجال توجه نشده است و در مورد روات جنجالی مانند سهل بن زیاد و محمد بن سنان و... بحث عمیقی ندارد. به عبارت دیگر، بحث رجال در کتاب کم رنگ و استطرادی است.

این دو انتقاد مبنایی است، بدین معنا که هر فقیهی بر اساس مبنای خود عمل می کند و به نظر می رسد که علت عدم طرح این دو مطلب در کتاب، عدم اعتقاد مؤلف محترم به آنهاست.

اما به نظر ما هر دو مطلب لازم است. ما همان طور که مرحوم آیت الله بروجردی معتقد بود، اعتقاد داریم که اولاً برای بدست آوردن سخنان حقیقی اهل بیت علیهم السلام توجه به روایات و فقه اهل سنت لازم است. ثانیاً علاوه بر آن در روزگار ما طرح مباحث دیگر مذاهب اسلامی سبب آشنایی و همبستگی بیشتر می شود و ثالثاً سبب می شود کتاب دارای تأثیر و اعتبار بیشتر در میان محققان مختلف گردد.

در مورد علم رجال نیز به نظر ما نمی توان به عملکرد مشهور بسنده کرد و هر روایتی را که آنها معتبر دانستند - اگرچه ضعف سند داشته باشد - معتبر دانست و هر روایتی را که عمل نکردند - اگرچه معتبر باشد - کنار گذاشت، مگر اعراض تمام اصحاب باشد، آن هم در شرایطی. به علاوه در مورد روایاتی که بین اهل رجال اختلاف است، لازم است اجتهاد کرد.

کم توجهی به علم رجال در این موسوعه، اشتباهاتی را هم به وجود آورده است. تفصیل بحث در این زمینه، مجال دیگری را می طلبد و خوشبختانه در این باره از فضلا و بزرگان معاصر مطالبی انتشار یافته است.

ب) نقدهای نگارشی

  1. اگر چه کتاب در مباحث متعارفی که فقهای بزرگ بحث دارند - مانند مباحث طهارت و صلات و مکاسب - دارای عمق و دقت است، اما در بسیاری از مباحث دیگر چنین نیست و به صورت بسیطی بحث شده است؛ مانند مباحث: شرکت، مضاربه، احیاء موات، اطعمه و اشربه، میراث و... که با ملاحظه حجم مطالبی که در فهرست ذکر کردیم، اهل فن می توانند در این زمینه داوری کنند؛ مثلاً در مورد کتاب نکاح، همان طور که صاحب جواهر شرح و بسط لازم را نداده است، «فقه الصادق» هم بسط نداده است با این که کتاب نکاح آن قدر مباحث فنی و عمیق دارد که حداقل لازم بود تا دو برابر این مقدار ارائه شود. بسیاری از موسوعات در مجلدات آخر دچار نوعی شتاب زدگی در تألیف شده اند که شاید علت آن، اشتغالات اجتماعی نویسندگان یا کهولت سن و... باشد.
  2. اگرچه، به فروع مهمی که صاحب عروه و شیخ در مکاسب طرح کرده اند، عنایت شده اما از فروع بسیار مهم دیگر هیچ بحثی نشده است. این نقص با مراجعه به تحریر علامه و یا مناهج المتقین مرحوم مامقانی تا حدی قابل جبران بود.
  3. مسائل مستحدثه هر بحث - که تا زمان نگارش طرح شده بود - غالباً طرح نشده است؛ مانند: بحث رؤیت هلال با وسایل جدید، عده بر زنان مطلقه ای که رحمشان را درمی آورند، ذبح حیوانات با دستگاه و... البته مؤلف کتابی به عنوان «فقه المسائل المستحدثه» دارد که در آن از ۲۱ مسئله جدید بحث کرده اند و به نظر می رسد که اگر آن را هم در آخر فقه الصادق قرار دهند، به تکمیل موسوعه عنایت فرموده اند.
  4. متن کتاب تبصره مرحوم علامه بوده است که به علت اختصار زیاد، اصلاً قابلیت چنین شرحی را ندارد؛ یعنی اکثر شرح متعرض مطالب استطرادی (غیرمربوط به متن) است. مؤلف محترم اگر بنابر نگارش مختصر نداشت، خوب بود متنی مانند شرایع یا قواعد را انتخاب می کرد که تناسب بیشتری با شرح داشته باشد.
  5. مبحث مهم اجتهاد و تقلید اصلاً وجود ندارد و این سبب نقصان این موسوعه شده است. در مورد مباحث عتق هم شایسته بود که حداقل کلیاتی از آن ارائه بشود؛ چرا که برای فهم کلمات اصحاب در دیگر مباحث فقهی مفید است.
  6. در برخی از موارد با این که مؤلف تغییر نظر داده، مطالب کتاب اصلاح نشده است؛ مثلاً در بحث طهارت اهل کتاب، با این که خود ایشان فتوا به طهارت داده اند (منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۱۵۴) ولی نتیجه بحث کتاب، نجاست آنهاست (همان، ج ۴، ص ۴۴۵ و ۴۴۶) یا در بحث نماز عیدین در زمان غیبت، با این که در مشروعیت جماعت آن اشکال دارد. (همان، ج ۱، ص ۳۳۵) تعبیر فرموده اند: «مع فقد الشرائط لاتستحب جماعه، همان، ج ۷، ص ۳۰۲» که ظاهر تعبیر این است که به صورت جماعت مستحب نیست اما عدم مشروعیت - که نظر واقعی نویسنده است - از ظاهر آن استفاده نمی شود و عبارت رسا نیست. اگر تغییر فتوا هم داده است، بازگویی آن مطلوب است.
  7. دقت لازم در برخی از موارد اعمال نشده و اشتباهاتی در متن کتاب به وجود آمده است و ما به سه نمونه بسنده می کنیم:
    1. در کتاب الصوم (ج ۱۲، ص ۹۵) در بحث مفطریت غبار به روایت مروزی - که تنها روایت بحث است - اشکال شده که اصحاب غبار غلیظ را مفطر دانسته اند ولی روایت مطلق غبار را ذکر کرده است. پس معلوم می شود که اصحاب به این حدیث استناد نکرده اند و چون سند آن ضعیف است و استناد اصحاب ثابت نیست، نمی توان به این روایت عمل کرد (ما اشکال را به طور کامل تقریر کردیم. در متن «فقه الصادق» بسیار خلاصه مطرح شده است) ایشان جواب می دهد که در متن حدیث آمده: «أو کنس بیتاً فدخل فی أنفه أو حلقه غبار» و چون غباری که هنگام جارو کردن خانه بلند می شود، غالباً غلیظ است پس ظاهر حدیث اراده غبار غلیظ است که اصحاب گفته اند: معلوم نیست که چنین غلبه ای از کجا احراز شده است!
    2. در کتاب الحج (ج ۱۳، ص ۲۱۳) کلمه «و یحرّمون» را که بعضی از فقها احتمال داده اند مجهول خوانده شود، ظاهر در مجهول بودن دانسته، با این که ماده «احرم، یحرم» لازم است و اگر مجهول باشد باید با باء متعدی گردد و بعد مجهول شود.
    3. در کتاب البیع (ج ۲۷، ص ۲۴۰) در مورد سند روایت آمده: «ورواه الشیخ باسناده عن أحمد بن محمد بن الحسین - الظاهر أنّه الجصّاص الثقه - ...»؛ در حالی که با مراجعه به مصدر حدیث معلوم می شود، اشتباه است و «رواه الشیخ باسناده عن محمد بن احمد بن یحیی عن محمد بن الحسین» صحیح است. (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۳۷) اشتباه دیگر این است که جصاص لقب چنین فردی که ذکر کرده اند، نمی باشد. به تعبیر دقیق تر، معلوم نیست این لقب را چرا برای احمد بن محمد بن الحسین ذکر کرده اند؛ چرا که در علم رجال چنین چیزی وجود ندارد!

وضعیت نشر

جلد اول این کتاب که به مبحث طهارت اختصاص دارد و هم اکنون در کتابخانه ملی و سایر کتابخانه های معتبر موجود است اولین بار در سال ۱۳۷۳ قمری توسط دارالمحکمه قم به چاپ رسیده است.

این کتاب در چاپ قبل در ۲۶ جلد انتشار یافت، ولی در این چاپ به دلیل تحقیقات انجام گرفته در آن به ۴۱ جلد رسیده است. «فقه الصادق» در اواخر مهرماه ۱۳۸۷ برابر با شوال ۱۴۲۹ به بازار عرضه شد و انتشارات شروق قم توزیع آن را بر عهده دارد.

منبع

نگاهی کوتاه به موسوعه فقه الصادق، 26 مرداد 1390 - خرداد 1391.

متن کتاب

فقه الصادق (علیه السلام)