علی بن جعفر علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (مهدی موسوی صفحهٔ على بن جعفر را به علی بن جعفر علیه السلام منتقل کرد)
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
در روزگاري كه ائمه معصومين عليهم‌السلام در اختناق شديد حكام جور بسر مي بردند شيفتگان [[اهل بيت]] عصمت علیهم‌السلام به وسيله افرادي آگاه و از جان گذشته با پيشواي محبوب خود در ارتباط بودند و جواب مسائل و مشكلات خويش را بدين طريق از امام علیه السلام دريافت مي كردند. یكي از افرادي كه با شيوه خاصي توانست ارتباط برادر بزرگوارش [[امام كاظم]] علیه السلام را با مردم حفظ كند و پاسخ سؤالات شيعيان را از امام علیه السلام دریافت دارد، «علی» فرزند برومند [[امام صادق|امام جعفر صادق]] علیه السلام است.
+
«علی بن  جعفر» فرزند [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام، از کسانی است که [[حدیث]] فراوان نقل کرده و روشی استوار داشته است. بسیار پارسا و دانشمند و ملازم خدمت برادر ارجمندش امام [[امام موسی کاظم علیه السلام|موسی بن  جعفر]] علیه السلام بود. برجسته ترین فضیلت علی بن  جعفر این است که نه تنها امر [[امامت]] و [[ولایت]] را خوب شناخت، بلکه خود را تسلیم ولایت [[امامان معصوم]] علیهم السلام ساخت.
 
 
==سيماي علي بن  جعفر علیه السلام ياور چهار امام (م ـ 220 ق)==
 
 
 
 
 
 
 
<br />
 
  
 
==نسب و القاب علی بن جعفر==
 
==نسب و القاب علی بن جعفر==
  
گرچه در كتاب‌هاي [[علم رجال|رجالي]] و تاريخي از تاريخ تولد وي ذكري نشده، با دقت در بعضي از روايات<ref> ر.ك: اختيار معرفة الرجال، المعروف برجال الكشي، ص 355، روايت فيض بن  مختار.</ref> آشكار مي شود كه او از برادر والامقامش [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسي بن  جعفر]] علیه السلام بيش از يكي دو سال كوچكتر نبوده است و تولدش نزديك سال‌هاي 129 يا 130 هجري مي باشد. پدر ارجمندش [[امام صادق علیه السلام|امام جعفر صادق]] علیه السلام در سال 83 هـ.ق متولد و در سال 148 هـ.ق در 65 سالگي به تحريك [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور عباسي]] مسموم و شهيد گرديد.<ref> اصول كافي، كليني، ترجمه سيد جواد مصطفوي، ج ص 377؛ تاريخ يعقوبي، ترجمه ابراهيم آيتي. ج ص 373.</ref>
+
گرچه در کتاب‌های [[علم رجال|رجالی]] و تاریخی از تاریخ تولد وی ذکری نشده، با دقت در بعضی از روایات<ref> ر.ک: اختیار معرفة الرجال، المعروف برجال الکشی، ص ۳۵۵، روایت فیض بن  مختار.</ref> آشکار می شود که او از برادر والامقامش [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی بن  جعفر]] علیه السلام بیش از یکی دو سال کوچکتر نبوده است و تولدش نزدیک سال‌های ۱۲۹ یا ۱۳۰ هجری می باشد. پدر ارجمندش [[امام صادق علیه السلام|امام جعفر صادق]] علیه السلام در سال ۸۳ هـ.ق متولد و در سال ۱۴۸ هـ.ق در ۶۵ سالگی به تحریک [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور عباسی]] مسموم و شهید گردید.<ref> اصول کافی، کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج ۲، ص ۳۷۷؛ تاریخ یعقوبی، ترجمه ابراهیم آیتی. ج ۲، ص ۳۷۳.</ref>
  
حضرت صادق پنج فرزند داشت كه علي كوچكترين آن‌ها بود و در همان اوائل زندگي، پدر را از دست داد و در كنار برادرش امام كاظم علیه السلام رشد نمود و به درجات عالي علمي و اخلاقي رسيد.<ref> ر.ك: معجم رجال الحديث، سيد ابوالقاسم خويي، ج 11، ص 291 و 292؛ تاريخ [[قم]]، محمد بن  حسن قمي، ص 224 و...</ref>
+
حضرت صادق پنج فرزند داشت که علی کوچکترین آن‌ها بود و در همان اوائل زندگی، پدر را از دست داد و در کنار برادرش امام کاظم علیه السلام رشد نمود و به درجات عالی علمی و اخلاقی رسید.<ref> ر.ک: معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، ج ۱۱، ص ۲۹۱ و ۲۹۲؛ تاریخ قم، محمد بن  حسن قمی، ص ۲۲۴ و...</ref>
  
ابوالحسن علي بن  جعفر به سبب انتسابش به خاندان [[وحی]] و امامت، «حسيني»، «هاشمي» و «علوي» خوانده مي شد. و به موجب رشد و نمو در [[مدينه]] وي را «مدني» مي خواندند. اما مشهورترين القابش كه جز بر او اطلاق نمي شود «عُرَيضي» است. چون بيشتر عمر شريفش را در قريه «عُرَيض» (در يك فرسخي مدينه) سپري نموده و فرزندان وي نيز به عُرَيضيون معروفند.<ref> ر.ك: رجال النجاشي، ص 176؛ مسائل علي بن  جعفر و مستدركاتها، مؤسسه آل البيت، ص 17 و شذرات الذهب في اخبار من ذهب، عبدالحي ابن  العماد، ج ص 24؛ تاريخ الاسلام وفيات المشاهير و «الاعلام» ذهبي، ج 14، ص 263.</ref>
+
ابوالحسن علی بن  جعفر به سبب انتسابش به خاندان [[وحی]] و امامت، «حسینی»، «هاشمی» و «علوی» خوانده می شد. و به موجب رشد و نمو در [[مدینه]] وی را «مدنی» می خواندند. اما مشهورترین القابش که جز بر او اطلاق نمی شود «عُرَیضی» است. چون بیشتر عمر شریفش را در قریه «عُرَیض» (در یک فرسخی مدینه) سپری نموده و فرزندان وی نیز به عُرَیضیون معروفند.<ref> ر.ک: رجال النجاشی، ص ۱۷۶؛ مسائل علی بن  جعفر و مستدرکاتها، مؤسسه آل البیت، ص ۱۷ و شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، عبدالحی ابن  العماد، ج ۲، ص ۲۴؛ تاریخ الاسلام وفیات المشاهیر و «الاعلام» ذهبی، ج ۱۴، ص ۲۶۳.</ref>
  
==عصر امام كاظم علیه السلام==
+
==پیروی از خط ولایت و امامت==
  
در آن ايام، گروه‌هاي انحرافي زيادي چون [[اسماعیلیه|اسماعيليه]]،<ref> اسماعيليه؛ لقبي است براي همه فرقه هايي كه به امامت اسماعيل پسر امام صادق علیه السلام و پسرش محمد بن  اسماعيل قايل بودند. شعبه هايي از ابن  فرقه به نام‌هاي ديگري چون: قراميطه، تعليميه، باطنيه، ملاحده نيز خوانده شده اند. (فرق الشيعه، نوبختي، ترجمه و تعليقات محمدجواد مشكور، ص 101، زيرنويس)</ref> سَميطيه<ref>سمطيه: گروهي كه بعد از امام صادق علیه السلام امامت محمد بن  جعفر ملقب به ديباج و فرزندانش را گردن نهادند به نام پيشواي خود، يحيي بن  ابي سميط ناميده شدند. (فرق الشيعه، ص 112)</ref> و [[فطحیه|فطحيّه]] به وجود آمدند و نيز جو اختناق شديدي كه حاكمان وقت به وجود آورده بودند تشخيص [[حق]]، يعني [[امامت]] حضرت موسي بن  جعفر علیه السلام را بر بسياري دشوار ساخته بود و پيروي از امام بدون گذشت و فداكاري ممكن نبود. از اين  رو شمار انبوهي از مردم حتي بعضي از نزديكان امام علیه السلام به دشمنان پيوستند.  
+
در روزگاری که [[ائمه اطهار|ائمه]] معصومین علیهم‌السلام در اختناق شدید حکام جور بسر می بردند شیفتگان [[اهل بیت]] عصمت علیهم‌السلام به وسیله افرادی آگاه و از جان گذشته با پیشوای محبوب خود در ارتباط بودند و جواب مسائل و مشکلات خویش را بدین طریق از امام علیه السلام دریافت می کردند. یکی از افرادی که با شیوه خاصی توانست ارتباط برادر بزرگوارش [[امام کاظم]] علیه السلام را با مردم حفظ کند و پاسخ سؤالات شیعیان را از امام علیه السلام دریافت دارد، «علی» فرزند برومند [[امام صادق|امام جعفر صادق]] علیه السلام است.
  
علي بن  جعفر در گفتاري چنين اظهار مي دارد: «[[عمره]] ماه [[رجب]] را گزارده و در [[مكه]] بوديم. محمد بن  اسماعيل (نوه [[امام صادق]] علیه السلام) نزدش آمد و گفت: عموجان، مي خواهم به بغداد بروم و دوست دارم با عمويم ابوالحسن (موسي بن  جعفر) خداحافظي كنم. مي خواهم تو نيز همراهم باشي! من با او به سوي برادرم كه در منزل «حُوبه» بود رهسپار شديم. اندكي از مغرب گذشته به آن‌جا رسيدم. من در زدم، برادرم جواب داد و در را باز كرد. ...حضرت پيش آمد در حالي كه پارچه رنگ كرده ايي به گردنش بسته بود. پايين آستانه در نشست. من به جانب او خم شدم و سرش را بوسيدم و گفتم: براي كاري آمده ام كه اگر تصديق فرمايي از توفيق خداست (بر ما) و اگر غير از آن باشد چنين معلوم شود كه ما خطاي بسيار داريم.
+
در آن ایام، گروه‌های انحرافی زیادی چون [[اسماعیلیه|اسماعیلیه]]،<ref> اسماعیلیه؛ لقبی است برای همه فرقه هایی که به امامت اسماعیل پسر امام صادق علیه السلام و پسرش محمد بن  اسماعیل قایل بودند. شعبه هایی از ابن  فرقه به نام‌های دیگری چون: قرامیطه، تعلیمیه، باطنیه، ملاحده نیز خوانده شده اند. (فرق الشیعه، نوبختی، ترجمه و تعلیقات محمدجواد مشکور، ص ۱۰۱، زیرنویس)</ref> سَمیطیه<ref>سمطیه: گروهی که بعد از امام صادق علیه السلام امامت محمد بن  جعفر ملقب به دیباج و فرزندانش را گردن نهادند به نام پیشوای خود، یحیی بن  ابی سمیط نامیده شدند. (فرق الشیعه، ص ۱۱۲)</ref> و [[فطحیه|فطحیه]] به وجود آمدند و نیز جو اختناق شدیدی که حاکمان وقت به وجود آورده بودند تشخیص [[حق]]، یعنی [[امامت]] حضرت موسی بن  جعفر علیه السلام را بر بسیاری دشوار ساخته بود و پیروی از امام بدون گذشت و فداکاری ممکن نبود. از این  رو شمار انبوهی از مردم حتی بعضی از نزدیکان امام علیه السلام به دشمنان پیوستند.  
  
فرمود: چه كار است؟ گفتم: اين برادرزاده شماست كه مي خواهد با شما خداحافظي كند و به [[بغداد]] رود. فرمود: بگو بيايد. من او را كه در كناري ايستاده بود، صدا زدم. نزديك آمد و سر حضرت را بوسيد و گفت: قربانت، مرا سفارشي كن. فرمود: سفارشت مي كنم كه درباره خون من از خدا بترسي! او پاسخ داد: هر كس بدي شما را بخواهد خدا آن بدي را به خودش رساند. آنگاه به بدخواه او نفرين كرده و باز سر حضرت را بوسيد و گفت: عمويم، مرا سفارش كن. فرمود: تو را سفارش مي كنم كه درباره خون من از خدا بترسي! گفت: هر كه بد شما را بخواهد، خدا به خودش رساند. باز سرش را بوسيد و گفت: اي عمو! مرا سفارش كن. فرمود: سفارشت مي كنم كه درباره خون من از خدا بترسي! باز او بر بدخواهان حضرت نفرين كرد و به كناري رفت.
+
علی بن  جعفر در گفتاری چنین اظهار می دارد: «[[عمره]] ماه [[رجب]] را گزارده و در [[مکه]] بودیم. محمد بن  اسماعیل (نوه [[امام صادق]] علیه السلام) نزدش آمد و گفت: عموجان، می خواهم به بغداد بروم و دوست دارم با عمویم ابوالحسن (موسی بن  جعفر) خداحافظی کنم. می خواهم تو نیز همراهم باشی! من با او به سوی برادرم که در منزل «حُوبه» بود رهسپار شدیم. اندکی از مغرب گذشته به آن‌جا رسیدم. من در زدم، برادرم جواب داد و در را باز کرد. حضرت پیش آمد در حالی که پارچه رنگ کرده ایی به گردنش بسته بود. پایین آستانه در نشست. من به جانب او خم شدم و سرش را بوسیدم و گفتم: برای کاری آمده ام که اگر تصدیق فرمایی از توفیق خداست (بر ما) و اگر غیر از آن باشد چنین معلوم شود که ما خطای بسیار داریم. فرمود: چه کار است؟ گفتم: این برادرزاده شماست که می خواهد با شما خداحافظی کند و به [[بغداد]] رود. فرمود: بگو بیاید. من او را که در کناری ایستاده بود، صدا زدم. نزدیک آمد و سر حضرت را بوسید و گفت: قربانت، مرا سفارشی کن. فرمود: سفارشت می کنم که درباره خون من از خدا بترسی! او پاسخ داد: هر کس بدی شما را بخواهد خدا آن بدی را به خودش رساند. آنگاه به بدخواه او نفرین کرده و باز سر حضرت را بوسید و گفت: عمویم، مرا سفارش کن. فرمود: تو را سفارش می کنم که درباره خون من از خدا بترسی! گفت: هر که بد شما را بخواهد، خدا به خودش رساند. باز سرش را بوسید و گفت: ای عمو! مرا سفارش کن. فرمود: سفارشت می کنم که درباره خون من از خدا بترسی! باز او بر بدخواهان حضرت نفرین کرد و به کناری رفت.
  
من نزديك برادرم رفتم، وي به من فرمود: علي، اينجا باش! من ايستادم. حضرت به اندرون خانه رفت و مرا صدا زد، به نزدش رفتم. پس كيسه اي كه صد دينار در آن بود به من داد و فرمود: به پسر برادرت بگو اين پول را در سفر كمك خرجش سازد. من آن را گرفتم و در گوشه عبايم گذاشتم. باز صد دينار ديگرم داد و فرمود: اين را هم به او بده. سپس كيسه ديگري داد و فرمود: اين را هم به او بده.
+
من نزدیک برادرم رفتم، وی به من فرمود: علی، اینجا باش! من ایستادم. حضرت به اندرون خانه رفت و مرا صدا زد، به نزدش رفتم. پس کیسه ای که صد دینار در آن بود به من داد و فرمود: به پسر برادرت بگو این پول را در سفر کمک خرجش سازد. من آن را گرفتم و در گوشه عبایم گذاشتم. باز صد دینار دیگرم داد و فرمود: این را هم به او بده. سپس کیسه دیگری داد و فرمود: این را هم به او بده. گفتم: قربانت، اگر به آن‌چه فرمودی از او می ترسی چرا او را علیه خود کمک می کنی؟! فرمود: هرگاه من به او بپیوندم و او از من ببرد، خدا عمرش را قطع می کند. سپس کیسه دیگری که سه هزار درهم خالص در آن بود برگرفت و فرمود: این را هم به او بده.
  
گفتم: قربانت، اگر به آن‌چه فرمودي از او مي ترسي چرا او را عليه خود كمك مي كني؟! فرمود: هرگاه من به او بپيوندم و او از من ببرد، خدا عمرش را قطع مي كند. سپس كيسه ديگري كه سه هزار درهم خالص در آن بود برگرفت و فرمود: اين را هم به او بده.
+
من نزد محمد رفتم و صد دینار اول را به او دادم. بسیار خوشحال شد و عمویش را [[دعا]] کرد، سپس کیسه دوم و سوم را دادم. چنان خوشحالی کرد که گمان کردم منصرف شده و به [[بغداد]] نمی رود. در آخر سه هزار درهم را به او دادم ولی او راه خود را در پیش گرفت و نزد [[هارون الرشید|هارون]] رفت و با عنوان [[خلیفه]] به او سلام کرد و گفت: من گمان نمی کردم که در روی زمین دو خلیفه باشد، تا آن که دیدم مردم به عمویم موسی بن  جعفر به عنوان خلافت سلام می کنند. هارون صد هزار درهم برایش فرستاد ولی خدا او را به بیماری خنازیر و خناق مبتلا کرد و نتوانست به یک درهم از آن اموال دست برساند.»<ref> اصول کافی، ج ۲، ص ۴۰۰ـ۴۰۲؛ اختیار معرفة الرجال، ص ۲۶۳ و ۲۶۴.</ref>
  
من نزد محمد رفتم و صد دينار اول را به او دادم. بسيار خوشحال شد و عمويش را [[دعا]] كرد، سپس كيسه دوم و سوم را دادم. چنان خوشحالي كرد كه گمان كردم منصرف شده و به [[بغداد]] نمي رود. در آخر سه هزار درهم را به او دادم ولي او راه خود را در پيش گرفت و نزد [[هارون الرشید|هارون]] رفت و با عنوان [[خليفه]] به او سلام كرد و گفت: من گمان نمي كردم كه در روي زمين دو خليفه باشد، تا آن كه ديدم مردم به عمويم موسي بن  جعفر به عنوان خلافت سلام مي كنند. هارون صد هزار درهم برايش فرستاد ولي خدا او را به بيماري خنازير و خناق مبتلا كرد و نتوانست به يك درهم از آن اموال دست برساند.»<ref> اصول كافي، ج 2، ص 400ـ402؛ اختيار معرفة الرجال، ص 263 و 264.</ref>
+
پس از آن بود که هارون با شنیدن سخن محمد و امثال او برای از بین بردن امام موسی بن  جعفر علیه السلام نقشه کشید و حضرت را به وسیله سم شهید گردانید. اما علی بن  جعفر هرگز از برادر بزرگوارش [[امام کاظم]] علیه السلام جدا نشد و همیشه همراه و پشتیبان وی بود.
  
پس از آن بود كه هارون با شنيدن سخن محمد و امثال او براي از بين بردن امام موسي بن  جعفر علیه السلام نقشه كشيد و حضرت را به وسيله سم شهيد گردانيد. اما علي بن  جعفر هرگز از برادر بزرگوارش [[امام كاظم]] علیه السلام جدا نشد و هميشه همراه و پشتيبان وي بود.
+
علی بن  جعفر می گوید: همگام با برادرم در حالی که اهل و عیالش را همراه داشت چهار مرتبه پیاده به [[عمره]] مشرف شدم. یک بار ۲۶ روز، بار دگر ۲۵ روز، دگربار ۲۴ روز و بار آخر ۲۱ روز طول کشید.<ref> قرب الاسناد، عبدالله  بن  جعفر حمیری، ص ۱۲۲.</ref>
  
او مي گويد: همگام با برادرم در حالي كه اهل و عيالش را همراه داشت چهار مرتبه پياده به [[عمره]] مشرف شدم. يك بار 26 روز، بار دگر 25 روز، دگربار 24 روز و بار آخر 21 روز طول كشيد.<ref> قرب الاسناد، عبدالله  بن  جعفر حميري، ص 122.</ref>
+
بعد از شهادت امام کاظم علیه السلام نیز گروهک‌های انحرافی چون «[[واقفیه|واقفه]]» و امثال آن مردم را به سوی گمراهی سوق دادند. اما علی بن  جعفر پیرو هیچ یک از این گروه‌ها نشد و [[امامت]] به حق فرزند برادرش [[امام رضا]] علیه السلام و بعد از او فرزندش [[امام جواد]] علیه السلام و سپس [[امام هادی]] علیه السلام را پذیرفت و از مدافعان آن‌ها بود. دو روایت زیر بیانگر این عقیده صحیح و راسخ وی می باشد.
  
بعد از شهادت امام كاظم علیه السلام نيز گروهك‌هاي انحرافي چون «[[واقفیه|واقفه]]» و امثال آن مردم را به سوي گمراهي سوق دادند. اما علي بن  جعفر پيرو هيچ يك از اين گروه‌ها نشد و [[امامت]] به حق فرزند برادرش [[امام رضا]] علیه السلام و بعد از او فرزندش [[امام جواد]] علیه السلام و سپس [[امام هادی]] علیه السلام را پذيرفت و از مدافعان آن‌ها بود. دو روايت زير بيانگر اين عقيده صحيح و راسخ وي مي باشد.
+
[[حسن بن علی بن فضال|حسن بن فضال]] می گوید: از علی بن  جعفر شنیدم که می گفت: «نزد برادرم موسی بن  جعفر علیه السلام بودم در حالی که او ـ به خدا سوگند ـ بعد از پدرم [[حجت]] خدا روی زمین بود. ناگاه فرزندش علی (امام رضا علیه السلام) وارد شد. برادرم به من فرمود: ای علی! این صاحب (امام) تو است. او نسبت به من منزله من است نسبت به پدرم. خداوند تو را بر دین او ثابت قدم بدارد. من گریستم و با خود گفتم به خدا سوگند، پیام [[مرگ]] خود را می دهد. باز فرمود: ای علی، ناچار حکم پروردگار درباره من جاری می شود. من نیز به راه [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله و [[امیرالمومنین]] و [[حضرت فاطمه]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]] علیهم‌السلام می روم. آن حضرت سه روز قبل از این که هارون الرشید دوباره او را جلب نماید این سخنان را با من در میان گذاشت».<ref> کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص ۳۸.</ref>
  
[[حسن بن علی بن فضال|حسن بن فضال]] مي گويد: از علي بن  جعفر شنيدم كه مي گفت: «نزد برادرم موسي بن  جعفر علیه السلام بودم در حالي كه او ـ به خدا سوگند ـ بعد از پدرم [[حجت]] خدا روي زمين بود. ناگاه فرزندش علي (امام رضا علیه السلام) وارد شد. برادرم به من فرمود: اي علي! اين صاحب (امام) تو است. او نسبت به من منزله من است نسبت به پدرم. خداوند تو را بر دين او ثابت قدم بدارد. من گريستم و با خود گفتم به خدا سوگند، پيام [[مرگ]] خود را مي دهد. باز فرمود: اي علي، ناچار حكم پروردگار درباره من جاري مي شود. من نيز به راه [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله و [[امیرالمومنین]] و [[حضرت فاطمه]] و [[امام حسن]] و [[امام حسين]] علیهم‌السلام مي روم. آن حضرت سه روز قبل از اين كه هارون الرشيد دوباره او را جلب نمايد اين سخنان را با من در ميان گذاشت».<ref> كتاب الغيبة، [[شيخ طوسی]]، ص 38.</ref>
+
زکریا بن یحیی می گوید: شنیدم که علی بن  جعفر به حسن بن  حسین فرزند [[امام سجاد علیه السلام|علی بن  الحسین]] علیه السلام می گفت: خداوند ابی الحسن، علی بن  موسی الرضا علیه السلام را یاری نمود زمانی که برادرها و عموهایش بر او ستم روا داشتند.<ref> سفینة البحار، محدث قمی، ج ۲، ص ۲۴۴.</ref>
  
زكريا بن  يحيي مي گويد: شنيدم كه علي بن  جعفر به حسن بن  حسين فرزند [[امام سجاد علیه السلام|علي بن  الحسين]] علیه السلام مي گفت: خداوند ابي الحسن، علي بن  موسي الرضا علیه السلام را ياري نمود زماني كه برادرها و عموهايش بر او ستم روا داشتند...<ref> سفينة البحار، محدث قمي، ج 2، ص 244.</ref>
+
برجسته ترین فضیلت علی بن  جعفر این است که نه تنها امر [[امامت]] و [[ولایت]] را خوب شناخت و آن را از دیگر ارزش‌های ظاهری دنیا بسی والاتر دانست، بلکه خود را تسلیم ولایت [[امامان معصوم]] علیهم السلام ساخت از این رو با افتخار، امامت برادرش [[امام کاظم]] علیه السلام و فرزندش حضرت [[امام رضا]] علیه السلام را پذیرفت و چون کمترین مردمان در مقابل آن‌ها سر اطاعت و تسلیم فرود آورد. تبلور این فضیلت هنگامی است که وی در کهنسالی ـ بعد از آن که خود عالمی بزرگ، دارای منزلتی عظیم و شخصیت اجتماعی والایی است ـ در مقابل فرزندِ فرزند برادرش -[[امام جواد]] علیه السلام- در حالی که کمتر از هشت سال دارد، سر تعظیم فرود آورده است، او امام را چنان معرفی می کند که برای دوستانش تعجب انگیز است و بر او خرده می گیرند. اما وی بر صحت رفتار و اعتقاد خویش تأکید می کند.
  
==برترین ویژگی علی بن جعفر==
+
محمد بن  حسن بن  عمار می گوید: من دو سال نزد علی بن  جعفر (عموی امام رضا علیه السلام) بودم و هر خبری که او از برادرش امام کاظم علیه السلام شنیده بود، می نوشتم. روزی در مدینه به خدمتش نشسته بودم که ابوجعفر محمد بن  علی (حضرت جواد علیه السلام) در مسجد رسول خدا بر او وارد شد. علی بن  جعفر برجست و بدون کفش و عبا نزد او شتافت و دستش را بوسید و احترامش کرد. ابوجعفر به او فرمود: ای عمو! بنشین. خدایت رحمت کند. او گفت: آقای من، چگونه بنشینم و شما ایستاده باشی؟! چون علی بن جعفر به جایگاه خود برگشت اصحابش او را سرزنش کرده، گفتند: شما عموی پدر او هستید، با او این گونه رفتار می کنید؟! او دست به ریش خود گرفت و گفت: خاموش باشید! اگر خداوند متعال (صاحب) این ریش سفید را سزاوار ([[امامت]]) ندانست و این کودک را شایسته دانست و به او چنان مقامی داد، من فضیلت او را انکار کنم؟! از سخن شما به خدا پناه می برم. من بنده او هستم.<ref> اصول کافی، کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج ۲، ص ۱۰۶ و ۱۰۷ و روایات دیگر. ر.ک: بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۰۴؛ اختیار معرفة الرجال، ص ۴۲۹.</ref>
  
برجسته ترين فضيلت علي بن  جعفر اين است كه نه تنها امر امامت و ولايت را خوب شناخت و آن را از ديگر ارزش‌ها ظاهري دنيا بسي والاتر دانست خود را تسليم ولايت امامان معصوم علیهم السلام ساخت از اين رو با افتخار، امامت برادرش [[امام كاظم]] علیه السلام و فرزندش حضرت [[امام رضا]] علیه السلام را پذيرفت و چون كمترين مردمان در مقابل آن‌ها سر اطاعت و تسليم فرود آورد. تبلور اين فضيلت هنگامي است كه وي در كهنسالي ـ بعد از آن كه خود عالمي بزرگ، داراي منزلتي عظيم و شخصيت اجتماعي والايي است ـ در مقابل فرزندِ فرزند برادرش [[امام جواد]] علیه السلام در حالي كه كمتر از هشت سال دارد، سر تعظيم فرود آورده است، او امام را چنان معرفي مي كند كه براي دوستانش تعجب انگيز است و بر او خرده مي گيرند. اما وي بر صحت رفتار و اعتقاد خويش تأكيد مي كند.
+
==اساتید و شاگردان==
  
محمد بن  حسن بن  عمار مي گويد: من دو سال نزد علي بن  جعفر (عموي امام رضا علیه السلام) بودم و هر خبري كه او از برادرش امام كاظم علیه السلام شنيده بود، مي نوشتم. روزي در مدينه به خدمتش نشسته بودم كه ابوجعفر محمد بن  علي (حضرت جواد علیه السلام) در مسجد رسول خدا بر او وارد شد. علي بن  جعفر برجست و بدون كفش و عبا نزد او شتافت و دستش را بوسيد و احترامش كرد. ابوجعفر به او فرمود: اي عمو! بنشين. خدايت رحمت كند. او گفت: آقاي من، چگونه بنشينم و شما ايستاده باشي؟! چون علي بن  جعفر به جايگاه خود برگشت اصحابش او را سرزنش كرده، گفتند: شما عموي پدر او هستيد، با او اين گونه رفتار مي كنيد؟! او دست به ريش خود گرفت و گفت: خاموش باشيد! اگر خداوند متعال (صاحب) اين ريش سفيد را سزاوار ([[امامت]]) ندانست و اين كودك را شايسته دانست و به او چنان مقامي داد، من فضيلت او را انكار كنم؟! از سخن شما به خدا پناه مي برم. من بنده او هستم.<ref> اصول كافي، كليني، ترجمه سيد جواد مصطفوي، ج 2، ص 106 و 107 و روايات ديگر. ر.ك: [[بحارالانوار]]، ج 50، ص 104؛ اختيار معرفة الرجال، ص 429.</ref>
+
علی بن  جعفر علیه السلام عصر پنج [[امام]] معصوم را درک کرده و از محضر سه تن از آن بزرگواران بهره مند گردیده است:
  
==نمونه اي از احاديث علي بن  جعفر==
+
*۱- پدرش [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام؛
  
«علي بن  جعفر مي گويد: از برادرم موسي بن  جعفر علیه السلام چنين شنيدم: كسي كه حاجت شخص ضعيفي را به صاحب قدرتي برساند، در حالي كه خودش به تنهايي چنين قدرتي ندارد، خداوند متعال وي را بر صراط ثابت قدم مي دارد».<ref> قرب الاسناد، ص 122؛ مسائل علي بن  جعفر، ص 342.</ref>
+
*۲- برادرش [[امام کاظم]] علیه السلام، که حاصل بهره مندی وی از حضرتش در کتابی به نام مسائل علی بن  جعفر جمع آوری شده است.
  
علي بن  جعفر مي گويد: برادرم امام موسي بن  جعفر علیه السلام فرمود: پدرم دستم را گرفت و فرمود: پدرم [[امام سجاد]] علیه السلام اين چنين دستم را گرفت و فرمود: پسرجان، هر كس از تو خيري خواست بجاي آور. اگر از اهل خير باشد كه بجا انجام داده اي و اگر از اهل خير نباشد تو از اهل خير هستي و اگر شخصي از طرف راست تو را دشنام داد سپس از طرف چپ قرار گرفت و عذرخواهي كرد، عذرش را بپذير.<ref> الكافي، ج 8، ص 152؛ تنبيه الخواطر، ج 2، ص 147؛ مسائل علي بن  جعفر، ص 342.</ref>
+
*۳- فرزند برادرش، [[امام رضا]] علیه السلام.
  
علي بن  جعفر از كساني است كه [[حديث]] فراوان نقل كرده و روشي استوار داشته است. بسيار پارسا و دانشمند و ملازم خدمت برادر ارجمندش امام موسي بن  جعفر علیه السلام بود.
+
وی زمان [[امام جواد]] علیه السلام و [[امام هادی]] علیه السلام را نیز درک کرد اما مشاهده نشده است که از آن دو بزرگوار حدیثی نقل کرده باشد.<ref> ر.ک: رجال البرقی، ص ۲۵؛ الارشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۹ و ۲۸۷؛ رجال شیخ طوسی، س ۲۴۱ و ۳۵۳؛ مناقب ابن  شهر آشوب، ج ۴، ص ۳۸۰؛ رجال ابن  داوود، ص ۲۳۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۶؛ مسائل علی بن  جعفر و مستدرکاتها، ص ۵۶ و ۵۷؛ رجال العلامه، ص ۹۲.</ref>
  
==علی بن جعفر در منظر اهل نظر==
+
دیگر مشایخ علی بن جعفر عبارتند از:
  
علي بن جعفر يكي از راويان بزرگواري است كه فقها و محدثان در فضيلت و ثاقت و اعتماد به روايتش اتفاق نظر دارند. ابوالحسن محمد بن  احمد بن  داود (متوفي 378 هـ.ق) وي را در رديف موثقين نام برده است و او را ستوده است.<ref> رجال ابن  داود، ص 238.</ref>
+
*۱- حسین، فرزند [[زید بن علی بن الحسین|زید بن  علی بن  الحسین]] علیه السلام که تا اندازه ای شناخته شده است. کنیه اش ابوعبدالله  و ملقب به مدنی است.<ref> مجمع الرجال، القهپابی، ج ۲، ص ۱۷۵.</ref>
  
[[شيخ مفيد]] (متوفي 413 هـ.ق) چنين مي گويد: «علي بن  جعفر و برادرش اسحاق دو شخصيت اند كه هيچ كس در فضل و تقوايشان اختلاف نكرده است» و در جاي ديگر از او اين گونه ياد كرده است: «علي بن  جعفر از كساني است كه [[حديث]] فراوان نقل كرده و روشي استوار داشته است. بسيار پارسا و دانشمند و ملازم خدمت برادر ارجمندش امام موسي بن  جعفر علیه السلام بود و خبرهاي زيادي از آن حضرت نقل نموده است».<ref> الارشاد، ترجمه رسولي محلاتي، ج ص 206 و 208.</ref>
+
*۲- سفیان بن  عُیینَه، فرزند عمران هلالی است که جدش ابوعمران، از عمال خالد قسری بود.<ref> همان، ج ۳، ص ۱۳۳.</ref>
  
[[شيخ طوسی]] (385ـ460 هـ.ق) درباره وي چنين اظهارنظر كرده است: «علي بن  جعفر برادر موسي بن  جعفر علیه السلام شخصيتي بزرگوار و مورد اطمينان است. كتاب مناسك و مسائل از اوست»<ref> الفهرست، شيخ طوسي، ص 87.</ref> علماي متأخر از اين‌ها نيز همه وي را مورد وثوق دانسته اند.<ref> ر.ك: مناقب ابن  شهر آشوب، ج 4، ص 325؛ رجال العلامه الحلي، ص 93؛ بحارالانوار، ج 48، ص 300.</ref>
+
*۳- [[محمد بن مسلم]]، مشهور است.
  
==اساتيدایشان==
+
*۴- عبدالملک بن  قدامه.
  
فرزند برومند [[امام صادق]] علیه السلام علي بن  جعفر عصر پنج امام معصوم علیه السلام را درك كرده و از محضر سه تن از آن بزرگواران بهره مند گرديده است.
+
*۵- معتب غلام [[امام صادق]] علیه السلام، اهل [[مدینه]] و مورد وثوق بود. در روایتی آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: ده غلام دارم که معتب بهترین آن‌هاست. وی مرا از دیگران احق می داند.<ref> همان، ج ۶، ص ۱۰۳.</ref> معتب از غلامانی است که برای امام صادق علیه السلام بسیار خدمت کرد.<ref> همان.</ref>
  
*1- پدرش امام صادق علیه السلام؛
+
*۶- ابوسعید مکی.
  
*2- برادرش [[امام كاظم]] علیه السلام، كه حاصل بهره مندي وي از حضرتش در كتابي به نام مسائل علي بن  جعفر جمع آوري شده است.
+
چنانچه در کتاب‌های رجالی و مجموعه های روایی آمده است، بیش از چهل راوی از خوان نعمت علمی وی بهره مند شده اند که اسامی بعضی از آن‌ها از این قرار است:
  
*3- فرزند برادرش، [[امام رضا]] علیه السلام.
+
*۱- احمد بن  علی بن  جعفر (فرزندش)؛
  
وي زمان [[امام جواد]] علیه السلام و [[امام هادی]] علیه السلام را نيز درك كرد اما مشاهده نشده است كه از آن دو بزرگوار حديثي نقل كرده باشد.<ref> ر.ك: رجال البرقي، ص 25؛ الارشاد، [[شيخ مفيد]]، ج 2، ص 29 و 287؛ رجال [[شيخ طوسی]]، س 241 و 353؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 380؛ رجال ابن  داوود، ص 238؛ مستدرك الوسائل، ج 3، ص 626؛ مسائل علي بن  جعفر و مستدركاتها، ص 56 و 57؛ رجال العلامه، ص 92.</ref>
+
*۲- [[احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی|احمد بن محمد بن  ابی نصر بزنطی]]؛
  
ديگر مشايخ علي بن  جعفر عبارتند از:
+
*۳- اسحاق بن  محمد بن  اسحاق بن  جعفر؛
  
*1- حسين، فرزند زيد بن  علي بن  الحسين علیه السلام كه تا اندازه اي شناخته شده است. كنيه اش ابوعبدالله  و ملقب به مدني است.<ref> مجمع الرجال، القهپابي، ج 2، ص 175.</ref>
+
*۴- اسحاق بن  موسی بن  جعفر (فرزند برادرش)؛
  
*2- سفيان بن  عُيَيْنَه، فرزند عمران هلالي است كه جدش ابوعمران، از عمال خالد قسري بود.<ref> همان، ج 3، ص 133.</ref>
+
*۵- اسماعیل بن  محمد بن  اسحاق بن  جعفر (فرزند پسر برادرش)؛
  
*3- محمد بن  مسلم، مشهور است.
+
*۶- حسن بن  علی بن  عثمان بن  [[امام سجاد علیه السلام|علی بن  حسین بن  علی بن  ابیطالب]] (حسن بن  علی بن  عمرو عمرکی)؛
  
*4- عبدالملك بن  قدامه.
+
*۷- حسین بن  زید بن  علی بن  الحسین؛
  
*5- معتب غلام [[امام صادق]] علیه السلام اهل [[مدينه]] و مورد وثوق بود. در روايتي آمده است كه امام صادق علیه السلام فرمود: ده غلام دارم كه معتب بهترين آن‌هاست. وي مرا از ديگران احق مي داند.<ref> همان، ج 6، ص 103.</ref> معتب از غلاماني است كه براي امام صادق علیه السلام بسيار خدمت كرد.<ref> همان.</ref>
+
*۸- حسین بن  موسی بن  جعفر (پسر برادرش)؛
  
*6- ابوسعيد مكي.
+
*۹- [[حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام|عبدالعظیم حسنی]]؛
  
==شاگردان ایشان==
+
*۱۰- زید بن  علی بن  الحسین؛
  
چنانچه در كتاب‌هاي رجالي و مجموعه هاي روايي آمده است، بيش از چهل راوي از خوان نعمت علمي وي بهره مند شده اند كه اسامي بعضي از آن‌ها از اين قرار است:
+
*۱۱- عبدالله  بن  حسن بن  علی بن  جعفر (نواده وی)؛
  
*1- احمد بن  علي بن  جعفر (فرزندش)؛
+
*۱۲- عمرکی بن  علی بوفکی خراسانی؛
  
*2- احمد بن  محمد بن  ابي نصر بزنطي؛
+
*۱۳- محمد بن  علی بن  جعفر (فرزندش)؛
  
*3- اسحاق بن  محمد بن  اسحاق بن  جعفر؛
+
*۱۴- نصر بن  علی جَهُضَیمی.<ref> مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج ۳، ص ۶۲۷؛ مسائل علی بن  جعفر و مستدرکات‌ها، ص ۶۵ـ۶۸.</ref>
  
*4- اسحاق بن موسي بن  جعفر (فرزند برادرش)؛
+
==علی بن جعفر در منظر عالمان==
  
*5- اسماعيل بن  محمد بن  اسحاق بن  جعفر (فرزند پسر برادرش)؛
+
علی بن  جعفر یکی از راویان بزرگواری است که فقها و محدثان در فضیلت، وثاقت و اعتماد به روایتش اتفاق نظر دارند. ابوالحسن محمد بن  احمد بن  داود (متوفی ۳۷۸ هـ.ق) وی را در ردیف موثقین نام برده است و او را ستوده است.<ref> رجال ابن  داود، ص ۲۳۸.</ref>
  
*6- حسن بن  علي بن  عثمان بن  علي بن  حسين بن  علي بن  ابيطالب (حسن بن  علي بن  عمرو عمركي)؛
+
[[شیخ مفید]] (متوفی ۴۱۳ هـ.ق) در مورد او چنین می گوید: «علی بن  جعفر و برادرش اسحاق دو شخصیت اند که هیچ کس در فضل و تقوایشان اختلاف نکرده است» و در جای دیگر از او این گونه یاد کرده است: «علی بن  جعفر از کسانی است که [[حدیث]] فراوان نقل کرده و روشی استوار داشته است. بسیار پارسا و دانشمند و ملازم خدمت برادر ارجمندش امام موسی بن  جعفر علیه السلام بود و خبرهای زیادی از آن حضرت نقل نموده است».<ref> الارشاد، ترجمه رسولی محلاتی، ج ۲، ص ۲۰۶ و ۲۰۸.</ref>
  
*7- حسين بن  زيد بن  علي بن الحسين؛
+
[[شیخ طوسی]] (۳۸۵ـ۴۶۰ هـ.ق) درباره وی چنین اظهارنظر کرده است: «علی بن  جعفر برادر موسی بن  جعفر علیه السلام شخصیتی بزرگوار و مورد اطمینان است. کتاب مناسک و مسائل از اوست».<ref> الفهرست، شیخ طوسی، ص ۸۷.</ref> علمای متأخر از این‌ها نیز همه وی را مورد وثوق دانسته اند.<ref> ر.ک: مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۳۲۵؛ رجال العلامه الحلی، ص ۹۳؛ بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۰۰.</ref>
  
*8- حسين بن  موسي بن  جعفر (پسر برادرش)؛
+
==آثار علمی==
  
*9- عبدالعظيم حسني؛
+
یکی از کتاب‌های معتبری که از مصادر کتاب پر ارج [[بحارالانوار]] می باشد، کتاب «مسائل علی بن  جعفر» است که از آثار باقیمانده و پربرکت این فرزند برومند [[امام صادق]] علیه السلام می باشد.
  
*10- زيد بن  علي بن  الحسين؛
+
رجال شناسان همگی بر این عقیده اند که علی بن  جعفر کتابی دارد که مطالبش را از برادرش، [[امام کاظم]] علیه السلام دریافت کرده است. اما در نامگذاری آن بیانات گوناگونی دارند. بعضی گمان کرده اند وی دارای دو یا سه کتاب است اما در واقع یک کتاب بیشتر نیست. [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] وی را صاحب یک کتاب می داند، اما در یک جا می گوید: او کتابی در [[حلال]] و [[حرام]] دارد. و در جای دیگر آن را «المسائل» می نامد.<ref> فهرست، طوسی، ص ۸۷ و ۸۸.</ref> [[شیخ طوسی]] می گوید: «علی بن  جعفر دارای کتابی به نام مناسک و مسائل است».<ref> منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۸۷؛ مهاجران آل ابیطالب، ابی طباطبا، ترجمه محمدرضا عطایی، ص ۳۰۳.</ref>
  
*11- عبدالله  بن  حسن بن  علي بن  جعفر (نواده وي)؛
+
دو نمونه از احادیث او در اینجا ذکر می شود:
  
*12- عمركي بن  علي بوفكي خراساني؛
+
* علی بن  جعفر می گوید: «از برادرم موسی بن  جعفر علیه السلام چنین شنیدم: کسی که حاجت شخص ضعیفی را به صاحب قدرتی برساند، در حالی که خودش به تنهایی چنین قدرتی ندارد، خداوند متعال وی را بر [[صراط]] ثابت قدم می دارد».<ref> قرب الاسناد، ص ۱۲۲؛ مسائل علی بن  جعفر، ص ۳۴۲.</ref>
 +
* علی بن  جعفر می گوید: «برادرم امام موسی بن  جعفر علیه السلام فرمود: پدرم دستم را گرفت و فرمود: پدرم [[امام سجاد]] علیه السلام این چنین دستم را گرفت و فرمود: پسرجان، هر کس از تو خیری خواست بجای آور. اگر از اهل خیر باشد که بجا انجام داده ای و اگر از اهل خیر نباشد تو از اهل خیر هستی، و اگر شخصی از طرف راست تو را [[سب و فحش دادن|دشنام]] داد سپس از طرف چپ قرار گرفت و عذرخواهی کرد، عذرش را بپذیر».<ref> الکافی، ج ۸، ص ۱۵۲؛ تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۴۷؛ مسائل علی بن  جعفر، ص ۳۴۲.</ref>
  
*13- محمد بن  علي بن  جعفر (فرزندش)؛
+
==وفات و مدفن==
  
*14- نصر بن  علي جَهُضَيمي.<ref> مستدرك الوسائل، محدث نوري، ج ص 627؛ مسائل علي بن جعفر و مستدركات‌ها، ص 65ـ68.</ref>
+
در تاریخ وفات علی بن  جعفر اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی رحلت او را در سال ۲۱۰ هـ.ق دانسته اند.<ref> ر.ک: العبر فی خبر من غیر، ذهبی، ج ۱، ص ۳۵۸؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج ۲، ص ۳۳؛ الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۶۰.</ref> و عده ای سال ۲۲۰ هـ.ق<ref> ر.ک: معجم رجال الحدیث، خویی، ج ۲۱، ص ۲۹۱ و ۲۹۲؛ عمدة الطالب، ابن عنبه، ص ۲۳۱.</ref> و برخی دیگر، طول حیات وی را تا سال ۲۵۲ نیز بعید نشمرده اند.<ref> تنقیح المقال، مامقانی، ج ۲، ص ۲۷۳.</ref> اما با دقتی که به عمل آمد روشن شد که تولد وی حدود سال ۱۳۰ هـ.ق و وفاتش نزدیک سال ۲۲۰ هـ.ق و سن شریف وی هنگام وفات حدود ۹۰ سال بوده است.
  
==وفات علی بن جعفر==
+
[[محدث نوری]] می گوید: «مرقد شریف علی بن جعفر در عُرَیض (حدود یک فرسخی [[مدینه]]) است و من در بعضی از سفرها آن‌جا را [[زیارت]] کرده ام. دارای قبه و بارگاه مجللی است».<ref> مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۷ و ۶۲۸.</ref> [[محدث قمی]] و جمعی از نسب شناسان نیز بر همین عقیده اند.<ref> ر.ک: اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۸، ص ۱۷۷؛ اختران تابناک، ج ۱، ص ۳۳۶؛ گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج ۲، ص ۳۲۴؛ تربت پاکان، ج ۲، ص ۴۳؛ انجم فروزان، عباس فیض، ص ۱۸۱.</ref>
  
در تاريخ وفات علي بن  جعفر اتفاق نظر وجود ندارد. بعضي رحلت او را در سال 210 هـ.ق دانسته اند.<ref> ر.ك: العبر في خبر من غير، ذهبي، ج 1، ص 358؛ تهذيب التهذيب، ابن  حجر، ج 2، ص 33؛ الذريعة الي تصانيف الشيعه، ج 20، ص 360.</ref> و عده اي سال 220 هـ.ق<ref> ر.ك: معجم رجال الحديث، خويي، ج 21، ص 291 و 292؛ عمدة الطالب، ابن عنبه، ص 231.</ref> و برخي ديگر، طول حيات وي را تا سال 252 نيز بعيد نشمرده اند.<ref> تنقيح المقال، مامقاني، ج ص 273.</ref> اما با دقتي كه به عمل آمد روشن شد كه تولد وي حدود سال 130 هـ.ق و وفاتش نزديك سال 220 هـ.ق و سن شريف وي هنگام وفات حدود 90 سال بوده است.
+
اما [[محمدتقی مجلسی|ملا محمدتقی مجلسی]] (۱۰۰۳ـ۱۰۷۰ هـ.ق) می نویسد: «قبر علی بن  جعفر در شهر [[قم]] مشهور و معروف است. شنیدم که اهل [[کوفه|کوفه]] از او تقاضا کردند به کوفه بیاید، علی بن  جعفر دعوت آن‌ها را پذیرفت و به کوفه رفت و مدتی در آن‌جا مانده، مردم کوفه از وی احادیثی آموختند و او نیز از آن‌ها روایاتی نقل کرد. سپس مردم قم از وی خواستند به قم بیاید. او به قم آمد و تا آخر عمر در آن جا ماند و بعد از رحلت در قم به خاک سپرده شد».<ref> روضة المتقین، محمدتقی مجلسی، ج ۱۴، ص ۱۹۱.</ref>
  
==مرقد شريف ایشان==
+
محدث نوری با چند دلیل این نظر را نادرست شمرده و مرقد علی بن  جعفر را در عریض می داند.<ref> مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۶ و ۶۲۷.</ref> محدث قمی وقتی فرزندان علی بن  جعفر را می شمارد چنین می گوید: «از او چهار پسر به نام‌های محمد، احمد اشعری، حسن و جعفر باقی ماند. از جعفر اصغر نیز فرزندی به وجود آمد که علی نام داشت و حال وی پوشیده است. احتمال دارد این قبری که در قم است قبر همین علی بن  جعفر بن  علی بن  جعفر صادق علیه السلام باشد».<ref> منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۸۶، ۱۸۷؛ ر.ک: انجم فروزان، عباس فیض، ص ۱۸۳.</ref>
  
[[محدث نوری]] مي گويد: «مرقد شريف علي بن  جعفر در عُرَيض (حدود يك فرصخي [[مدينه]]) است و من در بعضي از سفرها آن‌جا را [[زيارت]] كرده ام. داراي قبه و بارگاه مجللي است».<ref> مستدرك الوسائل، ج ص 627 و 628.</ref> [[محدث قمی]] و جمعي از نسب شناسان نيز بر همين عقيده اند.<ref> ر.ك: اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج 8، ص 177؛ اختران تابناك، ج 1، ص 336؛ گنجينه آثار [[قم]]، عباس فيض، ج 2، ص 324؛ تربت پاكان، ج 2، ص 43؛ انجم فروزان، عباس فيض، ص 181.</ref>
+
با این بیان مزار موجود در قم مقبره نواده [[امام صادق]] علیه السلام و نوه ابوالحسن علی بن  جعفر علیه السلام است. بعضی نیز این قبر را به نواده دیگر علی بن  جعفر به نام «علی بن  حسن بن  عیسی بن  محمد بن  علی بن  جعفر عریضی» نسبت داده اند.<ref> گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج ۲، ص ۳۲۲؛ تربت پاکان، ج ۲، ص ۴۲. به نقل از ترجمه کتاب تاریخ قم، ص ۲۲۴.</ref> از نوشته روی قبر معلوم می شود که زیر این بقعه دو تن از نوادگان امام علیه السلام مدفون می باشند. یکی از آن‌ها، از فرزندان [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی بن  جعفر]] علیه السلام به نام «محمد» می باشد و دیگری همان نواده امام جعفر صادق علیه السلام به نام «علی» می باشد.
  
==مزار علي بن  جعفر در قم==
+
همچنین در خارج شهر سمنان، در وسط باغی سرسبز و خرم، بقعه و بارگاه مجللی وجود دارد که به علی بن  جعفر عریضی منسوب است. اما بعید است که او نیز علی بن  جعفر عریضی باشد بلکه شخصی همنام، یا از نوادگانش می باشد.<ref> رجال النجاشی، ص ۱۷۶ و ۲۱.</ref>
  
ملا محمدتقي مجلسي (1003ـ1070 هـ.ق) مي نويسد: «قبر علي بن جعفر در شهر [[قم]] مشهور و معروف است. شنيدم كه اهل كوفه از او تقاضا كردند به كوفه بيايد، علي بن  جعفر دعوت آن‌ها را پذيرفت و به كوفه رفت و مدتي در آن‌جا مانده مردم [[كوفه]] از وي احاديثي آموختند و او نيز از آن‌ها رواياتي نقل كرد. سپس مردم قم از وي خواستند به قم بيايد. او به قم آمد و تا آخر عمر در آن جا ماند و بعد از رحلت در قم به خاك سپرده شد».<ref> روضة المتقين، محمدتقي مجلسي، ج 14، ص 191.</ref>
+
==خاندان علی بن جعفر==
  
محدث نوري با چند دليل اين نظر را نادرست شمرده و مرقد علي بن  جعفر را در عريض مي داند.<ref> مستدرك الوسائل، ج 3، ص 626 و 627.</ref> محدث قمي وقتي فرزندان علي بن  جعفر را مي شمارد چنين مي گويد: «از او چهار پسر به نام‌هاي محمد، احمد اشعري، حسن و جعفر باقي ماند. از جعفر اصغر نيز فرزندي به وجود آمد كه علي نام داشت و حال وي پوشيده است. احتمال دارد اين قبري كه در قم است قبر همين علي بن  جعفر بن  علي بن  جعفر صادق علیه السلام باشد».<ref> [[منتهي الآمال]]، ج 2، ص 186، 187؛ ر.ك: انجم فروزان، عباس فيض، ص 183.</ref>
+
علی بن  جعفر فرزندانی داشته است که به عریضیون مشهور بوده اند و اسامی آن ها بدین شرح است:
  
با اين بيان مزار موجود در قم مقبره نواده [[امام صادق]] علیه السلام و نوه ابوالحسن علي بن  جعفر علیه السلام است. بعضي نيز اين قبر را به نواده ديگر علي بن  جعفر به نام «علي بن حسن بن  عيسي بن  محمد بن  علي بن  جعفر عريضي» نسبت داده اند.<ref> گنجينه آثار قم، عباس فيض، ج 2، ص 322؛ تربت پاكان، ج 2، ص 42. به نقل از ترجمه كتاب تاريخ قم، ص 224.</ref>
+
*۱- محمد اکبر؛ ۲- محمداصغر؛ ۳- حسن؛ ۴- احمد شعرانی؛ ۵- علی؛ ۶- جعفر اصغر؛ ۷- کلثوم (ام‌کلثوم)؛ ۸- ملیکه؛ ۹- خدیجه؛ ۱۰- حمدونه؛ ۱۱- زینب؛ ۱۲- فاطمه، و بعضی فرزندی به نام عبدالله نیز برای وی شمرده اند.<ref> مهاجران آل ابیطالب، ص ۳۳۷؛ گنجینه آثار قم، ج ۲، ص ۳۷۴.</ref>
  
از نوشته روي قبر معلوم مي شود كه زير اين بقعه دو تن از نوادگان امام علیه السلام مدفون مي باشند. يكي از آن‌ها، از فرزندان امام موسي بن  جعفر علیه السلام به نام «محمد» مي باشد و ديگري همان نواده امام جعفر صادق علیه السلام به نام «علي» مي باشد.
+
از فرزندان و نوادگان علی بن  جعفر عریضی خانواده بزرگی شکل گرفته که بیشتر شهرها به سبب مهاجرت این بزرگواران بدان سرزمین از برکت وجودشان بهره مند گردیدند. امروز نیز مراقد شریف آن‌ها در دورافتاده ترین نقاط عالم چشم و چراغ آن دیارند. اسامی بعضی از آنها از این قرار است:
  
==مرقدي در سمنان==
+
*۱- ابوالحسین احمد بن  قاسم بن  احمد شعرانی فرزند علی بن  جعفر عریضی، که از امامزادگان مشهور [[قم]] می باشد.<ref> روضة المتقین، ج ۱۴، ص ۱۹۱؛ ریحانة الادب، ج ۵، ص ۱۸۶؛ منتهی الآمال، ج ۳، ص ۱۸۷.</ref>
  
در خارج شهر سمنان، در وسط باغي سرسبز و خرم، بقعه و بارگاه مجللي وجود دارد كه به علي بن  جعفر عريضي منسوب است. اما بعيد است كه او نيز علي بن  جعفر عريضي باشد بلكه شخصي همنام، يا از نوادگانش مي باشد.<ref> رجال النجاشي، ص 176 و 21.</ref>
+
*۲- سید کمال الدین، که مزارش در قریه «سین خوار» در استان [[اصفهان]] زیارتگاه مؤمنان است. عالم بزرگوار سید مجدالدین حلبی نیز که از اساتید [[محقق حلی|محقق حلی]] است از نوادگان وی می باشد.<ref> منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۸۸؛ ریحانة الادب، ج ۱، ص ۱۷۳.</ref>
  
==آثار علی بن جعفر==
+
*۳- سید علی امامی، عالم متقی سید علی فرزند سید محمد اصفهانی از شاگردان برجسته [[علامه مجلسی]] است که به خاطر انتسابش به امامزاده ابوالحسن علی زین العابدین بن  نظام الدین احمد بن شمس الدین عیسی بن  جمال الدین محمد بن  علی عریضی فرزند [[امام صادق]] علیه السلام به امامی مشهوری است و قبر این امامزاده ابوالحسن علی زین العابدین، در محله جملان اصفهان می باشد. در شهرهای دیگر نیز افراد این خاندان بزرگوار دارای مراقدی هستند که زیارتگاه مؤمنین است.
  
يكي از كتاب‌هاي معتبري كه از مصادر كتاب پرارج [[بحارالانوار]] مي باشد. كتاب «مسائل علي بن جعفر» است كه از آثار باقيمانده و پربركت اين فرزند برومند [[امام صادق]] علیه السلام مي باشد. قبر علي بن  جعفر در شهر [[قم]] مشهور و معروف است.
+
*۴- در نائین سلطان سید علی فرزند عبیدالله بن  احمد اشعری.
  
رجال شناسان همگي بر اين عقيده اند كه علي بن  جعفر كتابي دارد كه مطالبش را از برادرش، [[امام كاظم]] علیه السلام دريافت كرده است. اما در نامگذاري آن بيانات گوناگوني دارند. بعضي گمان كرده اند وي داراي دو يا سه كتاب است اما در واقع يك كتاب بيشتر نيست. نجاشي وي را صاحب يك كتاب مي داند، اما در يك جا مي گويد: او كتابي در [[حلال]] و [[حرام]] دارد. و در جاي ديگر آن را «المسائل» مي نامد.<ref> فهرست، طوسي، ص 87 و 88.</ref> [[شيخ طوسی]] مي گويد: «علي بن  جعفر داراي كتابي به نام مناسك و مسائل است».<ref> منتهي الآمال، ج 2، ص 187؛ مهاجران آل ابيطالب، ابي طباطبا، ترجمه محمدرضا عطايي، ص 303.</ref>
+
*۵- در [[یزد|یزد]]، امامزاده ابوجعفر محمد، فرزند علی بن  عبیدالله  بن  احمد بن  علی بن  جعفر.
  
==خاندان ایشان==
+
*۶- امامزاده سید جعفر، فرزند علی بن  عبدالله  بن  احمد بن  علی بن  جعفر.
  
علي بن  جعفر فرزنداني داشته است كه به عريضيون مشهور بوده اند و اسامي آن ها بدين شرح است:
+
*۷ و ۸- سید رکن الدین و سید شمس الدین که برای آشنایی با این بزرگان به کتب مفصلی که در تاریخ نائین و یزد نوشته شده مراجعه شود.
 
 
*1- محمد اكبر؛
 
 
 
*2- محمداصغر؛
 
 
 
*3- حسن؛
 
 
 
*4- احمد شعراني؛
 
 
 
*5- علي؛
 
 
 
*6- جعفر اصغر؛
 
 
 
*7- كلثوم (ام‌كلثوم)؛
 
 
 
*8- مليكه؛
 
 
 
*9- خديجه؛
 
 
 
*10- حمدونه؛
 
 
 
*11- زينب؛
 
 
 
*12- فاطمه، و بعضي فرزندي به نام عبدالله  نيز براي وي شمرده اند.<ref> مهاجران آل ابيطالب، ص 337؛ گنجينه آثار قم، ج 2، ص 374.</ref>
 
 
 
از فرزندان و نوادگان علي بن  جعفر عريضي خانواده بزرگي شكل گرفته كه بيشتر شهرها به سبب مهاجرت اين بزرگواران بدان سرزمين از بركت وجودشان بهره مند گرديدند. امروز نيز مراقد شريف آن‌ها در دورافتاده ترين نقاط عالم چشم و چراغ آن ديارند. اسامي بعضي از آنها از اين قرار است:
 
 
 
*1- ابوالحسين احمد بن  قاسم بن  احمد شعراني فرزند علي بن  جعفر عريضي، كه از امامزادگان مشهور قم مي باشد.<ref> روضة المتقين، ج 14، ص 191؛ ريحانة الادب، ج 5، ص 186؛ منتهي الآمال، ج 3، ص 187.</ref>؛
 
 
 
*2- سيد كمال الدين، كه مزارش در قريه «سين خوار» در استان اصفهان زيارتگاه مؤمنان است. عالم بزرگوار سيد مجدالدين حلبي نيز كه از اساتيد محقق حلي است از نوادگان وي مي باشد.<ref> منتهي الآمال، ج 2، ص 188؛ ريحانة الادب، ج 1، ص 173.</ref>
 
 
 
*3- سيد علي امامي، عالم متقي سيد علي فرزند سيد محمد اصفهاني از شاگردان برجسته [[علامه مجلسی]] است كه به خطار انتسابش به امامزاده ابوالحسن علي زين العابدين بن  نظام الدين احمد بن  شمس الدين عيسي. ابن  جمال الدين محمد بن  علي عريضي فرزند [[امام صادق]] علیه السلام به امامي مشهوري است و قبر اين امامزاده ابوالحسن علي زين العابدين، در محله جملان اصفهان مي باشد. در شهرهاي ديگر نيز افراد اين خاندان بزرگوار داراي مراقدي هستند كه زيارتگاه مؤمنين است.
 
 
 
*4- در نائين سلطان سيد علي فرزند عبيدالله  بن  احمد اشعري.
 
 
 
*5- در يزد، امامزاده ابوجعفر محمد، فرزند علي بن  عبيدالله  بن  احمد بن  علي بن  جعفر.
 
 
 
*6- امامزاده سيد جعفر، فرزند علي بن  عبدالله  بن  احمد بن  علي بن  جعفر.
 
 
 
*7 و 8- سيد ركن الدين و سيد شمس الدين كه براي آشنايي با اين بزرگان به كتب مفصلي كه در تاريخ نائين و يزد نوشته شده مراجعه شود.
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۱۹۶: سطر ۱۵۱:
 
==منابع==
 
==منابع==
  
احمد محيطي اردكاني, فرهنگ كوثر، شماره 16، تير 1377
+
* احمد محیطی اردکانی، فرهنگ کوثر، شماره ۱۶، تیر ۱۳۷۷.
 +
 
 
[[رده: علمای قرن سوم]]
 
[[رده: علمای قرن سوم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۸:۳۲

«علی بن جعفر» فرزند امام صادق علیه السلام، از کسانی است که حدیث فراوان نقل کرده و روشی استوار داشته است. بسیار پارسا و دانشمند و ملازم خدمت برادر ارجمندش امام موسی بن جعفر علیه السلام بود. برجسته ترین فضیلت علی بن جعفر این است که نه تنها امر امامت و ولایت را خوب شناخت، بلکه خود را تسلیم ولایت امامان معصوم علیهم السلام ساخت.

نسب و القاب علی بن جعفر

گرچه در کتاب‌های رجالی و تاریخی از تاریخ تولد وی ذکری نشده، با دقت در بعضی از روایات[۱] آشکار می شود که او از برادر والامقامش امام موسی بن جعفر علیه السلام بیش از یکی دو سال کوچکتر نبوده است و تولدش نزدیک سال‌های ۱۲۹ یا ۱۳۰ هجری می باشد. پدر ارجمندش امام جعفر صادق علیه السلام در سال ۸۳ هـ.ق متولد و در سال ۱۴۸ هـ.ق در ۶۵ سالگی به تحریک منصور عباسی مسموم و شهید گردید.[۲]

حضرت صادق پنج فرزند داشت که علی کوچکترین آن‌ها بود و در همان اوائل زندگی، پدر را از دست داد و در کنار برادرش امام کاظم علیه السلام رشد نمود و به درجات عالی علمی و اخلاقی رسید.[۳]

ابوالحسن علی بن جعفر به سبب انتسابش به خاندان وحی و امامت، «حسینی»، «هاشمی» و «علوی» خوانده می شد. و به موجب رشد و نمو در مدینه وی را «مدنی» می خواندند. اما مشهورترین القابش که جز بر او اطلاق نمی شود «عُرَیضی» است. چون بیشتر عمر شریفش را در قریه «عُرَیض» (در یک فرسخی مدینه) سپری نموده و فرزندان وی نیز به عُرَیضیون معروفند.[۴]

پیروی از خط ولایت و امامت

در روزگاری که ائمه معصومین علیهم‌السلام در اختناق شدید حکام جور بسر می بردند شیفتگان اهل بیت عصمت علیهم‌السلام به وسیله افرادی آگاه و از جان گذشته با پیشوای محبوب خود در ارتباط بودند و جواب مسائل و مشکلات خویش را بدین طریق از امام علیه السلام دریافت می کردند. یکی از افرادی که با شیوه خاصی توانست ارتباط برادر بزرگوارش امام کاظم علیه السلام را با مردم حفظ کند و پاسخ سؤالات شیعیان را از امام علیه السلام دریافت دارد، «علی» فرزند برومند امام جعفر صادق علیه السلام است.

در آن ایام، گروه‌های انحرافی زیادی چون اسماعیلیه،[۵] سَمیطیه[۶] و فطحیه به وجود آمدند و نیز جو اختناق شدیدی که حاکمان وقت به وجود آورده بودند تشخیص حق، یعنی امامت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را بر بسیاری دشوار ساخته بود و پیروی از امام بدون گذشت و فداکاری ممکن نبود. از این رو شمار انبوهی از مردم حتی بعضی از نزدیکان امام علیه السلام به دشمنان پیوستند.

علی بن جعفر در گفتاری چنین اظهار می دارد: «عمره ماه رجب را گزارده و در مکه بودیم. محمد بن اسماعیل (نوه امام صادق علیه السلام) نزدش آمد و گفت: عموجان، می خواهم به بغداد بروم و دوست دارم با عمویم ابوالحسن (موسی بن جعفر) خداحافظی کنم. می خواهم تو نیز همراهم باشی! من با او به سوی برادرم که در منزل «حُوبه» بود رهسپار شدیم. اندکی از مغرب گذشته به آن‌جا رسیدم. من در زدم، برادرم جواب داد و در را باز کرد. حضرت پیش آمد در حالی که پارچه رنگ کرده ایی به گردنش بسته بود. پایین آستانه در نشست. من به جانب او خم شدم و سرش را بوسیدم و گفتم: برای کاری آمده ام که اگر تصدیق فرمایی از توفیق خداست (بر ما) و اگر غیر از آن باشد چنین معلوم شود که ما خطای بسیار داریم. فرمود: چه کار است؟ گفتم: این برادرزاده شماست که می خواهد با شما خداحافظی کند و به بغداد رود. فرمود: بگو بیاید. من او را که در کناری ایستاده بود، صدا زدم. نزدیک آمد و سر حضرت را بوسید و گفت: قربانت، مرا سفارشی کن. فرمود: سفارشت می کنم که درباره خون من از خدا بترسی! او پاسخ داد: هر کس بدی شما را بخواهد خدا آن بدی را به خودش رساند. آنگاه به بدخواه او نفرین کرده و باز سر حضرت را بوسید و گفت: عمویم، مرا سفارش کن. فرمود: تو را سفارش می کنم که درباره خون من از خدا بترسی! گفت: هر که بد شما را بخواهد، خدا به خودش رساند. باز سرش را بوسید و گفت: ای عمو! مرا سفارش کن. فرمود: سفارشت می کنم که درباره خون من از خدا بترسی! باز او بر بدخواهان حضرت نفرین کرد و به کناری رفت.

من نزدیک برادرم رفتم، وی به من فرمود: علی، اینجا باش! من ایستادم. حضرت به اندرون خانه رفت و مرا صدا زد، به نزدش رفتم. پس کیسه ای که صد دینار در آن بود به من داد و فرمود: به پسر برادرت بگو این پول را در سفر کمک خرجش سازد. من آن را گرفتم و در گوشه عبایم گذاشتم. باز صد دینار دیگرم داد و فرمود: این را هم به او بده. سپس کیسه دیگری داد و فرمود: این را هم به او بده. گفتم: قربانت، اگر به آن‌چه فرمودی از او می ترسی چرا او را علیه خود کمک می کنی؟! فرمود: هرگاه من به او بپیوندم و او از من ببرد، خدا عمرش را قطع می کند. سپس کیسه دیگری که سه هزار درهم خالص در آن بود برگرفت و فرمود: این را هم به او بده.

من نزد محمد رفتم و صد دینار اول را به او دادم. بسیار خوشحال شد و عمویش را دعا کرد، سپس کیسه دوم و سوم را دادم. چنان خوشحالی کرد که گمان کردم منصرف شده و به بغداد نمی رود. در آخر سه هزار درهم را به او دادم ولی او راه خود را در پیش گرفت و نزد هارون رفت و با عنوان خلیفه به او سلام کرد و گفت: من گمان نمی کردم که در روی زمین دو خلیفه باشد، تا آن که دیدم مردم به عمویم موسی بن جعفر به عنوان خلافت سلام می کنند. هارون صد هزار درهم برایش فرستاد ولی خدا او را به بیماری خنازیر و خناق مبتلا کرد و نتوانست به یک درهم از آن اموال دست برساند.»[۷]

پس از آن بود که هارون با شنیدن سخن محمد و امثال او برای از بین بردن امام موسی بن جعفر علیه السلام نقشه کشید و حضرت را به وسیله سم شهید گردانید. اما علی بن جعفر هرگز از برادر بزرگوارش امام کاظم علیه السلام جدا نشد و همیشه همراه و پشتیبان وی بود.

علی بن جعفر می گوید: همگام با برادرم در حالی که اهل و عیالش را همراه داشت چهار مرتبه پیاده به عمره مشرف شدم. یک بار ۲۶ روز، بار دگر ۲۵ روز، دگربار ۲۴ روز و بار آخر ۲۱ روز طول کشید.[۸]

بعد از شهادت امام کاظم علیه السلام نیز گروهک‌های انحرافی چون «واقفه» و امثال آن مردم را به سوی گمراهی سوق دادند. اما علی بن جعفر پیرو هیچ یک از این گروه‌ها نشد و امامت به حق فرزند برادرش امام رضا علیه السلام و بعد از او فرزندش امام جواد علیه السلام و سپس امام هادی علیه السلام را پذیرفت و از مدافعان آن‌ها بود. دو روایت زیر بیانگر این عقیده صحیح و راسخ وی می باشد.

حسن بن فضال می گوید: از علی بن جعفر شنیدم که می گفت: «نزد برادرم موسی بن جعفر علیه السلام بودم در حالی که او ـ به خدا سوگند ـ بعد از پدرم حجت خدا روی زمین بود. ناگاه فرزندش علی (امام رضا علیه السلام) وارد شد. برادرم به من فرمود: ای علی! این صاحب (امام) تو است. او نسبت به من منزله من است نسبت به پدرم. خداوند تو را بر دین او ثابت قدم بدارد. من گریستم و با خود گفتم به خدا سوگند، پیام مرگ خود را می دهد. باز فرمود: ای علی، ناچار حکم پروردگار درباره من جاری می شود. من نیز به راه رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام می روم. آن حضرت سه روز قبل از این که هارون الرشید دوباره او را جلب نماید این سخنان را با من در میان گذاشت».[۹]

زکریا بن یحیی می گوید: شنیدم که علی بن جعفر به حسن بن حسین فرزند علی بن الحسین علیه السلام می گفت: خداوند ابی الحسن، علی بن موسی الرضا علیه السلام را یاری نمود زمانی که برادرها و عموهایش بر او ستم روا داشتند.[۱۰]

برجسته ترین فضیلت علی بن جعفر این است که نه تنها امر امامت و ولایت را خوب شناخت و آن را از دیگر ارزش‌های ظاهری دنیا بسی والاتر دانست، بلکه خود را تسلیم ولایت امامان معصوم علیهم السلام ساخت از این رو با افتخار، امامت برادرش امام کاظم علیه السلام و فرزندش حضرت امام رضا علیه السلام را پذیرفت و چون کمترین مردمان در مقابل آن‌ها سر اطاعت و تسلیم فرود آورد. تبلور این فضیلت هنگامی است که وی در کهنسالی ـ بعد از آن که خود عالمی بزرگ، دارای منزلتی عظیم و شخصیت اجتماعی والایی است ـ در مقابل فرزندِ فرزند برادرش -امام جواد علیه السلام- در حالی که کمتر از هشت سال دارد، سر تعظیم فرود آورده است، او امام را چنان معرفی می کند که برای دوستانش تعجب انگیز است و بر او خرده می گیرند. اما وی بر صحت رفتار و اعتقاد خویش تأکید می کند.

محمد بن حسن بن عمار می گوید: من دو سال نزد علی بن جعفر (عموی امام رضا علیه السلام) بودم و هر خبری که او از برادرش امام کاظم علیه السلام شنیده بود، می نوشتم. روزی در مدینه به خدمتش نشسته بودم که ابوجعفر محمد بن علی (حضرت جواد علیه السلام) در مسجد رسول خدا بر او وارد شد. علی بن جعفر برجست و بدون کفش و عبا نزد او شتافت و دستش را بوسید و احترامش کرد. ابوجعفر به او فرمود: ای عمو! بنشین. خدایت رحمت کند. او گفت: آقای من، چگونه بنشینم و شما ایستاده باشی؟! چون علی بن جعفر به جایگاه خود برگشت اصحابش او را سرزنش کرده، گفتند: شما عموی پدر او هستید، با او این گونه رفتار می کنید؟! او دست به ریش خود گرفت و گفت: خاموش باشید! اگر خداوند متعال (صاحب) این ریش سفید را سزاوار (امامت) ندانست و این کودک را شایسته دانست و به او چنان مقامی داد، من فضیلت او را انکار کنم؟! از سخن شما به خدا پناه می برم. من بنده او هستم.[۱۱]

اساتید و شاگردان

علی بن جعفر علیه السلام عصر پنج امام معصوم را درک کرده و از محضر سه تن از آن بزرگواران بهره مند گردیده است:

  • ۲- برادرش امام کاظم علیه السلام، که حاصل بهره مندی وی از حضرتش در کتابی به نام مسائل علی بن جعفر جمع آوری شده است.

وی زمان امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام را نیز درک کرد اما مشاهده نشده است که از آن دو بزرگوار حدیثی نقل کرده باشد.[۱۲]

دیگر مشایخ علی بن جعفر عبارتند از:

  • ۱- حسین، فرزند زید بن علی بن الحسین علیه السلام که تا اندازه ای شناخته شده است. کنیه اش ابوعبدالله و ملقب به مدنی است.[۱۳]
  • ۲- سفیان بن عُیینَه، فرزند عمران هلالی است که جدش ابوعمران، از عمال خالد قسری بود.[۱۴]
  • ۴- عبدالملک بن قدامه.
  • ۵- معتب غلام امام صادق علیه السلام، اهل مدینه و مورد وثوق بود. در روایتی آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: ده غلام دارم که معتب بهترین آن‌هاست. وی مرا از دیگران احق می داند.[۱۵] معتب از غلامانی است که برای امام صادق علیه السلام بسیار خدمت کرد.[۱۶]
  • ۶- ابوسعید مکی.

چنانچه در کتاب‌های رجالی و مجموعه های روایی آمده است، بیش از چهل راوی از خوان نعمت علمی وی بهره مند شده اند که اسامی بعضی از آن‌ها از این قرار است:

  • ۱- احمد بن علی بن جعفر (فرزندش)؛
  • ۳- اسحاق بن محمد بن اسحاق بن جعفر؛
  • ۴- اسحاق بن موسی بن جعفر (فرزند برادرش)؛
  • ۵- اسماعیل بن محمد بن اسحاق بن جعفر (فرزند پسر برادرش)؛
  • ۷- حسین بن زید بن علی بن الحسین؛
  • ۸- حسین بن موسی بن جعفر (پسر برادرش)؛
  • ۱۰- زید بن علی بن الحسین؛
  • ۱۱- عبدالله بن حسن بن علی بن جعفر (نواده وی)؛
  • ۱۲- عمرکی بن علی بوفکی خراسانی؛
  • ۱۳- محمد بن علی بن جعفر (فرزندش)؛
  • ۱۴- نصر بن علی جَهُضَیمی.[۱۷]

علی بن جعفر در منظر عالمان

علی بن جعفر یکی از راویان بزرگواری است که فقها و محدثان در فضیلت، وثاقت و اعتماد به روایتش اتفاق نظر دارند. ابوالحسن محمد بن احمد بن داود (متوفی ۳۷۸ هـ.ق) وی را در ردیف موثقین نام برده است و او را ستوده است.[۱۸]

شیخ مفید (متوفی ۴۱۳ هـ.ق) در مورد او چنین می گوید: «علی بن جعفر و برادرش اسحاق دو شخصیت اند که هیچ کس در فضل و تقوایشان اختلاف نکرده است» و در جای دیگر از او این گونه یاد کرده است: «علی بن جعفر از کسانی است که حدیث فراوان نقل کرده و روشی استوار داشته است. بسیار پارسا و دانشمند و ملازم خدمت برادر ارجمندش امام موسی بن جعفر علیه السلام بود و خبرهای زیادی از آن حضرت نقل نموده است».[۱۹]

شیخ طوسی (۳۸۵ـ۴۶۰ هـ.ق) درباره وی چنین اظهارنظر کرده است: «علی بن جعفر برادر موسی بن جعفر علیه السلام شخصیتی بزرگوار و مورد اطمینان است. کتاب مناسک و مسائل از اوست».[۲۰] علمای متأخر از این‌ها نیز همه وی را مورد وثوق دانسته اند.[۲۱]

آثار علمی

یکی از کتاب‌های معتبری که از مصادر کتاب پر ارج بحارالانوار می باشد، کتاب «مسائل علی بن جعفر» است که از آثار باقیمانده و پربرکت این فرزند برومند امام صادق علیه السلام می باشد.

رجال شناسان همگی بر این عقیده اند که علی بن جعفر کتابی دارد که مطالبش را از برادرش، امام کاظم علیه السلام دریافت کرده است. اما در نامگذاری آن بیانات گوناگونی دارند. بعضی گمان کرده اند وی دارای دو یا سه کتاب است اما در واقع یک کتاب بیشتر نیست. نجاشی وی را صاحب یک کتاب می داند، اما در یک جا می گوید: او کتابی در حلال و حرام دارد. و در جای دیگر آن را «المسائل» می نامد.[۲۲] شیخ طوسی می گوید: «علی بن جعفر دارای کتابی به نام مناسک و مسائل است».[۲۳]

دو نمونه از احادیث او در اینجا ذکر می شود:

  • علی بن جعفر می گوید: «از برادرم موسی بن جعفر علیه السلام چنین شنیدم: کسی که حاجت شخص ضعیفی را به صاحب قدرتی برساند، در حالی که خودش به تنهایی چنین قدرتی ندارد، خداوند متعال وی را بر صراط ثابت قدم می دارد».[۲۴]
  • علی بن جعفر می گوید: «برادرم امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: پدرم دستم را گرفت و فرمود: پدرم امام سجاد علیه السلام این چنین دستم را گرفت و فرمود: پسرجان، هر کس از تو خیری خواست بجای آور. اگر از اهل خیر باشد که بجا انجام داده ای و اگر از اهل خیر نباشد تو از اهل خیر هستی، و اگر شخصی از طرف راست تو را دشنام داد سپس از طرف چپ قرار گرفت و عذرخواهی کرد، عذرش را بپذیر».[۲۵]

وفات و مدفن

در تاریخ وفات علی بن جعفر اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی رحلت او را در سال ۲۱۰ هـ.ق دانسته اند.[۲۶] و عده ای سال ۲۲۰ هـ.ق[۲۷] و برخی دیگر، طول حیات وی را تا سال ۲۵۲ نیز بعید نشمرده اند.[۲۸] اما با دقتی که به عمل آمد روشن شد که تولد وی حدود سال ۱۳۰ هـ.ق و وفاتش نزدیک سال ۲۲۰ هـ.ق و سن شریف وی هنگام وفات حدود ۹۰ سال بوده است.

محدث نوری می گوید: «مرقد شریف علی بن جعفر در عُرَیض (حدود یک فرسخی مدینه) است و من در بعضی از سفرها آن‌جا را زیارت کرده ام. دارای قبه و بارگاه مجللی است».[۲۹] محدث قمی و جمعی از نسب شناسان نیز بر همین عقیده اند.[۳۰]

اما ملا محمدتقی مجلسی (۱۰۰۳ـ۱۰۷۰ هـ.ق) می نویسد: «قبر علی بن جعفر در شهر قم مشهور و معروف است. شنیدم که اهل کوفه از او تقاضا کردند به کوفه بیاید، علی بن جعفر دعوت آن‌ها را پذیرفت و به کوفه رفت و مدتی در آن‌جا مانده، مردم کوفه از وی احادیثی آموختند و او نیز از آن‌ها روایاتی نقل کرد. سپس مردم قم از وی خواستند به قم بیاید. او به قم آمد و تا آخر عمر در آن جا ماند و بعد از رحلت در قم به خاک سپرده شد».[۳۱]

محدث نوری با چند دلیل این نظر را نادرست شمرده و مرقد علی بن جعفر را در عریض می داند.[۳۲] محدث قمی وقتی فرزندان علی بن جعفر را می شمارد چنین می گوید: «از او چهار پسر به نام‌های محمد، احمد اشعری، حسن و جعفر باقی ماند. از جعفر اصغر نیز فرزندی به وجود آمد که علی نام داشت و حال وی پوشیده است. احتمال دارد این قبری که در قم است قبر همین علی بن جعفر بن علی بن جعفر صادق علیه السلام باشد».[۳۳]

با این بیان مزار موجود در قم مقبره نواده امام صادق علیه السلام و نوه ابوالحسن علی بن جعفر علیه السلام است. بعضی نیز این قبر را به نواده دیگر علی بن جعفر به نام «علی بن حسن بن عیسی بن محمد بن علی بن جعفر عریضی» نسبت داده اند.[۳۴] از نوشته روی قبر معلوم می شود که زیر این بقعه دو تن از نوادگان امام علیه السلام مدفون می باشند. یکی از آن‌ها، از فرزندان امام موسی بن جعفر علیه السلام به نام «محمد» می باشد و دیگری همان نواده امام جعفر صادق علیه السلام به نام «علی» می باشد.

همچنین در خارج شهر سمنان، در وسط باغی سرسبز و خرم، بقعه و بارگاه مجللی وجود دارد که به علی بن جعفر عریضی منسوب است. اما بعید است که او نیز علی بن جعفر عریضی باشد بلکه شخصی همنام، یا از نوادگانش می باشد.[۳۵]

خاندان علی بن جعفر

علی بن جعفر فرزندانی داشته است که به عریضیون مشهور بوده اند و اسامی آن ها بدین شرح است:

  • ۱- محمد اکبر؛ ۲- محمداصغر؛ ۳- حسن؛ ۴- احمد شعرانی؛ ۵- علی؛ ۶- جعفر اصغر؛ ۷- کلثوم (ام‌کلثوم)؛ ۸- ملیکه؛ ۹- خدیجه؛ ۱۰- حمدونه؛ ۱۱- زینب؛ ۱۲- فاطمه، و بعضی فرزندی به نام عبدالله نیز برای وی شمرده اند.[۳۶]

از فرزندان و نوادگان علی بن جعفر عریضی خانواده بزرگی شکل گرفته که بیشتر شهرها به سبب مهاجرت این بزرگواران بدان سرزمین از برکت وجودشان بهره مند گردیدند. امروز نیز مراقد شریف آن‌ها در دورافتاده ترین نقاط عالم چشم و چراغ آن دیارند. اسامی بعضی از آنها از این قرار است:

  • ۱- ابوالحسین احمد بن قاسم بن احمد شعرانی فرزند علی بن جعفر عریضی، که از امامزادگان مشهور قم می باشد.[۳۷]
  • ۲- سید کمال الدین، که مزارش در قریه «سین خوار» در استان اصفهان زیارتگاه مؤمنان است. عالم بزرگوار سید مجدالدین حلبی نیز که از اساتید محقق حلی است از نوادگان وی می باشد.[۳۸]
  • ۳- سید علی امامی، عالم متقی سید علی فرزند سید محمد اصفهانی از شاگردان برجسته علامه مجلسی است که به خاطر انتسابش به امامزاده ابوالحسن علی زین العابدین بن نظام الدین احمد بن شمس الدین عیسی بن جمال الدین محمد بن علی عریضی فرزند امام صادق علیه السلام به امامی مشهوری است و قبر این امامزاده ابوالحسن علی زین العابدین، در محله جملان اصفهان می باشد. در شهرهای دیگر نیز افراد این خاندان بزرگوار دارای مراقدی هستند که زیارتگاه مؤمنین است.
  • ۴- در نائین سلطان سید علی فرزند عبیدالله بن احمد اشعری.
  • ۵- در یزد، امامزاده ابوجعفر محمد، فرزند علی بن عبیدالله بن احمد بن علی بن جعفر.
  • ۶- امامزاده سید جعفر، فرزند علی بن عبدالله بن احمد بن علی بن جعفر.
  • ۷ و ۸- سید رکن الدین و سید شمس الدین که برای آشنایی با این بزرگان به کتب مفصلی که در تاریخ نائین و یزد نوشته شده مراجعه شود.

پانویس

  1. ر.ک: اختیار معرفة الرجال، المعروف برجال الکشی، ص ۳۵۵، روایت فیض بن مختار.
  2. اصول کافی، کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج ۲، ص ۳۷۷؛ تاریخ یعقوبی، ترجمه ابراهیم آیتی. ج ۲، ص ۳۷۳.
  3. ر.ک: معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، ج ۱۱، ص ۲۹۱ و ۲۹۲؛ تاریخ قم، محمد بن حسن قمی، ص ۲۲۴ و...
  4. ر.ک: رجال النجاشی، ص ۱۷۶؛ مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، مؤسسه آل البیت، ص ۱۷ و شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، عبدالحی ابن العماد، ج ۲، ص ۲۴؛ تاریخ الاسلام وفیات المشاهیر و «الاعلام» ذهبی، ج ۱۴، ص ۲۶۳.
  5. اسماعیلیه؛ لقبی است برای همه فرقه هایی که به امامت اسماعیل پسر امام صادق علیه السلام و پسرش محمد بن اسماعیل قایل بودند. شعبه هایی از ابن فرقه به نام‌های دیگری چون: قرامیطه، تعلیمیه، باطنیه، ملاحده نیز خوانده شده اند. (فرق الشیعه، نوبختی، ترجمه و تعلیقات محمدجواد مشکور، ص ۱۰۱، زیرنویس)
  6. سمطیه: گروهی که بعد از امام صادق علیه السلام امامت محمد بن جعفر ملقب به دیباج و فرزندانش را گردن نهادند به نام پیشوای خود، یحیی بن ابی سمیط نامیده شدند. (فرق الشیعه، ص ۱۱۲)
  7. اصول کافی، ج ۲، ص ۴۰۰ـ۴۰۲؛ اختیار معرفة الرجال، ص ۲۶۳ و ۲۶۴.
  8. قرب الاسناد، عبدالله بن جعفر حمیری، ص ۱۲۲.
  9. کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص ۳۸.
  10. سفینة البحار، محدث قمی، ج ۲، ص ۲۴۴.
  11. اصول کافی، کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج ۲، ص ۱۰۶ و ۱۰۷ و روایات دیگر. ر.ک: بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۰۴؛ اختیار معرفة الرجال، ص ۴۲۹.
  12. ر.ک: رجال البرقی، ص ۲۵؛ الارشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۹ و ۲۸۷؛ رجال شیخ طوسی، س ۲۴۱ و ۳۵۳؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۳۸۰؛ رجال ابن داوود، ص ۲۳۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۶؛ مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص ۵۶ و ۵۷؛ رجال العلامه، ص ۹۲.
  13. مجمع الرجال، القهپابی، ج ۲، ص ۱۷۵.
  14. همان، ج ۳، ص ۱۳۳.
  15. همان، ج ۶، ص ۱۰۳.
  16. همان.
  17. مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج ۳، ص ۶۲۷؛ مسائل علی بن جعفر و مستدرکات‌ها، ص ۶۵ـ۶۸.
  18. رجال ابن داود، ص ۲۳۸.
  19. الارشاد، ترجمه رسولی محلاتی، ج ۲، ص ۲۰۶ و ۲۰۸.
  20. الفهرست، شیخ طوسی، ص ۸۷.
  21. ر.ک: مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۳۲۵؛ رجال العلامه الحلی، ص ۹۳؛ بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۰۰.
  22. فهرست، طوسی، ص ۸۷ و ۸۸.
  23. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۸۷؛ مهاجران آل ابیطالب، ابی طباطبا، ترجمه محمدرضا عطایی، ص ۳۰۳.
  24. قرب الاسناد، ص ۱۲۲؛ مسائل علی بن جعفر، ص ۳۴۲.
  25. الکافی، ج ۸، ص ۱۵۲؛ تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۴۷؛ مسائل علی بن جعفر، ص ۳۴۲.
  26. ر.ک: العبر فی خبر من غیر، ذهبی، ج ۱، ص ۳۵۸؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج ۲، ص ۳۳؛ الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۶۰.
  27. ر.ک: معجم رجال الحدیث، خویی، ج ۲۱، ص ۲۹۱ و ۲۹۲؛ عمدة الطالب، ابن عنبه، ص ۲۳۱.
  28. تنقیح المقال، مامقانی، ج ۲، ص ۲۷۳.
  29. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۷ و ۶۲۸.
  30. ر.ک: اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۸، ص ۱۷۷؛ اختران تابناک، ج ۱، ص ۳۳۶؛ گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج ۲، ص ۳۲۴؛ تربت پاکان، ج ۲، ص ۴۳؛ انجم فروزان، عباس فیض، ص ۱۸۱.
  31. روضة المتقین، محمدتقی مجلسی، ج ۱۴، ص ۱۹۱.
  32. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۲۶ و ۶۲۷.
  33. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۸۶، ۱۸۷؛ ر.ک: انجم فروزان، عباس فیض، ص ۱۸۳.
  34. گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج ۲، ص ۳۲۲؛ تربت پاکان، ج ۲، ص ۴۲. به نقل از ترجمه کتاب تاریخ قم، ص ۲۲۴.
  35. رجال النجاشی، ص ۱۷۶ و ۲۱.
  36. مهاجران آل ابیطالب، ص ۳۳۷؛ گنجینه آثار قم، ج ۲، ص ۳۷۴.
  37. روضة المتقین، ج ۱۴، ص ۱۹۱؛ ریحانة الادب، ج ۵، ص ۱۸۶؛ منتهی الآمال، ج ۳، ص ۱۸۷.
  38. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۸۸؛ ریحانة الادب، ج ۱، ص ۱۷۳.

منابع

  • احمد محیطی اردکانی، فرهنگ کوثر، شماره ۱۶، تیر ۱۳۷۷.