جامعیت مقاله متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

خلافت: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
خلافت: نظام حكومتى مسلمانان پس از وفات [[پيامبر اسلام]] صلی اله علیه و آله و در جايگاه جانشينى آن حضرت كه در طول سيزده قرن اشخاص و خاندانهاى متعددى در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفى كرده‌اند.
+
{{خوب}}
  
==خلافت در لغت==
+
«خلافت» نظام حکومتى مسلمانان پس از وفات [[پیامبر اسلام]] (صلی الله علیه و آله) و در جایگاه جانشینى آن حضرت است که در طول سیزده قرن، اشخاص و خاندانهاى متعددى در گستره جهان [[اسلام]] خود را مصداق آن معرفى کرده‌اند.
  
خلافت [به كسر خاء] واژه‌اى عربى از ريشه خ ل ف، به معناى نيابت از غير است به جهت غيبت منوب عنه يا به علت مرگش يا به جهت عاجز بودنش و يا به سبب شرافت بخشيدن به نايب.<ref>مفردات، ص294، «خلف».</ref> نیز به معناى جانشين ساختن آمده است.
+
==خلافت در لغت و اصطلاح==
  
واژه خليفه (جمع آن خلفاء و خلائف) به معناى جانشين، وكيل و قائم‌مقام است.<ref>رجوع کنید به ابن‌ منظور، ذيل «خَلَفَ»؛ زبيدى، ج23، ص263ـ265.</ref>
+
«خِلافت» واژه‌اى عربى از ریشه «خلف»، به معناى نیابت از غیر است به جهت غیبت منوب عنه یا به علت مرگش یا به جهت عاجز بودنش و یا به سبب شرافت بخشیدن به نایب.<ref>مفردات، ص۲۹۴، «خلف».</ref> نیز به معناى جانشین ساختن آمده است. واژه خلیفه (جمع آن خلفاء و خلائف) به معناى جانشین، وکیل و قائم‌مقام است.<ref>رجوع کنید به ابن‌ منظور، ذیل «خَلَفَ»؛ زبیدى، ج۲۳، ص۲۶۳ـ۲۶۵.</ref>
  
==خلافت در قرآن==
+
واژه «خلیفه» در [[قرآن کریم]] به معناى جانشین خداوند بر روى زمین آمده است و این خلافت تمام نمى شود، جز این که خلیفه در همه شئون وجودى و آثار و احکام و تدابیر، حاکى از مستخلف باشد.<ref>المیزان، ج۱، ص۱۱۵؛ ج۱۷، ص۱۹۴ـ۱۹۵.</ref> واژه‌هاى خلیفه ([[سوره بقره]]: ۳۰)، خلفاء ([[سوره اعراف]]: ۶۹، ۷۴؛ [[سوره نمل]]: ۶۲) و خلائف ([[سوره انعام]]: ۱۶۵؛ [[سوره یونس]]: ۱۴، ۷۳؛ [[سوره فاطر]]: ۳۹) در قرآن بکار رفته است.
  
واژه خليفه در [[قرآن كريم]] به معناى '''جانشين خداوند بر روى زمين''' آمده است و اين خلافت تمام نمى شود، جز اين كه خليفه در همه شئون وجودى و آثار و احكام و تدابير، حاكى از مستخلف باشد.<ref>الميزان، ج1، ص115؛ ج17، ص194ـ195.</ref>
+
بیشترین کاربرد دو واژه خلافت و خلیفه، کاربرد اصطلاحى آنهاست که در تحولات سیاسى جامعه اسلامى پس از وفات [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله و سلم بکار گرفته شد و به‌ ترتیب، به معناى جانشینى در امر حکومت و در معناى مطلق امارت و حکومت پس از پیامبر و شخص جانشین پیامبر در امر حکومت استفاده شد.
  
واژه‌هاى خليفه (رجوع کنید به [[سوره بقره]]: 30؛ ص26)، خلفاء ([[سوره اعراف]]: 69، 74؛ [[سوره نمل]]: 62) و خلائف ([[سوره انعام]]: 165؛ [[سوره يونس]]: 14، 73؛ [[سوره فاطر]]: 39) در قرآن بكار رفته است.
+
کاربرد اصطلاحات مذکور، این دو واژه را به کلیدى‌ترین مفاهیم فرهنگ سیاسى مسلمانان بدل ساخت و حتى بعدها، گروههایى از مسلمانان در تبیین مشروعیت نظام خلافت به کاربرد واژه خلیفه در [[قرآن]] استناد کردند.<ref>ماوردى، ۱۴۰۹، ص۴؛ قلقشندى، ۱۹۸۰، ج۱، ص۸ـ۱۲، ۱۴ـ۱۶.</ref> در همین معنا، دو واژه «امامت» و «امام» نیز بارها در آثار مؤلفان مسلمان نخستین بکار رفته‌ است که با مفهوم [[امامت]] از دیدگاه [[شیعه|شیعى]] تفاوت بسیار دارد.
  
==خلافت در اصطلاح==
+
==شکل‌گیری خلافت در تاریخ اسلام==
  
بيشترين كاربرد دو واژه خلافت و خليفه كاربرد اصطلاحى آنهاست كه در تحولات سياسى جامعه اسلامى پس از وفات پيامبر صلى‌ اللّه‌ عليه‌ و آله و سلم بكار گرفته شد و به‌ ترتيب، به معناى جانشينى در امر حكومت و در معناى مطلق امارت و حكومت پس از پيامبر و شخص جانشين پيامبر در امر حكومت استفاده شد.
+
در رویکرد تاریخى، خلافت در اصطلاح عنوان ساختار حکومتى است که اداره امور جامعه اسلامى پس از وفات [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله در قالب آن شکل گرفت و متصدى آن یعنى خلیفه، جانشین پیامبر اکرم در امر حکومت اسلامى محسوب مى‌شد.
  
كاربرد اصطلاحات مذكور، اين دو واژه را به كليدى‌ترين مفاهيم فرهنگ سياسى مسلمانان بدل ساخت و حتى بعدها، گروههايى از مسلمانان در تبيين مشروعيت نظام خلافت به كاربرد واژه خليفه در قرآن استناد كردند.<ref>ماوردى، 1409، ص4؛ قلقشندى، 1980، ج1، ص8ـ12، 14ـ16.</ref> در همين معنا، دو واژه امامت و امام نيز بارها در آثار مؤلفان مسلمان نخستين بكار رفته‌ است كه با مفهوم امامت از ديدگاه شيعى تفاوت بسيار دارد.
+
آغاز شکل‌گیرى خلافت به رویداد [[سقیفه بنی ساعده]] بازمى‌گردد که طى آن جمعى از [[صحابه]] بلافاصله پس از رحلت آن حضرت، اقدام به تعیین جانشینى براى وى کردند. اما مخالفت [[اهل البیت|اهل بیت]] پیامبر و عده‌اى از [[بنی هاشم|بنى‌هاشم]] و نیز برخى از صحابیان با اصل واقعه شکل‌گرفته در سقیفه بود.<ref>رجوع کنید به احمد بن‌ حنبل، ج۱، ص۹۰؛ ابن‌قتیبه، ج۱، ص۱۱ـ۱۲؛ بلاذرى، ۱۴۱۷، ج۲، ص۲۶۷ـ۲۷۴؛ طبرى، ج۳، ص۲۰۳.</ref>
  
==شکل گیری خلافت در تاریخ اسلام==
+
دارندگان این رویکرد در تعارضى آشکار با برپاکنندگان اجتماع سقیفه، نه‌ تنها مسئله خلافت و نحوه انتخاب جانشین پیامبر با آن ماهیت و آن گونه که اتفاق افتاد را به رسمیت نشناختند، بلکه از پذیرفتن آنچه بعدها به صورت مرجعیت دینى و دنیوى خلیفه در جایگاه جانشینى پیامبر تأکید و ترویج شد نیز سرباز زدند و آن را مختص [[امام]] منصوص و منصوب از سوى خدا و پیامبر دانستند.<ref>رجوع کنید به [[امامت]].</ref>
 +
==پانویس==
 +
{{پانویس}}
 +
==منابع==
  
در رويكرد تاريخى، خلافت در اصطلاح عنوان ساختار حكومتى است كه اداره امور جامعه اسلامى پس از وفات پيامبر در قالب آن شكل گرفت و متصدى آن يعنى خليفه، جانشين پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در امر حكومت اسلامى محسوب مى‌شد.
+
*[[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، جلد۱۵، ذیل مدخل "خلافت''"،'' از سیده‌ رقیه میرابوالقاسمى.
 +
*[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، جلد۱۳، صفحه۵۱.
  
آغاز شكل‌گيرى خلافت به رويداد [[سقیفه بنی ساعده]] بازمى‌گردد كه طى آن جمعى از صحابه بلافاصله پس از رحلت آن حضرت، اقدام به تعيين جانشينى براى وى كردند.
+
== مطالب مرتبط ==
  
اما مخالفت اهل بيت پيامبر، عده‌اى از بنى‌هاشم و نيز برخى از صحابيان با اصل واقعه شكل‌گرفته در سقيفه بود.<ref>رجوع کنید به احمد بن‌ حنبل، ج1، ص90؛ ابن‌قتيبه، ج1، ص11ـ12؛ بلاذرى، 1417، ج2، ص267ـ274؛ طبرى، ج3، ص203.</ref>
+
* [[خلفای نخستین]]
 +
* [[خليفه]]
  
دارندگان اين رويكرد در تعارضى آشكار بابرپاكنندگان اجتماع سقيفه، نه‌ تنها مسئله خلافت و نحوه انتخاب جانشين پيامبر با آن ماهيت و آن گونه كه اتفاق افتاد را به رسميت نشناختند، بلكه از پذيرفتن آنچه بعدها به صورت مرجعيت دينى و دنيوى خليفه در جايگاه جانشينى پيامبر تأكيد و ترويج شد نيز سرباز زدند و آن را مختص امام منصوص و منصوب از سوى خدا و پيامبر دانستند.<ref>رجوع کنید به [[امامت]].</ref>
+
[[رده:تاریخ اسلام]]
 
+
[[رده:واژگان قرآنی]]
==پانویس==
+
[[رده: مقاله های مهم]]
{{پانویس}}
 
  
==منابع==
+
{{سنجش کیفی
* دانشنامه جهان اسلام، جلد15، ذیل مدخل ''خلافت(1)''از سيده‌ رقيه ميرابوالقاسمى.
+
|سنجش=شده
* فرهنگ قرآن، جلد13، صفحه51.
+
|شناسه= خوب
 
+
|عنوان بندی مناسب= خوب
[[رده:ائمه اطهار]]
+
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
[[رده:واژگان قرآنی]]
+
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= متوسط
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ اوت ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۱۱


«خلافت» نظام حکومتى مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و در جایگاه جانشینى آن حضرت است که در طول سیزده قرن، اشخاص و خاندانهاى متعددى در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفى کرده‌اند.

خلافت در لغت و اصطلاح

«خِلافت» واژه‌اى عربى از ریشه «خلف»، به معناى نیابت از غیر است به جهت غیبت منوب عنه یا به علت مرگش یا به جهت عاجز بودنش و یا به سبب شرافت بخشیدن به نایب.[۱] نیز به معناى جانشین ساختن آمده است. واژه خلیفه (جمع آن خلفاء و خلائف) به معناى جانشین، وکیل و قائم‌مقام است.[۲]

واژه «خلیفه» در قرآن کریم به معناى جانشین خداوند بر روى زمین آمده است و این خلافت تمام نمى شود، جز این که خلیفه در همه شئون وجودى و آثار و احکام و تدابیر، حاکى از مستخلف باشد.[۳] واژه‌هاى خلیفه (سوره بقره: ۳۰)، خلفاء (سوره اعراف: ۶۹، ۷۴؛ سوره نمل: ۶۲) و خلائف (سوره انعام: ۱۶۵؛ سوره یونس: ۱۴، ۷۳؛ سوره فاطر: ۳۹) در قرآن بکار رفته است.

بیشترین کاربرد دو واژه خلافت و خلیفه، کاربرد اصطلاحى آنهاست که در تحولات سیاسى جامعه اسلامى پس از وفات پیامبر صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله و سلم بکار گرفته شد و به‌ ترتیب، به معناى جانشینى در امر حکومت و در معناى مطلق امارت و حکومت پس از پیامبر و شخص جانشین پیامبر در امر حکومت استفاده شد.

کاربرد اصطلاحات مذکور، این دو واژه را به کلیدى‌ترین مفاهیم فرهنگ سیاسى مسلمانان بدل ساخت و حتى بعدها، گروههایى از مسلمانان در تبیین مشروعیت نظام خلافت به کاربرد واژه خلیفه در قرآن استناد کردند.[۴] در همین معنا، دو واژه «امامت» و «امام» نیز بارها در آثار مؤلفان مسلمان نخستین بکار رفته‌ است که با مفهوم امامت از دیدگاه شیعى تفاوت بسیار دارد.

شکل‌گیری خلافت در تاریخ اسلام

در رویکرد تاریخى، خلافت در اصطلاح عنوان ساختار حکومتى است که اداره امور جامعه اسلامى پس از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در قالب آن شکل گرفت و متصدى آن یعنى خلیفه، جانشین پیامبر اکرم در امر حکومت اسلامى محسوب مى‌شد.

آغاز شکل‌گیرى خلافت به رویداد سقیفه بنی ساعده بازمى‌گردد که طى آن جمعى از صحابه بلافاصله پس از رحلت آن حضرت، اقدام به تعیین جانشینى براى وى کردند. اما مخالفت اهل بیت پیامبر و عده‌اى از بنى‌هاشم و نیز برخى از صحابیان با اصل واقعه شکل‌گرفته در سقیفه بود.[۵]

دارندگان این رویکرد در تعارضى آشکار با برپاکنندگان اجتماع سقیفه، نه‌ تنها مسئله خلافت و نحوه انتخاب جانشین پیامبر با آن ماهیت و آن گونه که اتفاق افتاد را به رسمیت نشناختند، بلکه از پذیرفتن آنچه بعدها به صورت مرجعیت دینى و دنیوى خلیفه در جایگاه جانشینى پیامبر تأکید و ترویج شد نیز سرباز زدند و آن را مختص امام منصوص و منصوب از سوى خدا و پیامبر دانستند.[۶]

پانویس

  1. مفردات، ص۲۹۴، «خلف».
  2. رجوع کنید به ابن‌ منظور، ذیل «خَلَفَ»؛ زبیدى، ج۲۳، ص۲۶۳ـ۲۶۵.
  3. المیزان، ج۱، ص۱۱۵؛ ج۱۷، ص۱۹۴ـ۱۹۵.
  4. ماوردى، ۱۴۰۹، ص۴؛ قلقشندى، ۱۹۸۰، ج۱، ص۸ـ۱۲، ۱۴ـ۱۶.
  5. رجوع کنید به احمد بن‌ حنبل، ج۱، ص۹۰؛ ابن‌قتیبه، ج۱، ص۱۱ـ۱۲؛ بلاذرى، ۱۴۱۷، ج۲، ص۲۶۷ـ۲۷۴؛ طبرى، ج۳، ص۲۰۳.
  6. رجوع کنید به امامت.

منابع

مطالب مرتبط