امام حسین علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(منابع)
سطر ۱۱۶: سطر ۱۱۶:
 
==منابع==
 
==منابع==
  
(1) ناصري نژاد، ا.السادات.اصول مداحي، جلد اول.
+
* ناصري نژاد، ا.السادات.اصول مداحي، جلد اول.
 
+
* [http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=3957 امين، سيد محسن؛ سيره معصومان، ج 4.]
http://64.233.167.104/search?q=cache:M95iM7Xam5QJ:mz1370.blogfa.com/
+
* [http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=47456 سایت حوزه]
 
+
* علی اکبر تلافی، زندگانی امام حسین علیه السلام.
(2) امين، سيد محسن؛ سيره معصومان، ج 4.
 
 
 
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=3957
 
 
 
(3) http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=47456
 
 
 
(4) علی اکبر تلافی، زندگانی امام حسین علیه السلام.
 
  
 
[[رده:امام حسین علیه السلام]]
 
[[رده:امام حسین علیه السلام]]
 
[[رده:ائمه اطهار]]
 
[[رده:ائمه اطهار]]
 
[[رده:اهل البیت]]
 
[[رده:اهل البیت]]

نسخهٔ ‏۱۷ سپتامبر ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۵۶

[[|250px|center]]
مقام امام سوم
نام حسین
القاب سید الشهداء
کنیه ابو عبدالله
پدر امام علی علیه السلام
مادر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
زادروز سوم شعبان سال چهارم هجری قمری
زادگاه مدینه
مدت امامت 11سال
مدت عمر 57 سال
تاریخ شهادت روز عاشورای سال 61 هجری قمری در کربلا
علت شهادت
قاتل شمر لعنه الله
مدفن کربلا


ابو عبدالله حسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام دومين نواده رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و سومين امام از اهل بيت طاهرين و يکي از دو سرور جوانان اهل بهشت و دو گل خوشبوي محمد مصطفي و يکي از پنج نفر اصحاب کساست.او شهید کربلا و ملقب به سرور شهيدان است.

ميلاد شريف امام

در سوم ماه شعبان در شهر مدينه به دنيا آمد.برخي گويند تولد آن حضرت در پنجم شعبان سال سوم يا چهارم هجري بوده است.

حاکم در کتاب مستدرک، از محمد بن اسحاق ثقفي به سند خود از قتاده آورده است که آن حضرت در نيمه اول ماه پنجم از سال ششم هجري تولد يافته است.

گروهي تولد امام را در اواخر ربيع الاول دانسته اند و گروهي ديگر در سوم يا پنجم جمادي الاولي، اما قول مشهور تولد آن حضرت را در ماه شعبان و مدت حمل آن حضرت را شش ماه ذکر مي کند.در سيره امام حسن علیه‌السلام به اين روايت اشاره کرديم که ميان ولادت امام حسن و حمل امام حسين يک طهر فاصله و مدت حمل امام حسين شش ماه بوده است، و اين نکته را نيز يادآور شديم که اين روايت با قول مشهوري که در تاريخ ولادت آنها ذکر گرديده هماهنگ نبوده است، زيرا ولادت امام حسن در پانزدهم ماه رمضان، و امام حسين بنا بر قول مشهور در پنجم ماه شعبان بوده و با اين حساب فاصله ميان ميلاد دو برادر همان ده ماه و بيست روز بوده است.

از يک سو مي توان اين روايت را چنين توجيه کرد که ولادت امام حسين علیه‌السلام در اواخر ربيع الاول بوده و از سوي ديگر روايتي است که از تاريخ ولادت امام حسن علیه‌السلام و مدت حمل امام حسين علیه‌السلام استنباط شده است.به اين ترتيب که فاصله ميان تولد امام حسن و حمل امام حسين يک طهر و مدت حمل امام حسين شش ماه بوده است.و الله اعلم.اما حاکم در مستدرک از محمد بن اسحاق به سند خود از قتاده آورده است که فاطمه سلام الله علیها يک سال و ده ماه پس از تولد امام حسن علیه‌السلام امام حسين علیه‌السلام را به دنيا آورد.


دوران کودکي و جواني

امام حسين علیه السلام بر اساس بيشتر منابع در مدينه در آغاز شعبان سال 4 ق / ژانويه 626 م متولد شد. بنابراين او هنگام مرگ پيامبر کودکي بيش نبود. از اين رو تنها مي‌توانسته خاطراتي بسيار اندک از پدر بزرگ خويش به ياد داشته باشد. شماري از احاديث، به ذکر عبارات محبت‌آميزي که حضرت محمد صلی الله علیه و آله در مورد نوه‌هايش به کار برده، پرداخته‌اند.

به عنوان مثال، "هر کس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر آن کس با‌ آنها دشمني ورزد مرا دشمن داشته" و "امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام سيد جوانان بهشتند". (اين گفته نزد شيعيان از آن رو که از آن يکي از توجيهات اساسي خود را در مورد حق امامت فرزندان ساخته‌اند، داراي اهميت زيادي است. سيد شباب الجنه يکي از القابي است که شيعيان به هر يک از دو برادر مي‌دهند)؛ احاديث ديگري، حضرت محمد صلی الله علیه و آله را با دو نوه‌اش که بر زانوان او نشسته‌اند و يا بر دوش او و يا حتي بر پشت او به هنگام نماز و در حال سجده قرار گرقته‌اند نشان مي‌دهد. 1. (شمار قابل ملاحظه‌اي از اين گزارش‌ها را عمدتاً‌ از مجموعه‌هاي حديثي ابن حنبل و ترمذي جمع‌آوري کرده است). تعدادي از محدثين به اين تصاوير کوچک زيبا و واقع نما، جزيياتي افزوده‌اند که براي غيرمسلمان عجيب و غريب و در صورت وجود فرشتگان در آنها، خيال پردازانه به نظر مي‌آيد در حالي که نزد مسلمانان، از آن رو که معتقد به ديدار مستمر جبرئيل با حضرت محمد صلی الله علیه و آله مي‌باشند، ‌اينگونه نيست؛ در ديگر اخباري که تحت عنوان "‌افسانه امام حسین علیه‌السلام"‌ در همين مدخل مي‌خوانيم، نفوذ شيعه را به وضوح مي‌يابيم. امام حسین علیه‌السلام دوران جواني را در سايه‌سار پدرش و با فرمانبرداري از او گذراند. او در جنگ‌هاي پدرش شرکت مي‌جست.

دوران امامت

آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر مهترش امام حسن علیه‌السلام فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را مدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول الله صلی الله علیه و آله و سی سال در کنار امیرالمومنین و ده سال با امام حسن علیهماالسلام گذراند. و به سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن علیه‌السلام امامت شیعیان را بر عهده گرفت.(كافي 461/1 و 462)

امامت آن حضرت مقارن با حکمرانی معاویه بود و از آن جا که امام حسن علیه السلام با او صلح کرده بود ایشان نیز همان روش و سیره را ادامه داد. چه با مجاهدت های امام حسن علیه‌السلام حق و باطل برای مسلمانان شناخته شده بود و اصل اسلام در خطر جدی قرار نداشت. خطر از آن جا آغاز شد که معاویه به سال 59 هجری تصمیم گرفت پسرش یزید را به عنوان خلیفه پس از خود تعیین کند و برای اطمینان از وقوع چنین امری بر آن شد که در زمان حیات خود از مردم برای او بیعت بگیرد. معاویه خود نخستین کسی شد که با پسرش یزید دست بیعت داد.(مروج الذهب 36/3 و 37)

ابن سعد در طبقات می‌نویسد: حسین بن علی بن ابیطالب از جمله اشخاصی بود که با یزید دست بیعت نداد. وی می‌افزاید: با مرگ معاویه در سال 60 هجری پسرش یزید بر مسند خلافت تکیه زد و مردم با وی بیعت کردند. آنگاه یزید با ارسال نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت: مردم را فراخوان و از آنان بیعت گیر و از بزرگان قریش آغاز کن و نخستین آنان حسین بن علی باشد.(تراثناش 164/10)

چون حاکم مدینه از امام حسین علیه‌السلام بیعت خواست حضرتش در پاسخ گفت: ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم و یزید فاسق می‌گسار و آدم کش است و مثل من با مثل او بیعت نکنند و در سخنی دیگر فرمود: و بر اسلام سلام باد آنگاه که این امت به حاکمی چون یزید مبتلا شود و...

مسعودی می‌نویسد: یزید مردی عیاش بود. پرندگان شکاری و سگ و میمون و یوز نگه می‌داشت و می‌گساری می‌کرد. و در ایام وی غنا در مکه و مدینه رواج یافت و لوازم لهو و لعب بکار رفت و مردم آشکارا می‌گساری می‌کردند. و درباره رفتار او با رعیت می‌گوید: فرعون در کار رعیت از او عادلتر و در کار خاصه و عامه مردم خویش منصفتر بود.(مروج الذهب 77/3 و 78)

امام حسین علیه‌السلام چون اوضاع مدینه را واژگونه یافت درنگ در آن شهر مقدس را جایز ندانست و در روز یکشنبه دو روز مانده به آخر رجب از سال 60 هجری به اتفاق اهل بیت و یاران خود راهی مکه شد.(الارشاد /201)

آن حضرت هدف از خروج خویش را در وصیتی به برادرش محمد بن حنفیه چنین بیان فرمود: حقیقت آن که من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده‌ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم صلی الله علیه و آله. اراده دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب علیه السلام رفتار کنم و... امام حسین علیه السلام به فاصله 5 روز در شب جمعه سوم ماه شعبان به مکه معظمه وارد گردید. (الارشاد/ 202)

چون مردم کوفه در عراق از مرگ معاویه و امتناع امام حسین علیه‌السلام از بیعت یزید اطلاع یافتند نامه‌های فراوان در پشتیبانی از امام حسین علیه‌السلام امضاء کردند و حضرتش را به کوفه فراخواندند. آنان نوشتند: ما در انتظار تو با کسی بیعت نکرده‌ایم و در راه تو آماده جانبازی هستیم و بخاطر تو در نماز جمعه و جماعت دیگران حاضر نمی‌شویم.(مروج الذهب 64/3)

امام حسین علیه‌السلام در پاسخ به درخواست‌های مردم کوفه مسلم بن عقیل را در نیمه ماه مبارک رمضان به جانب کوفه روانه کرد و به او گفت: نزد مردم کوفه برو. اگر آن چه نوشته‌اند حق باشد مرا خبر ده تا به تو ملحق شوم.(مروج الذهب 64/3)

مسلم به روز پنجم شوال وارد کوفه شد چون خبر ورودش انتشار یافت 12000 کسب و به قولی 18000 نفر با او بیعت کردند. وی این مطلب را به امام حسین علیه‌السلام گزارش داد و از آن حضرت خواست به کوفه بیاید. اخبار کوفه به یزید رسید. وی در اولین عکس العمل نعمان بن بشیر حاکم کوفه را عزل و به جای او عبیدالله بن زیاد را نصب کرد و به او فرمان داد که مسلم بن عقیل را به قتل برساند. و از طرفی مزدوران خود را بسیج کرد تا امام حسین علیه‌السلام را در شهر مکه غافلگیر کرده از میان بردارد.

چون امام علیه‌السلام از توطئه سوء قصد به جان مبارکش آگاهی یافت از سر حفظ حرمت و قداست بیت الله الحرام مناسک حج را به اضطرار پایان برد و به روز هشتم ذی الحجه از سال 60 هجری مکه را به قصد عراق وداع گفت.(الارشاد/ 218)

ابن عباس بعد از واقعه کربلا در نامه اش به یزید می نویسد: هرگز فراموش نخواهم کرد که حسین بن علی را از حرم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به حرم خدا طرد کردی و آن گاه مردانی را پنهانی بر سر او فرستادی تا غافلگیر او را بکشند. سپس او را از حرم خدا به کوفه راندی و ترسان و نگران از مکه بیرون شد با این که در گذشته و حال عزیزترین مردم بطحا بود و اگر در مکه اقامت می گزید و خونریزی در آن را روا می شمرد از همه مردم مکه و مدینه در دو حرم بیشتر فرمان برده می شد. لیکن او خوش نداشت که حرمت خانه و حرمت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را حلال شمارد. و بزرگ شمرد آن چه را که تو بزرگ نشمردی از آن جا که در نهان مردانی در پی او به مکه فرستادی تا در حرم با او بجنگند.(تاريخ يعقوبي 221/1 و 222)

عبیدالله با حیله و تزویر مسلم بن عقیل و پناه دهنده او هانی بن عروة را در کوفه به طرز دلخراشی به شهادت رساند. و از آن جا که می دانست امام حسین علیه السلام رو به شهر کوفه می آید سپاهی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی برای زیرنظر گرفتن سپاه آن حضرت به منطقه قادسیه گسیل کرد. حر بن یزید در محلی به نام شراف با امام حسین علیه السلام روبرو شد و سخنانی بینشان رد و بدل گردید. آن حضرت نامه های اهل کوفه را که دو خرجین بود به حر بن یزید عرضه کرد و دعوت آنان را خاطر نشان ساخت و راه خود را ادامه داد. تا آن که به روز دوم محرم سال 61 هجری به ناحیه نینوا وارد شد.(تاريخ طبري 310/4)

در این زمین بود که ابن زیاد در رسید و نامه ای به حر بن یزید تسلیم کرد. متن نامه این بود: آن گاه که این نامه تو را رسد و فرستاده ما پیش تو آید بر حسین سخت گیر و او را در بیابانی فرود آر که نه دژ در آن باشد و نه آب حر بن یزید در اجرای دستور ابن زیاد کاروان امام حسین علیه السلام را در نقطه ای به نام کربلا متوقف کرد. فردای آن روز عمر بن سعد فرستاده عبیدالله بن زیاد نیز با چهار هزار جنگجو وارد شد.

شایان گفتن است که حر بن یزید پیش از شهادت امام حسین علیه السلام از کرده خود اظهار پشیمانی و توبه کرد و در جرگه یاران آن حضرت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. عمر بن سعد سه روز مانده به عاشورا پانصد سواره بر کرانه فرات مامور کرد تا کاروان حسینی به آب دسترسی نداشته باشد. (تاريخ طبري 311/4 و 312) و روز نهم محرم تاسوعا امام حسین علیه السلام و اصحابش به طور کامل در حلقه محاصره دشمن واقع شدند و دشمن یقین کرد که دیگر برای آن حضرت یاوری نخواهد آمد.

عصر تاسوعا دستور حمله و آغاز جنگ از جانب دشمن صادر گردید. امام حسین علیه السلام چون تحرکات دشمن را بدید برادرش عباس بن علی علیهماالسلام را فرمود: سوار شو جانم به فدایت ای برادر تا آنان را دیدار کنی و بگویی: شما را چیست و چه در سر دارید؟! و...

حضرت عباس علیه السلام با آنان به مذاکره پرداخت و آنان پذیرفتند که حمله را تا فردا به تعویض اندازند. (تاريخ طبري 314/4) و سرانجام آن فردا (عاشورا) فرارسید. عمر بن سعد با سی هزار جنگجو حمله را آغاز کرد. و سپاه امام حسین که 32 سواره و 40 پیاده بودند. مردانه در برابر حملات ایستادند و شجاعانه جنگیدند و کشتند و کشته شدند. هر کس از یاران آن حضرت شهادت می یافت جای خالیش پیدا بود ولی سربازی که از سپاه یزید بر خاک می افتاد سربازی دیگر جایش را می گرفت.

جنگ همچنان به راه خود ادامه می داد تا بدانجا که اصحاب امام حسین علیه السلام همگی کشته شدند. در این هنگام نوبت به خاندان حضرتش رسید. اولین کس از آنان که پای در میدان گذارد پسر مهترش حضرت علی اکبر بود. و به دنبال او دیگر کسان امام حسین علیه السلام از جمله فرزندان امام علی و امام حسن علیهماالسلام و جعفر طیار و عقیل به میدان رفتند و پس از رزمی دلاورانه شهد شهادت به کام ریختند. و عباس بن علی علیهماالسلام هم که به قصد آب آوردن نبرد خویش را آغاز کرده بود مورد هجوم دشمن واقع شد و هستی خویش را فدای حسین علیه السلام ساخت. حساسترین لحظه عاشورا آن هنگام بود که عزیز زهرا سلام الله علیها و جگرگوشه مصطفی بی یار و یاور باقی ماند و دشمن از هر سو به حضرتش حمله آورد و...

حجاج بن عبدالله که خود در صحنه حاضر بود می گوید: به خدا هرگز شکسته ای را ندیده بودم که فرزند و کسان و یارانش کشته شده باشند و چون او ثابت قدم و آرام خاطر باشد. خدا پیش از او و پس از او کسی را همانندش ندیدم. وقتی حمله می برد پیادگان از راست و چپ او همچون بزغالگان از حمله گرگ فراری می شدند.

همو اضافه می کند: به خدا در این حال بود که زینب دختر فاطمه به طرف آن حضرت آمد. در این وقت عمر بن سعد نزدیک حسین رسید. زینب به او گفت: آیا ابوعبدالله کشته می شود و تو نگاه می کنی!؟ گوید: گویی اشک های عمر را می بینم که بر دو گونه و ریشش روان بود. و روی از زینب بگردانید. (تاريخ طبري 245/4)

برای امام حسین علیه السلام شش (ارشاد / 253) یا نه (تاريخ اهل البيت / 102) یا ده (كشف الغمه 250/2) فرزند از مادران مختلف شمرده اند که از آن فرزندان علی اکبر و عبدالله شیرخوار (علی اصغر) در کنار پدر به شهادت رسیدند و امام سجاد علیه السلام پیشوای چهارم شیعیان گردید.


کنيه و لقب و نقش انگشتري امام

کنيه آن حضرت را ابو عبد الله و القاب وي را الرشيد، الوفي، الطيب، السيد، الزکي، المبارک، التابع لمرضاة الله، الدليل علي ذات الله، و السبط، نوشته اند.اما بالاترين لقب همان است که جد بزرگوارش پيامبر صلی الله علیه و آله بر او و برادرش امام حسن نهاده و فرمود: حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشتند.و در جاي ديگر رسول الله صلی الله علیه و آله امام حسين علیه‌السلام را به نام سبط خواند.

در کتاب، الفصول المهمة، نقش انگشتري وي، لکل اجل کتاب آمده، اما در کتاب وافي و غير آن که از امام صادق علیه‌السلام نقل گرديده، حسبي الله، و از امام رضا علیه‌السلام (ان الله بالغ امره) ذکر شده است و چنين به نظر مي رسد که براي آن حضرت چند انگشتري با عباراتي که بدانها اشاره شد وجود داشته است.

شاعر آن حضرت يحيي بن حکم و جماعتي ديگر را ذکر کرده اند. دربان امام را اسعد هجري نوشته اند.

در زمان آن حضرت معاويه و يزيد سلطنت داشتند.


اولاد امام حسین علیه السلام

فرزندان امام حسين علیه‌السلام را نه نفر ذکر کرده اند، که شش نفر از آنها پسر و سه نفر دختر بوده اند.به اين ترتيب:

1ـ علي اکبر، که در کربلا به شهادت رسيد.مادرش، ليلي، دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي نام داشت.2ـ علي اوسط.3ـ علي اصغر زين العابدين، که مادرش به نام شاهزنان يا ملکة النساء دختر کسري يزدگرد پادشاه ايران بود.به گفته شيخ مفيد، علي اکبر زين العابدين بوده و علي اصغر در کربلا به شهادت رسيده است.اما روايت اول که مي گويد علي اکبر به شهادت رسيده مشهورتر است.4ـ محمد.5ـ جعفر که در حيات پدرش از دنيا رفت، و فرزندي از خود برجاي نگذاشت.مادرش از قبيله قضاعيه بود.6ـ عبد الله شير خوار که در دامان پدر خود به وسيله تير به شهادت رسيد.7ـ سکينة، که نام مادر او و مادر عبد الله، رباب، دختر امرئ القيس بن عدي بن اوس بن جابر بن کعب بن عليم که از قبيله کلبيه معديه بوده است.8ـ فاطمه، که مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبد الله از قبيله تيميه بود.9ـ زينب.

درود و ثنا بر امام زين العابدين علیه‌السلام که از ميان فرزندان امام حسين علیه‌السلام که نسل آن حضرت از وي باقي مانده و نامش جاويد و سرمدي خواهد بود.(*2)


اسامي و القاب امام حسین علیه‌السلام[۱]

خداوند امام حسین علیه‌السلام را در تورات، "تسبير" و در اناجيل "طب" ناميد. هارون برادر موسي که از نامهايي که خداوند به پسران امام علي علیه‌السلام داده، اطلاع يافته بود،‌همان نامها را به پسران خويش داد. براي مطالعه فهرستي بلند و جالب از القاب امام حسین علیه‌السلام به شکل يک دعا [۲] امام حسین علیه‌السلام و برادرش غالباً‌به عنوان"حجت خدا بر زمين" ارجاع داده مي‌شوند.[۳]

آياتي از قرآن که شيعيان تفسير آن را در باره امام حسین علیه‌السلام دانسته اند:[۴]

يک نمونه، آيات 14 و 15 سوره احقاف است که درباره مادري حامله که رنج مي‌کشد و با درد بچه مي‌زايد، صحبت مي‌کند؛ تفسير اين آيه اشاره به حضرت فاطمه س دارد که امام حسین علیه‌السلام را حامله شده است و وقتي از حضرت محمد ص مي‌شنود که خداوند درباره سرنوشت نوه آينده‌اش به او تسلي داده بيشتر ناراحت و غمزده مي‌شود. حروف مقطعه کهيعص را که سوره نوزدهم با آن آغاز مي‌شود، خداوند براي زکريا اينگونه توضيح داده: ک= کربلا؛ ه= هلاک العتره؛ ي=يزيد؛ ع= عطشه؛ ص= صنبره. اين توضيح صرفاً‌جزيي از روايتي نسبتاً‌غامض است[۵] که قسمتي از مجموعه‌اي از مقايسه‌هاي عجيب و غريب را ميان سرنوشت امام حسین علیه‌السلام و سرنوشت يحيي فرزند زکريان تشکيل مي‌دهد(شايد به دليل اين بن مايه که سرهاي بريده در ظرفي نهاده شده‌اند): زکريا که نامهاي پنج تن را از جبرئيل شنيده بود از اين واقعيت که هنگام تلفظ نام امام حسین علیه‌السلام چشمانش پر از اشک مي‌شد اما هنگام تلفظ ديگر نامها احساس شادي مي‌کرد،‌متعجب شده بود خداوند او را از سرنوشت نوه حضرت محمد ص مطلع کرد،‌زکريا گريست و هق هق کنان از خداوند خواست تا به او نيز پسري بدهد که او نيز بتواند مصيبتي همچون مصيبتي که خداوند براي حضرت محمد ص محبوبش مقرر کرده، تحمل نمايد. خداوند به او پسري به نام يحيي اعطا کرد. در هر مرحله از سفر، از مکه به کوفه،‌امام حسین علیه‌السلام ،‌يحيي را به ياد آورد. بر اساس گزارشي ديگر[۶] خون امام حسین علیه‌السلام همچون خون يحيي خواهد جوشيد و خداوند براي خاموش کردن آن 7000 منافق، کافر و مسلمان شرور را خواهد کشت، همانطور که براي يحيي اين چنين کرد.(*3)

پانویس

  1. ابن رستم طبری، ص 73، مناقب ابن شهر اشوب،‌ص 232
  2. نک.مناقب ابن شهر آشوب، ص 232.
  3. نک. برای مثال، ارشاد شیخ مفید، ص 198
  4. قس. ارشاد شیخ مفید، ص 199.
  5. مناقب ابن شهر اشوب، ص 237
  6. مناقب ابن شهر اشوب، ص 238، قس، ص 234


منابع