آیه 17 سوره زخرف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَٰنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ

مشاهده آیه در سوره


<<16 آیه 17 سوره زخرف 18>>
سوره : سوره زخرف (43)
جزء : 25
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و حال آنکه هر کدام از مشرکان را به دختری که به خدا نسبت دادند مژده دهند (ننگ دارد و) رویش (از غم) سیاه می‌شود در حالی که پر از خشم و اندوه است.

و [در صورتی که] چون یکی از آنان را به [ولادت] دختری که شبیه و هم جنس خدا قرار داده مژده دهند در حالی که [دلش] پر از اندوه و خشم است، صورتش سیاه می شود! [چون علاوه بر اینکه دخترداری را دوست ندارد از آن ننگ دارد، اما همین دختر را به عنوان هم جنس و فرزند خدا قلمداد می کند!!]

و چون يكى از آنان را به آنچه به [خداى‌] رحمان نسبت مى‌دهد خبر دهند، چهره او سياه مى‌گردد، در حالى كه خشم و تأسف خود را فرو مى‌خورد.

و چون به يكى از آنها مژده تولد همان چيزى را دهند كه به خداى رحمان نسبت داده رويش سياه گردد و آكنده از خشم شود.

در حالی که هرگاه یکی از آنها را به همان چیزی که برای خداوند رحمان شبیه قرار داده [= به تولّد دختر] بشارت دهند، صورتش (از فرط ناراحتی) سیاه می‌شود و خشمگین می‌گردد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When one of them is brought the news of what he ascribes to the All-beneficent, his face becomes darkened and he chokes with suppressed rage, [and says]

And when one of them is given news of that of which he sets up as a likeness for the Beneficent Allah, his face becomes black and he is full of rage.

And if one of them hath tidings of that which he likeneth to the Beneficent One, his countenance becometh black and he is full of inward rage.

When news is brought to one of them of (the birth of) what he sets up as a likeness to (Allah) Most Gracious, his face darkens, and he is filled with inward grief!

معانی کلمات آیه

  • كظيم: كظم: حبس و نگهدارى غيظ در سينه، خواه به واسطه عفو باشد يا نه، طبرسى فرموده: كظم در اصل بستن دهان مشك است پس از پر شدن «كظيم»: پر از خشم.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ «15»

(مشركان گفتند: ملائكه دختران خدايند) و براى او از بندگانش جزئى قرار دادند. همانا انسان، كفران پيشه آشكار است.

أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ «16»

آيا از آنچه مى‌آفريند دخترانى برگرفته و براى شما پسران را برگزيده است.

وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ «17»

در حالى كه هرگاه يكى از آن مشركان را به آنچه براى خداوند رحمن پسنديده است مژده دهند چهره‌اش سياه گردد و اندوه خود را فرو برد.

نکته ها

مراد از «عِبادِهِ» فرشتگان است كه مشركان آنها را از جنس دختر مى‌دانستند و مراد از «جُزْءاً» آن است كه مشركان، فرشتگان را همچون فرزند، جزئى از خدا مى‌پنداشتند.

پیام ها

1- نقل عقايد خرافى اگر همراه با پاسخ باشد مانعى ندارد. جَعَلُوا لَهُ‌ ...

2- شريك دانستن مخلوق در كارهاى خالق، ناسپاسى آشكار است. جَعَلُوا لَهُ‌ ... لَكَفُورٌ مُبِينٌ‌

3- در گفتگوها مى‌توان بر اساس عقايد خود مردم، با آنان جدال كرد. أَمِ اتَّخَذَ ...

4- دختر پنداشتن فرشتگان كه معمولًا در نقاشى‌ها و تصاوير نيز ديده مى‌شود، نوعى خرافه‌ى شرك آلود است. «أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ»

5- چه زشت است كه انسان، دختر را براى خود ننگ بداند ولى فرزندان خدا را دختر بشمارد. «ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا»

جلد 8 - صفحه 442

6- آنان كه به واسطه‌ى شنيدن تولد فرزند دختر، اندوهگين مى‌شوند و گمان دارند كه پسر برتر از دختر است، دچار خرافه‌اى شرك آلودند. إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ‌ ... وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ‌

7- حالات روانى انسان، در جسم او اثر مى‌گذارد. «ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص15

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه