آیه 2 سوره انفطار
| <<1 | آیه 2 سوره انفطار | 3>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و هنگامی که ستارگان آسمان فرو ریزند.
و هنگامی که ستارگان پراکنده شوند
و آنگاه كه اختران پراكنده شوند،
و آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند،
و آن زمان که ستارگان پراکنده شوند و فرو ریزند،
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- انتثرت: نثر: پراكندن. انتثار: پراكنده شدن. راغب گويد: «نثر الشيء نشره و تفريقه» فجرت: فجر و تفجير: شكافتن، بعضى قيد وسعت را بر آن افزودهاند.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ «1» وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ «2» وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4» عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5»
آنگاه كه آسمان شكافته شود. و آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند. و آنگاه كه درياها گشوده و به هم راه يابند. و آنگاه كه قبرها زيرورو گردد. (در آن زمان) هر كس مىداند، آنچه از پيش فرستاده و آنچه براى بعد گذاشته است.
نکته ها
«انفطار» به معناى شكافته شدن است، «فطر» و «افطار» نيز به همين معناست، زيرا روزه با غذا خوردن مىشكافد. «انفطار» و «انشقاق» به يك معناست، لكن در انفطار بعد از شكافتن به چيزى مىرسيم، بر خلاف انشقاق، چنانكه عرب در حفر قنات مىگويد:
«فطرتُ» چون بعد از شكافتن زمين، به آب مىرسد.
«انتثار» به معناى پراكندگى است و به چيزى كه بر سر عروس مىريزند، نثار گويند.
«فجر» به معناى بروز شكاف و باز شدن راه است و «تفجير»، بيانگر عظمت و شدّت شكافته شدن كوههاست.
در كلمه «بُعْثِرَ» هم معناى «بعث» (به پا خواستن) است و هم معناى «ثور» (دگرگون شدن)، لذا راغب در مفردات گفته است كه بعيد نيست فعل «بُعْثِرَ» مركّب از اين دو فعل باشد، يعنى زير و رو شدن خاكها و برپاخاستن مردگان.
جلد 10 - صفحه 406
پيوند ميان آسمان و زمين و دريا و خشكى به گونهاى است كه هرگاه نظام يكى از آنها به هم بخورد، نظام همه چيز به هم مىخورد.
پیام ها
1- نظام حاكم بر آسمان و زمين به دست خداست و هرگاه او بخواهد تغيير مىكند. «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ»
2- معاد جسمانى است و مردگان از قبر برمىخيزند. «إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ»
3- به هم ريختن نظام هستى، مقدّمه رستاخيز و رستاخيز، براى حساب و كتاب و جزاى اعمال انسانهاست. عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ ...
4- در قيامت ظرفيّت انسان توسعه مىيابد و همه كارهاى گذشته را به ياد مىآورد. «عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ»
5- انسان، هم بايد به فكر گذشته خود باشد، تا اگر خلافى كرده توبه كند و هم به فكر پس از مرگ خود باشد تا يادگار خوبى از خود بجاى گذارد. «ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ»
6- در قيامت، انسان هم به آنچه عمل كرده آگاه مىشود و هم به آثار خوب يا بد اعمال خود. «ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ»
7- در قيامت، انسان به كارهايى كه مىتوانسته بكند و به تأخير انداخته و انجام نداده پى مىبرد. عَلِمَتْ ... ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ و شايد مراد از «اخّرت» كارهايى است كه بازدهى آن پس از مرگ به ايشان مىرسد. مانند تأليف كتاب يا بناى فساد.
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج12، ص117
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




