آیه 48 سوره قلم

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌ

مشاهده آیه در سوره


<<47 آیه 48 سوره قلم 49>>
سوره : سوره قلم (68)
جزء : 29
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

باز تو برای حکم خدای خود صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد) مباش که (عاقبت پشیمان شد و در ظلمت زندان شکم ماهی افتاد و) به حال غم و اندوه (خدا را بر نجات خود) خواند.

پس در برابر حکم و قضای پروردگارت [که هلاک کردن تدریجی این طاغیان است] شکیبا باش و مانند صاحب ماهی [یونس] مباش [که شتاب در آمدن عذاب را برای قومش خواست و به این علت در شکم ماهی محبوس شد] و در آن حال با دلی مالامال از اندوه، خدا را ندا داد.

پس در [امتثال‌] حكم پروردگارت شكيبايى ورز، و مانند همدم ماهى [=يونس‌] مباش، آنگاه كه اندوه زده ندا درداد.

در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهى مباش كه با دلى پراندوه ندا در داد.

اکنون که چنین است صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهی [= یونس‌] مباش (که در تقاضای مجازات قومش عجله کرد و گرفتار مجازات ترک اولی شد) در آن زمان که با نهایت اندوه خدا را خواند.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

So submit patiently to the judgement of your Lord, and do not be like the Man of the Fish who called out as he choked with grief.

So wait patiently for the judgment of your Lord, and be not like the companion of the fish, when he cried while he was in distress.

But wait thou for thy Lord's decree, and be not like him of the fish, who cried out in despair.

So wait with patience for the Command of thy Lord, and be not like the Companion of the Fish,- when he cried out in agony.

معانی کلمات آیه

«صَاحِبِ الْحُوتِ»: صاحب ماهی. مراد یونس است. «مَکْظُومٌ»: پرکینه و خشم. پر غم و اندوه.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ «46» أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ «47» فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى‌ وَ هُوَ مَكْظُومٌ «48» لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ «49» فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ «50»

«1». تفسير مجمع البيان.

جلد 10 - صفحه 189

آيا (در برابر انجام رسالت) مزدى درخواست مى‌كنى كه آنان از پرداخت آن سنگين بارند؟ يا اسرار غيب نزد آنهاست و آن ها مى‌نويسند. پس براى (تحقّق) فرمان پروردگارت صبر كن و همانند (يونس) صاحب ماهى مباش آن گاه كه با دلى پر اندوه ندا در داد. اگر رحمت پروردگارش او را در نيافته بود، قطعاً به صحرائى بى‌گياه افكنده مى‌شد، در حالى كه مستحقّ مذمّت بود. پس خداوند او را برگزيد و از شايستگان قرارش داد.

نکته ها

«مَغْرَمٍ» از «غرامت» به معناى ضررى است كه به انسان مى‌رسد بدون اينكه جنايت يا خيانتى كرده باشد.

«مُثْقَلُونَ»، از «ثقل» به معناى سنگينى است، خواه مادى باشد، خواه روحى.

«مَكْظُومٌ» به كسى گويند كه از غم و اندوه پر شده باشد.

آيات، 46 و 47 اين سوره، شبيه آيات 40 و 41 سوره طور است.

خداوند در قرآن، حدود بيست مرتبه پيامبرش را به صبر دعوت كرده است زيرا ارشاد مردم صبر و مقاومت لازم دارد.

در سوره شعراء، شعار تمام انبيا اين است كه ما از شما مردم مزد نمى‌خواهيم. «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ» «1»*

كفّار در آيه 45 با جمله‌ «إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ» تهديد شدند، پس خداوند براى آنان حكم و برنامه‌اى دارد، تو صبر كن و در نفرين عجله نكن. «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ»

سؤال: مراد از «نعمت پروردگار» كه يونس دريافت كرد چه بود؟

پاسخ: هم نعمت مادى به او رو كرد، زيرا او غرق نشد و ماهى او را بلعيد، در شكم ماهى زنده ماند و سپس او را بيرون آورد.

و هم نعمت معنوى كه توفيق عذرخواهى و پذيرش توبه او باشد، زيرا هيچ توبه و اطاعتى از

«1». شعراء، 109، 127، 145، 164 و 180.

جلد 10 - صفحه 190

انسان سر نمى‌زند مگر با توفيق الهى.

سؤال: با اينكه حضرت يونس مورد لطف قرار گرفت، پس چرا باز هم به بيابان خشك پرتاب شد؟ چنانكه در سوره صافات مى‌فرمايد: «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ» «1» ما او را در بيابان خشك فرو نهاديم در حالى كه او بيمار بود و بوته‌اى از كدو بر بدن او رويانديم (تا شفا يافت).

پاسخ: پرتاب به بيابان همراه با درمان بيمارى، لطف است، ولى پرتاب با توبيخ مذمّت ابدى قهر است.

پیام ها

1- انبيا از مردم پاداش نمى‌خواستند. «أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً»

2- به طور طبيعى، مردم از عالم دينى كه هدف مادى داشته باشد فرار مى‌كنند.

«فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ»

3- صبر و مقاومتى مورد سفارش است كه براى فرمان خدا باشد، نه از روى يكدندگى و لجاجت بى‌جا. «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ»

4- رهبر جامعه نبايد در هيچ شرايطى امّت را رها كند. «لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ»

5- دعا و مناجات، زمينه تدارك الهى است. نادى‌ ... تَدارَكَهُ‌

6- توفيق توبه، نعمت الهى است. «تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ»

7- توبيخ، ملامت و آوارگى در بيابانهاى خشك، تنها كيفر يك بى صبرى است.

«لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ»

8- فرياد و ناله‌اى ارزش دارد كه برخاسته از درون باشد، وگرنه نفاق است.

«نادى‌ وَ هُوَ مَكْظُومٌ»

9- توبه و گفتگو با خداوند، راهى است براى دريافت نعمت‌هاى ويژه. إِذْ نادى‌ وَ هُوَ مَكْظُومٌ‌ ... فَاجْتَباهُ رَبُّهُ‌

«1». صافات، 145- 146.

جلد 10 - صفحه 191

10- به جاى آنكه افراد را به خاطر يك لغزش طرد كنيم، آنها را تدارك كنيم، ضعف‌ها را برطرف و آنگاه به آنان مسئوليّت دهيم. تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ‌ ...

فَاجْتَباهُ رَبُّهُ‌

11- انتخاب پيامبران تنها بدست خداست. «فَاجْتَباهُ رَبُّهُ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه