آیه 4 سوره قمر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ

مشاهده آیه در سوره


<<3 آیه 4 سوره قمر 5>>
سوره : سوره قمر (54)
جزء : 27
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و اخباری که مایه عبرت و انزجار از معصیت است کاملا به مردم رسید.

بی تردید آنچه از خبرها [ی گذشتگان] که [در آن] مایه بازداشتن [از کفر و شرک و گناهان] است برای آنان آمده است.

و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مايه انزجار [از كفر] است به ايشان رسيد.

و برايشان خبرهايى آمده است كه از گناهشان بازمى‌دارد.

به اندازه کافی برای بازداشتن از بدیها اخبار (انبیا و امّتهای پیشین) به آنان رسیده است!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

There have already come to them reports containing admonishment,

And certainly some narratives have come to them wherein is prevention--

And surely there hath come unto them news whereof the purport should deter,

There have already come to them Recitals wherein there is (enough) to check (them),

معانی کلمات آیه

  • مزدجر: زجر: راندن با صدا، و گاهى در مطلق راندن آيد مزدجر (به فتح جيم) مصدر ميمى است به معنى طرد و منع، راغب گويد: «مزدجر: اى طرد و منع عن ارتكاب المآثم» تاء آن طبق قاعده اعلال، بدال مبدل شده است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ «4»

و همانا از خبرهاى مهم، آن چه مايه دست برداشتن (از كفر) است، براى آنان آمد.

حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ «5»

(با اين كه آن اخبار،) حكمتى رسا بود، ولى بيم‌دهندگان (براى افراد لجوج)، سودى نداشتند.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى‌ شَيْ‌ءٍ نُكُرٍ «6»

پس، از آنان روى بگردان، (و منتظر باش) روزى را كه آن دعوت كننده، (آنان را) به سوى چيزى ناخوش (و عذاب دوزخ) فرا خواند.

نکته ها

«مُزْدَجَرٌ» از «زجر» به معناى طرد و منع است، يعنى خبرهايى از قيامت كه مى‌تواند مانع ارتكاب گناه گردد. «نُكُرٍ» به معناى امرى ناشناخته و ناخوشايند است.

پیام ها

1- مصلحان و مبلّغان، بايد از تاريخ گذشتگان و حوادث مهم آگاه باشند. «جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ»

2- آشنايى با تاريخ مى‌تواند وسيله‌ى هوشيارى و بيدارى و بازدارنده‌ى انسان از گناه باشد. «مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ»

3- اخبار قيامت در قرآن، مى‌تواند وسيله بازداشتن انسان از كفر و گناه باشد. اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ ... الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ

4- حوادث و داستانهاى واقعى تاريخ، حكمت‌آموز است. جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ...

حِكْمَةٌ بالِغَةٌ تأثير نكردن تبليغات دينى پيامبران در مردم، نشانه‌ى بد بودن مبلّغ يا ضعيف بودن مطلب نيست.

5- خداوند اتمام حجّت مى‌كند، «حِكْمَةٌ بالِغَةٌ» ولى مردم هشدارها را ناديده‌

جلد 9 - صفحه 347

مى‌گيرند. «فَما تُغْنِ النُّذُرُ»

6- اگر هوا و هوس‌ها بر انسان حاكم باشد، نه تبليغ مستقيم پيامبر مؤثر است و نه تبليغ غيرمستقيم او. اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ‌ ... جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ ... فَما تُغْنِ النُّذُرُ

7- مربّى حكيم، هشدارهاى خود را در لابلاى داستان‌هاى صحيح بيان مى‌كند. «انباء، حِكْمَةٌ، النُّذُرُ»

8- پيام‌هاى قرآن، معقول و قابل شناخت است، نه دور از حيطه‌ى درك بشر. «حِكْمَةٌ بالِغَةٌ»

9- دلسوزى و مسئوليّت، حدّ و حدودى دارد و گاهى اعراض لازم است. (بعد از نقل بيان حكمت و هشدارهاى پى‌درپى در هدايت و تربيت، بايد اعراض كرد). «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ» سعدى گويد:

زمين شوره سنبل بر نيارد

در آن تخم عمل ضايع مگردان‌

10- در قيامت، مناديانى هستند كه مردم را به دوزخ فرامى‌خوانند. «يَدْعُ الدَّاعِ»

11- صحنه‌هاى قيامت براى منحرفان و افرادى كه پيامبر از آنان رويگردان شده، بسيار، ناخوشايند و غيرمنتظره است. «شَيْ‌ءٍ نُكُرٍ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص433

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه