آیه 7 سوره ق

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۲ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ

مشاهده آیه در سوره


<<6 آیه 7 سوره ق 8>>
سوره : سوره ق (50)
جزء : 26
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و زمین را نمی‌نگرند که آن را بگستردیم و در آن کوههای استوار بیفکندیم و هر نوع گیاه با حسن و طراوت از آن برویانیدیم؟

و زمین را گستردیم و کوه هایی استوار در آن افکندیم و در آن از هر نوع گیاه خوش منظر و دل انگیزی رویاندیم،

و زمين را گسترديم و در آن لنگر[آسا كوه‌]ها فرو افكنديم و در آن از هر گونه جفت دل‌انگيز رويانيديم.

و زمين را گسترديم و در آن كوه‌هاى بلند افكنديم و از هر گونه نباتات خوش‌منظر در آن رويانيديم.

و زمین را گسترش دادیم و در آن کوه‌هائی عظیم و استوار افکندیم و از هر نوع گیاه بهجت‌انگیز در آن رویاندیم،

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And We spread out the earth, and cast in it firm mountains, and caused every delightful kind [of vegetation] to grow in it.

And the earth, We have made it plain and cast in it mountains and We have made to grow therein of all beautiful kinds,

And the earth have We spread out, and have flung firm hills therein, and have caused of every lovely kind to grow thereon,

And the earth- We have spread it out, and set thereon mountains standing firm, and produced therein every kind of beautiful growth (in pairs)-

معانی کلمات آیه

  • مددناها: مد: زيادت. كشيدن را از آن مد گويند كه سبب زيادت است (طبرسى) ولى راغب معناى اصلى آن را كشيدن مى‏‌داند و گويد: «اصل المد: الجر» آن در آيه به معنى گسترش دادن است.
  • رواسى: كوه‏هاى ثابت. مفرد آن راسيه است. «رسو»: ثبوت و رسوخ. «رسا الشي‏ء يرسو: ثبت» بهيج: شاد كننده و خوش منظر. فعل بهج از باب «قطع يقطع» به معنى شاد كردن و از «كرم يكرم» به معناى خوش منظر شدن است (اقرب الموارد).[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ «6»

پس آيا به آسمان بالاى سرشان نگاه نكرده‌اند كه چگونه آن را بنا كرديم و (با ستارگان) زينت داديم و آن را هيچ شكاف و خللى نيست؟

وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ «7» تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‌ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ «8»

و زمين را بگسترديم و كوه‌هاى استوار در آن افكنديم و از هر نوع گياه با طراوت در آن رويانديم. تا براى هر بنده‌اى كه (به سوى حق،) روى مى‌آورد، مايه‌ى بينش و پند باشد.

نکته ها

«رَواسِيَ» جمع «راسية» به معناى محكم و استوار است.

بيان زوجيّت گياهان، يكى از معجزه‌هاى علمى قرآن است. «مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ»

جلد 9 - صفحه 210

ريشه تعجّب و بعيد شمردن معاد، چند چيز است:

الف) مرده‌اى كه پوسيد و خاكش پراكنده شد، چه كسى مى‌داند كجاست؟

ب) بر فرض ذّرات پراكنده شناخته شوند، با چه قدرتى جمع مى‌شوند؟

در پاسخ شبهه اول در آيه 4 خوانديم: ما همه ذرّات خاك را مى‌دانيم و مى‌شناسيم. «عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ»

در پاسخ شبهه دوم در اين آيات مى‌فرمايد: ما قدرت جمع كردن آن ذرّات را داريم و نمونه قدرت ما را در آسمان‌ها و زمين مشاهده مى‌كنيد كه چگونه آسمان‌ها را برافراشته و زينت داده‌ايم به گونه‌اى كه هيچ گونه رخنه و كاستى در آن نيست.

در اسلام تعقّل، تفكّر، بصيرت و معرفت، گام اول است و مناجات، گريه، انابه و عبادت گام بعدى. «تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‌» اول بصيرت بعد تذكّر. در جاى ديگر مى‌فرمايد: يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ‌ ... «1» يعنى ابتدا تفكّر و تعقّل مى‌كنند، آنگاه به ربوبيّت خداوند اقرار مى‌كنند.

قرآن در ستايش از خردمندان مى‌فرمايد: «أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ» «2» اشك آنان برخاسته از فكر، معرفت و بصيرت است، نه بر اساس عادت و احساسات.

پیام ها

1- طبيعت، كلاس خداشناسى است. أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ ...

2- با بيان نمونه‌ها، مردم را دعوت كنيد. (براى امكان معاد، به قدرت‌نمايى خداوند در آسمان و زمين نظر كنيد.) «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا»

3- كسانى كه در هستى نمى‌انديشند و معاد را بعيد مى‌شمارند، قابل سرزنش‌اند. «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا»

4- در كرات آسمانى، نظم و قانون حاكم است. كَيْفَ بَنَيْناها ... ما لَها مِنْ فُرُوجٍ‌

5- زمين، كوه‌هاى استوار دارد. «أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ»

«1». آل‌عمران، 191.

«2». مائده، 83.

جلد 9 - صفحه 211

6- استحكام و زيبايى، ويژگى آفريده‌هاى خداوند در آسمان و زمين است. ما لَها مِنْ فُرُوجٍ‌، زينا السماء، أَلْقَيْنا ... رَواسِيَ‌، زَوْجٍ بَهِيجٍ‌

7- رويش گياهان زنده از دل خاك مرده، نمودى از رستاخيز دوباره انسان است. ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ ... وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ‌

8- نگاه به گياهان و مناظر طبيعى، عاملى براى ايجاد نشاط و سرور است. أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا ... مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ‌

9- آن قدر نمونه‌هاى قدرت خداوند را نظر كنيد، تا ذرّه‌اى شبهه باقى نماند. أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا ... بَنَيْنا، زينا، مددنا، أَلْقَيْنا، أَنْبَتْنا

10- ارزان‌ترين، عمومى‌ترين، نزديك‌ترين، سالم‌ترين، بادوام‌ترين، هدفدارترين و جامع‌ترين نشاطها، نگاه در آفريده‌هاى الهى است. «بَهِيجٍ»

11- در مكتب انبيا، نگاه بايد مقدّمه بصيرت، فهميدن، هوشيارى و پند گرفتن باشد. «يَنْظُرُوا- تَبْصِرَةً- ذِكْرى‌»

12- راه بازگشت، بر روى همه باز است. «لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ»

13- اگر انسان، دلى براى فهميدن داشته باشد، تمام هستى (آسمان و زمين) براى او كلاس معرفت است. «تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‌ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ»

14- در مكتب انبيا، زيبايى‌ها و سرورها، وسيله غفلت نيست، بلكه وسيله رشد و قرب است. زينا ... زَوْجٍ بَهِيجٍ‌ ... تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‌ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ‌

15- تواضع، زمينه فهميدن و غرور، باعث محروميّت است. «تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‌ لِكُلِّ عَبْدٍ»

16- زارى و انابه به درگاه خداوند، لازمه عبوديّت است. «عَبْدٍ مُنِيبٍ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص297

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه