آیه 35 سوره دخان

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۶ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<34 آیه 35 سوره دخان 36>>
سوره : سوره دخان (44)
جزء : 25
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

که ما جز این مرگ اول (دیگر هیچ مرگ و زندگی) نداریم و هیچ (در قیامت) زنده نخواهیم شد.

پایان زندگی جز همین مرگ نخستین نیست و ما [پس از این مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.

«جز مرگ نخستين، ديگر [واقعه‌اى‌] نيست و ما زنده‌شدنى نيستيم.

پايان كار جز همين مرگ نخستين نيست و ما ديگربار زنده نمى‌شويم؛

«مرگ ما جز همان مرگ اول نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

‘It will be only our first death, and we shall not be resurrected.

There is naught but our first death and we shall not be raised again.

There is naught but our first death, and we shall not be raised again.

"There is nothing beyond our first death, and we shall not be raised again.

معانی کلمات آیه

«هِیَ»: مرجع این ضمیر می‌تواند (الْمَوْتَةُ) باشد که از سیاق کلام استفاده می‌شود. یعنی: مَا الْمَوْتَةُ إِلاّ مَوْتَتُنَا الأُولی. یا (عاقِبَة) و یا (نِهایَة) باشد. یعنی: مَا عَاقِبَةُ أَمْرِنَا إِلاَّ الْمَوْتَةُ الأُولی. «مَوْتَتُنَا الأولی»: مرگ اوّل ما. مراد از واژه (أَوّل) یا مؤنّث آن (أُولی)، یک بار است؛ نه این که مراد یکم است که دوم و سوم و ... به دنبال داشته باشد. معنی این آیه با آیه سوره انعام برابر است: وَ قَالُوا إِنْ هِیَ إِلاّ حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَ مَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ. «بِمُنشَرِینَ»: زنده شدگان. برانگیخته شدگان.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِنَّ هؤُلاءِ لَيَقُولُونَ «34» إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى‌ وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ «35»

البتّه اين مشركان (زمان تو) پيوسته مى‌گويند: غير از اين مرگ اول ما (چيز ديگرى در كار) نيست و ما بار ديگر زنده نخواهيم شد.

فَأْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «36»

پس اگر شما (پيامبران) راستگو هستيد، پدران (مرده) ما را باز آوريد.

«1». آل‌عمران، 110.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 501

أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْناهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ «37»

آيا مشركان مكه (از نظر موقعيّت) بهترند يا قوم تبّع و ديگرانى كه قبل از آنان بودند. ما آنان را به خاطر آنكه قومى تبهكار بودند هلاك كرديم. (پس چرا اينها عبرت نمى‌گيرند).

نکته ها

در اينكه قوم‌ «تُبَّعٍ» چه كسانى هستند نظرهاى مختلفى است از جمله:

الف) پادشاهان يمن كه چون مردم تابع آنان بودند به نام تُبّع خوانده شدند.

ب) پادشاهانى كه يكى پس از ديگرى روى كار آمدند. (يعنى يكى تابع ديگرى بود)

ج) تبع نام شخصى است كه خودش خوب بود ولى پيروانش بد بودند.

در قرآن عواملى سبب هلاكت و گرفتارى به قهر الهى شمرده شده است از جمله:

فسق، مكر، كفر، تكذيب، ظلم، استكبار، طغيان و گناه.

چنانكه مى‌فرمايد: «فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ» «1» به خاطر طغيان نابود شدند، و يا «فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ» «2»* به خاطر گناهانشان آنان را گرفتار كرديم.

براى افراد لجوج، معجزه آوردن بى اثر است، كسى كه با قاطعيّت مى‌گويد: پس از مرگ خبرى نيست و اين گونه پيش داورى دارد و با لحن‌ «إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» سخن مى‌گويد لجوج است.

پیام ها

1- بازگو كردن عقايد باطل و خرافات ديگران اگر اثر منفى نداشته باشد مانعى ندارد. لَيَقُولُونَ‌ ...

2- ايمان به معاد، مرز ايمان و شرك است. (مشركان، خالقيّت خدا را قبول‌

«1». حاقّه، 5.

«2». آل‌عمران، 11.

جلد 8 - صفحه 502

داشتند، امّا قيامت را نمى‌پذيرفتند.) «وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ»

3- انتخاب معجزه با خداست، نه با مردم. «فَأْتُوا بِآبائِنا»

4- تاريخ، بهترين درس عبرت است. «قَوْمُ تُبَّعٍ»

5- جرم و گناه وسيله هلاكت است. أَهْلَكْناهُمْ‌ ... كانُوا مُجْرِمِينَ‌



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه