آیه 41 سوره شوری

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَٰئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ

مشاهده آیه در سوره


<<40 آیه 41 سوره شوری 42>>
سوره : سوره شوری (42)
جزء : 25
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و هر کس پس از ظلمی که بر او رفته انتقام طلبد، بر اینان هیچ گناه و مؤاخذه نیست.

و کسانی که پس از ستم دیدنشان [به حکم حق و برابر قوانین اسلام] در مقام انتقام برآیند، ایرادی بر آنان نیست [و در شرع مقدس مجوزی وجود ندارد که حق آنان را باطل کنند.]

و هر كه پس از ستم [ديدن‌] خود، يارى جويد [و انتقام گيرد] راه [نكوهشى‌] بر ايشان نيست.

بر كسانى كه پس از ستمى كه بر آنها رفته باشد انتقام مى‌گيرند، ملامتى نيست.

و کسی که بعد از مظلوم‌شدن یاری طلبد، ایرادی بر او نیست؛

ترجمه های انگلیسی(English translations)

As for those who retaliate after being wronged, there is no ground for action against them.

And whoever defends himself after his being oppressed, these it is against whom there is no way (to blame).

And whoso defendeth himself after he hath suffered wrong - for such, there is no way (of blame) against them.

But indeed if any do help and defend themselves after a wrong (done) to them, against such there is no cause of blame.

معانی کلمات آیه

  • انتصر: نصر: يارى كردن. انتصار اگر با «من» باشد به معنى انتقام آيد «انتصر منه: انتقم» چنان كه در صحاح و قاموس و اقرب گفته است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ «40»

و جزاى بدى بديى مانند آن است، پس هر كه عفو كند و اصلاح نمايد پس پاداش او بر خداست همانا او ستمكاران را دوست ندارد.

وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ «41»

و كسانى كه بعد از ظلم ديدنشان (براى رفع آن) يارى مى‌طلبند بر آنان راه (نكوهشى) نيست.

جلد 8 - صفحه 416

نکته ها

در قرآن كريم دوبار عبارت‌ «فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» آمده است: يك بار در سوره‌ى نساء آيه 100 كه مربوط به مهاجرين مخلص است و يك بار در اين آيه كه مربوط به عفو از بدى‌هاى مردم است، پس معلوم مى‌شود پاداش عفو و اصلاح هم وزن پاداش مهاجرت الى اللّه است.

قانون مماثلت در اسلام: از آنجا كه قوانين اسلام طبق عقل وفطرت و عدل است، در امور مختلف برابرى را با صراحت مطرح كرده است كه ما چند نمونه را در اينجا بيان مى‌كنيم:

  • «فَمَنِ اعْتَدى‌ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‌ عَلَيْكُمْ» «1» هركس به شما تعدّى و تجاوز كرد، به مانند آن بر او تعدّى كنيد.
  • «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ» «2»، و براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنها است، حقوق شايسته‌اى قرار داده شده است.
  • «وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ» «3»، هر كس از شما به عمد شكارى را در حال احرام بكشد كيفر و كفّاره‌اش كشتن نظير آن حيوان از چهار پايان است.
  • «وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ» «4» و هرگاه خواستيد مجازات كنيد تنها به مقدارى كه بر شما تعدّى شده كيفر دهيد.

نمونه مماثلت در سنّت‌هاى الهى:

  • «مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ» «5» دشمنان نقشه كشيدند و خداوند چاره‌جويى كرد.
  • «يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ» «6» (منافقين) مى‌خواهند خدا را فريب دهند در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد.
  • «إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» «7» (مى‌گويند:) ما (آنها) را مسخره مى‌كنيم، خداوند آنها را مسخره مى‌كند.
  • «نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ» «8» خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنان را به فراموشى گرفتار كرد.

«1». بقره، 149.

«2». بقره، 228.

«3». مائده، 90.

«4». نحل، 126.

«5». آل‌عمران، 54.

«6». نساء، 142.

«7». بقره، 14- 15.

«8». حشر، 19.

جلد 8 - صفحه 417

  • «فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ» «1» هنگامى كه آنها از حقّ منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت.
  • «وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا» «2» هرگاه برگرديد، ما بازمى‌گرديم.
  • «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‌ وَ زِيادَةٌ» «3» كسانى كه نيكى كردند، پاداش نيك وزياده بر آن دارند.
  • «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» «4»* خداوند از آنها خشنود و آنها از او خشنود خواهند بود.
  • آنان كه در دنيا مى‌گفتند: «سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ» «5» براى ما تفاوت نمى‌كند كه ما را انذار كنى يا نكنى، (بيهوده خود را خسته نكن) در قيامت مى‌گويند: «سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا» «6» چه بى‌تابى كنيم و چه شكيبايى، تفاوتى براى ما ندارد.
  • «مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‌ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‌» «7» آنها كه در اين جهان (از ديدن چهره حقّ) نابينا بودند، در آنجا نيز نابينا هستند.
  • «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ» «8» به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم.
  • اگر خداوند به ما دستور مى‌دهد: «صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً» «9» بر پيامبر درود فرستيد و سلام گوييد وتسليم فرمانش باشيد، در مقابل به پيامبر دستور مى‌دهد: «وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ» «10» به آنها كه زكات مى‌پردازند درود بفرست.

پیام ها

«1». صف، 5.

«2». اسراء، 8.

«3». يونس، 26.

«4». مائده، 119.

«5». شعراء، 136.

«6». ابراهيم، 21.

«7». اسراء، 72.

«8». بقره، 152.

«9». احزاب، 56.

«10». توبه، 103.

جلد 8 - صفحه 418

1- انتقام عادلانه در مقابل خشونت جايز است. «وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها»

2- عفو و اصلاح از كسى كه قدرت انتقام دارد، پاداش بزرگى در پى خواهد داشت. «فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»

3- قصاص و مجازات بايد مطابق جنايت باشد (نه متفاوت با آن كه موجب افراط و تفريط شود). «جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها»

4- مقدّمه و بستر اصلاح گذشت است، در شرايط انتقام و كيفر، اصلاح زمينه‌اى ندارد. «فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ»

5- عفو از بدى ديگران كافى نيست بايد او را اصلاح كرد. «عَفا وَ أَصْلَحَ»

6- تنها برخورد قانونى كافى نيست، بلكه اخلاق و عاطفه نيز لازم است. «سَيِّئَةٌ مِثْلُها» قانون است و «عَفا وَ أَصْلَحَ» عاطفه و اخلاق است.

7- دريافت الطاف الهى مشروط به عفو و اصلاح است نه انتقام. «فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»

8- در انتقام پاداش نيست ولى در عفو پاداش است. فَمَنْ عَفا ... فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ‌

9- تشويق به عفو و اصلاح، براى دفاع از ظالم نيست. «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ»

10- ظالم محبوب خدا نيست خواه ابتدائاً ظلم كند يا در انتقام پا را از حقّ فراتر گذارد. «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ»

11- انتقام براى كسى است كه قدرت دارد، ولى هر كس توان ندارد حقّ اوست كه از ديگران استمداد طلبد. «لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ»

12- قصاص قبل از جنايت نارواست. بَعْدَ ظُلْمِهِ‌ ...

13- انتقام از ستمگر، حقّ مشروع انسان است كه نه در دنيا مورد سرزنش است و در آخرت عقاب دارد. «وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ»



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص502

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه