آیه 7 سوره شوری
| <<6 | آیه 7 سوره شوری | 8>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و این چنین قرآن فصیح عربی را ما به تو وحی کردیم تا مردم امّ القری (شهر مکه) و هر که را که در اطراف آن است (از خدا) بترسانی و هم از (سختی) روز بزرگ قیامت که همه جمع آیند و هیچ شک در آن نیست و گروهی در بهشت جاودان و فرقهای در آتش سوزان روند بیم دهی.
و این گونه قرآنی [به زبان] عربی [فصیح و گویا] به تو وحی کردیم تا [مردمِ] ام القری [شهر مکه] و کسانی را که پیرامون آن هستند، بیم دهی، و آنان را از روز جمع شدن [یعنی روز قیامت] که تردیدی در آن نیست بترسانی، [روزی که] گروهی در بهشت اند و گروهی در آتش سوزان.
و بدين گونه قرآن عربى به سوى تو وحى كرديم تا [مردم] مكّه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى، و از روز گردآمدن [خلق] -كه ترديدى در آن نيست- بيم دهى؛ گروهى در بهشتند و گروهى در آتش.
و نيز اين قرآن را به زبان عربى بر تو وحى كرديم تا امالقرى و ساكنان اطرافش را بيم دهى. همچنين آنان را از روز قيامت -كه در آن ترديدى نيست- بترسانى كه گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان.
و این گونه قرآنی عربی [= فصیح و گویا] را بر تو وحی کردیم تا «امّالقری» [= مکّه] و مردم پیرامون آن را انذار کنی و آنها را از روزی که همه خلایق در آن روز جمع میشوند و شکّ و تردید در آن نیست بترسانی؛ گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- عربى: فصيح و روشن، به نظر طبرسى رحمه اللَّه منظور لغت عرب است.
- ام القرى: نام مكه معظمه است «زادها اللَّه شرفا» كه مركز آباديها بود، اين كلمه فقط دو بار در قرآن آمده است يكى در اينجا، ديگرى در سوره انعام/ 92.
- سعير: آتش افروخته. سعر: افروختن آتش و افروخته شدن آن.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ «7»
و بدين سان قرآنى عربى را به تو وحى كرديم تا مردم مكّه و كسانى را كه اطراف آن هستند هشدار دهى و از روز جمع (قيامت) كه شكى در آن نيست بيم دهى گروهى در بهشت و گروهى در آتش سوزانند.
نکته ها
بر اساس روايات مراد از امّ القرى، مكّه است. در برخى روايات مىخوانيم: اولين نقطهاى كه سر از آب بيرون آورد مكّه بود، لذا آن را «مادر آبادىها» خواندهاند.
يكى از اسامى قيامت «يَوْمَ الْجَمْعِ» است، روزى كه همه مردم يكجا جمع مىشوند، روزى كه جسم با روح، عمل با انسان، ظالم با مظلوم و كيفر و پاداش با عامل آن جمع مىشود.
در آيهى قبل خطاب به پيامبر فرمود: تو وكيل مردم نيستى، در اين آيه مىفرمايد:
وظيفهى تو هشدار و انذار است.
سؤال: با اينكه قرآن كريم بارها ترديد و تعجب كفّار را درباره معاد نقل كرده است پس چرا مىفرمايد: شكى در آن نيست. «لا رَيْبَ فِيهِ»؟
پاسخ: در قرآن يازده بار جمله «لا رَيْبَ فِيهِ» درباره معاد و چهار بار دربارهى قرآن و يك بار درباره أجل آمده است، يعنى با ديدن نمونههاى رستاخيز در طبيعت و پديد آمدن بهار و پاييز و آفرينش خودتان سزاوار نيست در امكان زنده شدن دوباره مردگان شك و ترديد كنيد. نه آنكه هيچ كس شك نمىكند بلكه نبايد شك شود.
پیام ها
1- همان گونه كه انبياى پيشين به زبان قوم خود سخن مىگفتند، قرآن نيز به زبان عربى وحى شده است. وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا ... قُرْآناً عَرَبِيًّا
2- الفاظ قرآن به همين صورت كه هست بر پيامبر نازل شده است. «أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا»
جلد 8 - صفحه 376
3- قرآن، به زبان عربى است و ترجمه آن به هر زبانى كه باشد حكم قرآن را ندارد. «قُرْآناً عَرَبِيًّا» (چون فهم بشر نمىتواند حقايق عبارات و الفاظ قرآن را به صورت كامل درك كند و ترجمه بر اساس فهم شخص مترجم است.)
4- هدف اصلى از دريافتهاى الهى بازدهى آن است. أَوْحَيْنا ... لِتُنْذِرَ
5- كسى كه ديگران را هشدار مىدهد، بايد خود آگاهى و بينش لازم را داشته باشد. أَوْحَيْنا ... لِتُنْذِرَ
6- در شيوهى تبليغ ابتدا مخاطبين و نيازهاى آنان را بشناسيم. (اولين نياز جامعه جاهلى، هشدار بود). «لِتُنْذِرَ»
7- در تبليغ به اولويّتهاى منطقهاى، مكانى و استراتژى توجّه شود. (به نقاط مركزى و محورى اولويّت دهيد.) «أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها»
8- تبليغ بايد از خود و اطرافيان خود آغاز شود. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى»
9- دعوت پيامبر اسلام تدريجى و داراى مراحل متعدّد بوده است. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها»
10- در ميان موارد انذار، مسأله معاد نقش ويژهاى دارد. «وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ»
11- فصاحت قرآن در انذار مردم نقش مهمى دارد. «عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ» (بنا بر اينكه مراد از كلمه «عربى» فصاحت باشد)
12- قيامت با آنكه روز جمع است، روز فصل و تفكيك نيز هست. «فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ»
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص459
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




