آیه 51 سوره فصلت

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۲ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَىٰ بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيضٍ

مشاهده آیه در سوره


<<50 آیه 51 سوره فصلت 52>>
سوره : سوره فصلت (41)
جزء : 25
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و ما هر گاه به انسان (بی‌حوصله کم ظرف) نعمتی عطا کنیم رو بگرداند و (از شکر خدا) دوری جوید، و هر گاه شرّ و بلایی به او روی آورد آن گاه دایم زبان به دعا گشاید (و اظهار عجز نماید).

و هنگامی که به انسان نعمت عطا می کنیم [از طاعت و عبادت] روی بر می گرداند و [با کبر و نخوت] از ما دور می شود، و چون آسیبی به او رسد [برای برطرف شدنش] به دعای فراوان و طولانی روی می آورد؛

و چون انسان را نعمت بخشيم، روى برتابد و خود را كنار كشد، و چون آسيبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد.

چون به آدمى نعمتى ارزانى داريم، رويگردان مى‌شود و به تكبر گردن مى‌افرازد. و اگر بدو شرى برسد، بسيار فرياد و فغان مى‌كند.

و هرگاه به انسان (غافل و بی‌خبر) نعمت دهیم، روی می‌گرداند و به حال تکبّر از حق دور می‌شود؛ ولی هرگاه مختصر ناراحتی به او رسد، تقاضای فراوان و مستمرّ (برای بر طرف شدن آن) دارد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When We bless man, he is disregardful and turns aside; but when an ill befalls him, he makes protracted supplications.

And when We show favor to man, he turns aside and withdraws himself; and when evil touches him, he makes lengthy supplications.

When We show favour unto man, he withdraweth and turneth aside, but when ill toucheth him then he aboundeth in prayer.

When We bestow favours on man, he turns away, and gets himself remote on his side (instead of coming to Us); and when evil seizes him, (he comes) full of prolonged prayer!

معانی کلمات آیه

  • نا: نأى: دور شدن. «نأى فلانا و عنه: بعد عنه».[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى‌ بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ «51»

و هرگاه به انسان كافر نعمتى بخشيم، روى گرداند و خود را كنار كشد و هرگاه شرّى به او رسد پس دعايى طولانى كند.

نکته ها

كلمه‌ى‌ «نَأى‌» به معناى دور شدن است؛ و هرگاه با واژه «جانب» بكار رود، كنايه از تكبّر و غرور است. «نَأى‌ بِجانِبِهِ» يعنى به خاطر نعمت و رفاه مغرور شد و متكبرانه خود را كنار كشيد. كلمه‌ى‌ «عَرِيضٍ» به معناى پهن و كنايه از دعاى زياد است.

سؤال: درآيه 49 خوانديم: «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً» همين كه شرّى به انسان رسيد دچار يأس مى‌شود ولى در اين آيه مى‌فرمايد: «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ» همين كه شرّى به انسان رسد، دعايى طولانى دارد، سؤال اين است كه چگونه انسان مأيوس دعا مى‌كند؟

پاسخ: مفسّران به اين پرسش، پاسخ‌هاى متفاوتى داده‌اند:

در تفسير روح البيان چنين آمده است: بعضى مردم به هنگام گرفتارى مأيوس مى‌شوند و بعضى ديگر دعا مى‌كنند.

برخى در پاسخ اين سؤال گفته‌اند: انسان از اسباب عادّى مأيوس مى‌شود ولى از خدا درخواست مى‌كند. ولى لحن آيه توبيخ است و يأس از اسباب عادّى و توجّه به خدا كار نيكويى است و توبيخ ندارد.

در تفسير نمونه آمده است كه انسان ابتدا دعا مى‌كند ولى كم‌كم مأيوس مى‌شود و اين دعا و يأس در دو مرحله است.

جلد 8 - صفحه 363

شايد بتوان گفت كه مراد از دعا، استمداد از خداوند نيست، بلكه همان يأس است كه به صورت جزع و جيغ و ناله اظهار مى‌كند و هر دو آيه يك مسأله را مطرح مى‌كند لكن در يك جا مى‌فرمايد: مأيوس است و در جاى ديگر مى‌فرمايد: به خاطر يأس جيغ و داد مى‌زند، نظير آيه‌ى‌ «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً»

پیام ها

1- رفاه يا سختى در ميدان زندگى براى بروز و ظهور خصلت‌هاى آدمى و آفات روحى اوست. إِذا أَنْعَمْنا ... وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ

2- رفاه، مايه‌ى غفلت است. أَنْعَمْنا ... أَعْرَضَ‌

3- نعمت‌ها از خداست‌ «أَنْعَمْنا» ولى حوادث تلخ نتيجه عملكرد يا خصلت‌هاى بد خود انسان است. «مَسَّهُ الشَّرُّ» (شرّ به خدا نسبت داده نشده است)

4- انسان تربيت نشده كم ظرفيّت است. «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ»

5- مشكلات و تنگناهاى زندگى در مقابل نعمت‌هاى اعطا شده از سوى خداوند به او اندك است. (براى نعمت كلمه‌ «أَنْعَمْنا» آمده، ولى براى شرّ كلمه‌ «مَسَّهُ» آمده كه به معناى تماس ساده است.)



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص446

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه