آیه 51 سوره فصلت
| <<50 | آیه 51 سوره فصلت | 52>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و ما هر گاه به انسان (بیحوصله کم ظرف) نعمتی عطا کنیم رو بگرداند و (از شکر خدا) دوری جوید، و هر گاه شرّ و بلایی به او روی آورد آن گاه دایم زبان به دعا گشاید (و اظهار عجز نماید).
و هنگامی که به انسان نعمت عطا می کنیم [از طاعت و عبادت] روی بر می گرداند و [با کبر و نخوت] از ما دور می شود، و چون آسیبی به او رسد [برای برطرف شدنش] به دعای فراوان و طولانی روی می آورد؛
و چون انسان را نعمت بخشيم، روى برتابد و خود را كنار كشد، و چون آسيبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد.
چون به آدمى نعمتى ارزانى داريم، رويگردان مىشود و به تكبر گردن مىافرازد. و اگر بدو شرى برسد، بسيار فرياد و فغان مىكند.
و هرگاه به انسان (غافل و بیخبر) نعمت دهیم، روی میگرداند و به حال تکبّر از حق دور میشود؛ ولی هرگاه مختصر ناراحتی به او رسد، تقاضای فراوان و مستمرّ (برای بر طرف شدن آن) دارد!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- نا: نأى: دور شدن. «نأى فلانا و عنه: بعد عنه».[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ «51»
و هرگاه به انسان كافر نعمتى بخشيم، روى گرداند و خود را كنار كشد و هرگاه شرّى به او رسد پس دعايى طولانى كند.
نکته ها
كلمهى «نَأى» به معناى دور شدن است؛ و هرگاه با واژه «جانب» بكار رود، كنايه از تكبّر و غرور است. «نَأى بِجانِبِهِ» يعنى به خاطر نعمت و رفاه مغرور شد و متكبرانه خود را كنار كشيد. كلمهى «عَرِيضٍ» به معناى پهن و كنايه از دعاى زياد است.
سؤال: درآيه 49 خوانديم: «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً» همين كه شرّى به انسان رسيد دچار يأس مىشود ولى در اين آيه مىفرمايد: «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ» همين كه شرّى به انسان رسد، دعايى طولانى دارد، سؤال اين است كه چگونه انسان مأيوس دعا مىكند؟
پاسخ: مفسّران به اين پرسش، پاسخهاى متفاوتى دادهاند:
در تفسير روح البيان چنين آمده است: بعضى مردم به هنگام گرفتارى مأيوس مىشوند و بعضى ديگر دعا مىكنند.
برخى در پاسخ اين سؤال گفتهاند: انسان از اسباب عادّى مأيوس مىشود ولى از خدا درخواست مىكند. ولى لحن آيه توبيخ است و يأس از اسباب عادّى و توجّه به خدا كار نيكويى است و توبيخ ندارد.
در تفسير نمونه آمده است كه انسان ابتدا دعا مىكند ولى كمكم مأيوس مىشود و اين دعا و يأس در دو مرحله است.
جلد 8 - صفحه 363
شايد بتوان گفت كه مراد از دعا، استمداد از خداوند نيست، بلكه همان يأس است كه به صورت جزع و جيغ و ناله اظهار مىكند و هر دو آيه يك مسأله را مطرح مىكند لكن در يك جا مىفرمايد: مأيوس است و در جاى ديگر مىفرمايد: به خاطر يأس جيغ و داد مىزند، نظير آيهى «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً»
پیام ها
1- رفاه يا سختى در ميدان زندگى براى بروز و ظهور خصلتهاى آدمى و آفات روحى اوست. إِذا أَنْعَمْنا ... وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ
2- رفاه، مايهى غفلت است. أَنْعَمْنا ... أَعْرَضَ
3- نعمتها از خداست «أَنْعَمْنا» ولى حوادث تلخ نتيجه عملكرد يا خصلتهاى بد خود انسان است. «مَسَّهُ الشَّرُّ» (شرّ به خدا نسبت داده نشده است)
4- انسان تربيت نشده كم ظرفيّت است. «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ»
5- مشكلات و تنگناهاى زندگى در مقابل نعمتهاى اعطا شده از سوى خداوند به او اندك است. (براى نعمت كلمه «أَنْعَمْنا» آمده، ولى براى شرّ كلمه «مَسَّهُ» آمده كه به معناى تماس ساده است.)
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص446
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




