آیه 49 سوره سبأ

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ

مشاهده آیه در سوره


<<48 آیه 49 سوره سبأ 50>>
سوره : سوره سبأ (34)
جزء : 22
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

باز بگو: (کتاب و رسول و یا شمشیر) حق آمد و دیگر باطل در اول و آخر (در دنیا و آخرت) محو و نابود است.

بگو: حق آمد و باطل [که آن را به جای خدا می پرستید] نه می تواند چیزی را به وجود آورد، و نه می تواند [چیزی که از بین رفته] برگرداند.

بگو: «حق آمد و [ديگر] باطل از سر نمى‌گيرد و برنمى‌گردد.»

بگو: حق فراز آمد و باطل باز نيايد و ياراى بازگشتنش نيست.

بگو: «حق آمد! و باطل (کاری از آن ساخته نیست و) نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Say, ‘The truth has come, and falsehood neither originates nor restores [anything].’

Say: The truth has come, and the falsehood shall vanish and shall not come back.

Say: The Truth hath come, and falsehood showeth not its face and will not return.

Say: "The Truth has arrived, and Falsehood neither creates anything new, nor restores anything."

معانی کلمات آیه

«الْحَقُّ»: مراد اسلام است. «الْبَاطِلُ»: مراد کفر است. «مَا یُبْدِئ‌ُ»: شروع نمی‌کند. نقش جدیدی ایفاء نمی‌کند. «مَا یُعِیدُ»: از سر نمی‌گیرد. دوباره انجام نمی‌دهد. نقش قدیم بازی نمی‌کند. «مَا یُبْدِئُ البَاطِلُ وَ مَا یُعِیدُ»: مراد نقش بر آب بودن همه نقشهای باطل است. انگار باطل به شخص مُرده می‌ماند که نه کارهای گذشته را می‌تواند بکند و نه کارهای تازه‌ای از او ساخته است. ذکر این نکته ضروری است که نور اسلام فاعلیت زدودن کفر و شرک و نفاق را دارد، همان گونه که نور، ظلمت را می‌زداید. امّا انسانها هم باید از نور آن استفاده کنند و قابلیّت را بهم برسانند، تا در پرتو فاعلیتِ فاعلْ و قابلیّت قابل، پیروزی ظاهر و حاصل شود.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ «49»

بگو: حقّ آمد و باطل (كارى از آن ساخته نيست) نمى‌تواند آغازگر چيزى باشد و نه تجديد كننده آن.

قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى‌ نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ «50»

بگو: اگر من گمراه شده باشم به زيان خود گمراه شده‌ام، و اگر هدايت يافته باشم پس به (بركت) چيزى است كه پروردگارم به من وحى مى‌كند، همانا اوست شنواى نزديك.

نکته ها

ابن مسعود كه يكى از اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است مى‌گويد: در مكّه 360 بت بود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه يكى را پس از ديگرى به زمين مى‌انداخت و اين آيه‌ى شريفه را مى‌خواند: قُلْ جاءَ الْحَقُ‌ ... «1»

سؤال: با آمدن قرآن و پيامبر حقّ، چرا باز هم باطل پا برجاست؟

پاسخ: حاكميّت منطقى و علمى، غير از حاكميّت عملى و اجرايى است، آن چه مربوط به خداست، فرستادن حقّ است و آن چه مربوط به ماست عمل و اجراى حقّ است كه چنين نكرديم. آرى، سلامتى بيمار، به نسخه‌ى صحيح و مصرف دارو وابسته است كه يكى وظيفه‌ى پزشك است و ديگرى وظيفه‌ى بيمار.

«1». تفسير مجمع البيان.

جلد 7 - صفحه 464

پیام ها

1- حقّ بر باطل پيروز است. «جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ»

2- قرآن از غيب و آينده خبر مى‌دهد. «وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ»

3- بدون وحى الهى، حتّى پيامبر نيز در معرض انحراف است. «إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى‌ نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي»

4- خطرات و آثار شوم انحراف، به خود انسان باز مى‌گردد. «أَضِلُّ عَلى‌ نَفْسِي»

5- خداوند، هم وحى مى‌فرستد و هم بر ابلاغ آن نظارت دارد. «فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه