آیه 190 سوره شعراء

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۰ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<189 آیه 190 سوره شعراء 191>>
سوره : سوره شعراء (26)
جزء : 19
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

همانا در این هلاک قوم شعیب نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.

بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد؛ و قوم شعیب بیشترشان مؤمن نبودند،

قطعاً در اين [عقوبت درسِ‌] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان آورنده نبودند.

هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.

در این ماجرا، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنها مؤمن نبودند.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

There is indeed a sign in that; but most of them do not have faith.

Most surely there is a sign in this, but most of them do not believe.

Lo! herein is indeed a portent; yet most of them are not believers.

Verily in that is a Sign: but most of them do not believe.


تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ «187» قالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ «188» فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ «189»

پس اگر تو از راستگويانى، پاره‌هايى از آسمان را بر سر ما بيفكن! (شعيب) گفت: پروردگار من به آنچه انجام مى‌دهيد آگاه‌تر است. پس شعيب را تكذيب كردند و عذاب روز ابر (آتشبار) آنان را فراگرفت. البتّه آن عذاب روز بزرگ و هولناكى است.

إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ «190» وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ «191»

جلد 6 - صفحه 367

بى‌شك در اين (ماجرا) نشانه‌اى (از قدرت الهى) است، ولى اكثر مردم ايمان‌آورنده نيستند. و البتّه پروردگارت همان تواناى مهربان است.

نکته ها

كلمه‌ى «كسف» كه چهار بار در قرآن آمده، جمع «كسفة» به معناى قطعه است و در اينجا مراد پاره‌اى از ابر است. و مراد از «عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ»، يا عذاب در روزى است كه مردم از شدّت گرما زير سايبان‌ها پناه برده بودند، يا روزى كه ابرى بر سرشان سايه‌افكنده بود.

در چگونگى عذاب قوم شعيب چند تعبير آمده است: يك جا مى‌فرمايد: با زلزله نابود شدند. «1» در جاى ديگر مى‌فرمايد: با صيحه عذاب شدند. «2» و در اينجا مسأله‌ى ابر مطرح است. هر سه مطلب، با هم قابل جمع است كه از ابرِ سياهى رعد و صيحه‌اى برخيزد و لرزه بر جان آنان بيفتد يا با ايجاد زلزله‌اى همزمان، نابود شوند؛ و شايد زلزله مربوط به اصحاب مَديَن و ابر سياه مربوط به اصحاب ايكه باشد، چون حضرت شعيب بر هر دو قوم مبعوث بود و در سوره‌ى اعراف، رسالت بر قوم مدين مطرح شده است كه آنان با زلزله نابود شدند، ولى در اين سوره از رسالت بر اصحاب ايكه ياد شده است.

پیام ها

1- خواسته وتقاضاى سنگدلان نيز خشن است. «فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ»

2- با مقاومت رهبران حقّ، مخالفان از شعارهاى تند خود عقب نشينى مى‌كنند.

قوم شعيب اوّل او را سحر شده و دروغگو خواندند، سپس گفتند: اگر از راستگويانى. «إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ» به‌ «إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ» تبديل مى‌شود.

3- در شيوه‌ى تبليغ وارشاد، لازم نيست بر طبق تمايلات و خواسته‌هاى مخالفان عمل شود. قالَ رَبِّي أَعْلَمُ‌ ... (آنان سقوط قطعاتى از آسمان را درخواست مى‌كردند، امّا پيامبر پاسخ مى‌دهد: خداوند آگاه‌تر است)

4- ياد خدا وتوكّل بر او، بهترين پشتوانه در برابر خرافات است. قالَ رَبِّي أَعْلَمُ‌ ...

5- سرنوشت ما به دست خود ماست. فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ‌ ...

6- خداوند، انبيا را حمايت و مخالفانشان را نابود مى‌كند. «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ»

7- حبّ دنيا و رسيدن به مال، انسان را به سركشى در برابر انبيا وادار مى‌كند. «لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ‌- فَكَذَّبُوهُ»

«1». اعراف، 89.

«2». هود، 96.

جلد 6 - صفحه 368

8- هدف قرآن از نقل تاريخ، عبرت آموزى است، نه داستان‌سرايى. «لَآيَةً»

9- اكثر مردم در خط حقّ قرار نمى‌گيرند. «وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ»

10- مربّى بايد همراه با قدرت، عطوفت نيز داشته باشد. «لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»

11- همان خداوندى كه شعيب را حمايت و مخالفان او را هلاك كرد، پروردگار تو نيز هست. «إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ» (بيان تاريخ امثال حضرت شعيب، هم مايه‌ى دلدارى و تسلّى پيامبر است و هم تهديدى براى كفّار و دشمنان)

12- هلاكت مخالفان انبيا، نمودى از عزّت و قدرت الهى است، همان گونه كه مهلتى كه به آنان داده مى‌شود نمودى از رحمت اوست. «الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه