آیه 58 سوره فرقان

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۱۵ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ ۚ وَكَفَىٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا

مشاهده آیه در سوره


<<57 آیه 58 سوره فرقان 59>>
سوره : سوره فرقان (25)
جزء : 19
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و تو بر خدای زنده ابدی که هرگز نمیرد توکل کن و به ستایش ذات او وی را تسبیح و تنزیه گو، و هم او که به گناه بندگانش کاملا آگاه است کفایت است (هر که را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد مؤاخذه می‌کند).

و بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد توکل کن، و او را همراه با ستایش تسبیح گوی، و کافی است که او به گناهان بندگانش آگاه باشد.

و بر آن زنده كه نمى‌ميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى؛ و همين بس كه او به گناهان بندگانش آگاه است.

و بر آن زنده‌اى كه نمى‌ميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى و او خود براى آگاهى از گناهان بندگانش كافى است.

و توکّل کن بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد؛ و تسبیح و حمد او را بجا آور؛ و همین بس که او از گناهان بندگانش آگاه است!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Put your trust in the Living One who does not die, and celebrate His praise. He suffices as one all-aware of the sins of His servants.

And rely on the Ever-living Who dies not, and celebrate His praise; and Sufficient is He as being aware of the faults of His servants,

And trust thou in the Living One Who dieth not, and hymn His praise. He sufficeth as the Knower of His bondmen's sins,

And put thy trust in Him Who lives and dies not; and celebrate his praise; and enough is He to be acquainted with the faults of His servants;-

معانی کلمات آیه

«کَفی بِهِ»: او کافی و بسنده است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفى‌ بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً «58»

و بر (خداى) زنده‌اى كه هرگز نمى‌ميرد توكّل كن و به ستايش او تسبيح‌گوى همين بس كه او به گناهان بندگانش آگاهى دقيق دارد.

نکته ها

واژه‌ى‌ «تَوَكَّلْ» با مشتقّاتش هفتاد بار در قرآن آمده است. توكّل به معناى تكيه كردن بر خدا و وكيل گرفتن او در كارها است.

در آيه‌ى قبل به پيامبر فرمود: به مردم بگو: من مزدى از شما نمى‌خواهم، گويا در اين آيه مى‌فرمايد: رهبران دينى كه به مال مردم چشم‌داشتى ندارند، براى زندگى خود بايد تنها به خداوند توكّل نمايند.

توكّل بر خداوند به معناى رها كردن تلاش و كوشش نيست. چنانكه مولوى مى‌گويد:

گفت پيغمبر به آواز بلند

با توكّل زانوى اشتر ببند

رمز الكاسب حبيب اللّه شنو

از توكّل در سبب كاهل مشو

رو توكّل كن تو با كسب اى عمو

جهد مى‌كن كسب مى‌كن مو به مو

پیام ها

1- تكيه‌ى فانى بر فانى لغو است. «تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ»

2- تكيه‌ى ضعيف بر ضعيف لغو است. تَوَكَّلْ عَلَى‌ ... الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ‌

3- تكيه‌ى جاهل بر جاهل لغو است. تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي‌ ... خَبِيراً

4- انبيا نيز به موعظه و تذكر الهى نياز دارند. «وَ تَوَكَّلْ»

5- حيات ابدى مخصوص خداست. «الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ»

6- خدايى را وكيل بگير كه براى هميشه زنده است و اگر امروز به دشمن مهلت داد تا شايد از كارشكنى و كفر دست بردارد، فردا فرصت و مهلت دارد تا از او انتقام گيرد. «لا يَمُوتُ»

جلد 6 - صفحه 274

7- توكّل قلبى بايد با تسبيح و حمد عملى همراه باشد. «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ»

8- خداوند به كارهاى جزئى مردم علم دقيق دارد. «بِذُنُوبِ عِبادِهِ»

9- گناهكاران نيز بندگان خدا هستند. «بِذُنُوبِ عِبادِهِ»

10- ايمان انسان به اين كه خداوند بر گناهانش آگاه است، بهترين اهرم براى پيدايش تقواست. «بِذُنُوبِ عِبادِهِ»

11- آگاهى خداوند بر گناهان مردم، علاوه بر اينكه تهديدى براى كفّار است، براى پيامبر نيز تسلّى و دلدارى مى‌باشد كه نگران نباش، ما از كارشكنى‌هاى آنان آگاهيم و به حساب كفّار لجوج مى‌رسيم. «وَ كَفى‌ بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً»



پانویس

منابع

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه