آیه 38 سوره فرقان
| <<37 | آیه 38 سوره فرقان | 39>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و نیز قوم عاد و ثمود و اصحاب رسّ (شاید قوم شعیباند که نزد چشمه یا چاه آبی که رسّ نامند منزل داشتند) و طوایف دیگر بسیاری بین اینها همه را به کیفر کردارشان هلاک کردیم.
و قوم عاد و ثمود و اهل رسّ و اقوام بسیاری را [نیز که] در [فاصله] میان آن [قوم نوح و اهل رسّ بودند، هلاک کردیم.]
و [نيز] عاديان و ثموديان و اصحاب رَسّ و نسلهاى بسيارى ميان اين [جماعتها] را [هلاك كرديم].
و عاد را و ثمود را و اصحاب رسّ را و نسلهاى بسيارى را كه ميان آنها بودند.
(همچنین) قوم عاد و ثمود و اصحاب الرّس [= گروهی که درختان صنوبر را میپرستیدند] و اقوام بسیار دیگری را که در این میان بودند، هلاک کردیم!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- رس: نام محلى با نام رود «ارس» فعلى است كه در «نكتهها» خواهد آمد، اين لفظ فقط دو بار قرآن آمده است فرقان/ 38، ق/ 32.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ أَصْحابَ الرَّسِّ وَ قُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثِيراً «38»
و قوم عاد و ثمود و اصحاب رَسّ و نسلهاى فراوان ميان آنان را (هلاك كرديم).
وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً «39»
و براى هر يك نمونههايى (براى پند گرفتن) آورديم (و چون عبرت نگرفتند) همه را به سختى نابود كرديم.
نکته ها
«قرون» جمع «قرن»، در اصل به معناى جمعيّتى است كه در يك زمان با هم زندگى مىكنند و به چهل تا صد سال هم يك قرن گفتهاند. «تتبير» از دست دادنِ بزرگى و سرنگون شدن است، به صورتى كه به نابودى و هلاكت كشيده شود. «1»
«1». التحقيق فىكلمات القرآن.
جلد 6 - صفحه 257
اصحاب رسّ چه كسانى بودند؟
دربارهى قوم «رَسّ» در تفاسير مطالب زيادى آمده است از جمله: آنان همان قوم شعيب هستند، يا اين كه «رَسّ» شهرى است در «يمامه»، يا چاهى است در «انطاكيه» يا همان «رود ارس» است و يا غير آن، ولى در كتاب «عيون اخبار الرضا» مىخوانيم:
امام رضا عليه السلام فرمود: شخصى از حضرت على عليه السلام دربارهى «اصحاب رسّ» پرسيد، امام عليه السلام پاسخ داد: بعد از طوفان نوح، درختى به نام «شاه درخت» غرس شد. مردم (اين درخت را مقدّس مىدانستند و) در اطرافش دوازده قريه بنا كردند. نام قريهها به نام ماههاى ايرانى بود: فروردين، ارديبهشت، خرداد تا دوازده ماه، آنان هر ماه در يكى از قريهها جشن وعيد مىگرفتند، البتّه در قريهى اسفند، عيدشان با شكوهتر بود و جمعيّت بيشترى جمع مىشدند.
در آن مراسم جشن، درختى را آتش مىزدند و همين كه دودش بالا مىرفت به گريه و زارى مىافتادند.
خداوند پيامبرى براى آنان فرستاد و آنان را ارشاد كرد، او را تكذيب كردند، پيامبرشان نفرين كرد و آن درخت مقدّسشان خشك شد. پس از آن چاه عميقى حفر كردند و پيامبر خدا را در آن افكندند و او را اين گونه به شهادت رساندند. «1»
و در نهجالبلاغه مىفرمايد: «أين اصحاب مدائن الرس الذين قتلوا الانبياء»
پیام ها
1- سنّت الهى فرستادن رسولان براى هدايت مردم و هلاكت تكذيب كنندگان آنان بوده است. كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْناهُمْ ... وَ عاداً وَ ثَمُودَ ...
2- خداوند با همهى امّتها اتمام حجّت كرده است. «وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ»
3- قهر و غضب خداوند بر كفّار، يكى از سنّتهاى الهى است. «وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً»
«1». تفسير كنزالدقائق.
تفسير نور(10جلدى)، ج6، ص: 258
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج7، ص286
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




