آیه 78 سوره انبیاء

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۰۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<77 آیه 78 سوره انبیاء 79>>
سوره : سوره انبیاء (21)
جزء : 17
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و (یاد کن احوال) داود و سلیمان را وقتی که درباره گوسفندان بی‌شبانی که در مزرعی چریدند (و آن را تباه کردند) قضاوت می‌نمودند (که از شیرشان صاحب زرع به قدر زراعتش استفاده کند) و ما بر حکم آنها گواه بودیم.

و داود و سلیمان را [یاد کن] زمانی که درباره آن کشتزار که شبانه گوسفندان قوم در آن چریده بودند، داوری می کردند، و ما گواه داوری آنان بودیم.

و داوود و سليمان را [ياد كن‌] هنگامى كه در باره آن كشتزار -كه گوسفندان مردم شب‌هنگام در آن چريده بودند- داورى مى‌كردند، و [ما] شاهد داورى آنان بوديم.

و داود و سليمان را ياد كن آنگاه كه درباره كشتزارى داورى كردند كه گوسفندان آن قوم، شبانه در آنجا مى‌چريدند. و ما شاهد داورى آنها بوديم.

و داوود و سلیمان را (به خاطر بیاور) هنگامی که درباره کشتزاری که گوسفندان بی شبان قوم، شبانگاه در آن چریده (و آن را تباه کرده) بودند، داوری می‌کردند؛ و ما بر حکم آنان شاهد بودیم.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And [remember] David and Solomon when they gave judgement concerning the tillage when the sheep of some people strayed into it by night, and We were witness to their judgement.

And Dawood and Sulaiman when they gave judgment concerning the field when the people's sheep pastured therein by night, and We were bearers of witness to their judgment.

And David and Solomon, when they gave judgment concerning the field, when people's sheep had strayed and browsed therein by night; and We were witnesses to their judgment.

And remember David and Solomon, when they gave judgment in the matter of the field into which the sheep of certain people had strayed by night: We did witness their judgment.

معانی کلمات آیه

نفشت: نفش: پراكنده شدن .طبرسى فرموده: نفش غنم و ابل آنست كه در شب پراكنده شده و بدون چوپان بچرد..[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ «78»

و داود و سليمان (را ياد كن) آن هنگام كه درباره كشتزارى كه گوسفندان قوم، شبانگاه در آن چريده (و آن را تباه ساخته بودند) داورى مى‌كردند و ما شاهد داورى آنان بوديم.

فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ «79»

پس ما آن (حكم حقّ) را به سليمان تفهيم كرديم و ما به هر يك از آنها، فرزانگى و دانش داديم، و كوهها را رام داود ساختيم (بطورى كه آنها) و پرندگان (با او) تسبيح مى‌گفتند، و ما انجام دهنده‌ى اين كارها بوديم.

نکته ها

آنچه از روايات و تفاسير، پيرامون ماجراى مطرح در اين آيه بدست مى‌آيد اين است كه:

گوسفندانى شبانه وارد تاكستان شخصى مى‌شوند و آن را ضايع و خراب مى‌كنند، صاحب درختان انگور، شكايت به نزد داود عليه السلام مى‌برد، و حضرت براى جبران خسارت، حكم به تحويل تمام آن گوسفندان به صاحب باغ مى‌كند، امّا فرزند ايشان، سليمان، راه حلّ ديگرى به پدر پيشنهاد مى‌دهد و آن اينكه گوسفندان در اختيار شاكى قرار گيرد تا او از منافع آنها استفاده كند و باغ به صاحب گوسفندان تحويل گردد تا او به ترميم آن بپردازد و بعد از جبران خسارت، هر يك مال اصلى خود را باز پس گيرند. «1»

بديهى است كه هر دو پيامبر بدنبال راهى براى جبران خسارت بودند، ليكن پدر (داود عليه السلام)


«1». الفقيه، ج 3، ص 57.

جلد 5 - صفحه 479

آن را در تحويل گوسفندان مى‌دانست ولى فرزند (سليمان عليه السلام) مى‌خواست به وسيله منافع گوسفندان آن را تدارك كند.

خداوند مى‌فرمايد: اگر چه ما به هر دو، علم و حكمت عطا كرديم، ولى در اين مورد داورى سليمان بهتر بود.

در حديثى آمده است كه هرگاه داود عليه السلام به خواندن كتاب آسمانى «زبور» مشغول مى‌شد، كوه و سنگ و پرنده‌اى نبود مگر اينكه با شنيدن صداى داود عليه السلام با او همنوا مى‌گرديد. «1»

پیام ها

1- بايد احترام پدر، حتّى در ترتيب ذكر نام او با فرزند رعايت شود. «داوُدَ وَ سُلَيْمانَ»

2- قضاوت، يكى از شئون انبيا است. «إِذْ يَحْكُمانِ»

3- انبيا مراجع اصلى و واقعى حل اختلافات مردم هستند. «إِذْ يَحْكُمانِ»

4- جبران ضرر و زيان، اختصاص به موارد عمد ندارد. «نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ»

5- قاضى بايد خدا را بر كار خود شاهد و ناظر بداند. «كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ»

6- فهم و درك درست بدون عنايت الهى ميسور نيست. «فَفَهَّمْناها»

7- گاهى خداوند به فرزند خيرى عطا مى‌كند كه به‌پدر نمى‌دهد. «فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ»

8- تسبيح كوه‌ها، بازتاب صداى تسبيح كننده نيست، بلكه خود يك تسبيح واقعى و حقيقى است. «مَعَ داوُدَ. يُسَبِّحْنَ»

9- همه موجودات از جمله كوه‌ها و پرندگان بهره‌اى از شعور دارند و به تسبيح خداوند مشغولند. «يسبّحن»


«1». تفاسير صافى و نورالثقلين.

تفسير نور(10جلدى) ج‌5 480



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه