آیه 28 سوره انبیاء
| <<27 | آیه 28 سوره انبیاء | 29>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
هر چه آنان از ازل کرده و تا ابد میکنند همه را خدا میداند و هرگز از احدی جز آن کسی که خدا از او راضی است شفاعت نکنند و آنها دائم از خوف (قهر) خدا هراسانند.
خدا همه گذشته آنان و آینده شان را می داند، و جز برای کسی که خدا بپسندد شفاعت نمی کنند، و آنان از ترس [عظمت و جلال] او هراسان و بیمناکند.
آنچه فراروى آنان و آنچه پشت سرشان است مىداند، و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد، شفاعت نمىكنند و خود از بيم او هراسانند.
مىداند، هر چه در برابر آنهاست و هر چه پشت سر آنهاست. و آنان جز كسانى را كه خدا از آنها خشنود است شفاعت نمىكنند و از بيم او لرزانند.
او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را میداند؛ و آنها جز برای کسی که خدا راضی (به شفاعت برای او) است شفاعت نمیکنند؛ و از ترس او بیمناکند.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
مشفقون: شفق: سرخى مغرب پس از غروب آفتاب. راغب گويد: اشفاق چون با «من» آيد معنى خوف در آن ظاهرتر است و چون با «في» آيد معنى اعتنا در آن آشكارتر باشد. طبرسى فرموده: اشفاق خوف از وقوع مكروه است با احتمال عدم وقوع..[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ «28»
(خداوند) آنچه را كه در (آينده) پيش روى آنان و يا گذشتهى آنهاست مىداند و آنان (فرشتگان) جز براى كسى كه خداوند رضايت دهد، شفاعت نمىكنند واز ترس او (پروردگار) بيمناكند.
جلد 5 - صفحه 442
نکته ها
«خوف» يعنى ترس از گناه، ولى «خشيت» به معناى ترس از عظمت الهى است، ترسى كه با تعظيم و احترام همراه باشد.
در روايات آمده است كه مراد از «من ارْتَضى» يعنى كسى كه دين او مورد رضايت است، هر چند گناهكار باشد، زيرا شخص با ايمان به خاطر توبهاى كه پس از گناه مىكند، مورد لطف قرار گرفته و مشمول شفاعت واقع مىشود. «1»
پیام ها
1- تسليم بىچون و چرا بودن، در برابر خدايى ارزش دارد كه به همه چيز آگاه است. «بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ يَعْلَمُ» (توجّه به اينكه خداوند همه چيز را مىداند سبب تسليم همراه با خشيت مىشود.)
2- علم خداوند نسبت به گذشته و آينده يكسان است، بخلاف علم انسان كه فقط نسبت به گذشته است. «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»
3- بندگى و تسليم در برابر خداوند، سببِ داشتن مقام شفاعت است. «عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ يَشْفَعُونَ»
4- فرشتگان نيز اهل شفاعت هستند. «لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى»
5- شفاعت، لياقت مىخواهد. كسانى مشمول شفاعت واقع مىشوند كه خداوند از دين آنها راضى باشد. «إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى»
6- معرفت بيشتر به خداوند بايد سبب خشيت فزونتر باشد. «وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ» (مقام عصمت، مانع از خشيت از خداوند نيست.)
«1». تفاسير صافى و نورالثقلين؛ توحيد صدوق ص 408.
تفسير نور(10جلدى)، ج5، ص: 443
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




