آیه 111 سوره طه
| <<110 | آیه 111 سوره طه | 112>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و بزرگان عالم همه در پیشگاه عزت آن خدای حی توانا ذلیل و خاضعند و (در آن روز) هر که بار ظلم و ستم به دوش دارد سخت زبون و زیانکار است.
و همه چهره ها در برابر [خدای] زنده قائم به ذات خاضع و فروتن می شوند، و کسی که بار ظلم و ستمی با خود برداشت، مسلماً محروم و ناامید شود،
و چهرهها براى آن [خداى] زنده پاينده خضوع مىكنند، و آن كس كه ظلمى بر دوش دارد نوميد مىماند.
و چهرهها در برابر خداى زنده پاينده خاضع مىشود و هر كه بار كفر بر دوش مىكشد نوميد مىگردد.
و (در آن روز) همه چهرهها در برابر خداوند حیّ قیوم، خاضع میشود؛ و مأیوس (و زیانکار) است آن که بار ستمی بر دوش دارد!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
عنت: عناء: خضوع و ذلت. «عَنَتِ الْوُجُوهُ»: چهره ها خاضع شدند.
خاب: خيبة: نوميد شدن. خسران و محروم شدن.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً «110»
(خداوند به) آنچه آنان در پيش روى دارند و آنچه را (در دنيا) پشت سر گذاشتهاند آگاه است، ولى مردم بر او احاطه علمى ندارند.
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً «111»
و (در آن روز) همهى چهرهها در برابر خداوندِ زندهى پاينده، خوار و فروتن مىشود و البتّه هر كس كه بار ستم برداشت، مأيوس و زيان كار است.
نکته ها
كلمه «عَنَتِ» از «عنوة» به معناى ذلّت در برابر قهر و سلطه است، و «قيوم» به كسى گفته
جلد 5 - صفحه 392
مىشود كه قائم به ذات خود و حافظ همه چيز است و مايهى قوام هر چيز را به آن عطا كرده باشد، و كلمهى «خابَ» از «خيبة» به معناى از دست دادن مطلوب است.
پیام ها
1- در قيامت، حسابرسى بسيار دقيق است، زيرا حسابگر همه چيز را به خوبى مىداند و راهى براى سوء استفاده از شفاعت نيست. يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ...
2- احاطهى علمى خداوند نسبت به همه كارهاى گذشته و آينده مردم يكسان است. «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»
3- محدود هرگز نمىتواند بر بىنهايت احاطه پيدا كند. «لا يُحِيطُونَ بِهِ» نه بر ذات او، نه بر صفات او، نه بر آفريدههاى او و نه بر قدرت و كارهاى او.
4- حالاتروحى انسان، قبل از هرچيز در صورت او جلوه مىكند. «عَنَتِ الْوُجُوهُ»
5- سرانجام ظلم، محروميت از رحمت الهى است. «وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً»
6- بسيارى از ظلمها را مىتوان در دنيا با توبه وعذرخواهى از مردم، جبران و محو كرد، بدبخت آن كه ظلم خود را تا قيامت حمل كند. «خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




