آیه 6 سوره مریم
| <<5 | آیه 6 سوره مریم | 7>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما.
که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت] مورد رضایت [خود] قرار ده.
كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد، و او را -اى پروردگار من- پسنديده گردان.
كه ميراثبر من و ميراثبر خاندان يعقوب باشد و او را، اى پروردگار من، شايسته و پسنديده گردان.
که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
رضى: خوشنود شده، راضى شده، آن به معنى مرضىّ است، طبرسى آن را مرضيّا عند اللَّه گفته است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا «6»
(خداوندا! به من جانشينى عطا كن) كه وارث من و دودمان يعقوب باشد و پروردگارا! او را پسنديده قرار ده.
يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا «7»
(خداوند فرمود:) اى زكريّا! ما تو را بشارت مىدهيم به پسرى كه نامش يحيى است (و) قبلًا همنامى براى او قرار ندادهايم.
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا «8»
(زكريّا) گفت: پروردگارا! چگونه براى من پسرى باشد در حالى كه همسرم نازاست و من از پيرى، ناتوان شدهام؟
جلد 5 - صفحه 246
نکته ها
در آيات قرآن، گاهى مراد از ارث، علم است: «وَ أَوْرَثْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ» «1» و گاهى حكومت: «وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ» «2» ولى هر جا كه دليل خاصى نباشد، مراد از ارث، مال است. چنانكه در اين آيات، مراد از «يَرِثُنِي»، فرزندى است كه از پدر ارث مىبرد. «3»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: ميراث خداوند از بندهى مؤمن، فرزند صالحى است كه پس از مرگ او، خدا را عبادت كند، آنگاه اين آيه را تلاوت فرمودند. «4»
كلمهى «رضى» هم به معناى مرضىّ خداوند است و هم به معناى محبوب مردم. مقام رضايت خدا از انسان و انسان از خدا، بالاترين مقامها و فوز عظيم است.
جملهى «مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا» يا به معناى آن است كه نام يحيى بىسابقه است و يا آنكه ويژگىهاى شخصيّتى او سابقه ندارد.
«عِتِيًّا» به معناى از حدّ گذشتن است و دربارهى كسى گفته مىشود كه در اثر پيرى، اندامش خشكيده باشد.
سؤال زكريّا كه گفت: «أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ» به اين معناست كه آيا من و همسرم نيز جوان مىشويم يا در همين حالت پيرى بچهدار مىشويم. «5» آرى، دانش انبيا نيز محدود است و تعجّب از چيزى، با مقام نبوّت آنان منافاتى ندارد.
امام باقر عليه السلام فرمودند: ميان بشارت به فرزند و تولّد حضرت يحيى، پنج سال فاصله شد. «6»
پیام ها
1- قداست نبوّت با خواستههاى فطرى و غريزى، همچون فرزندخواهى منافاتى ندارد. «يَرِثُنِي»
2- دنبال كردن خط انبيا يك ارزش معنوى است. «يَرِثُنِي»
«1». غافر، 53.
«2». نمل، 16.
«3». تفسير كبيرفخررازى.
«4». تفسير نورالثقلين.
«5». تفسير كبيرفخررازى.
«6». تفسير مجمعالبيان؛ بحار، ج 14، ص 176.
جلد 5 - صفحه 247
3- انبيا هم مثل افراد عادّى ارث مىگذارند. «يَرِثُنِي»
4- مردان خدا حتّى در نيازهاى مادّى خود، به ارزشهاى معنوى نيز توجّه دارند. يَرِثُنِي ... رَضِيًّا
5- اگر اولاد مورد رضايت خدا باشد، رحمت است. «وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا» در آيه 2 خوانديم: «ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا»
6- براى صلاح و خوبى فرزند، حتّى قبل از انعقاد نطفه، بايد دعا كرد. «وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا»
7- از خداوند، فرزند صالح بخواهيم. «وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا»
8- نامگذارى را ساده ننگريم، بعضى از نامها از جانب خدا نازل شده است. «نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى» (نام، نشانهى عقايد، فرهنگ، علاقهها، وابستگىها، اهداف، آرمانها و ديدگاههاى انسان است.)
9- مردان و زنان نازا، از لطف الهى مأيوس نباشند. إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ ... عاقِراً ... عِتِيًّا
10- پسر يا دختر بودن فرزند، به دست خداست. «نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




