آیه 22 سوره کهف
| <<21 | آیه 22 سوره کهف | 23>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
بعضی خواهند گفت که عده آن اصحاب کهف سه نفر بود چهارمین هم سگ آنها، و برخی دیگر از روی خیالبافی و غیبگویی میگویند عده آنها پنج نفر بود ششمین سگ آنها، و برخی دیگر گویند: هفت نفر بودند و هشتمین سگ آنها. بگو: خدای من به عده آنها آگاهتر است، که بر عدد آنها به جز افراد قلیلی (مانند انبیاء و اولیاء که از طرف حق به وحی دانستهاند) هیچ کس آگاه نیست، پس تو (با اهل کتاب) درباره آنها مجادله مکن جز آنکه هر چه به ظاهر وحی دانستی اظهار کن و دیگر هرگز فتوا از احدی در این باب مپرس.
به زودی خواهند گفت: سه نفر بودند، چهارمین آنان سگشان بود. و می گویند: پنج نفر بودند، و ششمین آنان سگشان بود، در حالی که [این اظهار نظرهای بی دلیل] تیر به تاریکی انداختن است. و می گویند: هفت نفر بودند، هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به شماره آنان آگاه تر است، جز اندکی کسی شماره آنان را نمی داند. پس درباره آنان بحث و مجادله مکن مگر بحث و مجادله ای ظاهر، و در مورد آنان از هیچ کس نظر مخواه.
به زودى خواهند گفت: «سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود.» و مىگويند: «پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود.» تير در تاريكى مىاندازند. و [عدهاى] مىگويند: «هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگارم به شماره آنها آگاهتر است، جز اندكى [كسى شماره] آنها را نمىداند.» پس در باره ايشان جز به صورت ظاهر جدال مكن و در مورد آنها از هيچ كس جويا مشو.
خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مىگويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود -تير به تاريكى مىافكنند- و مىگويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و شمار ايشان را جز اندككسان نمىدانند. و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مكن و از كس نظر مخواه.
گروهی خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمین آنها سگشان بود!» و گروهی میگویند: «پنچ نفر بودند، که ششمین آنها سگشان بود.» -همه اینها سخنانی بیدلیل است- و گروهی میگویند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمین آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» جز گروه کمی، تعداد آنها را نمیدانند. پس درباره آنان جز با دلیل سخن مگو؛ و از هیچ کس درباره آنها سؤال مکن!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
رجما: «رَجْماً بِالْغَيْبِ» به طور استعاره به معنى ظن است، «الرجم ان يتكلّم بالظن».
تمار: مراء: مجادله. «لا تمار فيهم، الا مراء ظاهرا» درباره اهل كهف با آنها مجادله مكن مگر مجادله اى كه سطحى است يا مجادله اى كه حجت را آشكار كند.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً «22»
بزودى خواهند گفت: (اصحاب كهف) سه نفر بودند، چهارمينشان سگشان بود و (عدّهاى) گويند: پنج نفر بودند، ششمين آنان سگشان بود. (اين سخنى بىدليل و) پرتاب تيرِ گمان به گذشتهاى ناپيداست. و (عدّهاى ديگر) گويند: هفت تن بودند و هشتمين آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به تعدادشان داناتر است (و شمار) آنان را جز اندكى، كسى نمىداند. پس دربارهى آنان جز به ظاهر (و آنچه آشكار كردهايم)، مجادله مكن و دربارهى ايشان از هيچ كس از (اهل كتاب) نظر مخواه.
جلد 5 - صفحه 157
نکته ها
در مورد «رابِعُهُمْ» و «سادِسُهُمْ»، كلمهى «واو» نيامده است، ولى همراه «ثامِنُهُمْ»، «واو» آمده است، شايد به اين جهت كه نظريّهى سه نفر يا پنج نفر بودن آنان، از نااهلان است كه خدا هم تعبير «رجماً بالغيب» دارد، ولى نظريّهى هفت تن بودن از مؤمنان و اهل دقّت است. «1» از اين رو، كلمهى «رَجْماً بِالْغَيْبِ» نيامده وبه احترام آنان، ميان اصحاب كهف و سگشان با واوِ عاطفه فاصله شده است.
اگر حركتها با ارزش وانسانها هدف داشته باشند، وابستهها و متعلّقات و حتى حيوانات همراه نيز بايد به حساب آيند. چون حيوان بودن و نجس بودن دليل بر بىارزشى نيست. در اين آيه سه بار از سگ ياد شده و در آيهى 18 نيز به نقش مثبت سگ اصحاب كهف اشاره شده است. «وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ»
در آيات مختلف اين سوره از حدسگرايى انتقاد شده است:
«رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ» آيه 19، «رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ» آيه 21، «رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ» آيه 22 و «قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا» آيه 26.
پیام ها
1- قرآن از آينده خبر مىدهد. «سَيَقُولُونَ»
2- سخن بىدليل نگوييم و به تخمين و حدس تكيه نكنيم. «رَجْماً بِالْغَيْبِ»
3- در موارد غير لازم بايد از بحث و جدل چشم پوشيد. فَلا تُمارِ فِيهِمْ ...
4- به جاى انديشيدن به عدد، به هدف بينديشيد و دنبال دانستنىهاى بىفايده نرويد. «لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً»
5- دانستن وسؤال از هركسى جايز نيست، از نااهلان نپرسيم. لا تَسْتَفْتِ ... مِنْهُمْ
«1». اين نظريه را ابن عباس از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است.
تفسير نور(10جلدى)، ج5، ص: 158
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




