آیه 86 سوره نحل
| <<85 | آیه 86 سوره نحل | 87>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و چون مشرکان شریکان خود را مشاهده کنند گویند: بارالها، اینانند که ما به جای تو پرستش میکردیم (آنها را که ما را فریب دادند به جای ما مجازات کن)، شریکان جواب دهند که شما البته دروغ میگویید (ما هرگز شما را به پرستش خود نخواندیم).
و زمانی که مشرکان [در عرصه قیامت] بت هایشان را که شریکان خدا قرار داده بودند ببینند، می گویند: پروردگارا! اینان شریکانی هستند که ما آنها را به جای تو می پرستیدیم [و اینان سبب گمراهی ما شدند.] ولی شریکان به آنان پاسخ می دهند: یقیناً شما دروغگویید [؛ زیرا سبب گمراهی شما هوای نفس، کبر و لجاجت شما بود.]
و چون كسانى كه شرك ورزيدند، شريكان خود را ببينند مىگويند: «پروردگارا، اينها بودند آن شريكانى كه ما به جاى تو مىخوانديم». و[لى شريكان] قول آنان را رد مىكنند كه: «شما جدا دروغگويانيد.»
و چون مشركان آنان را كه شريك خدا مىساختند، ببينند، مىگويند: اى پروردگار ما، اينان شريكانى هستند كه ما به جاى تو آنها را مىخوانديم. آنان پاسخ مىگويند كه شما دروغ مىگوييد.
و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند میبینند، میگویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را میخواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها میگویند: «شما دروغگو هستید! (شما هوای نفس خود را پرستش میکردید!)»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«کُنَّا نَدْعُو»: میپرستیدیم. به فریادشان میخواندیم و برآورنده آمالشان میدانستیم. در رسمالخطّ قرآنی الف زائدی در آخر دارد. «مِن دُونِکَ»: به جای تو. به غیر از تو. «أَلْقَوْا إِلَیْهِمُ الْقَوْلَ»: سخنشان را به خودشان برمیگردانند. پاسخ سخنشان را میدهند و تکذیبشان میکنند.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ إِذا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكاءَهُمْ قالُوا رَبَّنا هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكاذِبُونَ «86»
وچون كسانى كه شرك ورزيدند، شركاى (پندارى) خود را (در قيامت) ببينند، گويند پروردگارا اينان شريكان (خيالى) ما بودند كه ما به جاى تو مىخوانديم (ولى شركا به سخن آمده) حرف آنان را به خودشان برگردانده (وپاسخشان دهند) كه شما بدون شك دروغگوييد.
جلد 4 - صفحه 565
نکته ها
بر طبق روايات، در قيامت، مواقف مختلفى است؛
در بعضى مواقف مُهر بر لب خورده و دست و پا گواهى مىدهند.
در موقفى ديگر، نالهها و استمدادها بلند است.
در موقفى ديگر، انسان به دنبال آن است كه گناه خود را به گردن ديگران بيندازد. مثلًا به شيطان مىگويد: تو مرا به كفر و شرك وادار كردى، و شيطان در پاسخ مىگويد: من از روز اوّل با شرك شما مخالف بودم. «إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ» «1»
گاهى مقصّر را بتها مىداند، ولى آنها نيز تبرّى مىجويند. «وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ» «2» حتّى خداوند به حضرت عيسى خطاب مىكند: آيا تو به مردم گفتى كه تو و مادرت را معبود قرار دهند؟ و عيسى در پاسخ مىگويد: تو از هر شريكى منزّهى، ... اين مردم به سراغ جنّ رفتند و هرگز من كسى را به سوى غير تو دعوت نكردهام. «قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ» «3» ودر آيه مورد بحث نيز، موجوداتى كه شركاى خدا قرار گرفته شدهاند، از مشركان تبّرى مىجويند و آنها را تكذيب مىكنند.
پیام ها
1- خداوند شريك ندارد، مشركان براى او شريك مىپندارند. «شُرَكاؤُنَا» و نفرمود: «شركاء الله»
2- وحشت قيامت باعث مىشود كه انسان براى رهايى خود، بار را به دوش ديگران بيندازد. «هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا»
3- معبودهاى ساختگى نيز در قيامت، محشور مىشوند. «هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا»
4- در قيامت، براى دفاع از خود، بتها نيز به سخن در آيند. فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ ...
5- بتها لياقت خود را براى پرستش تكذيب مىكنند وبه بتپرستان مىگويند:
«1». ابراهيم، 22.
«2». فاطر، 14.
«3». مائده، 116.
جلد 4 - صفحه 566
شما در واقع خيالات خود را پرستش مىكرديد. «فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكاذِبُونَ»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




