آیه 31 سوره حجر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۲ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<30 آیه 31 سوره حجر 32>>
سوره : سوره حجر (15)
جزء : 14
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

مگر ابلیس که از همراهی با سجده کنندگان امتناع ورزید.

مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

جز ابليس كه خوددارى كرد از اينكه با سجده‌كنندگان باشد.

مگر ابليس كه سرباز زد كه با سجده‌كنندگان باشد.

جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

but not Iblis: he refused to be among those who prostrated.

But Iblis (did it not); he refused to be with those who made obeisance.

Save Iblis. He refused to be among the prostrate.

Not so Iblis: he refused to be among those who prostrated themselves.

معانی کلمات آیه

ابليس: ابلاس به معنى مأيوس شدن است. به معنى تحير نيز گفته‏ اند . ظاهرا شيطان را به علّت مأيوس شدن از رحمت خدا ابليس گفته ‏اند.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ «29»

پس هرگاه معتدل و استوارش ساختم و از روح خود در او دميدم، پس سجده‌كنان پيش او بيافتيد.

فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ «30»

پس فرشتگان همگى با هم و يك‌سره سجده كردند.

إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى‌ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ «31»

مگر ابليس از اينكه با سجده‌كنان باشد، خوددارى كرد.

نکته ها

مراد از دميده شدن روح خداوند در انسان، جان داشتن و نفس كشيدن نيست، زيرا كه حيوانات نيز نفس مى‌كشند، بلكه مراد اعطاى صفاتى چون خلّاقيّت، اراده و علم، از سوى خدا به انسان است و نسبت دادن روح به خداوند، براى شرافت روح است، نظير بيت‌اللَّه و شهراللَّه.

سجده فرشتگان بر آدم، يك سجده تشريفاتى نبود، بلكه به معناى خضوع آنان در برابر آدم و نسل او بود. يعنى فرشتگان نيز در خدمت بشر و مسخّر اويند. «1»


«1». تفسير الميزان.

جلد 4 - صفحه 457

پیام ها

1- آفرينش انسان، كامل و متعادل است. «سَوَّيْتُهُ»

2- سجده فرشتگان، بخاطر دميده شدن روح خدا بود. «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا»

تن‌آدمى شريف است به جان آدميّت‌

نه همين لباس زيباست نشان آدميّت‌

3- انسان، موجودى است دو بُعدى و در هر دو بُعد كامل است. در بُعد مادّى، «سَوَّيْتُهُ» در بُعد معنوى، «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»

4- انسان، مظهر تجلّى بعضى صفات خداوند است. «مِنْ رُوحِي»

5- معنويّت، نياز به تن و مَركَب مادّى دارد. سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ‌ ...

6- كسانى‌كه حاضر نيستند در صفوف سجده‌كنان باشند، روح ابليسى دارند. إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى‌ ...

7- گرچه سجود و ركوع يك ارزش است، ولى اگر همراه با ركوع و سجود ديگر نمازگزاران باشد ارزش كامل‌ترى دارد. «1» «مَعَ السَّاجِدِينَ»


«1». «وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» بقره، 43.



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه