آیه 30 سوره یوسف
| <<29 | آیه 30 سوره یوسف | 31>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و زنانی در شهر مصر گفتند: زن عزیز مصر قصد مراوده با غلام خویش داشته و حب او وی را شیفته و فریفته خود ساخته و ما او را (از فرط محبت) کاملا در ضلالت میبینیم.
و گروهی از زنان در شهر شایع کردند که همسر عزیز [مصر] در حالی که عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ کرده از او درخواست کام جویی می کند؛ یقیناً ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم.
و [دستهاى از] زنان در شهر گفتند: «زن عزيز از غلام خود، كام خواسته و سخت خاطرخواه او شده است. به راستى ما او را در گمراهى آشكارى مىبينيم.»
زنان شهر گفتند: زن عزيز در پى كامجويى از غلام خود شده است و شيفته او گشته است. ما وى را در گمراهى آشكارا مىبينيم.
(این جریان در شهر منعکس شد؛) گروهی از زنان شهر گفتند: «همسر عزیز، جوانش [= غلامش] را بسوی خود دعوت میکند! عشق این جوان، در اعماق قلبش نفوذ کرده، ما او را در گمراهی آشکاری میبینیم!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
نسوة: زنان. همچنين است نساء و نسوان . اين جمعها ، از لفظ خود مفرد ندارند . مفرد آنها ، مرئه است از غير لفظشان.
شغفها: شغاف: غلاف قلب. فاعل «شَغَفَها حُبًّا» كلمه «فتى» است و «حبا» تميز است . يعنى عشق غلام پرده قلب زن را پاره كرده و در درون آن جاى گرفته است.
فتاها: فتى: غلام جوان. مؤنث آن فتاة است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ «30»
زنانى در شهر (زبان به ملامت گشودند و) گفتند: همسر عزيز با غلامش مراوده داشته و از او كام خواسته است. همانا يك غلام او را شيفته خود كرده است. به راستى ما او را در گمراهى آشكار مىبينيم.
نکته ها
شغاف» به پيچيدگى بالاى قلب يا پوسته نازك روى قلب، كه همچون غلاف آنرا در برمىگيرد، گفته شده است. جملهى «شَغَفَها حُبًّا» يعنى علاقهى يوسف به قلب زليخا گره خورده و عشق شديد شده است. «1»
دو گروه درباره يوسف گفتند: علاقهى بيش از حدّ به او نشانهى گمراهى است: يكى برادرانش كه به جهت محبّت پدر به يوسف، پدر را گمراه خوانده و گفتند: «إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ» و ديگرى زنانِ مصر كه به جهت علاقهى شديد زليخا به يوسف، زليخا را گمراه خوانده و گفتند: «إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ».
هر كس يوسف را براى خود مىخواهد؛ يعقوب او را فرزند خود مىداند؛ «يا بُنَيَّ» كاروان او را سرمايه خود مىداند؛ «شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ» عزيز مصر او را فرزند خوانده مىداند؛ «نَتَّخِذَهُ
«1». تفسير نمونه.
جلد 4 - صفحه 193
وَلَداً» زليخا او را معشوق خود مىداند؛ «شَغَفَها حُبًّا» زندانيان او را تعبير كننده خواب خود مىدانند؛ «نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ» ولى خداوند او را برگزيده و رسول خود مىداند؛ «يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ» و آنچه براى يوسف ماند، همين مقام رسالت بود. «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ»
پیام ها
1- اخبار مربوط به خانواده مسئولان، زود شايع مىگردد، پس بايد مراقب رفتارهاى خود باشند. قالَ نِسْوَةٌ ... امْرَأَتُ الْعَزِيزِ
2- بستن درها براى انجام گناه نيز مانع رسوايى نمىشود. قالَ نِسْوَةٌ ... امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ
3- خطاهاى افراد خانواده به مرد و سرپرست خانواده منتسب مىشود. «امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها»*
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




