آیه 19 سوره یوسف
| <<18 | آیه 19 سوره یوسف | 20>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
باری کاروانی آنجا رسید و سقّای قافله را برای آب فرستادند، دلو را به چاه فرستاد (همین که از آن چاه برآورد) گفت: به به از این بشارت و خوشبختی که رخ داده، این پسری است (که نصیب ما شده است). و او را پنهان داشتند که سرمایه تجارت کنند و خدا به آنچه میکردند آگاه بود.
و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا [ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه می خواستند انجام دهند، دانا بود.
و كاروانى آمد. پس آبآور خود را فرستادند. و دلوش را انداخت. گفت: «مژده! اين يك پسر است!» و او را چون كالايى پنهان داشتند. و خدا به آنچه مىكردند دانا بود.
كاروانى آمد. آبآورشان را فرستادند. دلو فرو كرد. گفت: مژدگانى، اين پسرى است. او را چون متاعى پنهان ساختند و خدا به كارى كه مىكردند آگاه بود.
و (در همین حال) کاروانی فرا رسید؛ و مأمور آب را (به سراغ آب) فرستادند؛ او دلو خود را در چاه افکند؛ (ناگهان) صدا زد: «مژده باد! این کودکی است (زیبا و دوست داشتنی!)» و این امر را بعنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند. و خداوند به آنچه آنها انجام میدادند، آگاه بود.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
سياره: كاروان . چنان كه در آيه 10 گذشت.
واردهم: راغب گويد: ورود در اصل به معنى قصد آب است . سپس در غير آن (مانند : دخول و مشرف شدن به دخول) به كار مى رود؛ على هذا «وارد» در آيه ، به معنى آبدار و قصد كننده آب است . فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ: يعنى آبدار خود را فرستادند. به قولى ، «وارد» كسى است كه براى آب آوردن به جلو افتاده است.
ادلى: دلوهم مصدر آمده به معنى وارد كردن دلو به چاه و هم اسم آمده به معنى ظرف آب كشى . فَأَدْلى دَلْوَهُ به نظر طبرسى ، يعنى دلو را به چاه فرستاد و به نظر راغب ، آن را از چاه بيرون كشيد . فَأَدْلى دَلْوَهُ: يعنى دلو خود را بيرون كشيد.
اسروه: سر: نهان، امر پوشيده. اسرار: پنهان كردن. «اسروه» : پنهان كردند او را.
بضاعة: بضاعت: سرمايه. جوهرى گويد: بضاعت ، قسمتى از مال است كه براى تجارت اختصاص داده مى شود. طبرسى نيز چنين گفته است . بضع در اصل ، به معنى قطع است، سرمايه ، مقدارى جدا شده از مال است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى هذا غُلامٌ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَعْمَلُونَ «19»
و (يوسف در چاه بود تا) كاروانى فرا رسيد و مأمور آب را فرستادند (تا آب بياورد)، پس او دلو خود را به چاه افكند، (يوسف به طنابِ دلو آويزان شد و به بالاى چاه رسيد) مأمور آب فرياد زد: مژده كه اين پسرى است. او را چون كالائى پنهان داشتند (تا كسى ادّعاى مالكيّت نكند)، در حالى كه خداوند بر آنچه انجام مىدادند آگاه بود.
نکته ها
خداوند، بندگان مخلص خود را تنها نمىگذارد و آنها را در شدايد و سختىها نجات مىدهد.
نوح را روى آب، يونس را زير آب و يوسف را كنار آب، نجات داد. همچنان كه ابراهيم را از آتش، موسى را در وسط دريا و محمّد صلى الله عليه و آله را درونِ غار و على عليه السلام را در بستر كه به جاى پيامبر خوابيده بود، نجات داد.
با اراده الهى، ريسمان چاه وسيله شد تا يوسف از قعر چاه به تخت و كاخ برسد، پس بنگريد با حبلاللَّه چه مىتوان انجام داد!؟ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ ... «1»
پیام ها
1- گاهى خودىها انسان را در چاه مىاندازند، ولى خداوند از طريق بيگانگان، انسان را نجات مىدهد. «جاءَتْ سَيَّارَةٌ»
2- تقسيم كار، يكى از اصول مديريّت و زندگى جمعى است. («وارِدَهُمْ» به معناى مسئول آب است.)
3- گروهى، انسان را به ديد كالا مىنگرند. «بِضاعَةً»
4- كتمان حقيقت، در برابر مردم امكان دارد، با خدا چه مىكنيم كه به همه چيز آگاه است. أَسَرُّوهُ ... وَ اللَّهُ عَلِيمٌ
«1». آلعمران، 103.
جلد 4 - صفحه 176
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




