آیه 19 سوره یوسف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۱۰ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَىٰ دَلْوَهُ ۖ قَالَ يَا بُشْرَىٰ هَٰذَا غُلَامٌ ۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<18 آیه 19 سوره یوسف 20>>
سوره : سوره یوسف (12)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

باری کاروانی آنجا رسید و سقّای قافله را برای آب فرستادند، دلو را به چاه فرستاد (همین که از آن چاه برآورد) گفت: به به از این بشارت و خوشبختی که رخ داده، این پسری است (که نصیب ما شده است). و او را پنهان داشتند که سرمایه تجارت کنند و خدا به آنچه می‌کردند آگاه بود.

و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا [ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه می خواستند انجام دهند، دانا بود.

و كاروانى آمد. پس آب‌آور خود را فرستادند. و دلوش را انداخت. گفت: «مژده! اين يك پسر است!» و او را چون كالايى پنهان داشتند. و خدا به آنچه مى‌كردند دانا بود.

كاروانى آمد. آب‌آورشان را فرستادند. دلو فرو كرد. گفت: مژدگانى، اين پسرى است. او را چون متاعى پنهان ساختند و خدا به كارى كه مى‌كردند آگاه بود.

و (در همین حال) کاروانی فرا رسید؛ و مأمور آب را (به سراغ آب) فرستادند؛ او دلو خود را در چاه افکند؛ (ناگهان) صدا زد: «مژده باد! این کودکی است (زیبا و دوست داشتنی!)» و این امر را بعنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند. و خداوند به آنچه آنها انجام می‌دادند، آگاه بود.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

There came a caravan, and they sent their water-drawer, who let down his bucket. ‘Good news!’ he said. ‘This is a young boy!’ So they hid him as [a piece of] merchandise, and Allah knew best what they were doing.

And there came travellers and they sent their water-drawer and he let down his bucket. He said: O good news! this is a youth; and they concealed him as an article of merchandise, and Allah knew what they did.

And there came a caravan, and they sent their waterdrawer. He let down his pail (into the pit). He said: Good luck! Here is a youth. And they hid him as a treasure, and Allah was Aware of what they did.

Then there came a caravan of travellers: they sent their water-carrier (for water), and he let down his bucket (into the well)... He said: "Ah there! Good news! Here is a (fine) young man!" So they concealed him as a treasure! But Allah knoweth well all that they do!

معانی کلمات آیه

سياره: كاروان . چنان كه در آيه 10 گذشت.

واردهم: راغب گويد: ورود در اصل به معنى قصد آب است . سپس در غير آن (مانند : دخول و مشرف شدن به دخول) به كار مى ‏رود؛ على هذا «وارد» در آيه ، به معنى آبدار و قصد كننده آب است . فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ‏: يعنى آبدار خود را فرستادند. به قولى ، «وارد» كسى است كه براى آب آوردن به جلو افتاده است.

ادلى: دلوهم مصدر آمده به معنى وارد كردن دلو به چاه و هم اسم آمده به معنى ظرف آب كشى . فَأَدْلى‏ دَلْوَهُ‏ به نظر طبرسى ، يعنى دلو را به چاه فرستاد و به نظر راغب ، آن را از چاه بيرون كشيد . فَأَدْلى‏ دَلْوَهُ‏: يعنى دلو خود را بيرون كشيد.

اسروه: سر: نهان، امر پوشيده. اسرار: پنهان كردن. «اسروه» : پنهان كردند او را.

بضاعة: بضاعت: سرمايه. جوهرى گويد: بضاعت ، قسمتى از مال است‏ كه براى تجارت اختصاص داده مى‏ شود. طبرسى نيز چنين گفته است . بضع در اصل ، به معنى قطع است، سرمايه ، مقدارى جدا شده از مال است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى‌ دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى‌ هذا غُلامٌ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَعْمَلُونَ «19»

و (يوسف در چاه بود تا) كاروانى فرا رسيد و مأمور آب را فرستادند (تا آب بياورد)، پس او دلو خود را به چاه افكند، (يوسف به طنابِ دلو آويزان شد و به بالاى چاه رسيد) مأمور آب فرياد زد: مژده كه اين پسرى است. او را چون كالائى پنهان داشتند (تا كسى ادّعاى مالكيّت نكند)، در حالى كه خداوند بر آنچه انجام مى‌دادند آگاه بود.

نکته ها

خداوند، بندگان مخلص خود را تنها نمى‌گذارد و آنها را در شدايد و سختى‌ها نجات مى‌دهد.

نوح را روى آب، يونس را زير آب و يوسف را كنار آب، نجات داد. همچنان كه ابراهيم را از آتش، موسى را در وسط دريا و محمّد صلى الله عليه و آله را درونِ غار و على عليه السلام را در بستر كه به جاى پيامبر خوابيده بود، نجات داد.

با اراده الهى، ريسمان چاه وسيله شد تا يوسف از قعر چاه به تخت و كاخ برسد، پس بنگريد با حبل‌اللَّه چه مى‌توان انجام داد!؟ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ‌ ... «1»

پیام ها

1- گاهى خودى‌ها انسان را در چاه مى‌اندازند، ولى خداوند از طريق بيگانگان، انسان را نجات مى‌دهد. «جاءَتْ سَيَّارَةٌ»

2- تقسيم كار، يكى از اصول مديريّت و زندگى جمعى است. («وارِدَهُمْ» به معناى مسئول آب است.)

3- گروهى، انسان را به ديد كالا مى‌نگرند. «بِضاعَةً»

4- كتمان حقيقت، در برابر مردم امكان دارد، با خدا چه مى‌كنيم كه به همه چيز آگاه است. أَسَرُّوهُ‌ ... وَ اللَّهُ عَلِيمٌ‌


«1». آل‌عمران، 103.

جلد 4 - صفحه 176



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه