آیه 3 سوره یونس

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۲۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ۖ مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<2 آیه 3 سوره یونس 4>>
سوره : سوره یونس (10)
جزء : 11
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

خالق و پروردگار شما به حقیقت خداست که جهان را از آسمانها و زمین در شش روز (یعنی مقدار زمان شش روز یا شش مرتبه وجودی) خلق فرمود. آن گاه ذات مقدسش بر عرش فرمانروایی قرار گرفت، امر آفرینش را نیکو ترتیب می‌دهد، هیچ کس شفیع و واسطه جز به رخصت او نخواهد بود، چنین خدایی به حقیقت پروردگار شماست، او را به یگانگی پرستید، چرا متذکر نمی‌شوید؟

یقیناً پروردگارتان خدای یکتاست که آسمان ها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر می کند. [کار] هیچ واسطه ای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر و ترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکّر [حقایق] نمی شوید؟

پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد. سپس بر عرش استيلا يافت. كار [آفرينش‌] را تدبير مى‌كند. شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست. اين است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستيد. آيا پند نمى‌گيريد؟

پروردگار شما اللّه است كه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد؛ سپس به عرش پرداخت؛ ترتيب كارها را از روى تدبير بداد. جز به رخصت او شفاعت‌كننده‌اى نباشد. اين است اللّه پروردگار شما. او را بپرستيد. چرا پند نمى‌گيريد؟

پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت؛ هیچ شفاعت کننده‌ای، جز با اذن او نیست؛ این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکّر نمی‌شوید؟!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Indeed your Lord is Allah, who created the heavens and the earth in six days, and then settled on the Throne, directing the command. There is no intercessor, except by His leave. That is Allah, your Lord! So worship Him. Will you not then take admonition?

Surely your Lord is Allah, Who created the heavens and the earth in six periods, and He is firm in power, regulating the affair, there is no intercessor except after His permission; this is Allah, your Lord, therefore serve Him; will you not then mind?

Lo! your Lord is Allah Who created the heavens and the earth in six Days, then He established Himself upon the Throne, directing all things. There is no intercessor (with Him) save after His permission. That is Allah, your Lord, so worship Him. Oh, will ye not remind?

Verily your Lord is Allah, who created the heavens and the earth in six days, and is firmly established on the throne (of authority), regulating and governing all things. No intercessor (can plead with Him) except after His leave (hath been obtained). This is Allah your Lord; Him therefore serve ye: will ye not receive admonition?

معانی کلمات آیه

استوى: استواء اگر با «على» باشد، به معناى استقرار يافتن و برقرار شدن است. مثل : وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِ‏ هود/ 44 كشتى بر كوه جودى استقرار يافت و مثل:‏ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏ طه/ 5 خدا بر عرش استقرار يافت. منظور از آن، تدبير و اداره امور جهان است. و اگر با «الى» باشد، به معنى توجه است. مانند : ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ‏ بقره/ 29 سپس به آسمان توجه كرد و پرداخت.

عرش: عرش در اصل به معنى رفع و بالا بردن است. تخت حكومت را عرش گويند. به علت بالا رفتن در آن. مثل‏ : وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ‏ نمل/ 23. آن در قرآن گاهى، به معنى تخت حكومت و كنايه از تدبير جهان است. مانند: ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏ و گاهى، يك موجود به خصوصى است. مثل: وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ‏ زمر/ 75 ( رجوع شود به قاموس قرآن- عرش)

شفيع: واسطه. شفع در اصل به معنى لاحق كردن چيزى به چيزى يا به مثل خود است. «الشفع: ضم شي‏ء الى مثله». گويى شفاعت كننده خواهش خويش را به بنده يا عمل بنده منضم مى ‏كند و از خدا مى‏ خواهد كه طرف را ببخشد.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ «3»

همانا پروردگارتان، خدايى است كه آسمان‌ها و زمين را در شش روز و دوران آفريد، سپس بر عرش استيلاء يافت (زمام امور را به دست گرفت). كار جهان را تدبير و سامان دهى مى‌كند. هيچ شفاعت‌كننده‌اى جز با اذن او نيست. آن خداوند است كه پروردگار شماست، پس او را بپرستيد. آيا پند نمى‌گيريد؟

نکته ها

مراد از شش روز، شش روزگار و شش مرحله ودوران در آفرينش است، و ممكن است مراد از آن، مدّتى برابر شش روز باشد.

جلد 3 - صفحه 537

«عَرش»، مركز تدبير و كنايه از قدرت است. وقتى مى‌گويند: فلانى بر تخت نشست يا او را از تخت پايين كشيدند، يعنى به قدرت رسيد يا بركنار شد. سلطه‌ى خداوند، هم پيش از آفرينش آسمان‌ها و زمين بر هستى بوده، «وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ» «1»، هم پس از خلقت آنها، و پس از پايان جهان و در قيامت هم سلطه‌ى الهى بر همه‌ى هستى باقى است.

«يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ» «2»

امام صادق عليه السلام فرمود: عرش، مربّع است، زيرا كلماتى كه بناى اسلام بر آن است نيز چهار كلمه است: «سبحان‌اللّه والحمدللّه ولااله‌الااللّه واللّه‌اكبر». «3»

پیام ها

1- آفرينش جهان با برنامه‌ريزى و زمان بندى صورت پذيرفته است. «سِتَّةِ أَيَّامٍ» (وقتى بر نظام هستى برنامه و تدبير حاكم است، چگونه مى‌توان پذيرفت انسان كه گل سرسبد موجودات است، بى‌برنامه باشد؟!)

2- اوّل خداشناسى، سپس خداپرستى. إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي‌ ... فَاعْبُدُوهُ‌

3- هستى قانون‌مند و هدفدار است. لازمه‌ى تدبير امر، عاقبت وهدف داشتن و قانون‌مند بودن است. «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ»

4- عبادت، سزاوار كسى است كه خلقت و تدبير به دست اوست، نه ديگران. خَلَقَ‌ ... يُدَبِّرُ ... ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ‌

5- خداوند هستى را آفريده، «خَلَقَ» ودر قبضه دارد، «اسْتَوى‌» وبا حكمت دائماً آن‌را اداره مى‌كند، «يُدَبِّرُ» وبدون اذن او كسى را نفوذى نيست، «ما مِنْ شَفِيعٍ» و توجّه به اين حقايق، زمينه‌ى پيدايش روح بندگى وپرستش است. «فَاعْبُدُوهُ»

6- واسطه‌شدن هر موجودى بايد از سوى خداوند تأييد شود. پس بى‌جهت بت‌ها را شفيع قرار ندهيم. «ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ»


«1». هود، 7.

«2». الحاقه، 17

«3». علل الشرايع، ص 398.

جلد 3 - صفحه 538

7- الوهيّت از ربوبيّت جدا نيست. طاغوت‌ها مى‌كوشند خالق را خدا بدانند، ولى سياستگذار ومدبّر را خودشان، ودين را از سياست جدا بدانند. «اللَّهُ رَبُّكُمْ»

8- انسان آفريدگار خويش را باور دارد، تنها نيازمند تذكّر است. «أَ فَلا تَذَكَّرُونَ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه