آیه 135 سوره اعراف
| <<134 | آیه 135 سوره اعراف | 136>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
پس چون بلا را تا مدتی که متعهد شدند ایمان آورند از سر آنها رفع کردیم، باز پیمان را شکستند.
پس هنگامی که عذاب را تا مدتی که [می باید همه] آنان به پایان مهلتآن می رسیدند از ایشان برطرف کردیم، به دور از انتظار پیمانشان را می شکستند.
و چون عذاب را -تا سررسيدى كه آنان بدان رسيدند- از آنها برداشتيم باز هم پيمانشكنى كردند.
چون تا آن زمان كه قرار نهاده بودند عذاب را از آنها دور كرديم، پيمان خود را شكستند.
اما هنگامی که بلا را، پس از مدت معینی که به آن میرسیدند، از آنها برمیداشتیم، پیمان خویش را میشکستند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
كشفت: كشف: زايل كردن و از بين بردن.«كشفت»: زايل كردى. ينكثون: نكث شكستن. در مجمع البيان گفته است: نكث، نقض عهد مى باشد.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ «134»
و چون بلا و بدبختى بر آنان واقع شد، (نزد موسى آمده) گفتند: اى موسى! براى ما نزد پروردگارت به خاطر عهدى كه نزد تو دارد (و دعاى تو را مستجاب مىكند)، دعا كن كه اگر اين بلا را از ما برگردانى، قطعاً به تو ايمان مىآوريم و حتماً بنىاسرائيل را (آزاد كرده و) با تو روانه مىكنيم.
«1». فتح، 4 و 7.
تفسير نور(10جلدى)، ج3، ص: 155
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ «135»
پس همين كه نكبت و بدبختى را (به خاطر دعاى موسى) از آنان تا مدّتى كه بايد به آن مىرسيدند برداشتيم، باز هم پيمان خود را مىشكستند.
نکته ها
«نكث»، در اصل به معناى باز كردن ريسمان تابيده شده است، سپس در مورد پيمانشكنى به كار رفته است.
«أَجَلٍ» در اين آيه، ممكن است مراد مدّتى باشد كه حضرت موسى عليه السلام براى رفع بلا تعيين مىكرد كه مثلًا فلان روز يا فلان ساعت بر طرف خواهد شد، تا بفهمند كه اين كيفر الهى است نه تصادفى.
و يا مراد اين باشد كه آن قوم لجوج، سرانجام گرفتار قهر حتمى خواهند شد، ولى تا رسيدن آن اجل حتمى و غرق شدن در دريا، موقّتاً عذاب برداشته مىشود.
مراد از عهد، يا استجابت دعاى موسى مىباشد و يا منظور مقام نبوّت و رسالت اوست. «1»
پیام ها
1- نياز و گرفتارى، غرور انسان را مىشكند. لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا ...
آنچه شيران را كند روبه مزاج
احتياج است، احتياج است، احتياج
2- كافران نيز از طريق توسّل به اولياى خدا، نتيجه مىگرفتند. «يا مُوسَى ادْعُ لَنا»
3- فرعونيان نيز به وجود خدايى كارساز براى حضرت موسى، ايمان داشتند. «يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ»
4- دعا، در جلب رحمت خدا و دفع سختىها وبلاها مؤثّر است. «ادْعُ لَنا رَبَّكَ»
5- آزادسازى انسانها، از رسالتهاى انبياست. «لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ»
6- برطرف كردن عذاب و قهر الهى، تنها به دست خود اوست. «فَلَمَّا كَشَفْنا»
«1». تفسير نمونه.
جلد 3 - صفحه 156
7- به وعدههاى ديگران، به هنگام اضطرار و ناچارى، چندان تكيه نكنيم. فَلَمَّا كَشَفْنا ... يَنْكُثُونَ
8- تجاوزگرى انسان، اغلب در هنگام رفاه و احساس بىنيازى است. كَشَفْنا ... يَنْكُثُونَ چنانكه در جاى ديگر مىخوانيم: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى» «1»
9- حوادث تلخ و شيرين در نظام هستى، زمانبندى دارد. «إِلى أَجَلٍ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




