آیه 94 سوره اعراف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۷ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<93 آیه 94 سوره اعراف 95>>
سوره : سوره اعراف (7)
جزء : 9
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و ما هیچ پیغمبری به هیچ شهر و دیاری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را به شداید و محن مبتلا ساختیم تا به درگاه خدا تضرع و زاری کنند.

هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را [پس از تکذیب آن پیامبر] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [به پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.

و در هيچ شهرى، پيامبرى نفرستاديم مگر آنكه مردمش را به سختى و رنج دچار كرديم تا مگر به زارى درآيند.

و ما هيچ پيامبرى را به هيچ قريه‌اى نفرستاديم مگر آنكه ساكنانش را به سختى و بيمارى گرفتار كرديم، باشد كه تضرع كنند.

و ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم مگر اینکه اهل آن را به ناراحتیها و خسارتها گرفتار ساختیم؛ شاید (به خود آیند، و به سوی خدا) بازگردند و تضرع کنند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

We did not send a prophet to any town without visiting its people with stress and distress so that they might entreat [for Allah’s forgiveness].

And We did not send a prophet in a town but We overtook its people with distress and affliction in order that they might humble themselves.

And We sent no prophet unto any township but We did afflict its folk with tribulation and adversity that haply they might grow humble.

Whenever We sent a prophet to a town, We took up its people in suffering and adversity, in order that they might learn humility.

معانی کلمات آیه

قرية: قريه به شهر و روستا اطلاق مى شود.ولى بيشتر موارد ، آن در شهر است.جمع آن ، «قرى» است. قرى (بر وزن عقل) ، در اصل به معنى جمع كردن است.شهر و روستا را قريه گويند كه محل جمع شدن مردم است.

بأساء: بأس: سختى. بأساء: سختى شديد. ضراء: ضرر شديد. بيضاوى از ازهرى نقل مى كند: بأساء ناگواريهايى است كه در وجود انسان نباشد. مثل : ضرر مالى، ناامنى و مانند آن.

ضراء آسيبى است بدنى. مانند : مرض، زمين گيرى، نقص عضو و غيره. اين دو كلمه ،چهار بار در قرآن مجيد آمده و هر دو كلمه ، مفرد هستند.

يضرعون: در اصل ، يتضرعون بود. تضرع: زارى، عجز و الحاح است. لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ : تا آنها زارى كنند.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ «94»

و هيچ پيامبرى را در هيچ آبادى نفرستاديم، مگر آنكه مردم آنجا را گرفتار سختى‌ها و بلاها ساختيم، تا شايد به زارى (وتوبه) درآيند.

نکته ها

«بأساء»، به حوادث و ضربه‌هاى جسمى مثل بيمارى ومرگ و «ضراء»، به ضربه‌ها و زيان‌هاى مالى گفته مى‌شود.

«1». حجر، 88؛ نحل، 127 و نمل، 70.

جلد 3 - صفحه 121

پیام ها

1- تلخى‌ها و ناملايمات، به عنوان يك سنّت الهى براى همه‌ى اقوام وجود دارد.

ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا ...

2- سختى‌ها و مشكلات، عامل سازندگى، غفلت‌زدايى و توجّه به خداوند است.

«لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ»

3- ناگوارى‌ها هميشه قهر الهى نيست، گاهى لطفى است كه به شكل بلا جلوه مى‌كند. «لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ» (همان‌گونه كه گداختن آهن در كوره آتش، سبب نرم شدن و شكل‌پذيرى آن است، حوادث و شدايد نيز انسان‌ها را نرم و به حالت تضرّع و نيازخواهى وامى‌دارد.)



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه