آیه 73 سوره حجر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۳ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<72 آیه 73 سوره حجر 74>>
سوره : سوره حجر (15)
جزء : 14
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

باری، قوم لوط هنگام طلوع آفتاب به صیحه آسمانی همه هلاک شدند.

پس به هنگام طلوع آفتاب، صدایی [مرگبار و وحشتناک و غرّشی سهمگین] آنان را فرا گرفت.

پس به هنگام طلوع آفتاب، فرياد [مرگبار] آنان را فرو گرفت.

چون صبح طالع شد آنان را صيحه فروگرفت.

سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صیحه (مرگبار -بصورت صاعقه یا زمین‌لرزه-) آنها را فراگرفت!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

So the Cry seized them at sunrise,

So the rumbling overtook them (while) entering upon the time of sunrise;

Then the (Awful) Cry overtook them at the sunrise.

But the (mighty) Blast overtook them before morning,

معانی کلمات آیه

مشرقين: شرق (بر وزن شرف) و شروق: طلوع آفتاب. مشرق (به ضمّ ميم و كسر راء): كسى كه وارد وقت طلوع شود . «مشرقين» : وارد شوندگان به وقت طلوع. در آيات ديگر ، «مصبحين» آمده است..[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ «72»

(اى پيامبر) به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند.

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ «73»

پس به هنگام طلوع آفتاب صيحه‌اى مرگبار آنان را فراگرفت.

فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ «74»

پس آن شهر را زيرورو كرديم و بر آنان سنگ‌هائى از گل سخت بارانديم.

نکته ها

«عمر» و «عمر» هر دو به يك معنا مى‌باشند ولى هنگام سوگند ياد كردن از لفظ «عمر» استفاده مى‌شود. «1»

در قرآن به غير از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به جان پيامبر ديگرى سوگند ياد نشده است. (البتّه مراغى مى‌گويد: مراد از «لَعَمْرُكَ» سوگند ملائكه است به جان حضرت لوط)

«يَعْمَهُونَ» از «عمه» به معناى تحيّر مى‌باشد و «مُشْرِقِينَ» به معنى داخل در اشراق و روشنايى صبح شدن مى‌باشد.

شايد سنگباران براى نابودى كسانى بوده كه هنگام زيرورو شدن شهر جان سالم بدر برده‌


«1». تفسير الميزان.

جلد 4 - صفحه 473

بودند و يا براى محو و نابودى كامل شهر بوده است.

پیام ها

1- سوگند به نام پيامبر، جايز است. «لَعَمْرُكَ»

2- گناه و انحراف، عقل و هوش انسان را محو مى‌كند، «سَكْرَتِهِمْ» و او را از شناخت باز مى‌دارد. «يَعْمَهُونَ»

3- مست دنيا را بايد صيحه‌هاى آسمانى بيدار كند. «سَكْرَتِهِمْ‌، الصَّيْحَةُ»

4- صوت و صيحه مى‌تواند سبب زيرورو شدن شهرى شود. فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ ... فَجَعَلْنا

5- دست خداوند باز است، همان گونه كه از آسمان باران رحمت نازل مى‌كند مى‌تواند بارانى از سنگ و عذاب نازل كند. «أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً»

6- سه نوع عذاب: صيحه، زيرورو شدن شهر و سنگباران، كيفرى است كه براى گناه لواط آمده است.



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه